(از گتاب هویت زن)

2) زمینه تربیت انسان: در اين مورد حدیث زياد داريم که تربیت و آموزش طفل در  از دوران جنين شروع مي‌شود. مادري که هم آگاه باشد و هم زمان بارداري مشغول به ياد گرفتنن‌هايي باشد به همان اندازه در شکل گيري جنين اثر خود را خواهد گذاشت .اگر توجه کنيم حتي بچه  يک مادر با سواد و بي‌سواد تفاوت محسوس داشته و اصلاً با هم قابل مقايسه نيستند آموزش که آموزش ما معمولي باشد که حتي مادر بي‌سواد هم مي‌تواند به بچه القا کند و چه فني و وقت  رشد وتربیت  است در حديث است که بچه تا هفت سالگي بايد بازي کند و بعد از آن احکام و دستورات لازم به او ياد داده شود پدرکه وقت اين نوع کارها را درآن حد ندارد، آموزش منحصر مي‌شود در  زمانی که مادر شاغل است چگونه با يک دست مي‌تواند دو هندوانه را بردارد؟ يکي از کشورها که شاد ترين مردم جهان شناخته شده‌اند، علت آن تغذيه سالم... ، آموزش لازم و بهداشت است. اين سه مورد از دوران جنين تا زمان جواني که دوران شکل گيري جسمي و روحي بشر است کوچک ‌ترين کاشي درآن رخ دهد، اثر آن در کوتاه و يا دراز مدت ظاهر خواهد شد. وقتی که شکل گیری انسان به پایان رسده ودیگر قابل تغییر نه خواهد بود. که به همین اندازه کاستی در جامعه اثر گذار خواهد بود.

3)نقش رفتار... والدین: گفته مي‌شود همه چيز را بچه از والدين ياد مي‌گيرند مانند حرف زدن با کودک در هر حال حتي وقت غذا و شير دادن که خوب است با بچه زمزمه شود هم در يادگيري آينده اثر دارد و هم درسلامت جسم و روح بچه. لذا ديده شده مادراني که با بچه حرف زده‌اند، بچه ها درآينده در جامعه خوب مي‌توانند ظاهر شده از حق خود دفاع کرده و دوست گرفته و برخورد خوب داشته باشند، بچه‌هايي که مادر با آنها صحبت کرده از ضريب هوشی بهتر وبیشتری  برخور دارند و لذا خداوند زنها را بر حرف خلق کرده ولي آيا مادر شاغلي که بچه اگر شيري باشد وقت کار بايد آن را به کسي ديگر تحويل دهد، یا کودکي است که او را بايد  به کودکشان فرستاده و يا  نزد پدر بزرگ و يا مادر بزرگ قرار دهند مي شود گفت کار‌آموزش تربیتی درست صورت گرفته؟ ، حتي در  بازي کردن بابچه حضور مادر لازم است. چرا علي (ع)با بچه‌ها بازي مي‌کردند همين بازي با کودک خيلي از فنون را مي‌تواند از تئوري کاربردی کرد اگر ديده باشيد حیوانات هم همين کار را با بچه خود انجام مي‌دهند در همين کاربردي کردن تئوری اگر ديده باشيد حیونات هم همين کار را با بچه خود انجام مي‌دهند در هر حال و درقالب بازي روش مقابله با دشمن ... را به بچه‌ها ياد مي‌دهند. اصلاً خود محيط خانه بايد مهد کودک باشد کودکستان اگر همراه با کودکستان داخل منزل باشد خوب است ولي اگر تنها کوکستان باشد نتيجه ا‌ش همين گرايش به سيگار، سپس به مواد و  بعد هم مردن و يا طلاق در جواني است در همين محله خومان ما بيش ده مورد طلاق جوان وجود دارد جواني که تاکنون دو  زن را طلاق داده ديروز 9/10/87مأموران کلانتزي قصد دست‌گيري او را داشته اند چون از پرداخت مهريه گريزان است کمي از همسايه‌ها ضامن شده که فعلاً داخل خانه‌اش نريزند تا ايشان فرار کند!؟

4)نقش مربی  در نسل جدد:آموزگار و مدرسه و کودکستان (خانه) است شما خوب دقت کنيد مربي و مدرس کلاس آنهم کلاس درو احساس شکل‌گيري روحي و جسمي دانش آموز (طفل و کودک) چه شرايطي را بايد داشته باشد علاوه که مربي هرچه از نظر خلق، ديگر فنون آموزشي کامل ‌تر باشد باز هم کم است، از همه مهم‌تر سلامت روحي و جسمي مربي است ديده شده افرادی که در خانواده بيمار  بزرگ شده‌اند در زمان کهن سالي مرتب ناله مي‌کنند، يا در کودکي گاهي تمارض مي‌کنند که بيشتر مورد توجه والدين قرار گيرند آيا غير از اين‌ها که در روحيه کودک اثر منفي خواهد گذاشت ما در بيمار، خسته، منگ، گرفتار چه کنم با کار بيرون از منزل کاملاً  درگير است مي‌تواند لااقل بچه‌اي داراي سلامت جسمي... داشته باشند کسي که بيمار است بر اثر کار دچار مشکلات هرموني، تغذيه، افسردگي ، سردرد، ريزش مو ... شده‌اند مي‌توانند با روح لطيف و بسيار حساس طفل طوري برخورد کنند که مشکلي رخ ندهد، تا چه رسد  بايد‌   که بايد به وسيله مادر تغذيه روحي طفل و کودک را تأمين کند؟

5)علل و عوامل طلاق!؟: گرچه در مورد عوامل طلاق قبلاً هم مطالبي گذشت ولي به خاطر خسارات بسيار زيان بار آن و اين که امروز يکي از معضلات کشور اسلامي است.و جهان با ديد ديگر به اسلام نگاه کرده و به طور کلي از جاذبه جهانی اسلامي مي کاهد، جا دارد در مورد آسيب شناسي آنها کتاب هاي مستقلي نگاشته شود.

در مورد علل و عوامل طلاق صرف نظر از اينکه علل و عوامل زيادي دارد، ولي مهم اين است که ما به‌آن جاها برسيم که علت العلل طلاق چه چيزهايي هستند و چه چيزهايي بستر طلاق شده و شرايط را مستعد مي‌کند که طلاق واقع شود و کسي هم از علت اصلي‌آن با خبر نباشد که این طور است چون درمورد اسیب شناسی بر نامه ای وجود ندارد جز این از درد های کشنده طلاق همف رنج می برند که ستاد دیه داد گاه اعلام کند 20000، نفر به جهت عدم توان پرداخت مهریه در زندان به سر می برند!؟ لابد به همین رقم مهریه را اقساطی،نقد پردخته اند!؟

در مورد اينکه همين به هم خوردن نظم در شرايط روحي و رواني زن و مرد و به طور کلي دگرگون شدن شراط بايد ها و نبايدهاي رفتاري در زندگي يکي از علت العلل و بستر کاملاً مستعد باور ساختني بذرهاي اختلاف خانوادگي و طلاق است. قبلاً اشاره شد افرادي که ناموزون توليد شده‌اند و اين ناموزوني از انعقاد نطفه تا آخرين مراحل شکل گيري ادامه داشته، اين در انتخاب همسر، نحوه زندگي، همسر داري ناموزون تشريف دارند چيزي که سالهاست درباره آن تحقيق دارم و ياد داشتها و نوشته‌هاي زيادی، کارخانه توليدي استاندراد نيست اصلاً بسياري از زن بودن متنفرند و همين تنفر حاکي است آن حالات رواني بر اثر واکنشهاي منفي تحت تأثير واقع شده‌آن صفات را به طور کلي دگرگون کرده است قبلاً گفته شد به خاطر همين عارضه زنهايي اصلاً بچه‌دار شدن را حاد مي‌دانند از باردار شدن احساس شر مي‌کنند آنهايي که با اين فکر، فکر اين که کار اداره را چطور انجام دهد، با همکاران مرد و زن خود چگونه بگويند در عين حال مسأله بچه‌داري و شوهر داري و خانه‌داري که هر کدام خود يک بخش مستقل هستند چگونه مي‌توانند اميدوار بود بچه‌هايي که در دامن اين‌ها پرورش مي‌يابند سالم بوده و ايده‌آل باشند، البته از نظر جسم ، قيافه خيلي خوبند ولي در پيچ و خم انتخاب همسر، همسر داري، زندگي ، رابطه ؟؟؟ و جامعه بد عمل مي‌کنند ظاهر سالم ولي عمل خراب!؟ چند نفر خانم را اين طور دشتيم و با هر کدام چندين جلسه مشاوره ولي بايد گفت انسان مي‌ماند نام آن را چه بگذارد!؟.

