صفات فطری و مرزهای آنها (قسمتی از کتاب شناخت درمانی)
از نظر دانش روان شناختی انسان دارای دو نوع روان و عالم فکری است یکی همان صفات فطری و دوم دیگر حالات روحی و روانی که نسبت به شرایط زمان، مکان، فقر، غنا و حتی شغل، سواد بی سوادی بوجود می آید که حالات ، روحی و روانی و دیدگاه هم به آنها گفته می شود.
صفات فطری تغییر پذیر نیست و زمان مکان ... اصلاً درآن اثر دارد مثلاً شش میلیارد جمعیت جهان با آن همه اختلافات متعدد از نظر امیدو آرزو در کلیات هیچ تفاوتی با هم ندارند ما یکی از صفات فطری را بنام امید و آرزو تا حدودی تعریف کردیم که آن تعریف کلی شامل سایر صفات فطری خواهد شد یعنی همه این صفات فطری مرزی دارند تا جایی که مفید و لازمند باید از حد و مرز خود تجاوز نکنند مثلاً هر کس فطرتاً خود را دوست دارد، این تا جایی درست است که هیچ زیانی حتی نزدیکان نرساند اگر پدر بخواهد بخاطر نفس خود فرزندان تابع او باشند این خود خواهی و تجاوز از مرز است!؟ در حدیثی آمده:«کل شی تجاوز عن حده ینقلب الی ضده. هر چیزی از حد و مرز خود فراتر رود به ضد خود تبدیل می گردد». در همه موجودات عالم، این قانون باید رعایت شود که نمی شود تمام کشورکشایی ها، پیدایش ادیان و ... تجاوز به حقوق دیگران... از همین مقوله است و تنها چیزی که می تواند آن را کنترل و هدایت کنند که هیچ مشکلی رخ ندهد اسلام، قرآن و احادیث است و آگاهی انسان از آتش سوزان بیماریهای روحی و مشتق های بیماریهای جسمی آزاد می گردد اصلاً فلسفه یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر، قرآن و دین که خداوند تنها در مورد رسالت بر انسان منت گذاشته و اینکه حتی حسین(ع) و یارانش سرزمین کربلا شهید شدند. فقط و فقط بخاطر یک کلمه است(انسان سالم باشد) از این خوب فهمیده می شود که بیماری و سلامتی روحی از سلامتی جسم مهم تر است که قبلاً هم گفته شد اگر بشر از نظر روحی و روانی بیمار نمی بود این همه فلاکت دامن گیر بشر نمی شد که حتی حیات مادیش با رنج و شکنجه... همراه باشد آیه و حدیث درباره مسایل طبی داریم ولی ارسال پیامبر و امام برای مسایل طبی بطور مستقل نداریم هر چه هست در ضمن همان هدایت فکری هست این هم بخاطر این است که بیماری جسمی باعث انحراف فرد نشود و حتی هر جا باعث انحراف نشود حدود ونه بیماری را وسیله پاک شدن ... بنده خود قرار می دهد مانند حضرت ایوب، حضرت رسول ، حضرت فاطمه، حضرت علی، حضرت امام سجاد... که بیمار شدند:
تعریفی دیگر از صفات فطری در مورد تعداد صفات فطری همین قاعده کلی کافی است که آنچه انسان برای حفظ از حریم خود و برای ترقی و تکامل ،زیبا بودن زندگی نیاز دارد آن صفات نیز متعدد می گردد مثلاً برای بقای نسل و گرایش به جنس مخالف از راه حلال قوای شهوانی و علاقه به محبت است برای زیبایی زندگی لذت بردن از جاهای دیدنی... است، برای معاش حرص است برای دفاع غضب و عصبانیت است، برای زندگی جمعی احساس لذت بردن درجمع است... اینها اگر نمی بود انسان معنا پیدا نمی کرد ولی در سلامت و بیماری جسم یک خواسته بیشر نیست و آن میل به غذا است که اسلام حد و مرز آن را معین کرده و حضرت رسول می فرمایند:«المعده بیت الدائ و الحمیه راس کل دواء. معده خانه بیماریها و پرهیز سر آمد دواهاست». نهج الفصاحه ص 625:.
