نتیجه، و علل وعوامل  اینها    ( از کتاب شناخت درمانی)

با توجه به مطالب گذشته و اشارها کاملاً معلوم است همه اینها نتیجه عدم شناخت است مگر قابل تصور است اینها نتیجه شناخت باشد؟!؟ آگاهی ندارد و از مسایل روزمره و قوت و فنهای آن بی خبر است، راه انتخاب همسر ایده آل را نمی داند، نحوه زندگی مشترک را نمی داند، دختر فکر می کند باید شوهر صد درصد خوب باشد، پسر نیز همین طور فکر می کند اصلاً در عالم نیستند، درست مانند یک حیوان که در عالم خوردن و خوابیدن و شهوت محصور شده اند!؟ در مقایسه ازدواج و زندگی جوانانی را نگاه کنید که از یک خانواده با فرهنگ مذهبی (واقعی) و فهمیده هستند واقعاً انسان از دور می بیند با وصف آنها را می شوند لذت می برد، این حاصل شناخت است و تصور این که شانس است کفر محض است. در واقع این یک نوع شناخت درمانی پیشگیرانه است هیچ مشکل افسردگی در این خانواده ها پیدا نمی شود به درمان نیاز داشته باشد و این یک نوع مشکلات را در نطفه خفه کردن است.این که اسلام می گوید وقت تولد در گوش بچه ازن و اقامه بگویید و بر دیگر دستورات تربیتی تأکید دارد یعنی فساد... را در نطفه خفه کردن هر چه باید بشود از جنین شروع می شود و تا قبل از سن تکلیف شکل گیری پایان یافته و همراه فرد تا لحظه مرگ خواهد بود. ضرب مثل عوامی پر معنایی است که می گوید: (هرکس چیزی از شیر مادر برداشت آن را بگور خواهد برد). که ریشه قرآنی هم دارد. وحضرت رسول(ص) می رماید:« السعید من سعده فی بطن عمه ومن الشقی شقی فی بطن امه». نهج الفصاحه ص375.

مشکلات گروهی از دختر و پسران روستایی

یکی از مشکلات کشور که سالهاست درباره آن فریاد ها بلند و گوشها راکر کرده، چکنم ها و چه باید کردن ها است که به معضل لاینحل تبدیل شده و تبعات ناگوار اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی... را همراه داشته است، مهاجرت بی رویه روستائیان به شهرها می باشد که جا دارد کتابی مستقل درباره این ماجرای تاریخ نوشت. صرف نظر از همه خاطرات تلخ آن ، به مشکلاتی که بر سر راه پسران و دختران وقت ازدواج در پی داشته و دارد می پردازیم.

نوعاً پسرها، مهاجرت می کنند و به همان اندازه که پسرها مهاجرت می کنند به همان تعداد دختر بدون خواستگار می ماند آن هم به این صورت که چون دختر زیاد و پسر کم است. کسی به سراغ دخترهای خانواده فقیر... نمی رود!؟  و از طرفی دخترهای خوب... را به راحتی می دهند  ولی دخترهای فقیر... می مانند!؟ سال 83 برای تبلیغ دختری به خودم گفت: فلان پسر از شهر...، گفته شناسنامه است را بردار تا با هم برویم، این کار را بکنم یا نه؟، دختر دیگری نزدیک چهل ساله در خانه مانده بود و از ما خواستند برایشان دعا کنم!؟ و ماجراهای دیگر ناگفتنی. تمام این دخترها گرفتار افسردگی و دیگر بیماری شناخته شده و نا شناخته شده اند که کسی از آتش سوزان درون آن خبر ندارد جز خودشان!؟

 در مقابل پسرانی که به شهر می روند، اکثراً دچار مشکل می شوند، چون ناچار باید به مانند و در روستا کار نیست برای ازدواج و خانه دار شدن با مشکل روبرو می شوند، برای امکانات لازم برای ازدواج در منگنه قرار می گیرند علاوه بر آن به پسر روستایی دختر خوب و بکار بخور را هرگز نمی دهند، مگر دخترهایی که به عللی مانده اند آنهم برای اینکه نماند... به آن پسر روستایی جواب مثبت می دهند، اکثراً تا ریسدن به این جا، به فروش مواد مخدر، دزدی... متوسل شوند!؟ گروهی از دزدان، آدم کشان، تجاوز به نوامیس... از این قبیل افرادند!؟ بیشتر مواد فروشان از این قبیل مهاجران پیدا می شوند واقعاً خاطرات تلخی در این جا وجود دارد که اگر به زندان ها، داد گاه ها سری بزنیم خواهیم دید چه خبر است!؟ همان سال طرح جامع آموزش صنایع دستی و خود اشتغالی را به این خاطر نوشتم که اگر این طرح درست اجرا شود حتی از شهرها به روستا ها بر گردند. به هر صورت این هم یکی از علل ریشه ای و کلاً زمینه مشکلات خانوادگی ،بیماری های روحی و روانی است که توضیح آن به ماند.

