نا شناخته ماندن فلسفه کربلا چرا؟!                   4/11/1387

   چند لحظه پیش به پاسخ های استاد...، درمورد سؤالات واصله مردمی،گوش می دادم؛چیزهایی به نظرمی رسد که به احتمال  زیاد شاید این گونه نباشد که ذیلاً به برخی ازآنها اشاره خواهد شد.

1) ایشان درمورد هدفه امام حسین(ع)، درایام اقامتش درحجازوکربلا، اشاره ای به فعالیت های سیاسی داشتند!؛ درصورتی قیام امام حسین (ع) قیامی کاملاً اعتقادی و اخلاقی بود؛ نه سیاسی؛چون امام حسین درپی تشکیل حکومت نبود.

2) ایشان فرمودند: هدف امام حسین (ع) ازفرستادن مسلم به کوفه، برای امتحان مردم کوفه بود!؟، درصورتی که وظیفه طبیعی هر امامی است، به خواسته و دعوت مردم پاسخ عملی بدهند.و این نسبت به امام، نادرست به نظرمی رسد؛ و امتحان شدن مردم، هیچ ربطی به این  موضوع نداردکه امام نسبت به امتحان شدن مردم آگاه بوده اند؛ خیلی ها امتحان شدند، و امام همه را می دانستند.

 3)آقایی درخواست کلی داشتند؛ مبنی براینکه آقای پیشوایی، درباره فلسفه قیام امام حسین(ع) بیشتر بحث کنند.که به نظر می رسد، منظورش این بود،چرا همه آقایان درباره فلسفه تاریخ کربلا نمی گویند و حق کلام را ادا نمی کنند؟. البته این حرف دل بیساری است که از وضع موجود راضی نیستند، هرچه هم می گویند، تکرارآنچه است که مردم هرسال همان مطلبی را می شنوند که سال گذشته شنیده اند. 

     به هرصورت سؤالات و اصله عمومی و جامع  بود، ولی ایشان جوابی جزئی وخصوصی دادند. کلاً نحوه جواب دادن ایشان درمقایسه  با جواب دان امثال آقای وحید پورکاملاً متفاوت است. تمنا می شود نامه را به استاد گرامی حاج آقا پیشوایی بدهید، شاید مایل باشند پاسخ ما را بدهند و ما را قانع کنند؛ چون ممکن است ایشان چیزی بفرمایند که حقیر متوجه شوم بد برداشت کرده ام.

شایان ذکراست سالهاست درمورد فلسفه قیام کربلا مطالعه و یاد داشت برداری داشته و نقد هایی هم برکتاب شهید جاوید دارم. و با همین نگاه کلی درمورد فلسفه قیام کربلا،کتاب های( زیبایی های کربلا)؛ (فلسفه ام ابیها)؛ توضیح کلمه(«مصطفی»)؛ درمورد مقام پیامبراکرم(ص)؛ و ( سفرنامه تحقیقی سوریه)؛ و نیز( سفر نامه تحقیقی کربلا)، را که درحال نگارش است، دارم.که اگر به شود آن طورکه حق مطلب است؛ امثال این کتاب ها را توضیح دهیم، آنگاه معلوم  می شود تاچه حد درمورد فلسفه قیام کربلا پیش رفته و به خواسته های فطری بشرپاسخگو بوده ایم یا خیر، و باید به فکر بود و به حد اقل های ناقص وضعیف قانع نشویم.

 ما اگر بخواهیم ازیک سو بدانیم تا چه در درک فلسفه کربلا پیش رفته و یا عقب هستیم و از سوی دیگر به نکاتی اساسی در این مورد دست یافته و درغنی نمون فلسفه کربلا بکوشیم، باید  فلسفه نهضت کربلا را ازکتاب های داشمندان خارجی مورد توجه قرار داده و ببینیم آنها چه گفته اند وچگون !؟؛ چون آنها به مشکل تعصبات دینی،یک سو نگری، ذهنیت مظلومیت حسین(ع)؛ گریه برای ثواب فقط...!؟، مبتلا  نیستند. اصولا دریک آسیب شناسی دقیق متوجه خواهیم شد، امثال این طرزتفکر... هاست که ما را دربیان فلسفه کربلا، دچار مشکل کرده؛ تا نتوانیم درعمق فلفسه کربلا فرو رفته و دُرهای گران  بهای آن را استخراج  و دراختیار بشرهایی مانند رهبر هند بگذاریم که در بیرون راندن استعماراز هند، درمقابل مردم خود می گوید: من ازخوم چیزی ندارم، هرچه دارم ازآزاد مردی چون حسین دارم!؟(به این مضمون). متأسفانه بوی عطر را خود عطرفروش نمی فهمد؛ البته درفهم فلسفه قیام امام حسین(ع) و دیگرحقایق دینی، این طور نیست؛ بلکه به دلایلی این ما هستیم که همان داشمندان خارجی هم باید حقیقت فلسفه کربلا را ازما بگیرند، نه ما ازنها؛ نمونه اش شهید آیت الله مرتضی مطهری می باشند؛ که درشناخت فلفسه کربلا به جاییی رسیده بودند و برای همه ما الگو هستند که می شود به جایی رسید که اگر اراده باشد ابداً دشوار و محال نیست ،فوقش نیاز به دقت وکارمستمر... دارد:

                                                عبد الحسین نجفی

                                               همراه: 09368550280