زنان شاغل جايگزين مردان معتاد!؟ ( مقدمه طرح جایگاه واقعی زن در جامعه)

        چراو چه شد که بخشی از جوانان تازه شگفته در دام اعتیاد قرارگرفتند؟ اگر بخواهیم ازخانم هایی که هیچ ضرورتی وجود  ندارد شاغل باشندآمار بگیریم؛ بیش ازسه میلیون خواهد بود!؟ یعنی به جای سه میلیون پسرجوان مبتلا به مواد مخدر،خانم ها جایگزین شده اند حتی اگردست کم را هم بگیریم همین حضور زن در بازارکار باعث شده یک میلیون جوان براثر بیکاری معتاد شوند، بلا فاصله باید ورود زن در بازارکار ممنوع شود. سراغ دارم گروهی ازاین سه میلیون به شدت درحال استعمال مواد مخدر هستند؛ گروهی به جایی رسیده که  تحت درمان هستند، گروهی که وضع بدی پیدا کرده اند در زندان و یا درکمپ ها به سر می برند، گروهی هم از ولگرد های خیابانی هستند که مزاحم نوامیس مردم می شوند.آدم ربایی ها، تجاوز به عنف، سرقت ماشینی... از ناحیه همین گروه است. ولذا چند روز پيش(10/1391) تعدادي ازآنها به جرم زنا... اعدام شدند!؟ بخشی از دادگاه را برای تقاضای طلاق خانم ها ازشوهرخود همین ها تشکیل می دهند، بچه های بزهکار، سالي صد ها  بچه ها ي سر راهی، یک میلیون خانم  بی سر پرست از همین ناحیه است. حد اقل را بگیریم، پانصد هزار قطعاً  از ناحیه این مشکل است؛ که خانم هایی جای آقا پسرها را گرفته اند که فردا باید نان آورخانه باشند و یک زندگی را اداره کنند؛ولي برای همان خانم که جای او را اشغال کرده، این حرف درست نیست. چون وقتي  دخترخانه شوهر رفت همه خرج هایی که دارد   برعهده مرد و  به خاطرهمین هاست که نباید های ورود بیقید و شرط زن در بازارکار نبايد باشد، بلكه بايد بايد باشند ازجمله چون  فرزند داري، که سرمایه کشوراست و اگر نباشند کشور به بیگانه وابسته خواهند شد.  باید دانش جویاني  فعال باشند تا  چند دانشمند متخصص زیر ساخت های کشور، مانند شهيد مصطفي احمدي روشن وارد جامعه شوند. مادران عهده دار اين رسالت سنگين هستند و لي با ورودشان در بازاركار دو جرم سنگين را مر تكب مي شوند!؟ يكي غصب شغل مردان و دوم  ترك رسالت پروزش دانشمنداني مانند مطهري احمدي روشن ها...

