( از کتاب هویت زن)
2): نگاه منفي به کار درمنزل: درگذشته علل و عواملي مورد بررسي قرارگرفتند، ازيک سو از جاذبه علاقه به کارداخل منزل کاسته و جاذبه کار درخارج از منزل را تقویت ميکند!؟؛ مانند حس رقابت و عقب نماندن از دیگران، چرا من از دختر دايي ،دختر همسايه ...،عقب مانده تر باشم که درميان مردم سرشناس شده، دختر همسايه ديگر، در فلان کار به عنوان نمونه معرفي شده، مگر من کمتر از اينها هستم؟!، اين قبيل عوامل به هر اندازه باشد به همان اندازه از جاذبه علاقه به کار زن در منزل ميکاهد تا آنجا که زن با ديد منفي به کار در منزل نگاه خواهدکرد که قهراً روي کميت و کيفيت تحویل گرفتن وخود را برا ی ورود مرد آماده کردن وکار داخل منزل اثر خواهد گذاشت!؟،. به خصوص همین قضیه، نسبت به دختران در حال تحصیل خواهد بود که اگر احساس کنند پدر و مادر مخالف اشتغال آینده آنها در بیرون از منزل می باشند نسبت به والدین به گونه دیگر نگاه منفی خواهند کرد!؟،
به هرصورت این گرایش ناخواسته هویت و شخصیت زن در حدی اثر گذار خواهد بود که ممکن است در مواردی، ميان زن و شوهر به درگيري منجر شود، چون گروهی از شوهر ها با صراحت زن را از کار درخارج از منزل منع ميکنند.و لی بر عکس زن کار خارج از منزل را افتخار و نشانه شخصيت، تو ان بخشی... خود ميداند که از آن بينصيب شده اند!؟.از همه بد تر اگراین زن ها از کساني باشند که به اين گونه زنها، بگويند: شما بيرون شاغل هستي يا نه؟، و يا جلو این ها از افرادي که شاغلند تعريف شود و يا کساني کنايه بزنند که بخواهند بگويند فلاني اسير مرد است که در خانه مانده است!؟، و این قبیل عوامل هستند که زن را به نوعی مجبور می سازد به هر نحوی است وارد بازار کار شود!؟.
3): نیز مشکل مردان!؟: وقتي معلوم شد چه عواملي باعث خواهد شد، زن با ديد منفي به کار در منزل نگاه و عوامل ديگرآن را تشديد کرده و زن به همان اندازه از کار داخل منزل تنفر پيدا کند، مسلم شوهران هم داخل درهمين مقوله هستند. یعنی مردان هم دچار مشکلی ميشوند که قبلاً گفته شد مرد که با کارهاي طاقت فرسا،در سرما وگرما، گاهي درگيري با کساني میشود، اينکه دغدغه دارد چه کند که در مقابل زن و بچهاش شرمنده نباشد. نگراني ديگر که ممکن است وجود داشته باشد، مانند چگونه فرزندان را صاحب خانه و زندگي کند ...، همه و همه عواملي هستند که روح و روان مرد را بينهايت خسته و کوبيده ميکند؛؛ اين خستگي ... نياز به يک مواد شوينده و برطرف کننده رسوب زدايي دارد. به نظر شما چه چيز و چه کسي ميتواند شوينده اين آلودگيهاي روحي و روان باشد؟ چرا خدا زن را زيبا؟، چرا او را دلبر خلق کرده؟ چرا صدايش را نرم و نازک قرار داده؟ چرا خواسته وقتي مرد از کار ميآيد به استقبالش رود؟ چرا زن راطوري خلق کرده که هم از زيباي خود و زيباسازي خوشش ميآيد؟، چرا مرد را طوري خلق کرده که فطرتاً دوست دارد زن زيبا و براي او دلبري، عشوه ... کند، عطر بزند ، لباس شاد بپوشد، در مقابل شوهر لبخند بزند و براي يک لب خنده خد ا آن همه اجر و پاداش مقرر داشته است؟ چرا مرداني که زنهايي اين گونه دارند جوان، شاداب، خندان، قوي ، نيروند درکارها موفقند ، بيماري آنها اندک و سبک است دچار فشار خون، بيماري قلب، عروق، ديابت، آلزايمر نميشوند؟
حال اگر عکس باشد مانند حالا هم مرد و هم زن هر دو نابود خواهند شد!؟ چون زن همان اندازه که خستگي را از جان مرد ميزدايد خودش لذت ميبرد چون شوهر در مقابل اين نوع محبت ها از خود واکنش نشان داده و احساس لذت کند، مانند کسي که هديه مي دهد و ميگيرد در هر دو صورت لذت ميبرند و خلاصه حضرت رسول (ص) ميفرمايند:« تذاکروا و تلاقو ان القبلوب لتزين کما يرين السيف و جلاؤها الحديث با يکديگر مذاکره (گفت و گو) ملاق ( ديد و بازديد) کنيدزيرا گفتوگو و ذکر خاطرات دلها را سيقل دهنده است همانا دلها مانند شمشير زنگار ميگيرد (خسته ميشود) و صيقل دهند ( و رسوب زداي) آن گفتگو و ذکر خاطرات دل انگيز است»[1]
ديروز 8/10/1387 از تلويزيون شکوه مردی شنيده شد که هرچه دکتر مي روند و دارو ميگيرند بهترکه نميشوند و روز به روز بدتر ميشوند!؟، درگذشته گفته شد صف زنها از صف مردها براي مراجعه به پزشک طولانيتر است. چرا با وجود پيشرفت علم طب حتي روز بروز بيماريها زيادتر ميشود !؟ چون بدن انسان مستعد بروز هربيماري شده که همان نگراني و همان زنگار هايي ميباشد که قلب را مردي که با هزار مشکل مشکل روبرو است، زني که در کار بيرون از منزل خسته و شکسته شده عين همان شمشير است که داخل گل و کسافت زنگار ميگيرد، زن خسته مرد خسته، درگيري با بچه ها، عصبانيت مرد و زن منشأ همه بيماريهاست!؟چند روز پيش، يکي از پزشکان اظهار داشتند: بيماري هاي قلبي و عروقي در درجه اول و بيماريهاي روحي و افسردگي در درجه دوم قرار دارد و رو به توسعه است!؟!
