روش ترک اعتیاد   ( از کتاب شناخت درمانی)

1)اعتیاد به گناه و صفات ناپسند را با آن دستورات فوق میتوان از خود دو کرد برای اینکه در عاری شدن از صفات ناپسند موفق شده ایم از باب نمونه باید توجه کنیم آیا بخل داریم، حسد کسی می بریم، مایلم از ما تعریف شود، احساس تنهایی می کنیم، از هر کس و هر چیز ترس داریم ، نسبت به عبادات بی علاقه ایم، براحتی مالمان را انفاق می کنیم، از مهمان داری لذت نمی بریم، نمی توانیم خوب بخندیم، نمی توانیم برخورد خوبی داشته باشیم، زود از آلوده در می رویم، کنیه داریم، کم گذشت هستیم، بمال مردم طمع داریم، احساس می کنیم تا توانیم، در کارهای مهم دلهره داریم یا نه؟ اینها را باید از سرزمین وجود خود خارج کنیم و هر کدام را خارج کردیم نوچه کنیم با حالت اول آن چه فرقی دارد و بقیه را یکی پس از دیگری خارج کنیم و تا یک از امثال آنچه بدانها اشاره شد وجود دارد باید توجه کنیم که هنوز پاک نیستیم و هنگامی پاک و عاری شدهایم که کاملاً احساس آرامش و نشاط عمیق را در وجود خود لمس کرده و نسبت بدنیا و کالای آن دلبسته نباشیم در واقع از بیماریهای روحی نجات یافته ایم موفق باشیم.

2) درمورد ترک سیگار، اگر ریشه معنویت و نا آرامی باشد تا آن را درست نکنیم مشکل است موفق باشیم، اگر اعتیاد کاری نشده باشد همین که تصمیم گرفتیم با کمک روشهای خودساری و کسب معنویت خواهیم دید روز به روز نسبت به اعتیاد و هر گزینش متنفر می شویم و تا جایی که در حد یک کابوس، هیولا در جلو چشممان مجسم می شود و خیلی راحت افرادی را سراغ دارم یعد از شصت اعتیاد به سیگار یکباره و بطور کلی آن را ترک کردند و حتی از نظر اخلاقی... غیر ازآن آدم اول شدند. تحقیقات نشان می دهد علت اصلی گرایش به سیگار ، افت معنویت است و افت معنویت باعث نا آراممی می شود!؟ وآن را هیچ چیز درمان نخواهد کرد و اگر فشار آن زیادتر شود سبب گرایش به مواد مخدر و تریاک می شود و چون اینها نیروی تخریبی بیشتری دارند و همراه یک کیف و لذت آنی یک آرامش کاذب نصیب معتاد می کند که عاقبت او مرگ زود رس است آن چیزی که فشار نا آرامی را زیاد می کند وجدان است و آنچه وجدان را تحریک می کند کاهش کارهایی پسندیده و در واقع غذای روحی و وجود گناه است که روح گرسنه را به شدت آزار و ناتوان می کند درست مانند کمبود مواد غذایی که باعث ضعف جسمانی و ضعف جسم زمینه هجوم میکروبها شده که بیماریهای گوناگونی را همراه خواهد داشت و از قرآن فهمیده می شود مقبره خود انسان است: « {شیطان خطاب به خدا گفت}. پروردگار چون مرا گمراه ساختی من (نعمتهای مادی را ) در زمین در نظر آنها (بندگانت) زیست می دهم و همگی را گمراه خواهم کرد (39) مگر بندگان مخلص را». حجر آیه 40: :«خدا برای کسانی که کافر شده اند ( می گویند اگر هدایت گری می بود هدایت می شدند) به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح می بودند ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو پیامبر سودی به حالشان نداشت (چون بنیادشان کج بوده) ... آیه (10) و خداوند برای مؤمنان به همسر فرعون مثل زده است (که نگویند در جامعه فاسد نمی شود سالم ماند) در آن هنگام که گفت پروردگار را خانه ای برای من نزد خودت را مثبت بسازد و مرا از فرعون و کار او نجات ده..». تحریم آیه 11: در حال حاضر افرادی را داریم که در میان هزار سیگاری و معتاد سالم مانده اند و مشکلی متوجه آنها نشده است به هر صورت هر چه هست دست خود انسان است .