علت چیست و چرا؟

چه چیز باعث می شود هم دولت و هم خود مردم نتوانند با ایجاد اشتغال در روستاها جلو این قبیل مشکلات را بگیرند؟! تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد جهل عمومی، فرا گیر است که هم مردم را گرفته هم دولت را. همان سال آقایی گل تازه زعفرانی را به من نشان داد و گفت: در این جا بیشتر سیب می کارند ولی هر نوع محصولی حتی زعفران در این جا قابل کاشت است، و اضافه کرد. کشور ما همه جای آن طلاست، هندوستان از نظر زمین چیزی آباد بیشتر از ایران ندارد ولی یک میلیارد و اندی جمعیت دارد جوانان ژا  مشغول به تولید می کنند که جهان را فرا گرفته ولی جوانان ما درکنار خیابانها تخمه می خورند، جوانان ژاپن در منازل کتابخانه و مطالعه دارند ولی جوانان ایران ما سی دی... مبتذل و شهوت انگیز دارند!؟ دیشب (27/11/84) از خبر شنیده دو پسر و دختر بیست ساله ای ... را محکوم به اعدام شده اند!؟

کشورچنین یک میلیارد و دویست میلیون جمعیت دارد. مشکل روستاهای خود را بطور حل کرد اند که اصلاً بیکار و مهاجر ندارد، ولی دولت ایران ما با هفتاد میلیون جمعیت درجا می زند و سالی تنها در سال 1382 , 200 تن مواد مخدر کشف می شود!؟ ، هزینه کنترل مواد مخدر ده میلیارد تومان در سال است ، 200 هزار معتاد نا کار آمد و چهل هزار معتاد خیابانی داریم، سه میلیون و هشتصد هزار بیکار و 200 میلیارد تومان یارانه و کنترل داروهای شیمایی (کشنده و سمی) دریم!؟

چه باید کرد و چگونه!؟

درجواب چه باید کرد؟ قبلاً جواب داده شد ولی چون مشکل بشر همین جاست و هنگامی که امام زمان (ع) ظهور کند، جهان را پر از عدل و داد می کند، زندگی از هر نظر سالم و دوست داشتنی شود... نتیجه همان چه باید کرد و چگونه است: اصلاً اساس خلقت بر پایه چه باید کرد و چگونه است. آنچه بنظر رسیده و جزآن نیست، دو چیز است که هر کدام  در بر طرف کردن مشکل ،مکمل یکدیگرند این است که.

اول فرهنگ سازی عمومی که دولت و علما با همکاری هم، باید انجام دهند و دولت هم ایجاد زمینه کند و علما آموزش بدهند. و دوم همان اجرای طرح جامع آموزش صنایع دستی و خود اشتغالی است که اگر اجرا شود یک بیکار نخواهد ماند و از طرف دیگر همرزمان آموزش ارشادی مشکل را بطور کلی حل خواهد کرد، چطور؟ احادیثی که فقر و تنگ دستی را با کفر و بی دینی مساوی می دانند، مسلم شکل گرسنگی و در خطر بودن آبرو... در جامعه  است؛ به خصوص زن و بچه ، دیگر جایی برای یادگیری و درک مسائل باقی نمی گذارد، تا چه رسد آگاههایی که می تواند در شرایط سخت انسان را استور داشته و دچار لغزش ، افسردگی و انحراف... نشود. اقتصاد زیر بنا نیست ولی اقتصاد وسیله اجتناب ناپذیر حیات، رشد و ترقی است، لذا اسلام به تمکن مالی اهمیت می دهد حال اگر تمکن مالی باشد ولی آموزش آگاهی های عمومی نباشد این جا وضع بدتر خواهد شد با تمکن مالی بیشتر بهتر و راحت تر، وسیع تر می توان خلاف کرد تاریخ آن را به اثبات رسانده است.

 لذا باید طرح جامع آموزش صنایع دستی و طرح جامع تبیلغات همزمان با هم عمل شود. حساب کرده ام اگر این دو طرح هماهنگ با هم اجرا شوند دیگر نیازی به سایر طرحها نیست مانند طرح مبارزه با گرایش به مواد مخدر، طرح جذب جوانان طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی، حتی طرح بهسازی آموزش (آموزش و پرورش) چون نتیجه کامل این طرح باعث خواهد شد که دیگر ما چیزی بنام قشرآسیب پذیر وآسیب رسان جامعه نداشته باشیم. این دو طرح مشکل را در سطح جامعه و محیط خانواده حل ها خواهد کرد. هنگامی که در محیط خانواده مشکل فرهنگی و اقتصایی وجود نداشته باشد، فساد تباهی... از کجا خواهد آمد؟ دیگر افسردگی و نگرانی وجود ندارد که حتی کسی برای آرامش موقت و کاذب دست بدامن سیگار شود، تمام سیگاریها به کشیدن سیگار  پناه، می برند تا از فشار روحی خود بکاهند. در مقایسه خانواده های دارای فرهنگ و وضع اقتصادی را خواهیم دید که حتی به سیگار که گرایش ندارند هیچ اصلاً بیماریهای جسمی و حاد درمیان آنها وجود ندارد و از هر جهت وضع اید آلی دارند. این بهترین دلیل است که مشکل ما تنها دو چیز است اقتصاد و فرهنگ. تمام آیات و احادیث ... اسلام حول همین دو مقوله دور می زند و حتی حسین (ع) و یارانش برای همین امر شیهد شدند، تا دست کسانی را کوتاه کنند که اموال مردم را صرف عیاشی و تخریب فرهنگ وانسانیت مردم می کردانند!؟، لذا خداوند درباره این ستمگران می فرماید:«ستمگران) هنگامی که روی بر می گردانند،(واز نزد توخارج می شوند) در راه فساد در زمین کوشش می کنند و زراعتها و  حیوانات را نابود می سازند...» بقره آیه 205: