( از کتاب هوت زن)              

2) تأثير پذيري:  تأثيرگذارکه درهر چيزي صاحب اثر است مانند آدم شاد، این شاد بودن، قبل از هر چیزی خود او را تحت تأثير قرار خواهد داد، نورخورشيد درهر چيزي اثري از خود باقي خواهد گذاشت ولي تأثير پذيري چه آگاهانه باشد يا ناخودآگاه، اين تأثير پذيري است و اين جاست که دامنه هر صاحب اثری توسعه خواهد يافت و همين امر است که مثلاً يکي براي اولين بار سيگار را استعمال مي‌کند و امروز در ميان بيش از يک ميليارد سيگاري درجهان، سالي چهار ميليون نفر راهي گورستان مي‌شوند!؟.

همانطورکه قبلاً گفته شد ايران اسلامي هم تحت تأثير افکار و عقايد غربي واقع شد و هم کساني بودند تأثير پذير که هنوز اين گروه چه با هدف و چه بي‌هدف و از روي هوا و هوس وجود دارد. و هيچ کس نمي‌تواند منکرشود که آن افکار تأثير گذار غربی، درکشور حاکم نيست و این همان  است که اسلام گفته یعنی بر خلاف تفکر غربی در باره زن،  بهاء دادن به هويت زن است. اینکه زن دوشا دوش مرد کار کند آيا با هويت و وضع روحي و رواني زن سازگار است؟!، مسلم این گونه نیست، و در واقع همان اوصاف مرد درکار خارج منزل در قالب زن یعنی زن با روحیه ماهوی خود کار نمی کند، بلکه عارضی می باشد!؟، گرچه استدلالاً اين طور نيست ولي بر داشت اوليه از اشتغال زن اين گونه است که قبلاً گفته شد حتي تعريف مي‌شود و در موارد زناني به عنوان نمونه معرفي مي‌شود که عرف اين امر را عموميت داده و تلقي اين گونه است که هر زني مي‌تواند اين گونه است که هر زنی می تواند این گونه باشد و نمي‌‌گويند به دلايلي استثنايي است که مثلا زنانی باید عمل جراحی زنان را عهده دار باشند. ولی  به هر صورت آن تبعات را قطعاً خواهد داشت، مانند بي‌ميلي زن به مرد، افت قواي جنسي ، بي‌ميلي به توليد مثل و پرورش بچه؛ تبعات اشتغال زنان تأثير پذيري درعصر حکومت اسلامي جای بحث است که کشورهاي غربي به خصوص دردو دهه  اول، مرتب ايران را متهم می کردند آزادي زن را  سلب و نقض حقوق بشر مي‌کند!؟، تا آن حد، که حتي چند بار در سازمان ملل ايران را به ناديده گرفتن حقوق بشر از جمله زنان متهم کردند که البته نظر غربي‌ها همان جلوگيري از بي‌حجابي ...، در ايران بود که گروهي خودآگاه و يا ناخودآگاه به آن دامن زده و مي‌کوشند، زن ايراني هم درجهاتي همانند زن غربي باشد ولي مسئولان بگونه ‌اي ديگر بر داشت کردند و دروازه اشتغال زن را در همه مشاغل شخصي و سياسي بازکردند که در رياست جمهوري هم کساني خواستند نام نويسي کرده و کانديد شوند؛ در انتخابات نمايندگي تعدادی از زنان متقاضي کانديد شدند، درانتخابات شوراهاي محلي زیاد نام نوسی وحتی عضو شدند؛ درهمين شهر قم به دلایلی خانمی  نفر اول شد که وضع ايده‌آلي نداشت و با عکس‌هاي رنگي جو را به نفع خود عوض کرده بود!؟

 در اداراتی دیده می شود€ تعداد زن نزديک است ازمرد بچربد ، تازگي شنيدم،اشتغال زنان با صرفه ‌تراست!؟، ولذا تا ممکن است مي‌گردند زن را بپذیرند. و این جاست که در واقع هويت زن توجيه اقتصادي پيدا کرده است همان گونه که در کشور‌هاي عربي چنين است ، و از جمله در انتخابات کشور های غربی...، از موقعيت زن زياد استفاده مي‌شود که در ايران هم بگونه ای دیگر، دارد روال عادي به خود مي‌گيرد و عجيب اينکه اين را به حساب موقعيت زن درآزادي به نام آزادی زن در اسلامی  واز دست آورد های نظام اسلام تلقی و حتی تعريف و تبليغ مي کنند!؟

خلاصه تأثیر متقابل و فشار خارجي با آن وصفي که گفته شد، از يک سو، علل و عواملي ديگر که بعداً خواهد آمد از سوي ديگر، کار را به جايي رسانده که قبولي دانشجويان دختر در مواردي از مسابقات کنکور دانشگاهي دارد به مرز هفتاد درصد مي ‌رسد!؟، و با آب و تابی بگونه افتخارآمیز، شعار می دهند؛ دخترها درصد بالایی از قبولی در کنکور را دارند!؟، نمي‌دانم چطور است که درگزينش ها هم زنها موفق‌ترهستند و دارد اشتغال زن به يک فرهنگ کاملاً پسنديده تبديل وتلقی مي‌گردد که از مسئولاني شنيده مي ‌شود، اين وضع را با لحني افتخارآميز بيان مي‌کنند که ايران زن و مردش در فعاليت هاي گوناگون دو شادوش  هم کشور را آباد و به يک کشور الگو تبديل مي‌کنند!؟