اينکه اکثر جوانان پسر در پي خانمي هستند شاغل باشند مسلم ملاک شغل است نه ايمان تقوا دختري که مشاهده مي‌کند اگر شاغل نباشد خواستگاري ندارد جور ديگر دچار دغدغه مي شود حالا که ازدواج کرده‌اند اگر هر دو به اشتغال راضي باشند که قهراً به يک بچه اکتفا مي‌کنند آنهم چون از اول هدف شغل بوده اين حتي تربيت بچه را فداي همان شغل خواهند کرد هر بلايي  درکودکستان بر سر بچه بيايد چيزي را که سالها زحمت کشيده تا به‌آن برسد و الا در فلان راه باشد حتي بچه و بچه دار شدن را فداي آن مي‌کند از گريه بچه بي‌حوصله مي‌شود از تميز کردن بچه تنفر دارد اصلاً علاقه قلبي از خودشان نشان نمي‌دهد، نمي‌تواند در روي بچه لب خنده بزند چون او را مزاحم کار خود مي‌داند.

اگر مرد مخالف اشتغال زن باشد يا مرد موافق باشد ولي زن به دلايلي رد کند و با هم کنار نيايند امکان دارد همين منشا دلگري شود و احساس شود در انتخاب دچار اشتباه شده‌اند و بايد از نو شروع کرد!؟.

يکي از چيزهايي که واقعاً جرقه طلاق مي‌زند همين است که ملاک انتخاب هرشغل، جمال، مال... بوده نه ايمان، تقوا...، وقتي که شروع به زندگي مي‌شود و کمي  فراز ونشیب ها را تجربه مي‌کنند تازه متوجه مي‌شوند آنچه چيزي که به زندگي صفا مي‌دهد، از خيلي نبايدها جلوگيزي مي‌کند اميد مي‌دهد که زندگي بادوام باشند، مشکلي در سردي و گرمي‌ها پيش نيايد مردنم زن و زن بديهاي مرد را تحمل کرده و ناديده بگيرند تنها ايمان، تقوا، نجابت، صداقت است نه مال نه جمال نه شغل زن ولي الان شغل هست ولي ايمان نيست عمده درگيريهاي خانوادگي و طلاق از اين جا شروع مي‌شود اين ها اگر هم زندگي کنند و بچه‌دار شوند از خودشان بد تر تحويل جامعه و زندگي انساني خواهند داد!؟ و قبلاً گفته شد والدين ناموزون، زوار در رفته، دگرگون شده از وضعيت طبيعي اول علاوه بر اينکه هيچ اميدي نيست بچه موزون از آنها باقي بماند، بچه از خودشان زوار در رفته‌تر باقي و به جامعه تحويل داده خواهد شد!؟ چند روز پيش يکي از دانشمندان که طلبه و در لباس شخصي و استاد دانشگاه است و حتي در کشورهاي مسيحي سخنرانی مي‌کند در مورد طلاق حرف مي‌زد و آن را براي حکومت اسلامي شرم‌آور دانست. اکثر اينها که ميانشان طلاق واقع مي‌شود مذهبي هستند ولي کمبود ديگري کار را خراب کرده است که نياز به کار کارشناسي دقيق دارد.