موقعيت زن در نگاه قرآن  ( از کتاب هویت زن)

اهميت زن به همان هويت و خصوصيات زن برمي‌گردد که گفته شد امتيازات و خصوصياتي را که زن دار است مرد نه آن خصوصيت ‌ها را دارد و نه مي‌تواند داشته باشد، مانند روحيه احساساتي، نرم خويي، ترحم ، توان بچه‌داري ، روحيه مالامال از عواطف که خاص زن است يکي براي پرورش روحي و جسمي بچه ‌ها و دفع خستگي‌ها از وجود مرد. اين‌ها را به مرد بدهند در جامعه داراي تضاد مادي ذوب مي‌شود اگر مردها اينطوري در جامعه نباشند کسي به حقوق کسي تجاوز نمي‌کند چون يا خودش طرف را شناخته، يا به او گفته‌اند اگر به فلاني گناه کند با واکنش کوبنده طرف روو برو خواهد شد؟! به هر صورت اين‌هاست که به زن اهميت مي‌دهد و اگر نباشد يا باشد، ولي خاصيتش آسيب زده شده باشد به همان اندازه جامعه دچار مشکل خواهد شد مثل حالا که شديداً آن را در کشورهاي اروپايي و ضعيف تر آن را حتي در کشور جمهوري اسلامي مشاهده مي‌کنيم!؟.

جمله موقعيت زن به همان نقش زن در زندگي روزمره و توليد مثل و تربيت برمي‌گردد و خدواند انسان بدون مقاربت مرد از زن به وجود آورد که از نظر علمي شکافته شود خواهيم ديد تنها در زن امکان آن هست نه مرد يعني مي‌شود به همين صورت توليد مثل صورت بگيرد که اين کار نه به خاطر به وجود‌ آمدن فردي مانند عيسي(ع) باشد بلکه به جهت اطمينان زن و اينکه بشر باشد بدون آنکه نيازي به مرد داشته باشد!؟،در مورد اهميت و موقعيت زن لازم است به دلايل ديگري توجه کنيم.

1)موقعيت زن در قرآن: در قرآن سوره اي به نام زنداريم (النساء) ولي سوره‌اي به طور خاص درباره مرد نداريم که (الرجال) باشد سوره مؤمن مؤمنون و سوره انسان هم جنبه عمومي دارد و مرد و زن هر دو را شامل مي‌گردد. سوره کوثر که در خصوص فاطمه(ع)آمده است شامل هر زن ديگري مي‌شود که فرزنداني شايسته از او باقي مانده چون يکي از معاني کوثر همين است امامان از حضرت فاطمه هستند کوثر است که فيض آن شامل بشري می شود. مي گويند مردان تاريخ از دامن مادرند مرداني مانند علامه مجلسي ، خميني، کساني مانند اديسون پرورش يافته در دامن مادرند که بشر از فيض اين کوثر ها سيراب مي‌شود حضرت عيسي کوثر بوده دخترهاي شايسته ام ابيها هستند حضرت رسول(ص) وقت بيرون شدن براي جنگ پس از ملاقات با فاطمه عازم جنگ مي‌شود ، از فاطمه روحيه مي‌گيرد و در بازگشت با ديدن فاطمه خستگي از وجودش زدوده مي‌شود ، فلسفه ام ابيها همين است که کتابي در همين باره تحت عنوان (فلسفه ام ابيها) نوشته‌ام اگر ملاحظه کرده باشيد دخترها شيرين ترند وقتي پدر از کار مي‌آيد دخترها زودتر با لبخند خود را به پدر نزدیک  و شيريني زبان‌ترند، حالا هم که شوهر کرده تا بفهمد پدر سرما خورده فوراً حاضر مي‌شوند. هيچ گاه ديده نشده دختري با يدر برخورد داشته باشد ولي زياد ديده شده پسر پدر را کتک زده که ما خود شاهد سخت ترین مورد آن بوديم!؟

