گروه اول بیماران ارثی
قبلاً گفته شد چون از نظر جسمی و شکل ظاهری در وضع اید آل نیستند و برای زیبایی بینی و یا صورت با هزینه زیاد دست به این کار می زنند که گاهاً خسارت بار است اینها اگر به آن جا رسیده بودند که در دنیا بجای نخواهیم رسید که مشکلی نباشد هیچ گاه خود را گرفتار نوعی هوا و هوس نمی کردند. بر اثر عدم شناخت، حیات لذت, خوشی و همه چیز را در همین دنیا خلاصه می دانند, لذا با اندک چیزی نگران می شوند!؟، بسیاری هستند با بدترین وضع ظاهری اصلاً نگران نبوده و به همین وضع راضی هستند و در واقع به این حدیث عمل کرده اند که می فرماید: برای مال... دنیا به پایین تر و برای آخرت به بالاتر از خود نگاه کن»., این آنگاه حتی اگر کسی پایین تر از خودشان نباشد می گویند. این چهار روز دنیا که در حال گذر است نمی ارزد که برای همه دنیا حتی یکی لحظه نگران بود اینها قیافه بدخورا توجیه می کنند و اصلاً نگران نمی شود اصلاً برای این چیزهای مادی رو به نابودی ارزشی قایل نیستند تا نگران شوند اینجا ست که وظیفه علما واقعاً سنگین است اگر این فرهنگ الهی و شناخت مورد بحث در جامعه جا افتاده و به صورت یک فرهنگ در آمده باشد هیچ گاه این گونه مسایل پیش نخواهد آمد که چه مردان و چه زنان برای وضع ظاهر بدخود دچار افسردگی شوند اصلاً گرایش به سیگار در کل جهان و نیز گرایش بمواد مخدر که صرفاً به خاطر نا آرامی است ریشه در عدم شناخت دارد یعنی عکس:«الا بذکر الله تطمئن القلوب ». رعد آیه 28: است. آیا ممکن است کسی که قلبی آرام دارد به سیگار و مواد مخدر گرایش داشته باشد؟؛ بلکه نا آرامی و آتش سوزناک درونی است که برای آرامش موقت، انسان را دچار دیو سیگار ومواد مخدر... می کند!؟.
گروه دوم ناقص الخلقه ها
اکثر ناقص الخلقه ها و معلولین نوع افسردگی شدید را دارند چون از هر چیز خود را محروم و شکست خورده می دانند این بدترین درد روحی و روانی است ولی با همین حال در مانهای فراوانی هست که آن را کاملاً قابل تحمل می کند.
1)آگاه نمودن آنها که باز این هم وظیفه علما و دولت است ، دولت باید امکانات لازم و ابزار کار را فراهم کند که از این جهت خیال علما راحت باشد و از طرف دیگر متناسب با شرایط حال افراد ناقص به آنها آموزش داده شود درحال حاضر اکثر (نود و پنج درصد) معلولین انقلاب و جنگ هشت ساله علیه ایران هم دارای روحیه هستند چون می دانند تحمل آن تا چه حد با ارزش است و هم دولت آنها را بکار وا داشته یا خود نشان بر اثر همان نشاط روحی با کمترین امکانات دارند کار می کنند, خودکار بهترین درمان و کمک کننده درمان است زیاد دیدم , معلولی با گرفتن قلم به دندان نقاشی می کند دیگری پیچ گوشتی را بدهان گرفته و کار تعمیر وسایل صوتی را می کند!؟.
2) کار درمانی: یک روز در قم دیدم روی تابلویی نوشته شد, بود کار درمانی , از وضعیت روحی و روانی افسرده ها و کلاً افراد بیکار و خانه نشین خبر دارم چگونه دچار کابوس و گرگ خیالی هستند و در مورد کار درمان هم تجربه دارم هم اسلام نسبت به آن تأکید جدی دارد, کار درمانی یک شناخت علمی است علما اخلاق دو دسته اند دسته ای عقیده دارند فرد برای دوری از ارتکاب به گناه باید گفت نفس کند و گروهی عقیده دارند باید مشغول کار باشد, از نظر علم روانشاسی این عقیده , بهتر است, پزشکان روان شناس هم برآن تاکید دارند کار مناسب با شرایط فرد, حتی قادر است بیماریهایی جسمی را درمان کند.
