تبعات در نگاه خلأ محوریت روحانیت
1) الگو برای مردم: به خصوص افراد عوام به عنوان الگو برداری، کلیه عملکرد های روحانیت را زیر ذره بین قرار میدهند، وقتی آن گونه که انتظار مردم است نیست، مردم خود را سردو راهی احساس میکنند، ازطرفی تهاجم فرهنگی هم با شبه افکنی از یک سو، و از سوی دیگر دام های انحرافی آن،و سوسه شیطان، غلبه هوای نفس، وجود جهل، الگو های غربی، سؤالات بیجواب آنهم در نسل جوان بسیار حساس، اثرپذیری در زندگی و انتخاب مسیر...، برای همه به خصوص نسل جوان، بسیارعجیب است، چرا جوانان ما بر اثر نا آرامی درونی، سردرگمی، برای آرامش کاذب به موسیقی مخرب، مواد مخدر، و سیگار روی میآورند که همین ها بستر میشوند برای دزدی، تجاوز به عنف ،و...، برخی با صراحت میگویند چرا روحانیت به فکر نیست به داد مردم برسد؟!؛ کسانی می گویند بچه های ما را تهاجم فرهنگی می برد، چه کسی باید جلو تهاجم فرهنگی را گرفته و بچه های ما را از گمراهی نجات دهد؟!؛ خودم بار ها این سولات را شنیده ام .
2) جامعه رها شده: اگر با نگاه آسیب شناسانه به جریانات انحرافی تاریخ نگاه کنیم خواهیم دید، مشکل ازجا هایی شروع شده که بشر فکر میکرده بهترین راه را انتخاب کرده است!؟.جامعه وقتی از محور واحد جهت دهنده ای محروم میشود و همان طور که اشاره شد عوامل جهت دهنده انحرافی گونا گونی او را احاطه کرده و هرکدام آن را به سمتی میکشانند، قعراً یکی ازآنها و یا همه، جامعه را به آن سمتی که می خواهند به پیش می برند، و عجیب اینکه جامعه به طور نا خود آگاه احساس می کند همین راهی است که باید انتخاب میکرد!؟، این گونه جو های حاکم اگر فوراً کنترل و درمسیر درست قرار نگیرد از منظرجامعه شناسی به تدریج به یک عادت ماندگار تبدیل و به صورت یک فرهنگ مخرب به نسل های بعدی انتقال یافته و بستری برای چالش ها خواهند شد!؟ و عجیب تر اینکه با وجود این معضلات،کارآسیب شناسی و سپس معالجه بسیارحساس و سخت ترمیشود!؟؛ مانند عصر جاهلیت که مردم جاهل خلق نشده بودند ولی شرایط اجتماعی آنها را به آنجا کشانید که در کل با پیامبران(ع)آن گونه رفتار نمودند که روی تاریخ را سیاه کردند!؟. مانند جریان کربلا که از همان جا ها ریشه داشت!؟
3)فساد ناشی ازخلأ: ما اگر مواد خوراکی را آن گونه که دستورات بهداشتی است، نگهداری نکنیم حالت طبیعی خود را از دست میدهد و دیگر ارزش غذایی ندارد، قدری بیشتر بماند فاسد و مسموم کننده خواهد شد.چرا جوانان مذهبی که پدر و مادری سالم دارند، به انحراف کشیده میشوند؟؛ درست مانند همان غذایی که باید درجای خودش نگهداری شود، باید دردامن روحانی بیارامد و رشد کند ولی چه شد که دردامن مارخوش خطو خال تهاجم فرهنگی قرارگرفت و جوان آن را از قرارگرفتن دردامن روحانیت ترجیح داد است؟!، قبلاّ ًآمار نیروی انتظامی مورد دقت قرارگرفت و متوجه شدیم مشکل چه بوده؛ بیش از پانصد مورد آن را برای حوزه های علمیه ارسال کرده ام، به این عنوان که اینها حاصل فقرفرهنگی است،چرا خداوند، زن فرعون را سوره تحریم آیه 11، به عنوان الگو معرفی میکند؟، که باید به عنوان فرهنگ بازدارنده ازآن نام بردکه آلودگی فرعونی دراو اثر نمیکند؛ جوان ما هم اگرآگاه بود، اگر الگویی سالم او را جذب کرده بود، اگر در انتخاب خوبی ها شناخت می داشت، اگرخطرآفرین هاآن طورکه هستند به آنها معرفی شده بود، به چنین روزی هایی که گفته شد گرفتار نمی شدند!؟، امام خمینی(ره) فرمودند: « مردم همه خوبند ما بدیم » یعنی مردم بیش از ایتها به گردن ما حق دارند چون...
