فصل سوم: خلأ مدیریت در نگاه  رسالت روحانیت  (( وارد وبلاگ شد))

  با توجه به سخنرانی حضرت آیت الله العظمی خامنه ­ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دامت برکاته که تاریخ 29/7/1389،درجمع طلاب حوزه علمیه قم، در مورد تحول و مدیریت حوزه و اینکه روحانیت باید در متن جامعه و پاسخگو باشد، تعبیراتی هم تحت عنوان مشکلات حوزه، دانشتند و مشکل برخی از ارگان... ها را متوجه روحانیت  نمودند ؛ ازجمله صدا و سیما که روحانی باید  محور  باشد نه صرفاً وظیفه آنها سخنرانی و موعظه (به این مضمون). یعنی روحایت در همه اصول کلی امور، و متناسب  باشرایط باید محور جهت دهنده  باشد.

      و به جهت اطلاعاتی که دارم. در سال جاری، تاکنون بیش از پانصد مورد  نامه در مورد مسائل حوزه های علمی، برای مراجع، مدیران و حوزه های علمیه سراسری ارسال شده و ادامه دارد. لذا احساس کردم پیرامون موضوع فو ق هم  اقدام کنم.گرچه مطالب بسیارمفصل است ولی کلیات را بیان کنم کافی است. چون خیلی از مطالب برای حوزویان تحصیل حاصل است که اگر منظور دیگر درکار  نمی بود به حد اقل بسنده می کردم. لازم است در مورد اصل موضوع بحث، عرض کنم. از زمانی که به حکومت700 ساله مسلمانان در اروپا پایان داده شد، دشمنان سیاستی را در پیش گرفتند،که اسلام باشد ولی درحاشیه، که درحال حاضر جز ایران، اسلام در بسیاری از کشور ها در حاشیه است،آنهم به گونه ای که بشود زیر پوشش اسلام اهدافی را دنبال و عملی ساخت!؟، جا دارد این نکته را هم اضافه کنم روحانیت منهای محوریت جامعه، نشانه درحاشیه قرار گرفتن اسلام است که نمونه آن، مهجور ماندن بسیاری ازآیات و روایات می باشد، از جمله روایات درمورد سلامتی و سیره انبیاء و اولیاء (ع) در تغذیه، بهداشت عمومی، الگو های اسلامی درهمه مسائل که ایران هم از این مشکل دور نمانده و دود جاهای دیگر هم دارد  در چشم ایران می رود، چون خلأ هایی که می شد نباشند، باعث آن شده است.!؟

       لازم نیست دراین مورد توضیح داده شود که هرچیزی علل و عواملی باعث پیدایش آن می­شود، ولی کمی

 مواردی از علل و عوامل در حاشیه بودن

در این باره توضیح داده می شود که علل و عوامل از وقت شروع تا زمانی که دگرگون کند، هم زمان می ­برد و هم در مواردی بقدری مرموز و پیچیده است که حتی کارشناسان آسیب شناس هم به سختی موفق به کشف علل و عوامل پشت پرده ها می شوند. در یک کلام، مشکل حوزه فقدان سازمان آسیب شناسی می باشد، که هرکاری  را بر همان اساس پیگیری کند. چون تجویز دارو  بدون شناخت درد، مشکل ساز خواهد بود. نه...!؟

      1) بی سوادی: اینکه گفته شود بی سوادی یکی ازعلل عقب ماندن روحانیت است حتی بی سواد ها هم علت آن را درک می­کنند.  مشکل از این جا شروع می شود،چون علم با سرعت پیش می­رود، و حوزه های علمی متوازن با آن پیش نرفته اند؛ مسلم مردم به خصوص نسل جوان دانشگاهی با این منبرهای سطحی و  تکراری...، اغنا و راضی نمی­شوند و تاآنجا از روحانیت فاصله می­گیرند که مدتی شاهد نوشته هایی بودیم که در باره جوانان نوشته بود (...دین گریزی )و جوانان را به دین گریزی متهم کرده بود!؟، و سخنرانی روحانی را سال 83 در مورد روایتی، به این مضمون شنیدم  که: زمانی مردم مانند گوسفندی که از گرگ فرارمی کند، از روحانی فرار می کنند!؟  در حالی که عمل خود ما بعث آن شده نه جهل وبی توجهی به اسلام دررابطه با روحانیت پس چرا مردم برای امام خمینی جان... می داند؟

