آسيب هاي هويت زن در نگاه علل و عوامل
منظور از علل، همان چيزهايي ميباشند که سبب پيدايش موجود خارجي چيزي ميشوند، خواه آن علل انسانی باشد و يا هر چيز ديگري که ممکن است قابل ديدن هم نباشد ولي عوامل اصولاً مربوط به انسان ميشود، آن چيز از علت ظاهر ميگردد مانند وسايل نقليه که همه امکاناتش تا وسيله سوخت روي هم رفته علت هستند و انسانی که وسيله نقليه را به حرکت در ميآورد عامل نام دارد. آنچه باعث مي شود هويت زن دچارآسيب باز دارنده شود، نيز اين گونه است که مثلاً جهل علت انتخاب همسر به خاطر زيبايي... او ميشود، بستر پاشيدن بذر انتخاب همسر به خاطر زيبايي، تبعات خسارت بارآن، برداشت محصول آن است!؟.در اين جا به خاطر اهميت اينکه چگونه هويت زن دچار عارضه گردیده و ازحالت طبيعي خود خارج و به یک هويت کاذب اجتماعي زن، تبدیل ميشود، بايد قدري مفصل تر بحث کرد، شايد از اين نبايد ها که، بيشتر در دراز مدت تبعات زيان بارآنها پديدار ميگردد، جلوگيري شود.
1):علت العلل در نگاه فرهنگ بيگانه: اصولاً جوامع بشري تأثير پذير از يک ديگرند، و هر قدر علم و تمدن پيش ميرود و بر اثر ارتباط جمعی و رسانه ای ، فواصل از نظر زماني و مکانی کم تر ميشود، اين آسيب پذيری سريع تر، همگانی و عميقتر ميشود. امروزه کوچک ترين کار و يا حرف جديد به محض اینکه ظاهر می شود، بلافاصله حتي به دورترين، کوچک ترين روستا رسیده و همه را فرا می گیرد!؟، و عجیب اینکه به زبان وگویش محلی هر کشوری توسعه می یابد. چون عصر فناوري و تکنولوژي بدون مرز وغیر قابل کنترل ، مرزها را شکسته و حتي از بايد هايي که برای بشرحیاتی ولازم است، جلو گیری ميکند.
در اين سال جاري که سال فروپاشي نظام سرمايه داري غرب است و توضيح کاملاً آن در جلد ششم (تاريخ سياسي ايران و جهان) صفحه 96 آمده است. در اندک زماني ، با وجود اینکه ایران سيسال از طرف غرب تحريم اقتصادي است،آن را کاملاً تحت تأثير خود قرار داد.
از زماني که اختلافات ميان نظامهاي مادي به خصوص غرب با اسلام در مورد تساوي، حقوق مرد و زن ...بالا گرفت و ازهفتاد سال پيش که کمونيست اشتراکي جنسي به بازارآمده بود، اين چکش زمان برهمه وجود هويت زن وارد شد، با وجود اينکه به دلايلي، ازحجم اختلافات کاسته شد ولي به علت پيشرفت وسرعت ارتباتا ط جمعی و رسانه ای، بقاياي آن همچنان درسطح جهان گسترش دارد و کشورهاي اسلامي هم ازآن در امان نمانده اند؛ به خصوص اينکه افراد تأثير پذير، بيحد و مرز،آن را تشديد کرده و آتش گردان ضربه برهويت زن مي باشند!؟
ما زمان شاه را که ايران به طورکامل، ميدان جولان استعمارآمريکا بود ، فرهنگ ضد هيويتي زنِ اين استعمار را که بيداد ميکرد، با همه وجود لمس کرده و هنوز بياد دارم. با وجود استقرار حکومت اسلامي از سي سال پيش تا کنون، در ايران هنوز هم، بقايايي بوسيله افرادی تأثير گذار و و تأثير پذير،از همان نوع اقراد، در عصر اينترنت باقي مانده و در قالبی و به رنگ ديگری به عنوان آزادي زن در اسلام هم چنان بطور خزنده هويت زن را عملاً آسيب زده کرده ومی کند!؟. يعني کار به جايي رسيده که اکثر دخترها ولع اشتغال در بازار کار را بر سر دارند و بیشتر دوست دارند ،دوشا دوش مردان کارکنند و لذت ببرند و اینکه زن خانهدار باشند و در خانه به توليد مثل و تربيت فرزندان مبادرت کنند بگونهاي دلسرد، بيميل و گروهي اصلاً متنفرند!؟، که قبلاً گفته شد کساني با توجيه به اهميت شغل، و اينکه بچه داري سخت است ونیز اینکه دولت هم در نظر دارد توليد مثل را کنترل و به حداقل آن اکتفا شود... خيلي راحت از قرار گرفتن در خانه نگران و از بودن در ادارات روي صندلي نشستن و با همکاران گفتگو کردن بينهايت لذت ميبرند!؟
از کي اختلاف در مورد هويت زن شروع شد؟
در اين جا ما زياد،کاري به تاريخ دقيق آن نداريم ولي مواردي از نظريات صاحب نظران مادي را در برابر اسلام ازکتاب ( نظام حقوق زن در اسلام) از شهيد مرتضي مطهري از نظرتان خواهيم گذراندکه می فرمایند: « يکي از موضوعاتي که براي من موجب تعجب است، اين است که بعضي اصرار دارند که تفاوت زن و مرد را در استعداد هاي جسمي و رواني به حساب ناقص بودن زن و کاملتر بودن مرد بگذارند، چنين وانمود ميکنند که قانون خلقت بنا به مصلحتي زن را ناقص آفريده است.