4) گرایش به مواد مخدر: سال 1383 بود که طرح جامع مبارزه با گرایش به مواد مخدر را نوشتم یعنی مبارزه با آنچه از درون انسان را به طرف مواد مخدرمیکشاندکه اگرمشکل درونی نباشد؛ درهمان طرح توضیح داده ام، اگرجوان مشکل فرهنگی...نداشته باشد هرگز به مواد مخدر رو نمیآورد.و به همین جهت است که خداوند برای اینکه راه هرعذر و بهانه ای را ببندد، می فرماید:« و خداوند برای مؤمنان ، به همسر فرعون مثل زده است، درآن هنگام که گفت: پرور دگارا خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون وکار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش» تحریم آیه 11: علت العلل گرایش به مواد فقر فرهنگی است، و به قول حدیث روحانیت ضامن آنست نه کسی دیگر؛ مانند والدین ...، چون روحانی وارث پیامبران(ع) می باشد و مشرف بر عوامل ارشادی دیگر.
5) مدگرایی بستر انحراف: مدگرایی نوعی دیگر ازگرایش به نباید های آرام بخش کاذب است؛ شما یک سنگ را با قطعه پنبه در مقابل تند باد مقایسه کنید؛ جوان با فرهنگ و خود شناس، همانند سنگ تو پراست مانند زن فرعون که (طوفان فساد وآدم کشی فرعون) او را از جا تکان نمیدهد ولی جوانی که درون تهی و از خود شناخت نداشته و فطرتش در پی گمشده ای است؛ این گمشده را درموی سر، ناخن، کفش آنچنانی، شلوار تنگ...، میجوید!؟، چرا همین ها دست به فساد اخلاقی می زنند؟، چون این حالت روانی که با مد عوض کردن ارضا نمیشود و نا آرامی جوان را تحت فشارقرار میدهد، دخترها چون عاطفی ترند آن را با دوست گرفتن... میکوشند درمان کنند که در همان آمار نیروی انتظامی بیشتر دخترها را مقصر دوست یابی میداند و عجیب اینکه پدر و مادر اکثر اینها از وضع دخترشان با خبر بوده اند یعنی بی فرهنگی از پدر و مادر شروع و تشدید شده است؛ عمده گرایش به دوست را در نسل بعد ازحکومت اسلامی و از ناحیه تهاجم فرهنگی میداند چون از یک سوء تهاجم فرهنگی برای شکست حکومت اسلامی شروع شد و از طرف دیگر هم تهاجم فرهنگی بلا مانع ماند و آخرین خاک ریز را فتح کرد و با اینترنت و ماهواره وارد خانه های همه شد!؟، و از سوی دیگر نسل جوان در سنگری محافظ نشد که در تیر رس تهاجم فرهنگی نباشد و جوان سر دو راهی ماند، و با فشارخواسته های دوران جوانی، بی تجربهگی، کانون شهوت جنون آور، آینده زندگی که آرزوی جوان است، که چه خواهد شد؟!. واقعاً جنگ تن به تن درونی، نسل جوان را به روزی نشانیده که خود جوان میداند به چه بلایی گرفتار شده است و دست ما ها دور ازآتش، و در تابلو با خط درشت می نویسیم و نسل جوان را به دین گریزی متهم می کنیم!؟. این است که جوان مذهبی بی پناه طعمه تهاجم فرهنگی می شود!؟. واز روحاتیت... فاصله می گرد!؟، شما بگوید چه باید کرد.
6) زیر سوال رفتن اسلام: به نظرحقیر باید خدا، مقدر میکرد مردی مانند امام خمینی (ره) بیاید و حکومتی به نام اسلام تشکیل دهد تا باردیگر اسلام را حیات بخشیده و در پناه آن حوزه های علمیه هم متحول شده و تکانی بخورند و هم درصحنه آز مایش قرار گیرند تا معلوم شود در این میدان جدید چگونه جوهره خود را نشان می دهند؛ چه چیز هایی برای فضای جدید و پیش آمد ها اندوخته اند؛آن اندوخته ها تا چه حد می تواند جواب گوی مسائل آن عصر باشد؛ اگر فرصتی به دست آمد در بهره برداری ازآن تا چه حد مرد عملند، این خواست خود عالمان دینی در زمان خفقان شدید شاه بود که مکرر از منبری ها می شنیدیم« اگر صدا و سیما در اختیار ما باشد چه ها خواهیم کرد». سال 1383 در تنکابن همایش خمس بر قرار بود؛ همین حرف را یکی از معلم ها خطاب به علما گفت:« حالا چند سال از حکومت اسلامی می گذرد و همه چیز در اختیار ماست ولی فساد رو به توسعه است». وآن را از روی تخته سیاه طوری توضیح داد که چند نفر از علما برای او نامه تشویقی دادند. ابین صحنه آزمایشی است که همه می دانیم ، خدا وند حتی انبیاء واولیاء (ع)را آزمایش کرد و چه آزمایش کردن هایی که ما توان آنها را نداریم!؟« آل عمران آیه 14، و هود آیه 7، و بقره، آیه 155»
