ابعاد عملی سازمان ترويج معارف اسلامي
اول ): بستر حرکت: که همان سازمان دارای تشکیلات تعریف شده باشد که فعلاً چنین سکویی برای پرش نیست!؟. يکي از مسائلي که تاکنون باعث شده ما چوب این خلأ را تحمل و خسارات زیادی را تجربه کنيم. چه در عرصه داخلي و چه خارجي و رسالت جهاني خود. نداشتن سازمان و پايگاه تشکيلاتي آن در مقابل جبهه سنگين و پرحجم دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين بوده و هست!؟و همين خلأ تاکنون سبب موفقيت تهاجم فرهنگي شده که پا را فراتر گذاشته و با شدت تمام حتی مقدسات اسلام و باور های دینی به خصوص نسل جوان را، مورد تجاوز قرار دهد، مانند کتاب آيات شيطاني، توهين به قرآن، توسط سلمان رشدي (به ظاهر مسلمان) در حدود 20 سال پيش. کاريکاتور پيامبر(ص)!؟، در سالهاي اخير،آتش زدن قرآن در روز عاشورا، هلهله کردن عوامل آنها در 1388، در تهران و به آتش کشيدن و طرح قرآن سوزي در خود آمريکا در سال 1389، تخريب بارگاه امامين(ع) امام هادي و امام حسن عسگري(ع) در عراق و ده ها شبهه افکني ضد اعتقادي ديگر جهت تخريب باورهاي ديني.
بناي اين سازمان، بايد درچندين بخش داخلي و خارجي تأسیس و در همه شهرها و حتي روستا ها شعبه و رابطه داشته باشد
دوم): آسيبشناسي:آسيبشناسي نتنها در مسائل اجتماعي و خانوادگي بلکه حتي در جزئيترين کارها از اصول اوليه است که انسان بداند کاري که انجام ميدهد بر چه اساسي است و چرا اين کار بايد اينگونه باشد و لا غير، موانع و چالش ها ریشه در کجا دارند تا راه حل آنها پیدا شود، لذا پزشک آنگاه ميتواند داروي مناسب را تجويز و بيمار را معالجه کند که علت و ريشه بيماري را شناخته باشد و الا گاهي برعکس تخريب صورت ميگيرد به خصوص در کارهاي اجتماعي و فرهنگي که تاکنون طی نامه ها و طرحهاي زيادي، اهميت آسيبشناسي را گوشزد و سال 1388 ،براي دولت دهم دکتر احمدينژاد رئيس جمهور محترم طرح جامع آسيب شناسي را ارسال کردم که حتي مورد توجه رهبري حضرت آيت الله خامنهاي هم قرار گرفته بود.
لذا قبل از هر اقدام ديگري، تعيين کار گروه آسيب شناسي در اولويت است که بايد براي هميشه باشد و هر کار جديدي براساس داده هاي آسيبشناسي صورت بگيرد، درد و دارو و اینکه معالج چه کساني باشند، همه اينها باید براساس همان روش تعریف شده ای باشد که کار شناسان مجرب معین کرده اند.
سوم):آموزش طلاب: اينکه هرطلبهاي درحوزه بايد درس بخواند کاريست که عموماً صورت ميگيرد ولي اين آموزش جداي ازآنها است که بايد باشد. در اين آموزش هم استاد و هم کتاب هاي درسي باید روش خاص خودش را داشته باشد که در نظرگرفته شده است. وکلاً باید کارشناسان فني ...، توليد و در جاهايی که لازم است، سازمان بکار گيرد.
همانطورکه قبلاً در مورد اهميت و پيچيدگي اين کار اشاره شد؛ اين امر را ميتوان به جراحي قلب، وچشم تعبير کرد که نياز به متخصص کارآزموده حرفه اي دارد؛ چون اقتضاي عصر حاضر غير از اين را نمي پسندد. درطرح آموزش ارزشيابي، در مورد آموزش هاي خاصی تأکيد شده که بر اساس نياز هاي متغیرجامعه، ما بايد طلاب آموزش ديده، که درحد کارشناسي داشته باشيم که به محض نياز فوراً وارد عمل شوند؛ مانند حوادثي چون زلزله...، مشاوره خانوادگي...، به هر صورت بخشي از حوزه علميه ، طلاب جوان خوشذوق باید آموزش هاي لازم را در چند نوع تخصص و فنون روز ببينند، به طوري که براي ترويج معارف اسلام، با هر قالب وفضایی (که شرايط زمان اقتضا ميکند) بتواند فعاليت کرده و جواب گو باشند.
چهارم): کارگروه فيلم ساز: با توجه به این واقعیت که انسان موجودی است فطرتاً گذشته گرا، اگر واقعیت های تاریخی به نمایش گذاشته شود هم گويا و مستند تراست و هم افراد دارای هر شرایط و مرام ومسلکی باشند، براي دیدن صحنه نمایش لحظهشماري ميکنند؛ این واکنش دست خود انسان نيست بلکه يک واکنش بيولوژيکي در وني است که به طور ناخودآگاه انسان را به آن سمت ميکشاند. دلیل این واکنش نا خود آگاه چیست؟، همان طور که قبلا اشاره شد، انسان فطرتاً تماشاگر خلق شده، تماشاگري يکي ازصفات فطري و ازمقوله انسانشناسي به شمار ميآيد، و دوست دارد از گذشته براي او حکایت کنند و به همين جهت است که خداوند بخش مهمي از قرآن را به سرنوشت گذشتگان اختصاص داده و براي روشن شدن موضوعي از سرنوشت گذشتگان براي حضرت رسول(ص) توضيح ميدهد.