    درواقع این چه ظلم و چه بی عدالتی است که درحق نسل جوان پسرروا داشته می شود؟ جواب خسارات مالی، جواب جوانانی را که  بر اثراعتیاد می میرند،خود كشي مي كنند، اعدام مي شوند،جواب تجاوز به عنف، سرقت از منازل،آدم ربایی، قتل هایی که برای سرقت ماشین و یا پول آقا توسط معتادها صورت می گیرد، جواب هزار و پانصد نفر شهید از پرسنل نیروی انتظامی درگیری با اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر، جواب اینکه یک لشکر را که باید درمقابل حمله وجنگ 8 ساله عراق علیه ایران ايستادند وآنها  سر بارجامعه شده اند، عفت عمومی را جداً دچار مخاطره کرده اند، مفاسد اجتماعی هرجا معتاد است به همان اندازه مفاسد، طلاق بیشتر است... اینها را درآسیب شناسی از ناحيه چه عواملی می دانیم ؟ مگر ممکن است بدون علت باشد، مگر ممکن است نشود علت را به دست آورد و آن را  برطرف کرد؟ مانند روز روشن است همان جا که باید آقا پسر مشغول کار باشد خانم دختر مشغول کاراست چرا؟! که گفته شد به خاطر ارزان تمام شدن، نداشتن مشکل بیمه تا، اینها هستند کسی به فکر نیست، این پسرجوان چه آینده ای در پیش دارد، در وجودش می گذرد، چه افکاری روح او را تحت فشار قرار داده، برخی ازجوانان واقعاً ناله می کنند ازیک سو بیکاری، از سوی دیگر هزینه سنگین عقد و عروسی،آینده عروسی و نداشتن شغل، بدون مسكن و سرپناه، و...، چه خواهد شد؟!. درهمین حال فشار میل جنسی و جوان كه كاتون شهوت است!؟، فشار روحی که هم کلاسي او هم خانه دارد، هم شغل، هم ماشین دارد ولی او  برای کار سرگردان است. بیش ازهفتاد درصد جوانان این وضع را دارند و سي درصدرحد اقل مشکل اشتغال، هزینه عروسی، نداشتن خانه را ندارند یک جوان اول عمر با این افکار شکنجه گر،چه کند؟ نا آرامی روحی از شکنجه بدتراست!؟. درد نا آرامی روحی قطع نمی شود، خواب و بیداری ندارد و همین است،با اينکه جوان می داند عاقبت اعتیاد چه خواهد شد ولی با شکنجه روحی چه کنند؟ لذا اول به سیگار، به بعد به اعتیاد روی می آورد تا کمی شکنجه روحی را کاهش دهد کسی که شکنجه روحی را چشیده می داند یعنی چه وچه مي گويم!؟                                                                                                       

  از سال 1373 که طرح جامع مبارزه با گرایش به مواد ، مخدر را شروع به نوشتن کردم، درهمین رابطه با شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر، مسئول آن آقای پناهیان (که مرد بسیار خوبی بود)چند نشست و گفتگو با هم داشتیم، مطالبی را ایشان گفتند: و ما هم مطالبی را داشتیم كه ما را برای حل مشکل معتادان به طور ریشه ای مصمم تر و آگاه تر نمود. بعد ازآن خاطرات تلخی از وضع معتادان را دارم ازجمله جوانی که واقعاً آراسته بود، مدتی برای ترک اعتیاد ایشان اقدام کردیم ولی فایده نکرد و جوان مرگ شد!؟، بقدری این جوان درست بود که عکس او را دارم با من به نماز جماعت آیت الله سبحانی می آمد یک بارکه نماز تمام شده بود، ایشان بعد از نماز که سجده رفته  بود بیش از ربع ساعت سرش روی مهر بود، وقتی سرش را برداشت نگاه کردم چشمانش اشک آلود بود و جا  نمازش کاملاً خیس شده   بود خیلی مؤدب خوش برخورد... بود معلوم بود، خیلی دلش خواست خوب شود ولی نشد که نشد که نشد !؟ وقتی هم در گذشت که مراسم  هفته او در محرم واقع شد خوب است چند تا جوان این طوری داشته باشیم؟. دردشان بی ایمانی است یا خبر دیگر؟! چرا این هارا  علت یابی نمی كنيم؟ به همین جهت بود که در سال 1388 در فراخوانی رئیس جمهور دولت دهم آقای احمدی نژاد در ضمن طرحی که تحت عنوان(ایران فردا) نوشتم، طرح آسیب شناسی را هم دادم و حتی درطی نامه های بعدی در مورد تأسیس اداره آسیب شناسی مستقل تأکید کردم که نمی دانم چه شده. خلأ همین امرمهم یکی از پایه هاي اصلی بوجود آمدن و حل نشدن مشکلات کشوری و حوزوی و حتی خانوادگی... است و  پس، و عمده کارهایی هم که صورت می گیرد، درست عین تجویز دارو  برای دردی است که شناخته نشده و لذا بعد از32 سال حکومت اسلامی، در مسائل اجتماعی و آموزش و پرورش فساد اداری مدیریتی، امنیتی، اطلاع رسانی ... مشکل وجود دارد و کارهای چشم گیری علمی، هنری که در دهه اخیر صورت گرفته و دشمنان را بهت زده و دوستان را، به ایران امیدوار کرده. تقریباً به صورت خود جوش، وخود رو  است. نه بر اثر حاکمیتِ نظام کاری، ساز و کار مدون، کارشناسی شده باشد،که دیشب 8 / 8 / 1390 ، که میزگردی در مورد وضع نخبگان کشور بود از مصاحبه با نخبگان و مشکلاتشان، از بحث مجری و دو خانم کارشناس معلوم شد وضع همان چیزی است که به آن اشاره کردم. بیش از 25 سال در مورد وضع بد نخبگان و کلاً مخترعین حرف داشته و دارم و نامه هایی هم ارسال کرده ام. به اصل مطلب برگردیم که ورود بیقید و شرط زن هم در بازار کار، بر اثر بی برنامگی، خلاء آسیب شناسی، عدم مدیریت جامع و اثرگذار و... می باشد . همین طوری کارهایی به حکم احساسات مذهبی، تعصبات انقلابی... صورت می گیرد!؟يك نمونه ازآسيب ها« ويل دورانت... مي گويد: آزادي زن از عوارض انقلاب صنعتي است، سپس به سخن خود  ادامه مي دهد:...زنان كار گر ارزانتري بودند وكار فرمايان آنانرا بر مردان سركش سنگين فيمت ترجيع مي دادند...». ص نوزده، نظام حوق زن دراسلام. مطهري.