واقعاً مسئولان نظام بايد روزی جواب دهند که دروازه کار را بر روي هر زني بخواهد شاغل شود با ز کرده اند متأسفانه شنيدم کساني زنان را بر مردان ترجيح مي دهند چون هم ارزان ترند و هم مشکلاتي را که مردان کار فرماها دارند زنها ندارند، يعني زن خاصيت ابزار مناسب را براي کار پيدا کرده است!؟ .کسانی به خود من سفرش کردند برای کار های خود از خانم کار گر استفاده کنید ارزان تر... هستند!؟ ای دو صد افسوس!؟
1)ايجاد تضاد متقابل: يکي از عواملي که باعث درگيريهاي اجتماي، حسد بردن ها ميشود تضاد منافع در جامعه است. اين تضاد جنبه اقتصادي، سياسي ... داشته باشد فرقي ندارد، ولي به هر صورت هر چه باشد باعث درگيري ميشود که درگيري در درجه اول آن منافعي را که دوستي و وحدت ميان افراد در پي خواهد داشت. به طور کلي از بين خواهد برد و ديگر زن روي خوش آنچنانی به مرد نشان نميدهد، مرد را درست تحويل نميگيرد، برعکس بهر بهانه اي به او گير ميدهد، بچه ها را به جان هم مياندازد تا فضای خانه را پیش مرد تاریک کند!؟
از سوي ديگر تضاد رفته رفته سبب ميشود جبهه گيري ها شدت گرفته و سنگ بناي درگيري در خانواده گذاشته شود!؟ حال چگونه در ميان مرد و زن تضاد بوجود ميآيد؟!
در جواب بايد گفت: همين که مرد ميبيند زن ديگري مانند قبل از اشتغالش نيست فکر ميکند نظرش جايي ديگر رفته است زن هم که اين حالت مرد را احساس ميکند و مرد هم حرفهايي کنايههايي مي زند زن ظنين ميشود نکند مرد به فکر زن ديگر است اين يکي از عوامل بسيار خطرناک تضاد ميان مرد و زن است و منشأ طلاق، بالاتر از اينها وقتي زن به دليل همان رقابت با دختر همسايه از کار در منزل متنفر است و مرد دوست دارد زن زيبا باشد و آن طورکه طبيعت مرد ميطلبد، نيست در اين جا تضاد روحي ميان مرد و زن ايجاد شده يعني عملاً يکديگر را دفع ميکنند، حال اگر اين مشکل پيش نيامده زن بکارخانه ، زيبا سازي، و تحمل کردن در مقابل شوهر علاقه داشته و به همين جهت هم مرد او را دوست ميداشت و محبت ميکرد. ولي الان همان تنفر ازکار در منزل اين وضع را دگرگون کرده است، نيز در گذشته گفته شد طبيعت زن اين گونه است دوست دارد مرد شجاع باشد و خدا زن را طلح طلب خلق کرده ولي حالا که زن وارد جامعه شده و در مقابل تضادهاي بيروني قرار گرفته احساس ميکند بايد شجاعت به خرج دهد سازش نکند به همان اندازه نيست به شجاعت مرد رنگ مي بازد، بخصوص اگر مرد مخالف شغل و يا ديگر کارهاي بيروني او باشد دوست دارد بر مرد سلطه قهرآميز داشته باشد. چون مانند همسالش در ميان مردم عنوان داشته باشد اگر شوهر با کارش مخالفت کند حتي درگيري بوجود خواهد آمد.
به هر صورت علاوه بر عوامل ديگر تضاد ميان زن و شوهر. اشتغال زن بطور بنيادي اين قبيل تضادها را تشديد مي کنيد و اکثراً دچار مشکل ميشوند مگر اينکه هم زن و هم مرد مديريت خوبي داشته باشند لا اقل تضادهايي که گاهي به طلاق کشيده مي شود جلوگيري خواهد کرد ولي ديگر تبعات ناگوار خواهد بود که درگذشته کراراً گفته شد.