فصل دوم: ژنتیک در بعد منفی    ( آز کتاب وراثت در نگاه قرآن)

در فصل اول انتقال ژن در بعد مثبت و اصالت ژنتیک بود ولی در این فصل صرفاً در بعد انتقال ژن منفی و نیز ماهیت ژنتیک است یعنی صفات و رفتار پدرانی به نسل های بعدی انتقال یافته و نسل های بعدی را در عالمی قرار داده است که تصور می کنند واقعاً حق با آنهاست که به این عوالم ژنتیکی , نیز جهان بینی هم نیز گفته می شود جهان بینی همان است که هر کس دنیا و اشیا و کلاً زندگی و حیات با رنگی می بیند که عینک فکری او به آن رنگ است رنگی را که پدرانشان دیده اند نسل های بعدی هم عین همان رنگ رامی بینند , مانند نسل های بنی امیه و بنی عباس که یکی پس از دیگری در ریختن خود امامان (ع)همان گونه عمل کردند که پدرانشان قبل از آنهاعمل کرده و به خون پیامبر , بعد علی و بعد حسین... تشنه بودند؟.

فرد آنچه را می بیند در عالم خود شریک واقعیت خدشه ناپذیر است , ازمنظر  انسان شناسی نمیتواند واقعیت را با رنگ خودش ببیند, اصلاً تعمد هم ندارند ولی در حصار فکریی قرار گرفته که نمی تواند و رای آن را ببینید مثلاً یک فرد دارای افسردگی شدید که حتی به نزدیک ترین فرد خود علاقه ندارند, از زیبایها لذت نمی برد و دل خوشی ندارد در جمع حاضر شود... این تعمد نیست بلکه عالمی که او درآن قرار گرفته این گونه است که مثلاً نمی تواند به خندد و اگر کسی هم پیش او بخندد نگران می شود این ها چیزهایی هستند که در جهان بینی افسردگی ها وجود دارد در مورد صفات وراثتی و در واقع ژنتیکی هم این گونه است در این جا هم به سراغ قرآن می رویم تا ما را راهنمایی کند.

که خداوند می رماید: «و هنگامی که به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید, می گویند نه بلکه ما از چیزی پیروی می کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم ....». – لقمان آیه 21: ونیز: «بلکه آنها می گویند ما نیاکان خود را بر آیینی یافتیم و ما نیز به پیروی آنها هدایت یافته ایم (22) و این گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر اندرز کننده ای نفرستادیم مگر این که ثروتمندان هست و مغرور آن گفتنه ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و به آنان اقتدار می کنیم زخرف آیه 23) (گفتند: ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می کنند». شعرا آیه 74: ونیز:«و هنگامی که کار زشتی انجام می دهند می گویند پدران خود را بر این عمل یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است ...». اعراف آیه 28: ونیز :«و هنگامی که به آنها گفته می شود به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید می گویند ما آنچه از پدران خود یافته ایم , ما را بس است ...». مائده آیه 104: انتقال زن وراثتی از سوی دیگر امکان دارد فردی , گروهی و یا کلاً منطقه ای باشد که یک فرد, یک گروه و یا یک قوم دارای فلان صفت یا جهان بینی خاص خود باشند زمان پیامبران علاوه بر فردی بودن آن قومی وقبیله ای بودند مانند اقوم جاهلی که رسومات خاص خود را داشتند و به خاطر همان تا سرحد خود دادن و خون ریختن اصرار داشتند: «در میان ملت های گوناگون جهان گروههای انسانی وجود دارند که به دلایل مذهبی, جغرافیایی, قومی , قبیله ای و ... به صورتی جدا و بسته نسبت به جمعیت های دیگر زندگی می کنند ....و به این ترتیب ژنهای معینی بدون تغییر در نسلهای بعدی گسترش می یابند...». همان کتاب (مشاوره ژنتیک ) ص 100).

