روابط سازنده  میان زن ومرد     ( از کتاب هویت زن) 

 این همان قسمت فوق با آن نتايجش، همان روابط مورد هدف است که بد نيست در این قسمت چند مورد از گرايشات مرد و زن به يکديگر را هرچند خلاصه مورد اشاره قرار دهيم، که وراي اين تفاوت ها چه اسرار و چه شاه کارهاي مفيدی قرار داده شده است.!؟

*الف)حیاتی ترین امر محبت: وقتی زن از همسر خود محبت  ديده باشد، تصور مي‌کنيد چگونه خيلي دلربا ... و دوست داشتني خود را ، هم آماده پذیرایی از مرد مي‌کند!؟ و چقدر براي طرفين لذت بخش و دارای آثار روحي و رواني است. در کتاب بهداشت جنسي هم در باره اهميت و نقش قوای جنسي در سلامت روح و جسم، توضيح داده ‌ام و هم اينکه شهوت وسيله‌اي براي لذت هاي روحي و جسمي است (البته نه تنها انزال شهوت) بلکه آن لذت روحي که در اين میان است زن و مرد از نزدیک بودن به هم مي ‌برند مراد است که باعث سلامت و تقويت جسم و جان مي شود. براي خوب زندگي کردن . خانم و آقايي هستند که سه سال است، از شهرستان گاهي هر دفعه نيم ساعت تلفنی در مورد مشکلات جنسي، خانوادگي و درگيري با هم راه نمای شان می ‌کنم ولي هنوز نشده درست و راحت با هم زندگي کنند ، زن به خاطر افسردگي مادر زادي، تربيتي و کوتاهي مرد در موقع مقاربت نسبت به روشهاي آماده سازي و تحریک قوای جنسی، روي هم رفته سبب مشکل جنسي زن شده و مرد هم در جواني مرتکب خود ارضایی مکرر شده که از نظر اسلام حرام و در کتاب بهداشت جنسي توضيح داده شده است.

حال شما تصور کنيد مردي به زن خود محبت نمي‌کند يا مي‌کند ولي زن به جهتي دچار مشکل جنسي شده دراين جا علاوه بر اينکه آن لذت روحي که گفته شد نيست، ديگري را چه بايد کرد؟ که مانند همين زن و مرد که هر روز درگيرند که گاهي به مسأله طلاق، زد  و خورد، رفتن زن به خانه پدر کشيده نشود؟.

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: « و از نشانه ‌هاي او اين که همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا درکنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد در اين نشانه‌ هايي است براي گروهي که تفکر مي کنند.».[1] رعد آیه 21:

شما ببينيد همين گرايش جنسي، چقدر مهم است که خداوند آن را از آيات خود قلم داد کرده است. واقعاً شاه کاري خلقت را در همين تفاوت هاي ميان زن و مرد مي‌توان ديد!؟.                        

*ب): « مرد زني را دوست دارد که انتخاب کرده باشد و زن مردي را دوست دارد که ارزش او را بداند»:=  کلام شهید مطهری از همان کتاب. حال اگر روحيه انتخاب درمرد و زن اگر هر دو يکسان مي ‌بود،باید  توضيح داده شود، با این وصف، چه بر سر بشريت مي‌آمد، اصولاً انسان همه چيز‌ها را انتخاب مي کند و چيزي نيست که انسان را انتخاب کند مگر خدا (اگرخوب باشد) چيزي را که ما از روي شناخت انتخاب کرديم هم به آن علاقه داريم چون طبق ذوق و خواسته شخصي خودمان آن را برگزيده ‌ايم و هم اينکه چون با علم به ماهيت و اهميت آن چيزي را انخاب کرده ‌ايم  براي آن اهميت وارزش قائل هستيم، و در حفاظت آن نهايت کوشش را به عمل خواهيم آورد. يکي از مشکلات از دواج که در سال 86 از هفتصد هزار ازدواج 83 هزارطلاق واقع مي‌شود، اين است که انتخاب ها نا آگاهانه و براي مال جمال... است نه به خاطر اهميت زن بما هو زن و صداقت، ايمان و نجابت او که همه بهتر بروز صداقت.... زن است.

