بسم الله الرحمن الرحیم 22/8/1389
طرح جامع ترویج معارف اسلامی درعصر تکنو لوژی
ساعت یک بامداد (14/8/1389)از رادیو پیام، شنیده شد، فیلم سینمایی حضرت سلیمان(ع) که یکی از قصه های مهم قرآن می باشد. فروش آن در مدت یک ماه، از یک میلیارد تومان هم فرا تر رفته که حاکی از بینندگان پر شور و زیاد آن می باشد. چیزی که باید گفت کم سابقه است!، البته کار به پول آن نیست، بلکه مهم جذابیت آن برای فرهنگ سازی است، که فرا تر از هزاران میلیارد تومان برای فرهنگ سازی می تواند باشد، که می طلبد اطراف قضیه فکرکرد، درعصر تکنو لوژی چه کارهای فرهنگی می توان انجام داد و اسلام را به سرا سر جهان گسترش داد،آنهم جهانی که برعکس زمان رسالت جهانی پیامبر (ص) به یک دهکده کوچک تبدیل شده است.یکی از مشکلات مهم حوزه های علمیه درعصرحاضر انتظارجهان آماده شنیدن تفکراسلامی است که حوزه درآن حدی که باید نیست و حتی در داخل هم رضایت بخش نیست؛ که باید گفت: این قبیل سند ها از یک سو راه کار نشان می دهد واز سوی دیگر همین آگاهی، نوعی اتمام حجت می باشد که هیچ بهانه ای برای کوتاهی و قصورها نباشد؛ به قول علی(ع) « علم راه عذر و بهانه را می بندد».
در مورد اهمیت فیلم که با بینندگان آن، مصاحبه می شد، به نکات قابل توجهی اشاره می کردند؛ از جمله اینکه تنها فیلمی است که تاکنون در ایران ساخته شده است؛ و جهان باید به تماشای آن بنشیند، این فیلم چگونه زندگی کردن حضرت سلیمان را به طور واقعی نشان داد ، دیگری گفت:« من به قدری لذت بردم که مایلم مرتب این فیلم را ببینم»؛ دیگری گفت: « این فیلم مرا مبهوت کرده که نمی دانم در چه عالمی مرا قرار داده است»... اصلا شنیدن تا دیدن این مصاحبه، فرق دارد، چون اینها با لحنی و شور و حالی حرف می زدند ؛ مثل اینکه همه دنیارا به آنها داده اند!؟. من تاکنون چنین و لع و احساس خوش حالی، در مورد دیدن فلیم ندیده بودم.
خود کارگردانان فیلم و دیگران، درمورد انعکاس و امواج آن درجهان توضیحات جالبی داشتند؛درست مانند فیلم داستان حضرت یوسف(ع) که همه مرز های جهان را در نوردیده و فرا تر از مرز شیعه و سنی مرزهای کشورهای غیر اسلامی را هم پشت سر گذداشته بود!؟، من خودم وقت دیدن آن را نداشتم ولی متوجه بودم، مردم با چه ولعی آن را دنبال و از تاریخ نمایش آن می پرسند، می توان گفت: از زن و مرد کوچک و بزرگ به تما شای آن می نشستند. حتی عکس حضرت یوسف در داخل و خارج باز ار فروش را گرم کرده بود.
منظورما از نگارش اين طرح موضوع رسالت جهاني عالمان ديني؛ در درجه اول و در درجه دوم؛ رسالت کل مسلمانان و رساندن پيام اسلام به گوش بشر است که بدون استثناء قرآن و اسلام براي همه بشر است، نه شيعه يا سني تنها. در اينجا اول بايد در مورد لزوم ترويج اسلام و عصر تکنولوژي و سپس در مورد راهکار هاي توسعه آنها درجهان بحث کرد.
اهميت و لزوم استفاده از تکنولوژي
با توجه به اينکه ملاک در رسالت اطلاع رساني در جهت آگاه نمودن بشر به آنچه است که او را از نبايد ها در امان داشته و فاصله داده و بايد ها نزديک و فعال می نمايد؛ هر وسيله اي که ما را به اين هدف برساند بايد آن را مورد توجه جدی قرار داده و خود را براي استفاده ازآن آماده کرد؛ در اين ميان اين قبيل عوامل و امکانات، يکي اينکه بايد از عوامل مؤثرتر و مناسب تر بهره گرفت؛ و دوم اينکه با توجه به شرايط متغير زمان که به طوري طبيعي پيش خواهد آمد، ضروري است براساس آن شرايط حرکت کرد، و از عواملي بهره گرفت که اقتضاي آن زمان متغير است و نسبت به عوامل گذشته در اثرگذاري قابل مقايسه نيست. در واقع به مقتضيات زمان توجه و برآن اساس، معارف اسلام را به جهان عرضه کنيم.
