سوم: طرح جامع  مهاجرت از شهر به روستا ها!؟  

         ظاهر این مطلب تعجب آور به نظر می رسد، ولی اگر کمی دقت کنیم به هیچ وجه تعجب آور نخواهد بود، چون جزئی ترین حرکت انسان به فکر انسان بستگی دارد و به همان اندازه که فکر انسان تغییر کند  عمل انسان هم قطعاً تغییر خواهد یافت . تنها جاذبه های شهری و عدم جاذبه در روستا ها بوده که همه را به طرف شهر کشانده است ، حال اگر جاذبه ها جا به جا شود ؛  مهاجرت به شهر تبدیل به مهاجرت به روستا ها می شود. تجملات و وجود کار و استخدام متخصصین روستایی درشهر ها که قبلاً گفته شد  و عوامل دیگر از عوامل و انگیزه های جذب کننده خواهد بود، حال اگر تجملات، رفاهیات و زمینه و بسترکار به روستا ها انتقال پیدا کند جلو خود سری های  ننه دلم می خواهد گرفته شود،  خواهیم دید بدون تبلیغ و حتی بدون استفاده از هر روش دیگری ؛  علاوه بر این که کسی به شهرها مهاجرت نمی کند، از شهرها به روستاها مهاجرت خواهند کرد و وقتی به صورت یک فرهنگ  و عادت در آید که از جمله  هر بچه روستایی متخصص شده است قطعاً تخصص او باید در روستا ها به کار گرفته شود. این بینش و نگرش در افکار شکل گرفته  و نهادینه می گردد که باید در روستا ها زندگی کرد و همه باور خواهند کرد که زندگی در روستا بهترین و سالم ترین ...زندگی می باشد

         قسمت عمده ای از مهاجرت ها را جوانان روستایی در بر می گیرد که در روستا ها شرایط و کاری مناسب آنها نیست، بهداشت و ... روستا برای آنها قانع کننده نیست، لذا به شهر کشیده خواهند شد ولی با این جاذبه روستایی دیگر امیدواری ها ، هویت های انسانی، شغل مناسب ، ظهور استعداد های نو در روستا و زندگی روستایی بانمک و باصفا کمک می کند به انگیزه  هجرت از شهرها به روستا سر در آورده، و افراد آن گمشده  فطری، معنوی، مادی ، زندگی شیرین و با صفا که درمها جرت به شهر درپی آن بوده اند ، تنها در روستاها بهتراز آن ها را پیدا کرده و به تجربه بیابند که همه آن ها در زندگی آرام و به دور ازآ لودگی و سر و صدا ، وجود دارد و بس البته زمان می برد!؟ ، بلی ما هم می گویم زمان می برد و باید متوجه نتیجه شد تا برای رسیدن به یک هدف عالی وبلند حتی صد سال مصرانه پی گیر باشیم همان طور که کشور های پیشرفته  تا کنو ن از این راه رفته اند که رسیده اند خوب هم رسیده اند  ولی  دو مانع بزرگ باعث مشکلات بنیادی وعقب ماندگی ما  شده است که داریم درجا می زنیم و درمسائلی داریم عقب گرد می کنیم و درجاهایی بعد از عقب گرد زمین گیرشده و یا سقوط کرده ایم .

        اول::طز تفکر :  طرز تفکر ایرانی می باشد که باعث شده است با وجود ضریب هوشی بالای  ایرانی نسبت به جهان، عقب مانده باشیم !؟ که یکی از آن ها  کوته نظری و خلاء بلند نظری و جسمانی فکر کردن است، درست برخلاف این که تا ما جهانی فکر نکنیم هرگز نخواهیم توانست جها نی حرکت کنیم  و تاجها نی حرکت نکنیم هرگز نخواهیم توانست به کارهای مهم وبلند بین المللی دست به زنیم .

     دوم: تجمل گرایی: روحیه تجمل گرایی و دلبستگی به زرق و برق دنیا می باشد وگرنه  ایرانی باید کسی باشد که به کره ماه و کرات دیگر سفر کند و همین دو مانع بزرگ و عدم برنامه ریزی و داشتن  طرح بلند مدت برای کشف استعداد ها و مهارتای  نهفته و کار بردی نمودن مهار تها، مهم ترین عامل فرار مغزها شده است!؟ و چرا باید به چنین روزی گرفتارشویم درحالی که از نظر ضریب هوشی،  منابع علمی و فر هنگی مانند قرآن و روایات و منا بع زیر زمین از غنی ترین کشور درجهانیم و ما مسلمانان کسانی  هستیم که کشور های پیشرفته فعلی هرچه الان دارند از برکت  حکومت هفتصد ساله مسلمین در اروپا  و قانون بوعلی سینا و500 رساله فیزیک و شیمی جابربن حیان شاگرد امام صاد ق(ع)  می باشد، که همه را از ما به سرقت بردند « مفسر علیقدر طنطاوی بعد ازنقل آیه بالا«انشقاق آیات  19 و15 » می نویسد « آیا گمان می کنید خدا این سوگند هارا برای لغت پردازی و زیبایی کلمات در قرآن آورده است ؟!، ما از نظر علوم مراحلی را طی کردیم اما حمله تاتار محصول علوم مارا نابود کرد واروپا علوم و اخلاق مارا به غنیمت برد و به آن اضافه کرد و درجهان سربلند گردید  ولی ما مسلمانان قرن ها بخواب غفلت فرو رفتیم»  – پیش گوئی های علمی قرآن نوشته مصطفی زمانی ص 62 )  و یکی از دانشمندان خارجی گفته بوده من تعجب میکنیم چگون مسلمان با داشتن کتابی مانند نهج البلا غه گرسنه اند !؟

        از بیست سال پیش در مورد همین ضایعه دغدغه جدی داشتم  و مطالبی را در باره خلاقیت و سامان دادن به خلاقیت ها و داشتن یک مرکز جهانی تحقیقی و جمع آ وری نخبگان  برای اختراعات جمع آوری کردم  و حتی به دولت های گذشته پیشنهاد  دادم  ولی همین دو علت مانع است؛ در حوزه علمیه هم که دوازده طرح جامع برای آن دارم با همین مانع رو  برو هستیم.