( از کتاب وراثت در قرآن)

الف) جامعيت قرآن: خيلي بي انصافي و يا ناداني است كه تصور شود ، امكان ندارد قرآن هم طبي باشد هم اخلاقي يا اين تصور اشتباه و عملاً از طرف خود ما (مسلمانان و بالاخص علما) در جهان القا شد و شايد علت آن اين بود كه بيشتر آيات و روايات محور مسايل اعتقادي و اخلاقي دور مي زند ولي ما نتوانيم فكر كنيم جسم و جان نمي توانند بدون سلامتي ديگري سالم باشند و هم اينكه تأكيد زياد قرآن در مورد مسائل اعتقادي ... به خاطر اين است كه بيماري اخلاقي ... از جهات زيادي به مراتب ويرانگرتر ... است و اينكه اگر انسان از نظر ايمان و تقوا ... سالم باشد درد و بيماري جسمي را به راحتي تحمل كرده و از كوره در نمي رود ولي سلامت جسم به تنهايي حتي زندگي مادي ما را نمي تواند باصفا و قابل تحمل سازد. نظيرش در كشورهاي غربي كه بهترين دارو و دكتر را دارند ولي فساد ... از سروكله آنها مي بارد و اكثراً با قرص خواب آور مي توانند چند ساعتي آرامش داشته و بخوابند. به هر صورت خداوند در مورد جامعيت قرآن مي فرمايد: «و از قرآن آنچه شفا و رحمت است براي مؤمنان، نازل مي كنيم: «تا در زندگي مادي ... با مشكلي روبرو نشوند) و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمي افزايد.»[1] به همين جهت در سالهاي اخير دانشمندان غربي مرتب اعلام مي كنند افراد داراي معنويت كمتر بيمار مي شوند، زودتر خوب مي شوند و به عمل جراحي خوب و زودتر جواب مي دهند: «كليد هاي غيب، تنها نزد اوست، و جز او، كسي آنها را نمي داند او آنچه را در خشكي و دردرياست مي داند، هيچ برگي (از درختي) نمي افتد مگر اينكه از آن آگاه است؛ و نه هيچ دانه اي در تاريكيهاي زمين، و نه هيچ تر و خشكي وجود دارد، جز اينكه در كتابي آشكار ثبت است.»[2]

البته كتاب شامل قرآن را هم شامل مي شود چون هر چه در زمين و آسمان است در قرآن است هر چه در قرآن است همه آنچه است كه در نظام خلقت وجود دارد كه علم با اين پيشرفت هنوز به يك دهم آن نرسيده از خود قرآن به همين اندازه كافي است حال ببينيم روايات چه نظري دارند.

امام باقر(ع) مي فرمايد: «ان الله تعالي لم يَدَعْ شيئاً تحتاج اليه الامة الا انزله في كتابه[3]» خداي بلندمرتبه چيزي فروگذار نكرده است كه مردم به آن نياز داشته باشند مگر اين كه همه را در كتاب خود آورده است.»

از اين حديث معلوم مي شود كتاب مبين در قرآن خود قرآن است كه شامل بعد تكوينات هم مي شود يعني همان علوم مادي ستاره شناسي، گياه شناسي، زمين شناسي ... كه در قرآن آمده است.

و دو حديث ديگر متوجه لايتناها و بي نهايت بودن موضوعات قابل استخراج از آيات مي شود كه حتي از يك آيه مي توان همه علوم مادي ... را استخراج كرد آن دو حديث بدين قرار است:

رسول اكرم(ص) مي فرمايند: «و ان للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطن الي سبعة ابطن[4]؛ به حقيقت براي قرآن ظاهر و باطني (عميق است) و براي هر بطني هفت بطن است.»

رسول اكرم(ص) فرمودند: «و له (قرآن) ظهر و بطن فظاهره حكم و باطنه علم ظاهره انيق و عميق ... لا تحصي عجائبه[5]؛ براي قرآن ظاهر و باطني است پس ظاهر آن حكم (و براي افراد تعيين تكليف مي كند) و باطنش (وقتي كالبدشكافي شود) علم است ظاهرش پاك و عميق است و عجايب و شگفتيهاي آن قابل شمارش نيست

امام صادق(ع) فرمودند: «ما من امر يختلف فيه اثنان المّا و له اصل في كتاب الله و لا كن لا يبلغه عقول الرجال[6]؛ امري نيست كه دو نفر در آن اختلاف داشته باشند مگر آنكه براي (حل اين گونه مسائل) راه حل و اصلي در قرآن است ولي درك و عقل مردان بدان حد نمي رسد (مگر اين كه صاحب دانش باشند).»

بنابراين چگونه مي شود مهم ترين امر حياتي روزمره (سلامتي جسم) مورد توجه نباشد اصلاً بدون سلامت جسم بسياري حتي ممكن است از خدا فاصله بگيرند، انسان نمي تواند ارزشهاي معنوي و مادي را بفهمد از خدا هم فاصله بگيرد به همان اندازه كماً و كيفاً ارزشهاي مادي و معنوي را از دست مي دهد.

