وتوضيح نکات قسمت فوق ( از کتاب هویت زن)
البته هم تفکیک صفت زن از مرد وقت زیادی می برد هم توضیح صفات زن که منظور کتابی باشد هم قدری پیچیده است هم توضیح کامل آنها به ظرف زیاد تری نیاز دارد که از حوصله کتاب خارج است و ناچار به برخی از صفات زن بسنده می کنیم که راهی باشد برای درک دیگر نکات به وسیله جوینده واقعیات ظریف کاری های خالق مخلوقات.
1)صفت صلح جویی: صلح جوتر بودن زن عمدتاً به خاطر همان شکل گيري انسان درجنین و پرورش طفل دردامن مادر است، که نود و پنج درصد به مادر ربط دارد تا آن خشني که در مردان لازم است وجود داشته باشد با اين صفت ما در آميخته شده و قابليت لازمي پيدا شود که هم در وجود مرد باشد و هم قابل کنترل که سر از خشونت گری و تخريب در نياورد. لذا ميتوان مردان خون خوار و جنگ طلب را، از بچه هايي به حسابآورد که مادرشان در صفت صلح طلبي کمبود داشته اند و يا مشکلي ديگر مانند فساد اخلقی... مزيد بر علت شده است. به هر صورت خداوند هرکاری می کند از روی مصلحت و طبق حسابی دقیق است که ما گوشه ای ازآن را می توانیم درک گنم نه همه را!؟
2) علاقه به زیور...و ز یبایی ها...::چون کلاً انسان موجودي است، زيبا و زيبا گرا، همان قدرکه از زيبايي لذت مي برد همين لذت زمینه تقويت قواي جسمي و روحي شود که زن باید از آن بهرمن باشد چون از یک سو تولید مثل و پروش فرزند این امر مهم وسنگین بر عهده زن است چون زن نیاز به انرژی زیاد تری نیز دارد . و از سوی دیگر چون مرد از زيبايي خود و زیبا سازي آن قدر لذت نمي برد که از زيبايي و زیبا سازی زن لذت می برد، لذا این از الطاف خداوندی است که این گون شرایط خوب زندگی کردن را تنظیم کرده است تا هم مرد و هم زن به گونه ای از زیبایی ها بهره ببرند که همین خود نوعی پیشگیری از عوارض روحی وجسمی باشد که محروم بودن از آن باعث بیماری خواهد شد!؟.، مانند کمبود عوامل انرژی زا .
لذا خداوند زن را زيبا وزیبا گرا قرارداده که هم فضای زندگی را دوست داشتنی کند، هم مرد را از نظر روحی تغذیه و نیرمند سازد ولي ناخوش بختانه زناني که اشتغال دارند هم زيبايي آن آب و رنگ طبیعی خود را از دست مي دهند، و لذا نمي توانند درحد لازم، مرد را اشباع کنند و در نتیجه به علت کمبود این تغذیه حیاتی هم مرد و هم زن دچار نوعي افسردگي و خستگی روحی وجسمی شده و در نتيجه نسبت به يک ديگر به همان ميزان از يک ديگر تنفر پيدا خواهند کرد، چون هيچ کدام نميتوانند تأمين کننده نياز روحي و روانی یک ديگري باشند!؟، و همان طورکه گفته شد، همين امر مي تواند، بستري براي رشد ديگر علل و عوامل طلاق گردد. و اين جاست که متوجه مي شويم ، چرا اسلام کارخانه را خاص زن قرار داده و کار بيرون را خاص مرد و زن در واقع بايد همانند شمشير درعلاق باشد که هيچ آسيبي متوجه آن نشود و لذا خداوند در باره حوريان بهشت مي فرمايد « حورياني که درخيمه هاي بهشتي مستوراً»[1]،
3) علاقه زن به خانواده: خداوند عالم طوری تنظیم وتقسیم کار گرده که سنگ بنای زندگی مشترک ازيک بستر دارای روحیه عاطفي و همگرائي دوستانه توسط زن شروع می شود. به جهت اينکه مرد با کار بيرون از منزل درگير است، هم از نظر روحي و هم از نظر جسمي آزرده و خسته مي شود، لذا تمايلي به روابط اجتماعي و همگرايي عاطفي مثل زن را ندارد، چون اين کمبود را زن بر طرف و جبران و با برخورد دوست داشتني و زيبايي خود،هم خستگي را از جسم و جان مرد مي زدايد و هم از طرف ديگر او را به همگرايي و سرکشي به اقوام، مسافرت... ترقيب ميکند و لذا خانم ها براي شب نشيني، سرکشي، مسافرت و تفريح رفتن پيش قدم هستند. و به نوعی از همه مهم تر اینکه نسل بشر دوران شکل گیری، رشد و تربیت خود را در دامن موجودی سپری کند که دارای روحیه همگرای، عاطفی... می باشد که چنین مزیت های حیاتی و سازنده در عنصر مرد نیست بلکه چیز دیگر هست که خدا آن را برای کار بیرون از منزل در مرد قرار داده و در زن یافت نمی شود آن گونه که در مرد است.
