8): بیماری های فزاینده:آیا فکرکرده ایم با وجود پیشرفت تکنولوژی و علم طب و درمان،چرا بیماری ها در ایران دارای طب النبی، طب بوعلی سینایی،رو به فزونی است؟، و روی هم رفته80 درصد آن به عوامل تغذیه بر می­گردد؟، به خصوص امثال سرطان...، می­ دانیم چند صد هزارحدیث وآیه درمورد تغذیه، نحوه حرکت، امور رفتاری، سیره انبیاء واولیاء در تغذیه...، داریم که همه اینها با سلامتی ما ربط دارند، روحانیت باید اینها را برای مردم توضیح دهد، چون تخصص آن را دارد و ازحقوق مسلم  مردم است. کتاب اطعمه و اشربه در وسائل الشیعه برای چیست؟!، البته اینها به انتظار موریانه نشسته اند!؟، اینها را کدام طلبه برای مردم عوام توضیح داده است؟، امامان (ع)اینها را برای چه کسانی گفته ­اند؟، خدا پدر برخی پزشکان را بیامرزد که گاهی معنی روایتی را برای خود روحانیون توضیح می­دهند!!، که متأسفانه تعداد همین ها هم خیلی محدود هستند. این نشانه دیگر عدم محوریت روحانیت است. حضرت رسول(ص) در مورد اهمیت سلامتی می فرماید« لاخیر فی الحیاه الا مع الصحه. زندگی بدون سلامتی( روحی وجسمی) خیر وسعادتی درآن نیست» و نیز می فرمایند« النعمتان مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمتی که ( قدر و اهمیت آنها) معلوم نیست، سلامی و امنیت( روحی...) است»، هرکس درجامعه وظیفه ای دارد وظیفه روحانیت تأمین سلامت روح و جسم (انفکاک ناپذیر) مردم، به روحانی سپرده شده است. و اینکه چرا بیماری، بی حالی...، در میان خود روحانیت بیشتر است توضیح  و خاطراتی که از آن  دارم، بماند!؟

9)مشکلات دولت و روحانیت:رسالت روحانیت رسالت جهانی و برای تعیین سرنوشت بشر از (الف) تا(ی) می باشد؛چون این رسالت از روز ازل به کسی سپرده شده که وارث انبیاء(ع) نام دارد؛ بنا بر این رسالت روحانیت فرا ترازآن است که درو فضای کوچکی چون ایران و دولتی محدود خلاصه شود، بلکه برای جهت بخشیدن به همه مصالح اصولی کشورها و وظیفه صد درصد و از اهم واجباتی می باشد که روحانیت در پیش روی دارد. همه می­دانید و زیاد شنیده اید که در همه شئون اجتماعی، نظام اداری، سیاسی... که همه رابطه نا گسستنی دارند، حوزه های علمیه باید تعیین تکلیف کنند و لو همه اعضای سه قوه( مقننه، مجریه و قضائیه) عالم درحد تخصص باشند، چون مسؤولیت کاری را برعهده دارند که باید تنها درهمان کارتمرکز داشته باشند و شرایطی هم اجازه نمی دهد به این نوع کارها برسند و لذا روحانیت باید برفضای دولت اشراف محوری داشته باشد ولی برعکس دولت باید  داد گاه ویژه روحانیت بسازد...!؟

       از زمان حضرت امام خمینی(ره) و شروع حکومت اسلامی تا کنون در مورد مشکلات دولت زیاد شنیده می­شود، که حوزه های علمیه باید بفکر باشند مثلاً مشکل بانک داری از دیدگاه اسلام حل شود؛ دیدگاه اسلام درمورد نظام آموزشی، کار وکارگر، وکارفرما چیست؟، ولی در این سی سال ما نشیدیم، کسی از مسؤولین بفرمایند، حوزه های علمیه واقعاً دست راست دولت هستند چون همه مشکلات اساسی دولت درستاد مرکزی که درقم تأسیس شده، مسائل را به راحتی حل می کنند و حتی از دیگرکشورهای اسلامی...، در موردحل مشکلات اساسی خود  به مرکز ام القراء، مراجعه حضوری و تلفنی دارند؛ که  به جهت راه حل هایش فضای عمومی جهان را تغییر داده است!؟.

 امروز عمده­ این امور اصولی برخواسته ازمنابع اسلامی (که حوزه ها تخصص آنها را دارند)؛ متوجه خود دولت است و حوزه هم باید منتظر باشد دولت در مورد فلان کار، مثلاً هدفمند کردن یارانه ها چه می­گوید، در صورتی که حوزه باید محورجهت دهنده باشد برای اصل موضوع که به آن الگوی مصرف در مقابل اسراف گفته می شود و سپس فرهنگ سازی جهت استقبال و یاری مردم از این طرح مهم که براساس ملاک های اسلامی است، باید روحانیت با روشنگری خود، اگرمشکلی هست آن را برطرف کند. و ازسوی دیگر اگرطرح و بر نامه ای دولت شروع کند، روحانیت باید توجه کند اگر مطابق اصول اسلامی نیست ولو به خاطر مردم هم نباشد، باید به خاطر اسلام ازآن جلو گیری کند. روحانیت دو مسؤولیت سنگین فوق را  به گونه ای بر عهده دارد و  شورای نگهبان قانون  اساسی هم به گونه دیگر.

10): ایران الگوی عصر حاضر: ایران به خصوص دردو ده اخیر(که درحال حاضر، جشن سی دومین سالگرد انقلاب اسلامی بر قرار است) در همه زمینه های علمی، تکنولوژی، پیشرفت های بهداشتی و طبی، صنایع، ساخت ماهواره، صنایع نظامی، اختراعات چشمگیر،و...، در حدی پیش رفته که برای دیگرکشورها تعجب آور و در هرجای جهان، سخن از ایران بر سر زبان هاست.ولی در امر فرهنگی سازی، امنیت اخلاقی ،آمار فساد بالاست و درطلاق ربته چهارم و جایی دیدم رتبه اول است!؟؟و به قول یکی از روحانیون که درخارج منبرمی رود، گفت: به ما اشکال کردند چرا درایران خودتان فساد بالا است؟، که نمونه آن را در اطلاعیه نیروی انتظامی مشاهده کردیم.این عدم موفقیت حوزه های علمیه به دلیل درحاشیه بودن و براساس مقتضیات زمان حرکت نکردن است. چون ما از نظرمنابع و علم کم که نداریم؛ بلکه ما فوق تصور بشر منابع اسلامی قوی وکارآمد داریم. و با همین نیروی غنی اسلامی بود که امام خمینی(ره) توانست انقلابی جهانی خلق کند.

                                    (( مربوط به قسمت بعدی که می آید))