زماني شرايط بگونهاي بود که منبر و بحث هاي مستدل واقعاً گيرا و مؤثر بود ولي امروز هم به جهت اينکه شرايط در همه مسائل انساني و غيرانساني تغییر کرده و هم اينکه از يک سو بر اثر مشاغل فراگير فرصت براي منبر يک ساعته نيست و هم اينکه در عصر ماشيني مردم حوصله منبر و اصلاً موضوعات استدلالي را ندارند و مايل هستند مسائل به صورت اشاره...، سمعی بصری، متنوع...، و بیشتر درغالب فیلم و نمایش نامه وحکایاتی تاریخی باشد که انسان را وارد عالمي کند که از گذشته چیزی بداند چون انسان گذشته گرا است . مهم اینکه درضمن چیز هایی که توجه او را به خود جلب کرده، چون با عشق وعلاقه نگاه می کند و از طرفی تاریخ گذشته سر شار از درس های آموزنده است، بیشتر از دهها کتاب و موعظه در او اثر خواهد داشت.با توجه به اینکه بخش مهمی از قرآن قصه های قرآنی را در بر گرفته؛ خداوند نخواسته مانند مادر برای ما قصه بگوید که کیف کنیم، بلکه خواسته از گذشت که درس بکیریم آنهم چیز هایی که تجربه شده وصد درصد است. واقعاً فرصت خوبی برای حوزه های علمیه به دست آمده که تا کنون برای هیچ پیامبر و امامی بدست نیامده است.
اگرما وضع فعلی را با چند سال قبل مقايسه کنيم به خوبي معلوم خواهد شد، سال به سال گرایش به بحث و منبر به سبک قدیم کاهش پیدا کرده است. بررسی خود ماست، تقاضاي روحاني در ماه مبارک و محرم سال به سال کاهش پیدا کرده است . همانگونه که کاهش خريد کتاب به جهت گرایش به اينترنت و رسانه، این گونه است؛ گرایش به منبر هم به اين روز گرفتار شده است.
اينکه گفته ميشود اسلام بايد خود را با مقتضيات زمان هماهنگ سازد به همين جهت است که با شرايط زمان کارها را هماهنگ نماید حدود ده سال پيش بود سازنده فيلم حضرت يوسف(ع) که از صدا و سيماي قم دیده می شد. گفت:« مگر هدف از تبليغ اطلاعرساني نيست، ما قسمت اول اين فيلم را نمايش داديم آمار بيننده آن بيش از ده ميليون بوده است»، نيز ايشان از حوزه علميه گلايه داشتند « اگر از حوزه هم ما را ياري کرده بودند به سرعت و سلامت کار ها کمک ميکرد» و اضافه کردند « حوزه هاي علميه بايد در اين رابطه متخصص داشته باشند و تاريخ اسلام و قصص قرآن را وارد مدار تکنولوژي کنند».
البته اين واقعيتي است که خود قرآن هم در مورد روش اطلاع رساني سمعي و بصري ...، ما را متوجه می نماید. مانند جريان حضرت ابراهيم و پرندگاني که در دست او زنده شدند؛ ( آیه260 از سوره بقره)، تا معلوم شود خدا چگونه انسان خاک شده را دو باره زنده ميکند؛ و جريان حضرت با ستاره پرستان که با چيزي محسوس به آنها فهمانيد که موجود رو به افول( خورشید...) نميتواند خداي قابل پرستش باشد ( آیه 76 ،از سوره انعام)؛ و جريان خضر و حضرت موسي (ع)که حقايقي را در واقع برای بشرروشن می کند(آیه63 تاآیه 78 ،از سوره کهف). درواقع اینها قالبي هستند که هم روز پسند هستند و هم مناسب تکنولوژي که حقايق را به طورمستند و فرا گیر نشان می دهند؛ در صورتی که فضاي منبر از مسجد فراتر نميرود ولي فضاي تکنولوژي حتي از صندوقخانه ها هم فراتر رفته و هرجا انسان باشد ولو در هواپيما، درکوه و بيابان، در بيخ گوش حتي بچه ها هم می رسد؛ با همين پيامک ميتوان بسياري را، خیلی راحت و بدون هیچ مشکلی هدايت کرد. با توجه به اينکه گاهي يک کلمه سرنوشت انساني را بطورکلي عوض خواهد کرد (که خودم یکی از آنها هستم)؛ امروز واقعاً فرصت مناسبي به وجود آمده که می توانیم خلأها را با ابزار روز پر کنيم که اگر ما این کار را نکنیم، تهاجم فرهنگي مجهز وآماده است فوراً، آن را پرخواهد کرد. همين خلأ حضور فیزیکی ما بود که تهاجم فرهنگي موفق شد سه ميليون نسل جوان ما را معتاد و از چرخه ای که باید احیا گر احتیاجات خود و دیگران باشد خارج کرده و می کند. چند لشکر دشمن شکن را به موادمخدر بمباران کرد!
مهم ترين دليل پرشدن خلأ بوسيله تهاجم فرهنگي این است که درچندين نامه و طرح مفاسد اجتماعي و فرهنگ سازي... درباره آن توضيح داده و علت علل مفاسد اجتماعي آن را قلمداد کرده ام.