و خلاصه اين حالت روحی و رواني زن در بسترهای زندگیً تأثير خود را خواهد گذاشت و همان طور که قبلاً گفته شد از یک سو، آن کمبود و يا نا خالصي صفت مرد را ميگيرد و به يک چيز ساز گار تبديل ميگند و از سوی دیگر اگر همين صفت مادري ناقص باشد اصولاً بچه ها پرورش یافته در دامن چنین مادرانی، گوشهگير ...، بارخواهند آمد.
4)پرحرفی زن: ممکن است تصور شود چرا زن ها پر حرفند و این یک نقص برای زن تلقی شود!؟ ولی صد در صد اشتباه است که ما نمی دانیم آن خالق مهربان ومهندس تنظیم کننده زندگی بشر چه شاه کاری به خرج داده تا زندگی بشر را از هر جهت آراسته و قابل توجه قرار داده است. و لذا از یک سو به جهت اين است که جدیداً ثابت شده بچههايي که در دوران طفولیت و کودکي زياد با آنها صحبت شده علاوه بر برخور دار بودن از سلامت روحي و جسمي، افرادي می باشند.که اجتماعي، خوش برخورد، زبان آور در جامعه ظاهر ميشودند، و نیز اين قبيل افراد جاذبه دوست گرايي خوبي دارند. و از سوی دیگر مادرانی که با جنین خود حرف می زنند ثا بت شده بچه این ها از ضریب هوشی بیشتری برخور دار می باشند. وعکس آن بچه های کودن... به علت کم حرفی... مادران بوده است!؟.
لذا پرحرفی زن دلایل زیادی دارد؛ از جمله زن با حرف زدن نگران های در زندگی را تخلیه می کند که در بچه داری و شوهر داری مشکل ایجاد نکند ظرف گل دان باید از هرآلودیگی پاک باشد تا گل درآن زیبا و پر تراوت باشد. لذا حضرت رسول(ص) می فرماید :« تذاکروا و تلاقوا و تحدثوا فان الحدیث جلاء للقلوب ان القبلوب لترین کما یرین السیف وجلاء ها الحدیث. با یک دیگر ملاقات وگفتگو کنید زیرا گفتگو صیقل دلهاست همانا دلها مانند شمشیر زنگار میگیرد وصیقل آنها گفتگو است: اصول کافی ج1، صفحه 50:. دلیل اثر مثبت. دید و باز دید... همین تخلیه خستگی و نگرانی درونی است؛ تا گرد و غبار از آئینه دل زدوده و همه چیزی را آن طورکه هست ببیند. لذا آئینه دل مادر برای پروش طفل باید از هر آلودگی پاگ باشد. والا به همان اندازه به طفل منتقل خواهد شد. قربان خدای مهربان که چه قدر بنده را دوست دارد ولی بنده...!؟
5) رقيق القلب بودن زن: دلایل زیادی دارد که از یک سو، اهمیت آن به خاطر پرورش بچه است که مادر با اندک سختي ...،متوجه بچهشده و فوراً بدادش مي رسد و مشکلات بچه را راحت تر از مرد تحمل مي کند،لذا مادرها کمتر از شيطاني کردن بچه عصباني مي شوند، و ازسوی دیگر وقتی کوچک ترين مشکلي متوجه مردميشود زن از خود واکنش نشان داده، و اقدام ميکند ولي مرد نسبت به زن وحتی بچه درآن حد نیست و بر عکس باید قدری سنگ دل باشد برای موقعی که در تضاد های اجتماع باید از حریم خود دقاع کند. رقت قلب حتی خطر ناک می تواند باشد مثلاً مرد رقيق القلب نمی تواند از ناموس، حدود مالکيت... خود دفاع کند. البته رقيق القلب بودن زن جزء طبعش مي باشد و با غيرت نبودن او عليه تجاوز گر که ماند مردنیست منافاتي ندارد چون جزئي از وضع طبيعي اوست و به خاطر جهاتی مرد باید جایگزین باشد. اصولاً هر چيزي جزء طبيعت انسان باشد عاري از اثر منفي است. این را اضافه کنم که دختر ها نسبت به والدین از پسر ها دلسوز تر و بیشتر متوجه نگرانی... والدین هستند.