2) روزآمد نبودن: این را همه قبول دارند که اسلام باید با مقتضای زمان به طور هماهنگ حرکت کند، چون حتی سال به سال شرایط فرق می­کند و  باید متناسب با شرایط زمان حرف زد، آیه و حدیث معناکرد. حرف از بروز شدن حوزه ها زیاد شنیده ام ولی خبرآنچنانی نیست هنوز همان سبک و لحن صد سال پیش ادامه دارد، از بعضی سخنرانی ها که قدری تغییرکرده و جاذبه ای دارند، معلوم می­شود، مردم حق دارند از منبرهای سطحی، به سبک قدیم...، گریزان باشند، و همین نشانه به حاشیه رفتن طیفی از عالمان دینی است که باید از جایی و یا از کسی بخواهند جایی برای منبر دعوت شوند.و درایام تبلیغ شاهد عده زیادی طلبه بیکارآنهم جوان باشیم!؟

3) عصرتکنولوژی:برهمه روشن است تهاجم فرهنگی و جنگ نرم با چه ابزارگونا گون روز، برای انحراف نسل جوان... به میدان آمده که می دانیم تنها1800 سایت فارسی علیه اسلام و مردم ایران فعالیت می­کنند، ماهواره ها...، و ترویج مدهایی گوناگون را که می­دانید چگونه شکار می کنند،ولی روحانیت درمقابل این حجم سنگین حملات همه جانبه، باید گفت دست خالی به میدان آمده و تنها روضه و توصیه در منبرهایی  عده ­ای محدود را تحت پوشش دارد؛و با ابزاری که بستر فعالیت است برای تهاجم فرهگنی و درهمه خانواده هاوجود دارد، هرگز متوازن نخواهد بود؛و همین نوعی  به انزوا رفتن روحانیت است، یعنی روحانیت هم باید منتظر اقدامات دولت باشد که فرزندانشان در امان باشند؛چون طیفی از بچه مذهبی ها هم امروز طعمه تحاجم فرهنگی و جنگ نرم هستند!؟

4) تهاجم فرهنگی:خیلی هازمان شاه را به یاد دارند که روحانیت می­گفت اگرصدا و سیما در اختیار ما باشد چه خواهیم کرد، ولی حالا که هم آن خفقان نیست، هم آزادی و ابزار بیش از حد موجود است، چه دلیلی دارد که روحانیت لا اقل در مقابل تهاجم فرهنگی در موضع دفاعی هم حضور جدی نداشته باشد که به نیروی انتظامی متوسل شود، با عوامل مفاسد  برخورد کند!؟، که یکی از بدترین نمونه درحاشیه قرارگرفتن روحانیت است!؟. تهاجم فرهنگی به وسیله اینترنت، تلفن همراه... درجای جای زندگی، نسل جوان ما را تحت پوشش دارد، ولی روحانی کجای میدان نبرد قرار دارد؟، شما بفرمایید راهش چیست؟، تا دهها مورد راه حل آورده شود که می توان تهاجم فرهنگی را در مخفی گاههای منازل  هم خفه و نابود کرد، چون اسلام ملاک و وسیله توانمندی فوق تصور دارد، اگرما آماده باشیم.