وجود تکنولوژی اقتضا می کند
که خود را با متغیرات زمان هماهنگ سازیم و الا خود به خود، درحاشیه قرارگرفته و از رده خارج می شویم؛ مانند خیلی از چیزها که در زمان دیگرکارایی آنها دیگر مناسب نیست؛ کنارگذاشته می شوند، لذا اگر هيچ دليل ديگري نباشد، همين کافي است که بايد با ابزار روز متوازن به میدان آمد که تهاجم فرهنگي به آن مجهز است و درکمین گاه گوشي هاي همراه و فضای اينترنت به خصوص جونان را شکار می کند، که درصندوق خانه در اختیار همه جوانان قراردارد و بی رحمانه وارد جنگ تن به تن با جوانان شده، لذا ما بايد عليه اين دشمن قسم خورده، درموضع تهاجم شديد قرارگرفته و پس از باز پس گرفتن خاکريزها، دشمن را زمين گير و حتي نابود سازيم. این کار شدنی است، چون به خصوص دردهه سوم انقلاب اسلامی قراین نشان می دهد دیوارهای بتونی دشمن درحال فرو ریختن و صدای شکستن استخوان های آنان(که به وسیله غارت اموال مستعمراتشام محکم شده) به گوش می رسد. که در مدت چهار ماه، تا کنون(28/1/1390) چندین زمامدارکشورهای عربی وابسته به آمریکا به وسیله قیام مردم فرارکرده و درحال فرار هستند وآمریکا نخواهد توانست برای اینها کاری کند که به حال اول بر گردند. رژیم تونس که به عربستان رفت، بعد مصر هم مبارک برای محاکم احضار شد، یمن که در حال کناره گیری است، لیبی هم معمر قذافی ولو همه مردم را قتل عام کند دیگر به مسند ظلم نخواهد رسید چون چندین شهر در دست مردم مسلحه قرار دارد.
وخلاصه دنیای مدرنیته برای محو نسل جوان به این عقیده که دین در مسائل اجتماعی کار بردی ندارد و بشر متکی به عقل ودانش است!؟، لذا اسلام را بایدحتی در انواع تولیدات نمایان ساخت ورنگ اسلامی به آنها داد همان کاری که استعمار گران برای غارت وچپاول دنیا کردند ولی ما با همان ابزار ولی اسلامی می توانیم بشر را نجات داده و به سعادت دو عالم برسانیم که شعا این موفقیت به خصوص در ده سوم انقلاب اسلام کاملاً امید وار کننده ولی روحانیت بیش از اینها باید باشد. بهترین روش کار بردی کردن اسلام روش امام خمینی(ره) است که به قیام وحکومت رنگ اسلامی داد که هم پیروز شد هم حکومتش دوام یافت.
وکلام آخر تا ما بستر های اسلامی در قالب تکنو لوژی را کار بردی نکنیم، همین است که هست و در یک کشور70، ملیونی آنهم اسلام ناب محدمی(ص)، 3000000 ، جوان ما را با همین ابزار روز از دست می بردند که باید جواب گو باشیم که سند آن، فیلم حضرت یوسف(ع) و ملک سلیمان (ع)، است که حتی کشور های غیر مسلمان را به خود جذب کرد این جواب عملی است که می توان عالم مدرنیته را منکوب کرد که نمونه اش هما ن روش امام خمینی(ره) است که گذشت جهان متوجه انقلاب اسلامی شده و کشور های عربی همه قیام کردند چون امام خمینی(ره) اسلام را کار بردی کرد مانند کمیته امداد، جهاد سازندکی...
پس ازآنکه به علل و عوامل مشکلات در ترويج اسلام پي برديم؛ و نیز وقتي دردها معلوم شد حالا وقت تجويز داروي مناسب است.که از يک سو تهاجم فرهنگي را به عقبنشيني و ادارکنيم و از سوی دیگر و همزمان به ترويج اسلام درجهان بپردازيم که در دو جبهه بايد وارد شد. اول پاک سازی جهت توسعه بستر ها و دوم پرکردن بستر های مستعد نو ساخت در سطح جهان، نه تنها چهار دیواری ایران ولی باید توجه داشت که موفقیت ما جز با ابزار روز هيچ راهي ندارد به خصوص در صحنه هاي گوناگون بينالمللي که منبرها...آن هم به سبک قديم ، تکراری، سطحی، کار برد آن چنانی نخواهند داشت. مگردرحد محدود وکم حجم آن هم برای پیرمرده و پیرزن ها؛ درصورتی مشکل نسل جوان ماست که سرمایه با ارزش کشور ند و باید از هرجهت برای آبادانی کشور آماده شوند. در نظام جمهورد اسلامی در مدت سی سال به و سیله همین جوانا 30000 ، اختراع به ثب رسیده، ک علاوه بر اینکه کشور را آباد کرده و دارند می کنند، برای ایران و اسلام درجهان افتخار آفرین شدند؛ این است که حوزه های علمیه بایده به فکر باشند که هرچه در توان دارند صرف سلامت و پویا نمودن نسل جوان درهمه زمینه ها کننه و به خواب راحت نروند تا ریسید ن به هدف مطلوب.