3): عامل حس رقابت در اشتغال : مقوله رقابت نه تنها درتعريف انسان حتي در میان ساير موجودات زنده، بگونه‌اي است که اگر نمي ‌بود مي‌توان گفت: حتی توليد مثل راکت و مو جودات منقرض مي ‌شدند، حس رقابت درميان آحاد بشر يک مقوله قرار دادي اينجا و يا آنجا نيست، بلکه درخمير مايه  و فطرت بشر نهفته است که اگر نمي ‌بود انسان بايد هنوز در غارها ، عريان زندگي می کرد. حس رقابت را مي‌توان هم در مقوله انسان شناسي مورد بررسي قرار داد و از صفات فطري انسان دانست و هم درمقوله روان شناختي  مورد بررسي قرار داد . حسن رقابت درعمل ظهور پيدا کرده و در هر زمان و هرجايي رنگ و شکل شرايط همان افراد و يا همان جا ...را دارد و بايد اضافه کرد، نیز از مقوله جامعه شناسي است. حس رقابت چگونه جامعه را در همه زمينه‌ ها با وضع بسيار عجيب و پيچيده و درعين حال دوست داشتني به جلو برده و علوم را شکافته و همچنان بالا مي ‌رود. اگر کتاب تاريخ صنايع و اختراعات را مطالعه کنيم، خواهيم ديد همين حس رقابت چگونه بشر را از غازها بيرون کشيد و از الاغ سواري به فضا پمايي کرات بالا رساند. اي کاش کشورما گروه هايی آسيب شناسي مي‌داشت و اينکه ای کاش، کارشناسان، انسان شناسی، روان شناسي و جامعه شناس  می بودند تا معلوم سازند چگونه شرایط نا خواسته سبب شده، مقوله هويت زن به يک هويت کاذب تبديل و سر از يک معضل لاينحل فردی واجتماعی در ‌آورده و در می آورد که وضع فعلی کشور اسلامی اين گونه  است!؟

درميان دختران دانشجو اين رقابت که برای اینکه ، پس از فارغ التحصيل شدن ازدانشگاه ، دست بکار شود به شدت و جوشان دنبال مي‌شود تا آنجا که مواردي بوده چون  در کنکور،برنده نشده بود به مشکلات روحي و رواني دچار شده اند؛ دختری به محض شنيدن عدم قبولی خود، فوراً با سلاح گرم کمری پدرش خود را خلاص مي‌کند!؟، تحیقاً ثابت شده است، کمتر کسي، به خاطر خود ماهيت علم  دیده می شود که تا اين حد مصر باشند که اگر قبول نشدند دست به خود کشی بزنند. امروز شايعه است دختراني که شاغلند مشتريان زیادی برای خواستگاری آنها، به صف نشسته دارند!؟، ولي کسي به سراغ دختران غیر شاغل، نمي‌ر‌ود. همين امر بگونه‌اي ديگر والدین را درگيرکرده که به هر قيمتي است بکوشند دخترشان  قبول و صاحب شغل شوند که مي‌توان گفت: موتوراين حرکت زیان بار، جو حاکم و يک نوع جبر رقابتی است. چون اگر دختری شاغل نباشد یا اصلاً خواستگار به سراغش نمي آيد یا کسي مي‌آيد که اگرآن دختر شاغل می بود هرگز قبول نمي‌کرد ولي حال نا چاراست قبول کند که همين يکي از بسترهاي پاشيدن بذر طلاق و رشد آن به وسيله علل و عوامل ديگر است!؟. ما  نام این قبل ازدواج ها را ازدواج های نا خواسته گذاشته ایم!؟ یعنی ازدواج اجباری که تا آخر عمر این خاطره تلخ با هیچ چیزی شیرین نخواهد شد که مواردی به طلاق منجر می شوند و چند مورد را خودم به عنوان اصلاح گر بودم  ولی بی فایده1؟

چرا مردم و به خصوص نسل جوان به اين روزگرفتار شده ومی شوند؟!، بايد گفت: به خاطر شکسته شدن مرز هويت زن است!؟، اگر عالمان ديني و ديگر مسؤولان ذیربط دولتي و مردمي، در مورد هويت زن، اهميت او را درخانه داري و تربيت اولاد درحدي کاربردی و نهادینه کرده بودند که امرخانه‌داري به يک فرهنگ افتخارآميز درآمده بود، وضع اين گونه نمي‌بود که فعلاً هست!؟، اينها زايیده وتبعات خسارت بار، همان رسوبات عقايد غربي درباره زن است که مرد و زن بايد، بار سنگين جامعه را باید با هم  بدوش بگیرند مرد ؛ زن د ر همه عرصه ها، بايد حضور فعال داشته و از مردان عقب نمانده؛ این طرزتفکردر ميان زنان جوی ایجاد کرده که ما زنان نباید از مردان عقب باشم حتی درمجلس ... هم  بايد نماينده داشته باشيم تا بتوانيم حق خود را بگيريم!؟. در دادگاه ها بايد قاضي زن باشد تا مشکلی رخ ندهد!؟،. امروز زنی نیست که دغدغه جدی داشته باشد ،که در امرخانه داری، همسر داری، تولید مثل؛ و بگوید باید کوشش کنم، در امرخانه داري، همسرداري، توليد مثل وتربيت اولاد، از ديگران عقب نباشيم؛ بلکه دغدغه دارد چرا مثل خانم همسايه، شاغل نيستم که خودم در آمد داشته باشم ، منت مرد را نکشم به پول بدهد ، برخی به این فکرند حقوق بر باشند برای سلطه بر مرد، یا داشتن سرمایه جدا برای خودش ...؟!