5) زبان وحال جوان:علاوه برآنچه به آنها اشاره شد که همه عللی هستند غیر قابل انکار، نه منبرها و نه نوع موضوعات مورد بحث و نه حتی جواب هایی که در میزگرد هایی به جوانان داده می­شود به زیان و درخورجوانان نیست؛ اکثراً از اخلاقیات تکراری، خشک و سطحی است، دیده می شود منبرها اکثراً خسته کننده اند اگر برخی منبرهای جوان پسند را با دیگر منبرها مقایسه کنیم متوجه می شویم که چرا نسل جوان از روحانیت گریزان است؛ و معلوم می شود دردشان چیست که برای درمان در دامن تهاجم فرهنگی قرارمی گیرند!؟، ما اگرکمی به درون پرغوغای جوان امروزی (درمقابل تهاجم فرهنگیو شبه های اعتقادی) برویم، که نسل جوان درچه شرایط حساس و سردو راهی قرارگرفته، متوجه خواهیم شد روحانیت کجای میدان نبرد جنگ تن به تن تهاجم فرهنگی و جنگ نرم است!؟، این خلأ نشانگر به حاشیه رفتن روحانیت است؛ درصورتی که جوان باید دلباخته روحانیت باشد، همان طورکه درعصرخمینی کبیر(ره) دیدیم و شاهدیم چگونه گرد شمع فروزان رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته می گردند!.

      6) مراسمات مذهبی: درنگاهی، رسالت روحانیت تعیین تکلیف برای بشرمی باشد؛ولی در مراسمات مذهبی که درچهار دیواری ایران برقرار می­شود (که ضرورتاً به ساماندهی نیاز دارد) این طور نیست و سالهاست داد و فریاد هایی در مورد اشعار مداحی ها، به راه افتاده وکسانی مرتب توصیه می­کنند، باید بر اساس دستورات اسلام و تاریخ باشد؛ و لی هنوز لاینحل مانده در صوتی که خود مردم از اسلام و تاریخ خبرآن چنانی ندارند چون کاریست تخصصی، و همین می رساند روحانیت تا چه حد به حاشیه رفته و لذا در مواردی روحانی  باید خود را باآن مراسم هماهنگ کند و الا راه به او نمی­دهند!؟، درصورتی که روحانیت باید محور باشد و سالی یک باید همه تعزیه گردانان، مداحان...، را جمع و برای آنها دستور العمل معین کند؛ و هم با وجود این قبیل ظرفیت های تاریخی، مانند مراسمات عزاداری، اعیاد مذهبی و  از طرفی تکنولوژی و فرصت طلایی این عصر، می توان بهره برداری زیادی کرد، ولی برعکس خیلی از ارزش ها را به راحتی از دست داده و خواهیم داد، چون تا حوزه ها به جایی برسند که مانند فیلم حضرت یوسف، ملک سلیمان... را بسازند، و از این ظرفیت ها بهره بر داری نموده و بشر را از این طریق به اسلام وحقایق آشنا ساخته و به همان اندازه از فرهنگ غربی نجاتشان دهیم، خیلی دیر شده ولی باید شروع کرد و حد اقل مردم ایران را  از سرگردانی و  بلا تکلیفی نجات داده و  رها سازیم.

7) مبتلا به های بشر؟: دین دین زندگی است نه تنها دین اخلاقیات...؛ با قرآن زندگی کردن ملاک است، یعنی حل مشکلات به وسیله قرآن نه تنها با قرآن بودن و با مشکلات دست و پنجه نرم کردن،و  استفاده مورد نظر از قرآن کار روحانیت است نه مردم و لذا همین خلأ بستری شده برای نباید هایی که دادگاه ها، زندانها  پر شوند!؟، اگرآسیب شناسی کنید معلوم می شود کجای کاریم، منبرها، کتابها و حتی صدا و سیما هم، آن طورکه باید برای مبتلا به های روز مره مردم، راه کار باز دارنده نمی دهند، درحالی که ده ها راه کار وجود دارد ولی حضور ما کم رنگ است و الا مفاسد، طلاق...، این گونه درحال توسعه و عمیق ترشدن نبود که درصورت عدم کنترل؛ روزی به یک جریان و معضل لاینحل تبدیل شده و به یک عادت پست، ماندگار خواهد شد؛ که نمونه اش را در کشورهایی داریم می بینیم!؟،