علت العلل فقر محبت است ؟! ( مقدمه طرح جایگاه اجتماعی زن)
1) گرايش نا به جاي دختران: گرچه علل ديگري ون جهل...دارد، ولي علت اصلي كه باعث تشديد و تحريك علل و عوامل ديگر مي شود، تا او را به جاي ديگر بكشد، فقرمحبت است كه دختران را غفلت زده مي كند، به آينده خود نتواند بينديشند لذا با چشم بسته اول فقر محبت او را به طرف جوان مي كشد وقتي وارد شد و قدري قبح عمل عادي شد، هوا و هوس و ميل جسني تحريك مي شود، اول ميل به محبت بود حالا به ميل جنسي تبديل شد!؟ يعني اگر فقر محبت نمي بود صدي يكي شايد به اين روز بد گرفتارمي شدند. فقرمحبت از اينجا شروع مي شود كه قبلاً گفته شد، زن و مرد شاغل بیش از 17 دقیقه حوصله حرف زدن را ندارند آنهم اگر متوجه مشکلات محل کار، خستگی ... نشوند. شاید بيش از30 درصد همین مقدار را گفتگویی دلپذیر نداشته باشند؛. درصورتي كه طبیعت خانم ها تشنه گفتگو هایی با همسرخویش است.گاهی مرد و زن، در مورد حقوقشان وارد مشاجره ای می شوند که بچه ها را به شدت آزرده می کند درحالی که بچه ها شديداً به کنشهای محبت زای والدیننياز دارند، و نیز گفته شد به دلایلی والدین برای سرگرم کردن بچه ها و رسیدن به کارهای خود، تلویزیون و فیلم های کودک پسند را جایگزین آن خواسته فطری کودکان قرارمی دهند که به شدت انتظارآن را دارند. حدود بیست سال پیش درمدرسه دخترانه ای رئیس مدرسه برای اولیاء دانش آموزان صحبت می کرد، درضمن شفارش به والدین، در
امنيت و گرم کردن محیط خانه گفت: دخترانی که برای جوانان پسر نامه نوشته و وضع درسی و اخلاقی آنها دچار مشکل شده، ریشه یابی کردیم درخانواده هایی هستند که وضع اخلاقی خانواده درست نبوده وکلاً از محبت محروم بوده اند، دختر برای اینکه فلان جوان درجواب نامه بنویسد دوستت دارم، نامه می نویسد و می گردد تا این خلأ ای را که والدین پر نکرده اند؛ پرکند آنهم جوان بی تجربه حال به همان آمار نیروی انتظامی رجوع کنید به خصوص حالا که تلفن همراه جایگزین نامه شده و حتی بچه های کوچک تلفن همراه دارند که هیچ حد و مرزی برای آن نیست مگر پرکردن خواسته های سیال، جوشان، کنش های جنسی. اگر هرجامعه ای را حساب کنیم ده درصد دچار این مشکلات می شوند جامعه ورود بیقید و شرط زن در بازارکار حد اقل بیست درصد است اگر در میان خانم های شاغل بچه های خوبی پرورش یافته اند درصد اندکی دارد و این دليل و ملاک وجود زن درجایگاه خود نیست. چون يك قائده كلي است و در همه مسائل.
2) مشکل ازدواج: از تبعات ورود بيقيد و شرط زن در بازاركاراست. علاوه بر نگارش چند کتاب و یاد داشت هایی درمورد فلسفه ازدواج، مطالعات سالهای متمادی درمورد روند آن درجامعه و خانواده که گاهی مشاورات تلفنی و حضوری هم داشته ایم، همه را خلاصه می کنم دراین چند صفحه ای که به اجمال ازآن می گذریم. يکی از مشکلات مهم ازدواج و تبعات بعدی آن که از همین حالا به معضل لا ینحل تبدیل شده و چالش هایی در روند خواستگاری در درجه اول سرراه جوانی قرارمی دهد که به امید و آرزو هایی زندگی مشترک خود را شروع می کند و از پشت صحنه خبر ندارد، تا زمان بعد ازطلاق که به خاطر عدم توان در پرداخت مهریه به زندان افتاده یا خانم بی سر پرست و بدون خواستگار مجرد درخانه مانده، این است که به دلایلی واهی و براثرفقر فرهنگی نود و پنج درصد جوانان مذهبی و غیر مذهبی هم به دنبال این هستند و همه آرزو دارند خانم شاغلی نصیبشان شود!؟. آقايي گفت: فلان آقا، چون خانم برادرش شاغل بود، اصرار داشت حتماً باید خانمی شاغل داشته باشد!؟ خیلی ها هدفشان پول و دو شغله بودن است که زندگی خوبی داشته باشند، چون وضع افراد دو شغله را دیده اند، لذا آرزو دارند به این هدف برسند، زیاد شنیده و دیده ایم که جایی خواستگاری می روند که دختر شاغل باشد یا درسی خوانده که بتواند شاغل شود. عده ای ازدخترها که بهترین دخترهم هستند چون شاغل نیستند یا امیدی به شاغل شدنشان نیست اکثراً یا می مانند یا پیر می شوند و آن دست آخر مجبور می شوند به هرطریقی است خود را ازخانه والدین خلاص کنند. آنهایی هم که درس خوانده اند باور دارم هشتاد درصد به خاطر، هم زود شوهر کردن و هم خواستگارخوب است!؟.