3)روش ترک مواد مخدر...: برای ترک سیگار و مواد مخدر روشهای فنی و دستورات فنی هم داریم که دستوری وجود دارد که آن ها را به صورت نوشته دارم ولی تجربه شده تا از درون درست نشود بی فایده است لذا بیشتر روی جنبه های شناخت و معنویت آن تکیه داریم سازمان مبارزه با مواد مخدر هم جدیداً به همین واقعیت پی برده و راه شناخت درمانی را پیش گرفته اند و خیلی موفق بوده است به افراد تفهیم می کنند دارای هویت و با ارزش و شخصیت هستند در آنها ایجاد اعتماد به نفس می کنند امید ، ... خیلی راحت ترک اعتیاد می کنند حتی افسردگی نیز همین طور است که هیچ چیز تأثیر قطعی در آن ندارد مگر آن که علت اصلی بر طرف شود که در گذشته قدری به آن پرداختیم ولی برای هویت یابی و خودشناسی مطالبی را عنوان می کنیم.

1) سنخیت و هم سانی: این موضوع هم در علم روان شناسی شناخته شده، است و هم ریشه قرآنی دارد که هر گروه و فردی را خواستیم هدایت کرده و از انحراف و اعتیارد (هر چه باشد) باز داریم باید کسی را مأمور قرار دهیم که از هر نظر فکری... با آن فرد با گروه همخوانی ... داشته باشد مثلاً کودکی خوب درسی نمی خواند، جوانی نماز نمی خواند پیرمرد مشکلی دارد، زنی با شوهرش ناسازگار است آقا اداری ، ارتشی، روحانی، و راننده است... مثلاً باید کودکی که خوب درس می خواند و می تواند او کودک را توجه کند بطوری که او متوجه نشود برنامه چیست با او طرح دوستی انداخته اول اول چیزی به او داده و محبتش کند تا مهرش در دل او کارگر شود آنگاه وارد عمل شود این که می گویند دیوانه چو دیوانه خوشش آید یک حقیقت روان شناسی است محرم سال 1383 شهر لالی مسجد سلیان بودم یکی از افراد فهمیده در مورد فرهنگ خراب آنجا گفت زمانی که انگلیسها برای نفت مسجد سلیمان اینجا آمده بودند برای هدفی که داشتند لباس محلی پوشیده و با زبان محلی صحبت کردن فرهنگ مردم را به صورتی در آوردن که هدفشان بود و هنوز (یعنی بعد هفتاد سال) اثر ات آن باقی مانده است!؟ خودم چون زبان محلی آنجا را می دانستم مدتی در صحبتهای خصوصی بزبان محلی حرف می زدم دیدم واقعاً دارند جذب می شوند افرادی در مسجد جامع می گفتند: تاکنون اینطور روحانی برای ما نیامده است. اگر می خواهیم در حل هر مشکلی موفق باشیم روی این روش خیلی باید سرمایه گذاری کرده و سازمان یافته حرکت کنیم ، این که گفتم ریشه قرآنی دارد و باید نام این آیات گذاشت آیات روان شناسی اخلاقی... این است که خداوند می فرماید:«با هیچ پیامبر راه جز به زبان قومش نفرستادیم تا (حقایق را) برای آنها (با زبان قابل فهم خودشان) آشکار سازد ...». ابراهیم آیه 4) بارها تجربه شده جوانها برای منبر عالم با سن بالا جمع نمی شوند ولی برای طلبه جوان جمع می شوند که بارها برای خودم اتفاق افتاده است.