حال اگر مرد زن را از روي شناخت انتخاب و موقعيت زن را با ارزش دانسته  و به آن اهميت بدهد آيا مانند يک کلفت ...، زير دست، فرما ن، بر و برده به او نگاه مي‌کند؟، آمرانه و حاکمانه با او رفتار مي‌کند؟ وآيا با اين وصف مي توان تصور کرد حد اقل درگيري ميان زن و مرد رخ ندهد تا چه رسد طلاق؟! ، مردی که قدر زن را بداند و براي او احترام ارزش قائل باشد، مي‌ دانيد واکنش زن چه خواهد بود؟، زن احساس شخصيت ، امنيت ...، مي کند؛  اعتماد به نفس او تقویت شده و بالا مي‌ رود، احساس مي‌کند شريک و دوست مرد است نه کلفت و دست  نگر و وابسطه؛  زن همين که بداند توجه به او  برای چیست، و  عملاً ثابت کرده باشد که همسرش او را به خاطر ارزش وجوديش در زنگي انتخاب کرده، اصلاً خود را فداي اين مرد مي‌کند، پدر و مادر ... را فراموش و دخالت پدر و مادر و هرکس دیگر ابداً در او و در زندگيش اثر نخواهد کرد، ولی زماني تحت نفوذ عوامل بيروني قرار مي‌گيرد ولو دوست هم نباشد، که احساس کند مرد ارزش براي او قائل نيست یعنی هستی وجود خود را درمعرض خطر می بیند در عوض اینکه طبیعتش این است که از زندگی لدت ببرد بر عکس رنج می برد ومی کوشد راه نجاتی بیابد ولو با طلاق رو برو شود!؟

 مهم ‌ترین نتیجه اينکه، زن مديريت کل را بدست کسي مي‌دهد که او را انتخاب کرده و براي موجودي که انتخاب کرده صمیمانه  ارزش قائل است، لذا خداوند اين خصيصه را در مرد  قرار داده تا در مديريت زندگي يکي عهده ‌دارآن باشند نه دو تا. و اصولاً زنها براساس حکم فطري و هویت زن بودن؛ از واکنش دروني خود با جان و دل مديريت مرد را می پذیرد و از این مرد مدیریت می کند و به همین جهت وضع زندگی از هرنظر مورد پسند است زن لذتی می برد که تنها خود او می داند مدریت درست مرد، چه تأثیری در روحیه او دارد و بس ولذا، به راحتي با او هم فکري و زندگی  مي‌کند.                         

*ج) « زن از مرد شجاعت و دليري مي‌خواهد و مرد از زن زيبايي و دلبري»:=شهید مطهری: :از همين جا معلوم است، زن فطرتاً مرد را به عنوان محور، مدير،حافظ منافع و مرزدار ... زندگي می داند و برگزیده است.  البته تا زماني که عارضه اي حادثه ای پیش نیامده باشد، و مردم هم بتواند درآن جهت درست عمل کند، در این صورت، هيچ مشکل و درگيري خانوادگي ...، رخ نخواهد داد. چون همان طور که خدا شرايط روحي را تنظيم کرده، تعادل بر قرار است و نشان گر اين واقعيت مي باشد که هم اين روحيه زن دچار عارضه ای باز دارنده نشده، و هم اينکه مرد در مدیریت شایستگی خود را عملاً نشان داده و اين شجاعت مدیرانه مرده است که در همه مسائل، زندگي را در مقابل آسیب ها حفظ کرده و پيش مي‌برد، و اين جاست که زن هم از مجموعه زندگي راضي است و هم از چنين مردي لذت برده و احساس غرور، شخصيت ... مي‌کند و در اين صورت است که زن هرچه دارد همه را فداي مرد مي‌کند و در هيچ مشکلي او را رها نخواهد کرد، مانند فاطمه (س) و دفاع از علي (ع)  در وقتی حضرت را به مسجد  می بردند ونیز جر يان حضرت ايوب(ع) و همسرش که طي هفت سال هر چه داشت فداي شوهرش کرد؛ لذا  اگر زن و مردی اين گونه نيستند اوضاع زندگی دچار آسيب شده و تعادل زندگی به هم خورده است!؟ .