به هر صورت ضرورت کارگروه فيلم ساز؛ ما را برآن ميدارد، تاريخ اسلام و قصه هاي قرآن را دراين قالب براي همه گروه هاي متفاوت سني، جنسي...، توليد و بگونهاي دراختيار همگان قرار دهيم که استفاده از اين قبیل موضوعات به صورت يک فرهنگ ماندگار، براي هميشه باقي بماند. و مهم اینکه وقتی دشمنان اسلام ازجمله وهابیت که با دلارهای آمریم به شدت بر علیه شیعه تبلیغات وسیعی دارد و تنها 40000، وب سیات آن علیه شیعه دورغ می گویند ازجلمه اینکه شیعه قرآن دروغی خود ساخت را راه کار خود قرار داده اند، اگر این دلار ها نمی بود کجا می توانستند این تعداد سایت را اداره کنند. با اینکه حوزه های علمیه واقعاً کمبود بودجه دارند در ضمن فلیم سازی می توان از نظر مادی حالت تدافعی خود را به حالت تهاجمی علیه دشمن تبدیل کرد .دیشب 5/2/1390، در ضمن خبر شنیده شد، فلان فیلم در تهران تا کنون، دو میلیارد و600، میلیون تومان فروش داشته است!؟، مگرسور بردن از این قبیل کار هاحرام است؟، چرا ما به فکرد نیستیم بینه اقصادی خود را برای تبلیغ بالا برده و بنیاد کنیم که در مقابل تهاجم فرهنگی حتی درحد تدافعی هم مشکل اقتصادی نداشته باشیم.
پنجم): کارگروه تفسير تجسمي قرآن: صرف نظر از اينکه تفاسير فعلي بدون استثناء به همان سبک صد سال پيش است و بروز و مناسب با خواست فضای ذهنی نسل جوان امروزی،و شرايط مقتضیات زمان نيست ، ولی قرآن را از اول تا آخر ميتوان به صورت تجسمي تفسير کرد؛ طرح آن را چند سال پيش به مرکز تحقيقات دفتر تبليغات دادم؛ خوب هم مورد توجه واقع شد ولي بهانه آنها اين بود که با چهارچوب کاري آنها همخواني ندارد!، این طرح را برای دانش آموزان در نظر گرفته بودم که در مدارس اجرا شود وای کاش می شد؛ چون خیلی کار ساز و اثر پذیراست. خودم وقت ندارم اين تفسير را با کمک نقاشي بنويسم، چون سال 1383 که درماه مبارک رمضان در روستاي موغان از توابع داران اصفهان بودم، کلاس قرآني که براي بچه ها داشتم کنترل آن بسيارمشکل بود، ولي وقتي تفسير تجسمي قرآن را شروع کردم؛ همه ساکت و با علاقه وصفناپذيري آن را دنبال و خيلي خوب هم جواب دادند.
خود قرآن در چندين روش تفسير تجسمي و موضوعي را به ما ياد داده و نتيجه آن را بيان ميکند مانند جريان ستاره پرستان، جريان زنده شدن پرندگان درهم کوبيده در دست حضرت ابراهيم(ع)؛ جريان هم سفر شدن حضرت موسي با خضر(ع) و خيلي از آيات ديگر که حاکي ازآموزش سمعي و بصري است به خصوص عصر حاضر آموزش ،هاي سمعي و بصري خوب جواب ميدهد حتي افراد کودن افراد بيعلاقه به درس را، به خود جذب ميکند. چون بيان هاي تجسمي لذتبخش است؛ انسان را به خود جذب ميکند؛ شما وقتی حرف کسي را دوست داريد، مانند يک خاطره جالب براي هميشه درذهنتان ثابت خواهد ماند.
به نظر ميرسد تفسير تجسمي قرآن درميان غيرمسلمانان ميتواند جايگاه خوبي داشته باشد. بخصوص در شرايط فعلي جهان که سبب شده تعداد زيادي از مسيحيان اروپا و آمريکا اسلام اختیار کنند.
ششم): کارگروه سي دي سازي: حدود ده سال پيش درقم ديدم، سيديهايي منحرف کننده، جمعآوري شده را با تراکتور دارند خورد ميکنند. تهاجم فرهنگي با همين سي دي ها و ديگر نمايش هاي منحرف کننده ماهواره ای و...، طيف عظيمي (حتي ازجوانان مذهبي) را به خود جذب و منحرف کرد؛ به گونهاي که در همين قم چند تا، پلاکارت را ديدم، در مورد علت دينگريزي به جوانان اشاره دارد!؟، درحالي که خلأ اي که ما آن را پر نکرده بوديم، باعث شد که فرا ورده های تهاجم فرهنگی آن را پرکند، و جوان بيتجربه به طور ناخودآگاه، جذب باغ سبز دشمنان قسم خورده شوند؛ که کار به همين جا ختم نشد و با کمک عوامل ديگرسه ميليون از جوانان ما طعمه مواد مخدر و سپس سرقت و تجاوز به عنف، درجامعه شدند. خداوند برای اینکه اگرخلأ فرهنگی نباشد، در بد ترین شرایط، انحراف صورت نمی گیرد، زن فرعون را برای ما مثال آورده و می فرماید« و خداوند برای مؤمنان به همسر فرعون مثل زده است، درآن هنگامی که گفت: پرورد گارا خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز...» تحریم آیه 11:
به هرصورت اينجاست که آسيب شناسي، علل مفاسد اجتماعي را به ما نشان مي دهد و ميکوید درمان آن چيست. مثلا گفته مي شود، استعمار را از هر دري وارد شده؛ از همان در بايد بيرونش کرد؛ يعني با همان ابزاري که تهاجم فرهنگی جوانان ما را صيد کرده است بايد نجاتشان دهيم؛ چيزي که از نظر اسلام واصول انسانی؛ غذاي روحي جوان است باید آنها را اشباع کنیم.