2) هویت سازی بوسیله افراد مناسب که باید مسایل دسته بندی شده به آنها برسانیم اول خودشناسی را خیلی ساده ولی موشکافانه تفهیم کنیم ، تا چه حد دارای مهارتهای خداگونه هستند، چه فرقی یا حیوان دارند آنهایی که توانایی های خود را بکار گرفته و از آنها بهره برده اند چه موقعیت اجتماعی دارند برایشان تشریح کنیم به صفات فطری آنها چنگ بزنیم با طرح سؤالاتی از خواسته هاشان پی ببریم ، اینهایی را که بیچاره شده اند برایشان بازگویی و مقایسه کنیم در همین رابطه سؤالاتی را مطرح و از آنها جواب بخواهیم که در ضمن از درون آنها مطلع شویم درد آنها را بیابیم.

3. در کارهای فرهنگی و مذهبی به آنها مسئولیت بدهیم و پول در اختیار قرار دهیم خودش تا هر ابتکار فرهنگی و مذهبی دارد بکار گیرد اگر مرتکب اشتباهی شدند آن را نادیده بگریم به کارهایی که می کنند و یا چیزی می گویند کاملاً توجه کنیم در امور روزمره خانه و زندگی به آنها مسئولیت بدهیم در کارخانه یا کارگاه قسمتی را به آنها واگذار کنیم اینها باعث اعتماد و نشاط شده و سبب می شود فرد مهارتهای خود را استخراج کند و وقتی مهارتهای خود را یکی پس از دیگری استخراج کرد و حاصل آنها را عملاً دید و در مورد تشویق واقع شد اینجاست که به هویت خوب خود پی می برد لذت، عشق ، نشاط سراسر وجود او را فرا می گیرد، لذتی در خود احساس می کند که از هیچ لذت مادی نمی کند چرا ادیسون 2500 اختراع بنام خود در تاریخ شب کرد و شب و زود لحظه ای بیکار نمی ماند بقول دانشمندی که 8 سال در این باره تحقیق می کند این است که فرد از کار خود لذت می برد در کارهای فرهنگی و مذهبی هم وقتی استخراج مهارت کرد و اثرات آنها را دید اصلاً دیگر چنان معتاد کارهای مذهبی می شود که رها نخواهد کرد بقول معروف می گویند فلانی 24 ساعت در مسجد است یعنی در کارهای فرهنگی هم انسان معتاد می شود اعتیادی که انسان را واقعاً از هر اعتیاد سوء اخلاقی، مواد مخدری باز می دارد.

3) اسلام در مورد هیچ چیز مانند کار تأیید نکرده است حتی آن را صدقه و جهاد  می داند، کار از اعظم عبادات است برای حل مشکل افسردگی هیچ چیز مانند کار نیست مطالعه ، نقاشی... که پزشکان سفارش دارند اصلاً جایی کار نمی گیرد صدها منبر، آیه حدیث، فلسفه گویی... اثر کار را ندارد در این باره هم خاطره و هم نوشته زیاد دارم عده ای از علمای اخلاقی عقیده دارند برای عدم ارتکاب به گناه باید گفت نفس کرد یعنی دندان روی جنگ گذاشت و عده ای عقیده دارند باید مشغول کار باشد، این درست است هم از نظر روان شناسی و هم از نظر آیات و احادیث در یکی از کتابهای آیت الله شهید مطهری آمده است در یکی از ایالتهای آمریکار و زبان که به قمار گرویده بودند و هیچ تبلیغی اثر نداشت به نقشه فرماندار آنجا باور کردن صنایع دستی در خانواده ها بطور خود به خود قمار کنار گذاشته می شود در طرح جامعه ای  که سال 83 برای آموزش صنایع دستی و خود اشتغالی نوشته ام و در مقابل طرح مبارزه با گرایش به مواد مخدر را با دلیل روش ثابت کرده ام اگر این دو طرح اجرا شود حتی اگر مواد مخدر در خیابانها ریخته باشد کسی به آن نگاه نمی کند الان کسانی را داریم که حتی وقت غذا خورد ندارند از کار که آمدند، همین که غذا خوردند خوبشان می برد درست مانند ادیسون که حتی روزهای جمعه هم تعطیل نمی کرد وقت آن نیست با ذکر جزئیات روشن کنم چرا اینها اصلاً خسته نمی شوند ولی هر چه هست همان لذت و عشق مانع از خسته شدن می شود.