7): وابستگی روحانیت: جایگاه روحانیت؛ قرار گرفتن بر رأس همه امور بشر برای جهت دادن به آن می باشد. حال اگر روحانیت در این جایگاه خود قرار نداشته باشد. علاوه براینکه قهراً درحاشیه قرارخوادهدگرفت، وابسته و تحت مدیریت عوامل دیگر قرارخواهد گرفت. چون اقتضاء زندگی اجتماعی و جو حاکم شرایطی نا خوسته این گونه است؛ که خواهی نه خواهی روحانیت، باید تابع آن مدیریت باشد که لا اقل به زندگی روز مره اش صدمه ای وارد نشود. مثلاً در مورد رسومات عقد و ازدواج مانند مهریه، جهیزیه... سنگین؛ وقتی تحت مدیریت روحانیت نباشد؛ روحانیت هم به دلایلی ناچار می شود تن به رسومات بدهد؛ و خلی چیز ها را که برخلاف دستور اسلام است قبول کند. مردم اینها را هم می دانتد و هم می بینند که خود روحتانیت هم مانند دیگران باید، مهریه بزند، جهزیه تهیه کند، ولیمه بدهد. شرایطی را که برای سخنرانی او تعیین کرده اند ولو نباید این طور باشد، قبول کند و الا او را دعوت نمی کنند، در وام گرفته شرایط بانک را قبول کند هر چند طبق دیدگاه اسلام نباشد و سایر امور که در گدشته به گونه دیگر مورد بررسی قرارگرفت.من گمان نمی کنم پنج در صد روحانیت به تواند و یا به فکر باشد تابع روسومات گاهاً مخرب فعلی ایران نشود در واقع روحانیت به دو چالش گفتاراست. یکی در حاشیه قرار گرفتن و دوم تابع شرایطی که اکثرا مخالف نص صریح قرآن، روایات و سیره انبیاء واولیاء (ع) می باشد. و این است که روحاتیت را از آن جایگاه اصلی خود خارج کرده است. و به قول شهید مرتضی مطهری دنباله رو مردم است.
به هرصورت بعد از استقرار حکومت اسلامی، تا کنون خیلی از نباید های حوزه برطرف و پاک سازی شده ولی با آنچه که باید باشد و به آنجا رسیده باشیم فاصله زیاد است و از سوی دیگرچون حوزه های علمیه امروزی دریک فرصت جدید جهانی قرارگرفته اند و باید این آمادگی را داشته باشند که در مقابل تقاضای جهانی جواب گو باشند، علاوه برخلأ دراین امور، درچهاردیواری ایران هم جواب گو نیستند که قبلاً در مورد نبایدها گفته شد و در یک کلام این واقعیت اسلام را هم زیر سؤال می برد؛ اسلامی که برای کل بشرآمده و خود را کامل ترین ها می داند ولی درچهار دیواری 75 میلیون نفری ایران وحتی مدیریت داخلی خود با مشکل روبرو است، دراذهان مردم ایران این سؤال وجود دارد آیا مشکل از اسلام است یا از حوزه ها؟، البته برای حقیر روشن است، اگرعلت العلل ها بر داشته شود، حوزه با کوشش جدی خود می تواند برسد به جایی که باید برسد که سزاوار و مورد انتظاراست؛ حتی می تواند در دراز مدت محوریت و مدیریت جهان را به راحتی دردست گیرد همان گونه که زمانی چنین بود و مسلمان طی 700 حکومت با برکت خود فرهنگ انسانی، سواد، علم ودانش، نحوه کشور داری، روش کشت و زراعت، فن دارو سازی و درمان، اختراع وکشفیات...، را به کشور های ارو پایی ها که فاقد همه چیز بوده و در بر بریت به سر می بردند، یاد دادند ولی تهاجم فرهنگی و تفرقه میان سران مسلمان ازیک سو و حملمه نظامی غافل گیرانه از سوی دیگر به حکومت اسلامی پایان داده و هم چیز را از مسلمانان به غنیمت گرفته وآقا شدند تا حدی که امروز گشور های اسلام اطراف ما را در اشغال خود دارند و برای ما مزاحمت ایجاد می کنند و به حد اقل مزاحمت هم قانع هستند.
درکتاب (پیشگوئی های علمی قرآن) نوشته مصطفی زمانی صفحه62 چنین آمده است.« ... مفسر عالیقدر طنطاوی بعد از نقل آیه بالا [انشقاق آیات 19و15] می نویسد ، آیا گمان می کنید خداوند این سوگند ها را فقط برای لغت پردازی و زیبایی کلمات در قرآن آورده ست؟! ما از نظرعلوم مراحلی را طی کردیم اما حمله تا تارمحصول علوم ما را نابود کرد. و اروپا علوم و اخلاق ما را غنیمت برد و به آن اضافه کرد و درجهان سر بلند گردید اما ما مسلمانان قرنها به خواب غفلت فرو رفتیم»: