انسان ابزاری مرده است!؟      (از کتاب هویت زن)

انسان ابزای که شرایط به او جهت می دهد، نه آن هویت و خاصیت ذاتی او؛ به آن چیز های ابزار گفته می شود، که تا عاملی نباشد بی حرکت  مانده و از بین می روند، لذا در نمونه انسانی آن، این موجود مرده است، ؛ مانند جسم بدون روح ، در واقع روح است که به جسم تحرکت می بخشد. وقتی شرایطی نا خواسته، درجامه بوجود آید که دختر ببیند اگر شاغل نباشد، احتمال  می رود خواستگاری برای او نیامده و بماند و یا همسر ایده آلی نصیبش نشود، این فکر به نوعی او را مجبور می سازد در پی این درمان باشد و لذا این خود زن و هویت او نیست که در جهت گیرش اثر دارد، بلکه همان جبری است که فرد نه از سر و ته از ته آن با خبر نیست که این وضع  روحی و فکری یعنی چه؟ و نمی تواند تبعات زیان بار آن را بداند درآینده آن چیست تا آن را اندازه گیری کند!؟، حتی کارشناسان جامعه شناس هم دراین جا ها می مانند!؟، بنا بر این  عوامل خارجی و اقتصادی می باشد که انسان را به طورنا خود آگاه به این جا می کشاند، و در واقع  فرد حکم  ابزار را پیدا کرده است!؟. وقتی شرایط اقتصادی وضعی را به وجود آروده که کارمند زن ازکارمند مرد، هم مناسب تراست و هم مشکلات مرد را ندارد، این یک بستر اجتماعی جذاب می شود که تا ممکن است، سود جویان بی مروت مرد استخدام نکنند تاسه میلیون جوان بر اثر بیکاری معتاد مواد مخدر تحویل جامعه اسلامی بدهد!؟، در واقع زن می شود موجودی ابزادی برای پول بیشتر  سر مایه داران...!؟، قبلاً معلوم شد امروز زنان درحدی جای مردان را اشغال کرده اند که یکی از تباعات خسارت بارآن سه میلیون جوان بر اثر بیکاری معتاد و از رده خارج شده اند و باید نام آن را گذاشت نوعی تلفات انسانی که سالی گروهی زیادی ازآنها پس از نباید های درد ناک و خسارت باری راهی گورستان می شوند و بقیه هم در مرگ تدریجی به سر می برند، با آنهمه خسارات مالی ...،آن. این را همه قبول داریم که زن (به خصوص درکشورهای اروپایی) به یک ابزار اقتصادی و حتی سیاسی...، تبدیل شده است ؛ در ایران هم دارد همین وضع را پیدا می کند، و به این توجیه که زن روحیه زیبا سازی دارد، به عنوان نمونه، زن رئیس محیط زیست می شود. در این جا هم به نوعی دیگر، زن می شود موجود ابزاری که جایگزین مرد می شود با این توجیه غلط که زن در این کار موفق تر است ومفهوم آن می شود مرد در این کار به خواهد هم نمی تواند موفق باشد!؟، که باید گفت: اگر می شود مرد هم  موفق باشد چه دللی دارد زن باشد واگر مرد نمی تواند ونم شود مرد را به آن جا رساند به چه دلیل شرعی، عقلی عرفی...؟!،

 این هم درحالی که به هر صورت محسنات مرد دراین کار از محسنات زن می چربد و اصلاً قابل مقایسه نیست.مانند مقابله با موانع؛ جاهایی که اگر قاطعانه عمل نشود خسارت باراست درصورت که زن نوعاً صلح طلب، شازکارو دارای عواطف و احساساتی خاص خود  می باشد درست نقطه مقابل مرد که قبلاً درهمین کتاب گذشت.  وقتی زن بر اساس شرایط جهت داه شود، این همان مرده است یعنی هویت او دیگردرجهت گیری زن بی اثر و یا کم اثراست. که قبلاً گفته شد، اکثر زنان ازکاردرمنزل تنفردارند و شاغل بودن را بیشترازکار درمنزل دوست دارند و با عش وعلاقه آن را دنبال می کنند!؟، درست شیه گله گرگ زده که گوفند در حای که به شدت از گرگ می ترسه با سرعت به طرف گرگ می دود!؟، و این یک عادت غلط و پدیده عارضه بسیارخطر ناک است که مانند هما گرگ هویت زن را دارد قطعه قطعه می کند ولی نه زن و نه دیگرانی ازآن خبرندارند، چون فهم آن بسیار پیچیده است!؟، و دلیل این که خود زن درک نمی کند این است که به قول علی(ع) آن عارضه به حالتی تبدیل شده که آن حالت قبح خود را از دست داده است!؟، درحدی لذت بخش شده ، ولو احتیاج مالی هم نباشد با علاقه دنبال می شود!؟، در واقع زن امروز تحت عوامل  جبری محرک انگیزه دار ولی کاذب، می کوشد خود را با شرایط وفق دهد، شبیه همان گیاه و یا حیوان که خود را با شرایط محیط وفق می دهد. اگر هویت زند آسیب ندیده و وضع ابزاری پیدا نکرده باشد نه تنها اینکه ازکار درمنزل و بچه داری بی میل نیست؛ بلکه عاشقانه کارخانه و بچه داری را انجام خواهد داد چون به فطرت هویتی وطبیعت زن بون او هم خوانی دارد ولذا  بی نهایت ازآن لذت می برد به همان اندزه که از داشتن شغل بیرون از منزل حد اقل بی میل است، چون طبیعت ، وضع روحی ، روانی و ساختمانی او این گونه است ودچار هیچ آسیب وعارضه ای هم نشده است

اینکه گفته شد انسان ابزای، مرده است؛ در مورد اینکه، زن ابزای، جسماً مرده است؛ یعنی دیگرآن هویت حاکم و اثرگذار نیست که زن را جهت بدهد؛ بلکه شرایط حاکم است که به زن جهت می دهد؛ شرایط جای هویت را گرفته و علت  آن ین است که تبعاتی را درپی داشته و خواهد داشت به دلیل اینکه هر چیزی ازحال طبیعی خود عبورکرده و خارج شود، پدیده، عکس پدیده مطلوب خواهد بود که در حدیث هم آمده: « کل شئ تجاوز عن حد ینقلب الی ضده. هرچیزی  از حد و مرز خود بگذرد به ضدش تبدیل می شود »: که درهرچیزآسیب پذیری نمونه زیاد داریم. و خلاصه خلأ به وجود آمده را چیزدیگری پر می کند که در نظام خلقت آن چیز بیگانه به ظرف مورد نظر خداوند است که سرایت آن چیز هم ظرف را از بین می برد و هم شعاع ویروسی آن به اطراف سرایت خواهد کرد وجامعه را آلوده می کند!؟.

مشکل از کجاست وچرا؟

اینکه اشاره شد نه خود زن و نه دیگرانی نمی دانند چگونه هویت زن را گرگ گرسنه شرایط موجود، پاره می کند؛ این است که نگاه ما به زن درقالب دلایلی به نام اسلام، نگاه ابزاری است که خودمان هم واقعاً بی خبریم!؟، چون از قرآن و روایت استفاده می کنیم همین باعث شده دیگر به نتیجه عمل و وا کنش آن توجه نکنیم.  و لذا اشبتباه از این جا شروع می شود که فکر می کنیم هرجا شد ازآیه قرآن و یا روایت استفاده کنیم حتماً آن کاردرست است؛ درحالی که آیه و روایت را با چندین زاویا و معانی می توان مورد بررسی، قرا داد  و از آنها، استفاده کرد. و از طرف دیگر شرایط گونا گونه و بسیار پیچیده اجتماعی با شرایط دیگرقابل مقایسه نیست، بلکه شرایط حساس وکاملاً متغیرهای  اجتماعی طور است که و قتی بناست کاری انجام شود، ضرورتاً به کار شناس جامع شناس نیاز می باشد آن هم با یک کار گروه شورای که هر کدام دارای تخصی باشند که آن موضوع به گونه ای با آن تخصص ها ربط دارد !؟، نه همین طوری هرکس شعارگونه نظری بدهد و مانند وحی منزل بکارگرفته شود؛ یه چند نفر بی خبر از خیلی چیز ها و جاها ...، پشت در های بسته چیزی را امظا و به صورت یک ماده تصویت شده عملیاتیکنندد؛ آن هم بدون یک روش آزمایشی !؟، ویا نظر خواهی که نمونه زیاد است. مدتی که با مدیرانی درگیر بوده و هنوز هم به نوعی دیگر درگیرم و از خیلی چیز ها اطلاع دارم که وقت بیان آنها نیست.

به هرصورت ما هرجا هم نتوانستیم از نتیجه کار درآینده با خبر شویم، باید کار را آزمایشی شروع کنیم تا نتیجه وخروجی ها چه جواب بدهد . من با توضیحاتی که دادم  وخواهیم داد ، روشن می شود که نتیجه حضور  بی  قید و شرط زن در بازار کار، نتیجه زن ابزاری در غرب است، مانند طلاق، گرایش به مواد مخدر براثر بیکاری درمیان جوانان پسر، مد و مد گرایی، تجاوز به عنف، دختر بازی، جمع آوری شده سالی 500 طفل سر راهی توسط بهزیستی ، در صد بالای بیماری در میان زنان وصد ها مشکل جبران نا پذیر دیگر که یکی ازعلت ها وعلت العلل آن، همین ورود بیقید وشرط  زن در بازار کارمی باشد وبس!؟.

 به هرصوت باید بهخروجیها  نگاه کرد ولذا تا کنون چندین نامه وطرح برای مسؤولان درمورد اهمیت آسیب شناسی ارسال کرده ام؛ چون ما شدیداً به آسب شناسی نیاز داریم، چون واقعاً خود خانم ها  ازکنه قضیه بی خبرند و اگر درست آگاه شوند خودشان کناره خواهند گرفت چون شغل زن درخارج در صورتی که واقعاً ضروت نداشته باشد؛ ارزشی که ندارد کناه هم دارد، که درامر بچه داری، تولید مثل، رسیدکی به شرایط روحی شوهر...، واقعاً زن ارزش های زیادی را دارد از دست می دهد که به درد روزی می خورد که آن روز دیگر پشیمانی سودی ندارد. زنهای را سراغ داریم که به وسیله پیشگیری ویا از هر طریق دیگرد به یک دوتا فرزند اکتفا می کند!؟ در صورتی که اگر شاغل نباشد حد اقل تا چهار فرزند را می تو.انند به راحتی بزرگ کند اینها به نوعی زنده به گور کردن نسل بشر است!؟ که حضرت رسول (ص)می فرماید:« فردای قیامت به زیادی شما افتخار می کنم» .آن هم انسان های شایسته ای که درعصرنظام اسلامی و زیر  لوای حضرت مهدی(ع) در دنیا برای والدین افتخار و درآخرت، ارزش گران بهایی هستند که آن روز زنان شاغل پول دوست، هوس ران...، متوجه خواهند شد، برای چهار روز دنیا، ارضای جسمی حیوانی و خاکی...، چه ارزش های گران بهایی را از دست داده اند و دیگر پشیمانی سودی که ندارد هیچ طبق آیه36، سوره اسراء،  باید جواب گوی خیلی از خسارت ها هم باشند!؟