 فرزندان گمراه در نگاه پدران مورثِ ژن منفی!؟

در عالم تکوین و تشریع همه چیز تاثیر پذیر است , چون عالم عالم شدن و ارزش هاست ولی در میان همه انسان از هر چیز تاثیر پذیرتر ، این انسان است که همه ارزشها را می تواند کسب کند و همه چیز درجهت سیر تکاملی قرار می گیرد. برای کسب ارزشهای اسانی و به همین جهت ارزشها و خود انسان به شدت آسیب پذیرند از هنگامی که مواد نطفه ساز وارد بدن می شود , آسیب پذیری شروع شده است. نطفه در جای خود قرار دارد و هنوز وارد رحم نشده ولی همه صفات خوب ویا بد والدین را همراه دارد. این یک دوره از دوران شکل گیری انسان است که به آن وراثت می گویند این وراثت ممکن است از یک پشت قبل باشد یا چندین پشت, که بعد از انعقاد نطفه باز مرحله ای دیگر از شکل گیری شروع می گردد. ممکن است قبل از انعقاد، عارضه ای خوب و یا بد وراثتی نبوده ولی به خاطر مشکلی که خود والدین بر اثر مسایل تربیتی یا اجتماعی یا هر علت دیگر به آن مبتلا شده اند در دو را جنین تاثیر خود را گذاشته و شکل گیری انسان با مصالح نامرغوب و یا حتی فاسد باشد در این مرحله چون هر چه هست سرشت انسان با آن ساخته شده این هم وراثتی بالینی و جنینی است می گویند اگر مادری به خوردن چای شیرین عادت داشته بچه های او هم بطور ناخود آگاه به خوردن چای شیرین تمایل دارند و نمی توانند نخورند بعد از ولادت دوره دیگری از شکل گیری شروع می شود که تا پایان کودکی و اول بلوغ پایان می پذیرد و انسان هر چه باید بشود شده و دیگر تا آخر عمر خواهد بود که در یک ضرب المثل عوامانه آمده ولی دارای بار روان شناسی آمده است:«انسان هر چه از شیر برداشت آن را به گور خواهد برد». دانشمندان روان شناسی این دوره از شکل گیری را به کاغذ سفید تشبیه کرده اند که هر چه روی آن نوشته شود، دیگر پاک شدنی نخواهد بود. این دوره هر صفتی... از والدین در وجود کودک جاسازی شود آن را تربیتی و اکتسابی می گویند ولی وقتی از این پدر و مادر به فرزندان خود منتقل می شود به آن وراثتی می گویم.

زیاد دیده شده مادر و یا پدری همانند مادر و یا پدرخود با وجود اینکه همسر دارند به دنبال یار و دوست دیگرند, با وجود اینکه نیازی ندارند, دزدی می کنند دادستان دادگان برای خودم گفت: آقای دزد گفت: اگر دزدی نکنم بدنم آرامش پیدا نمی کند!؟, یک روحانی از زمان شاه می گفت: روزی برای روضه هفتگی که به منزل آقای رفته بودم متوجه شدم دو بچه کنار حوض نشسته و آب داخل بتری را در استکان ریخته و بیک دیگر تعارف کرد و به سلامتی هم می نوشند!؟ این آقا گفت: متوجه شدم والدین جلو این ها شراب خورده اند!؟. اگر دقت کنیم خواهیم دید بچه ها گاهی یکی پدر و یکی مادر, گاهی یکی دکتر و یکی بیماری شوند و حتی دیده شد صدا و حرکت پرندگان را تلقیه می کنند, درست وجود کودک همان ظرفی کاملاً مستعد است که راه چه در آن ریخته شود هم جای آن را دارد و هم نقش بسته و خواهند ماند.

اگر کسی بگوید ریشه بیماری های روحی... اخلاقی, جسمی چیست و چگونه بوجود می آید ! همین است که سه نمونه آن را گفتیم و نمونه دیگر شکل گیری انسان که ممکن است تثبیت شده و به نسلهای بعدی منتقل شده و به آن بیماری (روحی و جسمی) وراثتی بگویم شکلگیر دوران رشد در محیط اجتماعی است از تاثیرات رفیق و هم نشینی گرفته تا موارد دیگر آن مثلاً ممکن است فرد به کاری مشغول است که با برخورد های اجتماعی پرسش روبرو است کمتر روزی است که با تند خویی, عصبانیت... روبرو نشود چون هر هفت سال یک بار کلید بدن عوض می شود در واقع انسان بهر چیزی عادت کرد دیگر خواهد ماند به نسلهای بعدی منتقل خواهد شد ریشه تمام بیماریهای وراثتی از همین جا شروع می شود در محل خودمان طایفه ای بودن همین که به فلان سن می رسیدند بر اثر دلدرد می میرند یا یک چشم آنها نابینا می شد...