پس معلوم شد مشکل بشر بیماریهای روحی و روانی است و تنها با شناخت جامع و کامل سلامتی اخلاقی... انسان امکان پذیر است مانند سلامتی جسم نیست که با تغذیه درست که انسان سالم می ماند.
چه باید کرد و چگونه!؟
با توجه به اینکه فساد و تباهی در مغز استخوان بشر نفوذ کرده و بصورت ژن وراثتی به نسل های بعدی و بطور ناخود آگاه دارد پیش روی می کند، در یک نگاه نیاز به یک تحول جهانی و کاملاً دگرگون ساز نیاز دارد. یعنی این شکل فعلی باید بطور کلی تخریب و آواربرداری شده و آنگاه طبق نقشه شروع شود، بر اساس آیاتی که خدا بوارثین زمین وعده داده ، این دردهای روحی... در عصر ظهور حضرت مهدی (ع) معالجه شده و آنگاه بشر تازه وارد یک زندگی ایده آل انسانی و سالم می شود و همه چیز بهبودی می یابد به همان اندازه که انسان سلامتی خود را باز یافته. ولی باید قیام کرد و منتظر بماند همان طور که امام خمینی قیام کردند و بعد از قیام او دهها قیام صورت گرفت یعنی باید سنت شکنی شود این یک باز سازی عمومی است که تا صورت نگیرد روابط جمعی که جهان را بیک دهکده کوچک تبدیل کرده است فساد از هر کشوری به کشور دیگر سرایت خواهد کرد اینکه در همین سال جاری (84) هزار نفر از مردم آلمان مسلمان می شوند وظیفه علما و از سوی دیگر وظیفه دولت ایجاب می کند اقدام کنند چطور؟
1) برای جوانان یک دوره کلاس در مورد ازدواج و نحوه زندگی مشترک و شرکت در کلاس و کارت پایانی الزامی و بدون کارت از مزایایی محروم باشد اینجا ها که با مصالح عمومی ربط دارد باید همه چیز اجباری باشد همانطور که کمربند ایمنی برای رانندگان اجباری است در صورتی که یک مصلحت فردی است.
2) در تمام آسایشگاه ها، زندانها... کودکستان ها... کلاس برگزار شود و بیشتر درباره آثار ملموس زیانکاری در زندگی روزمره بحث شده و اسلام را وارد محور زندگی روزمره کرده و واقعیت های اسلام را به آحاد مردم تفهیم کنند.
3)امروزه فشردگی مشاغل و ارزش زمان جایی برای مطالعه کتابهای قطور باقی نگذاشته و فرهنگ مطالعه هم نیست ، ضرورت ایجاب می کند در مرکز هر استان مسایل مبتلا به در ابعاد کوچک چاپ و بصورت اعلامیه در مدارس تقسیم و دانش آموزان تشویق شوند در منزل برای والدین بخوانند این بهترین کار است برای فرهنگ سازی.
4) علما چند گروه سیار تبلیغی به همه جا بفرستند در هر شهر و روستا بوسیله خود جوانان کانون فرهنگی تشکیل بدهند اگر این کارها شده بود امروز شاهد چند میلیون بیمارانی مواد مخدر، افسردگی، ایدز، ... نمی بودیم آگاهی بخشی بمعنی عام آن بشر را در همه مسایل آگاه و فعال می کند. شاید بیش از هزار حدیث درباره سلامتی جسم و جان داریم ولی فلسفه آنها باز گو شده است هنوز این حدیث پیامبر باز نشده چگونه معده مکان همه بیماریها و سلامتی است مشکل ما تنها ندانستن نیست بلکه چگونه عمل کردن اصلی ماست: «انی لا اخاف علیکم ترجیه کافی فیما لا تعملون ولکن النظر وا کیف تعملون فیها تعملون. برای شما نگران نیستم در آنچه نمی دانید ولی توجه کنید در آنچه می دانید چگونه عمل می کند». نهج الفصاحه ص 194.