در آيه‌78، سوره نحل مي‌خوانيم:« و الله اخرجکم من بطون امهاتکم و جعل لکم سمع و البصر لعلکم تشکرون». يعني اين مادر است که قطره آب مني در رحمش پس از نه ماه چنين شکل زيبا و دوست داشتني به خود گرفته و چشم ما را ديدنش نوازش مي‌دهد اين هنر مادر است که خداوند مي‌فرمايدهل اتي علي الانسان حين من الدهر لم يکن شيئاً مذکوراً»[1] يعني مواد اوليه نسان مانند روح و ديگر موارد به صورت پراکنده وجود داشته است و رحم مادر بود که آن را به شئ مذکور تبديل کرد و به همين جهت است پس از آنکه روح در کالبد انسان دميده شود خداوند پس از بيان مراحل شکل گيري و تکامل جنين مي‌فرماي:« ... فتبارک الله احسن الخالقين».[2] در آياتي خداوند احسان به والدين را در رديف پيروي از دستور خود آورده و مي‌فرمايد:« و خدا را بپرستيد و هيچ را همتاي او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيکي کنيد....».[3]

 با توجه به اینکه سفارش به فرزندان و در حديث سفارش احترام در مورد مادر در درجه اول و تأکيد بيشتري دارد لذا اين چند آيه هم بيشتر به اهميت زن قابل تعريف است و نيز خداوند مي‌فرمايد:« و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کرديم، مادرش او را با ناتواني روي ناتواني حمل کرد ( به هنگام بارداري هر روز رنج و ناراحتي تازه‌اي را متحمل مي‌شد) و دوران شير خوارگي او در دو سال پايان مي‌يابد (آري به خاطر اين زحمات مادر به او توصيه کردم) براي من و براي پدر و مادرست شکر به جا آور...»[4] در اين اهميت مادر در پرورش طفل بسيار قابل توجه است که اين تنها خاصيت وجودي مادر است که بچه در رحمش چگونه از بدن ما در تغذيه کرده و نفس مي‌کشد ، سختيهايي را که مادر متحمل بارداري  می شود  فرضاً براي مردان اصلاً قابل تحمل نیست. و خلاصه خداوند شکر خود را با تشکر زحمات والدين در ردیف هم آورده است.

2)زن در نگاه روايات: روايت زيادي در مورد موقعيت مادر رابطه با فرزند وزن در رابطه باصفات اخلاقي وارد شده که آنها در دست رس ما نيست ولي همين را مي‌دانم که در مواردي خاصاً هم در مو رد زن توجه دارد ولي در مورد پدر با وجود اينکه مدير و سرپرست خانواده است در اين حد مورد توجه قرار نگرفته است از جمله مدير و سر پرست خانواده است در اين حد مورد توجه قرار نگرفته است از جمله حکايت مي‌شود کسي در مورد احترام به والدين از حضرت رسول (ص) مي‌پرسدحضرت مي‌فرمايد: به مادرت احترام کن تا سه مرتب و مرتبه چهارم احترام به پدر را سفارش مي‌کند. اين تبعيض نيست اين احقاق حق و عدالت است، حديث ديگري است که بهشت زيرا اقدام مادران است يعني اگر مادر از فرزندي راضي باشد مادر که شايسته باشد قهراً بچه شايسته ظاهر خواهد شد درست مطابق روايتي که از حضرت در مورد شروع سعادت و شقاوت انسان از رحم مادر است و اين در مورد اهميت زن خيلي گويا است که سعادتمندي از رحم ما در شروع مي‌شود که در اين صورت چنين انساني تا آخر سعادت مند خواهد بود و لغزشي در کار او رخ نخواهد داد.