ناقص الخلقه بودن زن پيش ازآن که در ميان ما مردم مشرق زمين مطرح باشد در ميان مردم غرب مطرح بوده است. غريبان در طعن به زن و ناقص خواندن وي بيداد کردهاند. گاهي از زبان مذهب و کليسا گفتهاند: « زن همان موجودي است که گيسوان بلند دارد و عقل کوتاه» ، « زن آخرين موجودي وحشي است که مرد او را اهلي کرده است»، « زن برزخ ميان حيوان و انسان است» و امثال اينها.[1]»
چون شهيد مطهري توضيح نداده اند. لازم است توجه داشت، وجود و ماهيت زن درسياست مادي گرايان به خصوص غرب، اينکه زن را چگونه بايد تعريف کرد که در ضمن استفاده جنسي بي قيد و شرط، در زمينه هاي سياسي ، اقتصادي...، به شود از آن کرد. لذا اين موجود جلب کننده، توجه همگان بهرهبرداري کرد در واقع زن کالاي مورد استفاده است که براساس شرايط بايد تعريف شود و هر زماني، آن چگونه تعريف شود که با توجيهاتي بشود از موقعيت زن بهره گرفت ، زماني که مسأله استفاده جنسي بي مرز مطرح است، زن را پست ... معرفي کرد و زماني که ميشود در موقعيت هاي سياسي از موقعيت زن استفاده کرد، زن را از مرد برتر دانست و تعريف شود و از شهيد مطهري در ادامه همان صفحات آدامه داده و ميفرمايد: « از اين عجيب تر اينکه برخي از غربيها اخيراً با يک گردش صد و هشتاد درجه اي اکنون ميخواهند با هزار و يک دليل ثابت کنند که مرد موجود ناقص الخلقه و پست و زبون، و زن موجود کامل و بهتر است اگر کتاب «زن جنس برتر» اشلي مونتا گو را که در مجله زن روز منتشر ميشد خوانده باشيد مي دانيد که اين مرد با چه زور زدنها و مهمل بافيها ميخواهد ثابت کند که زن از مرد کاملتر است ...، اشلي مونتا گو ازطرفي اصرار دارد، زن را جنساً برتر از مرد معرفي کند و از طرف ديگر امتيازات مرد را مولود عوامل تاريخي و اجتماعي به شمارد نه مولود عوامل طبيعي»
شهيد مطهری، مطالب فوق را ربط مي دهد به نظريه افلاطوني و ميفرمايد: « اين مسئله يک مسئله تازه که در قرن ما مطرح شده باشد نيست، حد اقل دو هزار و چهار صد سال سابقه دارد.
زيرا اين مسئله به همين صورت درکتاب جمهوريت افلاطون مطرح است. افلاطون با کمال صراحت مدعي است که زنان داراي استعداد هاي مشابهي هستند و زنان مي توانند همان وظايفي را عهده دار شوند و از همان حقوقي بهره مند گردند ...، افلاطون روي همين جهت که زن را ازمرد ضعيفتر ميداند خدا را شکر ميکند که مرد آفريده شده نه ميگويد : « خدا را شکر ميکنم که يوناين زائيده شدم نه غير يوناني، آزاد بدنيا آمدم نه برده مرد آفريده شدم نه زن».
شهيد مطهري در مورد اينکه ارسطو شاگرد افلاطون نظر استاد را به طور کلي رد و نسخ ميکند ميفرمايند: « ... به عقيده ارسطو فضائل اخلاقي زن و مرد نيز در بسياري از قسمتها متفاوت است، يک خلق و خوي مي تواند براي مرد فضيلت شمرده شود و براي زن فضيلت نباشد ... نظريات ارسطو نظريات افلاطون را در دنياي قديم فسخ کرده دانشمنداني که بعدها آمدند نظريات را بر نظريات افلاطون ترجيح دادند.[2]»
لازم به ياد آوري است گرچه اين اظهار نظرها در اصل به خاطر جهات ديگر بوده ولي سود جويان اقتصادي، سياسي دوران استعمار همان را بستري قرار داده اند که بتواند از اين موجود پر جاذبه (زن زيبا) متناسب با شرايط هر بهره اي را که شرايط اقتضاء ميکند، بر دارند. باید توجه داشت، شعاع تاريک این نوع بهره بر داری از زن ، چهره جهان را دگرگون کرده و بيک معضل بين المللي تبديل کرده و هرجا به رنگي و درکشوری مذهبي به رنگ مذهبی، ظاهر گردد مانند ايران ما که کاملاً جا افتاده که از نظر اسلام، زن آزاد دوشا دوش مرد درصحنههاي سياسي، اقتصادي، علمي، توليدي، اجتماعي، اقتصادي ، اجتماعي، فرهنگي ...، فعاليت داشته باشد!؟، بد بختي اين است که این همهرا، بطورصريح به اسلام نسبت داده و هيچ قيد و شرطي هم ذکر نميشود!؟، حال قبول کنیم که اسلام چنین گفته ولی آیا بيحد و مرز يا روی حساب و بر اساس ضرورت باید زن را جایگزین کرد مثل جراحی زنان از زن جراح استفاده شود. ولی نه هرجا چون شرایط فعلی که چون زن برای کارفرما هم کم هزینه تر است و هم بی درد سر...؟! لذا برای هر کاری از زن استاده می شود اداره ای نیست که چند زن درآن نباشد. زیاد دیدم نوشته بود به خانم دارای فلان هنر... نیاز داریم!؟