      وكلام آخر مسؤولين امردرجواب بايد بفرمايند، آيا ورود بيقيد و شرط زن در بازاركار، مي تواند از نظر شكلي و محتوايي همان باشد كه اسلام گفته؟ يعني اين وضع هم از نظر شكل و هم از نظر ماهوي اسلامي است؟! كه بايد كفت: از نظرگفتاري اسلامي است ولي از نظر شكل و ما هوي اسلاً مي نيست. چون خروجيها گواه آن است؛ ازجمله طلاق رو به فزوني، مفاسد اجتماعي حتي  در ادارات، مشكلاتي كه متوجه از دواج ، تربيت، توليد مثل... شده و مي شود كه همه غير طبيعي و خسارت بار مي باشند!؟

        گوشه اي ازسخنان رهبرمعظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، دامت بركاته، درميان زنان نخبه كه از 70كشور در مجمع جهاني بيداري اسلام، در تهران گرد آمده بودند. بدين قرارمي باشد« ... فرهنگ غربي خانواده را متلاشي كرد...».تاريخ 21/4/1391 .گرچه قبلاً معلوم  شد اين بلاي خانمان سوزچگونه هويت زن را دگرگون كرده است. ولي بد نيست به مواردي ازآنها اشاره شود.كاهش كمي وكيفي توليد مثل. نبايد هاي ضريب هوشي و سلامتي در فرزندان؛كودكان مردودي و افت تحصيلي. زن سا لاري  به علت داشتن درآمد وحقوق. تقويت روحيه مردانگي در زنان شاغل و زنانگي درمردان خانه دار، به جاي زن شاغل. فحشا كه در ميان زنان شاغل بيشتر ديده مي شود. بچه هاي سرراهي كه حد اقل سالي صد ها به وسيله بهزيتسي جمع آوري مي شود. زنان مطلقه و تبعات فردي و اجتماعي آن. زن جايگزين سه ميليون معتاد كه اگر بيكاري نمي بود به اين بلاي خانمان سوز مبتلا نمي شدند. و نمونه هاي ديگركه بايد

فته شود ولي همين كافي است كه به دانيم، همان بلايي كه برسر زن غربي وارد شده؛ دارد برسر زن ايران اسلامي هم وارد مي شود!؟. مگر متلاشي شدن  خانواه غير از اين هاست كه گفته شد. اگر اينها متلاشي شدن خانواده نيست پس نام آن را چه مي توان گذاشت كه قبلاً توضيح داده شد؟.