و از همه قابل توجه تر اينکه خداوند نفقه زن را به صورت واجب بر عهده مرد قرار داده يعني خيال زن از دغدغه کسب معاش آزاد و فکري متمرکز داشته و بیش از توانش زحمتي را متحمل نشود؛ بالاتر از آن کارهاي خانه را هم به صورت وجوب بر عهده زن قرار نداده است بلکه دلخواه و به صورت داوطلب است اين بدان جهت است که زن فارق البال باشد که اگر نتوانست يا نخواست انجام دهد با مرد وارد مقوله درگيري نشوند. تعجب است که چرا در مورد همين امر بي توجهي  می شود و کسي نمی پرسد کار منزل چرا بر زن واجب نيست؟ مگر در چند مورد که خاص شرايط زناشويي و بدون اجازه شوهر ازخانه بيرون نرفتن است باز هم تکرار و اعتراف کنم آنچه در افق ذهنم خودنمايي مي کند قادر نيستم آن را ترسيم کرده و در باره موقعیت زن  توضيح دهم وباید بگویم زن نا شناخته در نگاه توان فکری من!؟

گردش زندگي و موجوديت زن

در مورد اينکه گفته شد شقاوت وسعادت بشر به خانواده و محيط کوچک بستگي دارد يک واقعيت انکار ناپذير است چون آحاد جامعه از همان افراد خانواده مي‌باشند که وارد اين محيط همگاني می شوند، در واقع انسان يک منزل خصوصي دارد يک منزل هم عمومي در مورد اينکه گردش زندگي به زن وابسته است يکي از دانشمندان بزرگ مي‌گويد: «مادر با يک دست گهواره و با دست ديگر دنيا را حرکت مي‌دهد». عيناً درست است و بر مي‌گردد به همان فرمايش حضرت رسول (ص) که مي فرمايد:« هر خوشبختي از رحم مادر و هرآدم بد بخت شقيي‌اي از رحم مادر بدبخت و شقي است».[5]

منظور مورد نظر ،مادر اين است که تنها مادر امثال بوعلي سينا، شيخ طوسي، امام خمینی(ره) در عصر خودمان، و خلاصه اديسون را پرورش مي‌دهد و در کلام ديگر است که بزرگان در دامن مادران بزرگ شده  اند  در این عصر ما خميني (ره) جهان را متحول کرد اين همان حرکت دنيا بدست ما درست 1500،اختراع بوسيله ادیسون  باقي مي‌ماند، حال آيا اين کار از مرد ساخته است مرد نه آن اوصافي را دارد که زن دارد و نه آن وقتي را که خدا براي تربيت اولاد معين کرده است.  به همين جهت است که اسلام حتي کار در منزل را از عهده زن برداشته که اگر خواست داوطلبانه به کارهاي منزل بپردازد اسلام که مدير و مدبر است و هيچ کار بي‌هدفی را در پيش روي بشر قرار نمي دهد مي‌رساند به خاطر اهميت کار خواسته زن نسبت به درآمد کارخانه است کهً هيچ دغدغه‌اي لطافت روحي و جسمي زن را از بين نبرد وکلي باشد به خاطر شوهر و سلامت روحي و جسمي او  که در گذشته بيان شد. و دوم توليد مثل و تربيت آن به هرصورت ما درآنگاه مي‌تواند فرزندي به جامعه تحويل دهد که داراي اين شرايط باشد، ايمان و تقوا، سلامت روح و جسم، تغذيه و رفتارهاي سالم، اطلاعات لازم، فراقت بال، آرامش روحي، اين مرد براي او اهميت قائل بوده و او را در جاي خودش شناخته و مقتنم بدانند. بايد تاريخچه مادراني که امثال بوعليسينا، سيد جمال، مطهري ، خميني را بزرگ کرده‌اند نگاه کرد. يعني تا متوجه شويم اين شرايط خوب مادر است که چنين فرزنداني از او باقي مانده است اگر پدري بد باشد ولي مادر شرايطي را که گفته شد دار باشد بچه خوب خواهد شد ولي اگر پدر درست باشد بعيد است بچه خوب باشد چون پدر ابداً جايگزين مادر سازنده  نمي‌شود. وخلاصه مادر است که شخصیت های نامی و اسطور هارا به جامعه تحویل می دهد نه پدر که شرایط خاص خودرا دارد نه شرایط مادر را



[1] - دهر ، آيه 1.

[2] - مؤمنون آيه 14.

[3] - نسأ، آيه 36.

[4] - لقمان ، آيه 14

[5] - نهج الفصاحه، ص 375.