این که ادعا می شود کار خود عین شناخت است, فرد آموزش لازم را برای کار کردن با این وضعیت باید فرا بگیرد و به او به فهمانند که تنها کار مشکل او را حل خواهد کرد, به این حد ازآگاهی دست یابد که نباید با همین حال سربار جامعه بود, می داند کار کردن باعث نشاط و عزت انسان در چشم دیگران می شود, فرد می داند کار او را از سفارشات اسلام است, می داند با وجود این حال دیگر برای اطرافیان مشکل و نگران کننده, نیست, می دانند با وجود کار دیگر افسردگی آثار بیماری روحی از جمله کم غذایی, یبوست... را در پی ندارد, می داند یک الگوی عملی است برای کسانی که سالم هستند و گدایی می کنند یا فقیر و بیچاره اند و دهها محسنات دیگر که همه نتیجه شناخت است و اسلام برآن کار تأکید دارد, امام (ع) به فرد معلولی می فرماید, با سربار بکشند با ارزش تر است تا به عنوان گدا درست دراز کند. ای کاش دولت خانه ها , آسایشگا هها , زندانها... را می کرد کار گاه همان پولی که به بهزیستی خرج ششصد هزار معلول می کند همان را خرج کنند خود خانه ها به کارگاه تبدیل شود کار شامل نقاشی , کارهای هنری, گل سازی... میشود.
3) خنده درمانی: خندیدن و خند انیدن, عین شناخت است کسی خوب می تواند به خندد یا به خنداند که آگاه باشد و بداند و باور داشته باشد دنیا منزلگاه ابدی نیست و درحال عبور سریع ازآن است اصلاً کسانی را پیدا نخواهید کرد که از ته دل بخنند و وابسته بدنیا و کالای آن باشند خنده دنیا پرستان برای صحنه سازی و در جهت همان رسیدن به کالای دنیا است ما اگر بیمار و معلول ناقص الخلقه را آگاه کرده باشیم که صبر و تحمل را پیشه کنند آن ارزش دارد که هیچ پاداشی در قیامت به آن نخواهد رسید. در این صورت معلول و بیمار خدا را شکر می کند که قدرت گناه و لغزش از او گرفته شده است وقتی بداند بهترین دوست خدا صابرین هستند و پاداش عظیم دارد, او را خواهد خندانید , دیده ام که می گوییم,. لذا کاری کنیم که افراد ناقص بخندند , حدود چهار شب پیش معلولی را در تلویزیون دیدم که داشت در جمع سخن می گفت , گفت: ما معلوم و عقب مانده نیستم همه معلول و عقب مانده اند بما نگویید معلول!؟ مردم را واقعاً خندانید و اصلاً منقلب کرد بطور که دانشمندان بقدری درباره خنده تاکید دارند که حد ندارد خدا با دو تاکید آن را بیان می دارد:«و این که دوست که خنداند و گر یا نه». نجم 43:
پزشک آمریکایی بوسیله خندانیدن کودکان بیماردر ایالتهای آمریکا می گردد و به پزشکان می گوید:می خواهم بدانید که بدون دارو هم می توانید بیماران را معالجه کرد. نتیجه شناخت درمانی این است اینها چون دنیایی معمولی و لذتهای آن را از دست داده اند لازم است کاری کنیم که آخرت خود را از دست ندهند بسیاری بر اثر عدم آگاهی هم حسد دیگران رامی برند و وارد وادی غیبت کینه , تهمت... می شوند و هم باعث اذیت و آزار اطرافیان می شوند و هم اول شنانس و بعد خدا را محکوم می کنند!؟ که ضران در دنیا و آخرت است لذا بر ما واجب است بطوری آنها را آگاه کنیم که هلاک نشوند در واقع این درد مهلک با اگاهی دادن به افراد درمانی کنیم بلکه... از آتش... ابدی که بدترین درد ناپایان است آزارشان کنیم درد های جسمی جسم وقت مردن تمام می شود ولی دردهای روح تا ابد خواهد بود ولی شناخت آن را درمان کرده و اینها بخاطر محرومیتشان در دنیا و آخرت وضعی بهتر از دیگران دارند و با ناچیز ترین ابزار ستایش و بندگی بهترین بندگی خالصانه خدا را انجام دادند و هم از کبره غروز ظلم... در امان مانده اند مردی از امام رضا(ع) می خواهد چشم نابینایی او را شفا دهد حضرت می فرماید اینطور باشید برایتان بهتر است. به هر صورت خداوند درباره صابرین می فرماید:«کسانی هستند که به خاطر شکیبا ییشان حدود و پاداششان را دوباره دریافت می دارند...». قصص آیه 54:و«... صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند». الزمر آیه 10:.