ب) طب در معنويت و معنويت در طب: من نمي دانم چه جملاتي را برگزينم كه اين واقعيت را برساند كه طب اسلامي جداي از معنويات و معنويات آن جداي از طب نبوده و اصلاً قابل انفكاك نيست يعني اعتقاد عبادات، اخلاقيات همه و همه هر چه هستند اولين نتيجه اي را در همين دنيا لحظه به لحظه عايد انسان مي نمايد توان، سلامت، نشاط در روح و جسم است و نيز طب اسلامي كه رعايت آن باعث سلامت جسم و جان مي گردد عين معنويت است يعني آدم سالم است كه مي تواند از انجام عبادات ... لذت ببرد و همين لذت سبب عشق و انگيزه او شود.

به هر صورت وقتي توجه مي كنيم آيات و احاديث در اين رابطه به چند دسته تقسيم مي شوند دسته اي طبي و اخلاقي باهمند مانند اين آيه كه مي فرمايد: «اي فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد؛ و (از نعمتهاي الهي بخوريد و بياشاميد ولي اسراف (و زياده روي) نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمي دارد.»[7] قسمت اول كاملاً طبي و قسمت دوم كاملاً اخلاقي است در آيه ديگر طب و علم انسان شناسي را با هم تلفيق نموده است: «قسم به انجير و زيتون، و قسم به طور سينين و قسم به اين شهر امن (مكه) كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم.»[8] قسمت اول طبي و قسمت دوم علم ابدان و علم انسان شناسي دسته دوم آياتي ديگر هستند كه به طور ضمني سلامت جسم و جان را مورد توجه قرار مي دهد: «و در راه خدا انفاق كنيد، و (با ترك انفاق و كارهاي سازنده) خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد.»[9] يك ميليارد بيماري چاقي در جهان كه سالي 18 ميليون آن مي ميرند، هفت ميليون ديابتي، سيصد هزار مبتلا به بيماري فراموشي پنج ميليون معلول در ايران يعني هلاكت با دست خود انسان، كه مي شد نباشد پس هلاكت شامل هر دو جنبه اخلاقي و طبي مي شود و دسته سوم همه آيات و روايات مي باشد كه در مجموع براي سامان دادن به وضع اعتقادي و اخلاقي بشر آمده است هيچ بيماري همانند بيماري اخلاقي و هيچ سلامتي مانند آن نيست و اگر انسان از نظر ايمان، اخلاق بيمار باشد هيچ چيز و هرگز سلامتي ... او را تضمين نخواهد كرد در واقع همه دستورات اسلامي طب است و درباره پيامبر(ص) هم آمده است (طبيب داوّرا) و طب النبي، طب الصادق، طب الرضا ...(ع) داريم كه بر اثر كوتاهي ... ما مسلمانان منزوي شد و طب جديد تجارت گونه جايگزين آن گرديد خلأاي كه بر اثر جهل، سهل انگاري و در واقع طرز تفكر نادرست ما بوجود آمده بود طب جديد زيانبار آن را پر كرد اصلاً يك قاعده كلي و نظم و قانون ثابت خلقت است كه هر جا خلأاي بوجود آيد به طور اتوماتيك چيز ديگر آن را برخواهد كرد، خوب باشد يا بد.

ناگفته نماند كه روايات و حتي دعاها هم نيز به چند دسته تقسيم شده و همه چند منظوره، طبي و معنوي ... هستند از باب نمونه «النظافت من الايمان»كه قسم اول بهداشتي و قسم دوم اعتقادي و «يا من اسمه دواء و ذكره شفا» يعني هر يادآوري از ياد خدا هم شفاي روح و روان است و نيز سلامت جسم كه در نتيجه شريفي زندگي را به همراه خواهد داشت اصلاً سلامت و شفاي روح و روان قهراً سلامت جسم را به همراه خواهد داشت.

وخلاصه حضرت رسول(ص) می فرمایند:  (الامن والعافیه نعمتان مغبول فیها کثیر من الناس=امنیت وسلامتی دو نعمت است که بسیاری از مردم از آن محروم ومغبونند)26

لا خیر فی الحیاه الا مع الصحه.زندگی بدون سلامتی خیر و سعادتی در آن نیست» و نیز می فرمایند« نعمتان مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمت است که( قدر و اهمیت آنها) معلوم نیست، سلامتی و امنیت



[1] . سورۀ اسراء، آيۀ 80 .

[2] . سورۀ انعام، آيۀ 59 .

[3] . بحار، ج 92 ، ص 84 .

[4] . عوالي اللئالي، ج 4، ص 107.

[5] . بحار، ج 92 ، ص 17.

[6] . بحار، ج 92 ، ص 100.

[7] . سورۀ اعراف، آيۀ 31.

[8] . سورۀ التين، آيۀ 1 تا 4.

[9] . سورۀ بقره، آيۀ 195.