و اما اينکه مرد دوست دارد، زن زيبا و دلبري کرده و به اين خواسته روحي مرد پاسخ بدهد؛ حاکي از اين  حقیقت است، که  زن دراکثر اوقات باید در منزل بوده و همانند شمشير در فلاف باشد، تا هم روح او براثر مشاغل خارج از منزل آزرده ، ملول و خسته نشود و هم وقت داشته باشد هم به زیبايي منزل بپردازد و هم  اینکه به زيبايي خود پر داخته  و آماده باشد وقتي مرد از کار مي‌آيد زن با زيبائي هاي آراسته منزل و تنازي و اظهار عشق و محبت  نسبت به همسر خود  خستگي را ازجسم و جانش خارج کند. در واقع خواسته مردی که از کار به منزل می آید چیز هایی است که هم او را سر گرم کند و هم اینکه خستگی را از او بزداید.  ولي مرداني که زن شاغل دارند ، در صد زيادي از انين وضع لذت بخش محرومند ، چون هم زن در کار بیرون ازمنزل، آن زيبايي طبیعی و اصلي را از دست مي‌دهد، و همم وقتي براي زيبا سازي منزل و خود ندارد و هم خسته و کوبیده است. و به حکم ضمير ناخودآگاه، به نوعي از مرد تنفر دارد و از زن بودن تنفر دارد. چون کار درميان مردان برايش عادي و به يک لذت ثانوي کاذب تبديل شده است و به همين جهت است که بسياري از خانم‌ ها از بچه‌ دار شدن زياد و يابه طور کلي بي‌ چه بودن، سر باز مي ‌زنند. زنان شاغل به نوعي به  افسردگي، ضعف اعصاب، اختلالات هورموني، ريزش مو، بدخوابي، احساس کوبيدگي اندام ... رو برو هستند !؟. وبرخی که چنین نیستند کلیت نداشته و اصلاً ملاک نیست.

بايد توجه داشت، اگر فرض کنیم، اين دو صفت ذاتی و هویتی  مرد و زن جا به جا شود، مثلاً زن دوست داشته باشد مرد زيبا ساز و دلبري کند و مرد دوست داشته باشد زن شجاع باشد اصلاً زندگي مشترک مورد نظر، وجود خارجي پيدا نکرده وزندگی به یک هرج ومرج فکری وعملی  تبدیل خواهد شد!؟ ؛  تا چه رسد که زن مرد بتوانند راحت و سالم با هم زندگي کنند!؟

و خلاصه معلوم شد، خداوند هيچ تفاوت روحي را بدون جهت نيافريده ، بلکه  همه چيز روي حساب و هر کدام داراي حکمتی مي‌باشد که زندگی بدین وسیله به شکل طبیعی خود می تواند ادامه دهد، لذا  اگر هر کدام درست و بجا ي خود مورد ستفاده واقع شود،  هيچ مشکلي متوجه انسان نخواهد شد و علاوه براينکه طلاق به حداقل خواهد رسيد، اصلاً طلاق، درگيري خانوادگي وجود خارجي پيدا نخواهد کرد و همه زوایای زندگي  مي‌شود مصداق اين آيه که خداوند مي‌فرمايد: « ما پيامبران را جز (به عنوان) بشارت دهنده و بيم دهنده، نمي‌فرستيم؛ آنها که ايمان بياورند و (خويشتن را) اصلاح کنند، نه ترسي برآنهاست و نه غمگين مي‌شوند.[2] »  معنی اين آیه  که از سلامتي کامل همه جانبه روحي و جسمي انسان  حکایت دارد؛ بيش از بيست مورد در قرآن آمده است،  به قول يکي از پزشکان، بيماري‌هاي قلبي و عروقي در رديف اول و بيماري ‌هاي روحي و رواني در رديف دوم قرار دارند که عامل اصلي هر نا آرامي و فشار خون...، بر اثر مشکلاتی  است که  بیماری های قلب و عروقی را به همراه خواهد داشت.



[1] - رعد، آيه 21.

[2] - انعام ، 48.