فرهنگ همسر شاغل چه ها كه نمي كند!؟
یکی ازعلل طلاق رو به فزونی که از قول مسؤلی شنيدم، سال 1389 با سال 1388 قابل مقایسه نیست این گونه ازدواج ها بیشتر به طلاق منجر می شوند، گروهی همین که ازدواج کردند دیگر به فکر شغل نیستند و احتمال درگیری او با مرد هست، عده ای که مایلند شاغل شوند و شغلی پیدا نمی شود از یک سو با شوهر جور دیگر به زندگی نگاه می کنند و ممکن است جرقه جدایی زده شود و از سوی دیگرکه خیلی فشارمی آورد،خانم متوجه می شود هم کلاسی او شغل پیدا کرده و چه شغلی و گروهی با مشکلات دیگر رو به رو می شوند و هرچه هم یاد گرفته درهیچ جای زندگی کار برد ندارد. مثل مهندس کشاورزی.و مشکل این جاست که اکثر جوانان همین که می بینند دختر پزشکی... خوانده دیگرکاری به ایمان، تقوا، نجابت، عفت و صداقت ... او ندارند ولی وقتی ازدواج صورت گرفت و متوجه شد شغل پیدا نمی شود، تازه عیوبی که ممکن است باشند یکی پس ازدیگری با قیافه هولناکی خود را نشان می دهند و جرقه زده و زمینه طلاق شعله ور وكشمكش واز طرفي مداخله هاي همه جانبه شروع می شود و روزي هم طلاق واقع مي شود و مي شنويم20000به خاطر عدم توان در پرداخته مهريه در زندان زانوي غم ببغل گرفته اند !؟
علاوه بر موضوعات متفرقه ای که درنامه ها و طرح های اجتماعی، درمورد علل و عوامل طلاق مورد بحث واقع شده است، کتاب مستقلی در مورد طلاق و علت العلل های آن نوشته ام.آمارطلاق درچند تا از شهرهای ایران ازجمله تهران و قم بالا و رو به فزونی است درجایی دیدم ایران رتبه اول و درجایی دیگر دیدم رتبه چهارطلاق را دارد. همان طورکه در مصارف دیگرعمرانی، رفاهی با دیگر کشورها قابل مقایسه نیست، با توجه به اینکه ایران تاریخ طب بو علی سینا، سیره انبیاء و اولیاء (ع)در تغذیه، بهداشت را دارد، افتخار طب النبی، طب الصادق،طب الرضا (ع) را دارد، از نظر مصرف دارو بعد ازچین رتبه دوم را دارد!؟. البته ایران در بسیاری از مسائل با هیچ کدام حتی کشورهای اسلامی قابل مقایسه نیست و روز بروز درفضای بهتری قرار می گیرد؛ درحدي كه حتي كشورهاي اروپايي و غربي را متوجه خود ساخته است؛آوازه ايران درهمه کشورهای غیر اسلامی سر زبان هاست و مایلند یک مسؤول ایرانی به کشورشان سفر کند ، در سطح جهان و سازمان ملل متحد، ایران به یک کشور تاثیرگذار در معادلات جهاني شناخته شده و آن را درکارهاي جهان صاحب اثر گذار و دخیل می دانند... ولی ایران اسلامی باید بیش از اینها پيشرو درهمه امورجها الگو باشد، چون کشوريست اسلامي بدون مرز و براي همه بشر وکشوری است که نتنها حکومت اسلامی به معني واقعی آن درآن ظهور پیدا کرده رسالت ایران رسالت اسلام و جهان است چنین کشوری نباید مشکلی مانند طلاق، مصرف دارو درآن حد، مفاسد داشته باشد و شهر قم تهران که دو مرکز علمی اسلامی و کشوری هستند جهان با چشم دیگر به آنها نگاه کند آنهم زمانی که جهان پهناور به یک دهکده کوچک تبدیل شده است !؟
به هرصورت وضع ازدواج درکشور رسول الله (ص)، کشور مهدی، منجی عالم، کشورحکومت اسلامی وضع طبیعی ندارد ، خیلی از حریم و مرزهایی که اسلام معین کرده یا شکسته شده یا کنار ذاشته شده یا بی رنگ و یا با رنگ دیگر مخلوط شده است؛ مانند مهریه که مهریه چند صد میلیونی هم باب شده ولیمه دادن معمولی به تالار تبدیل شده جشن عروسی یا عقد در تالارگاهی از پانصد تا یک میلیون حتي تا صد ميليون شام تمام می شود!؟آنها که دارند اسراف و حرام است و آنها که ندارند ( خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شود ) آنها را مجبور می کند و بعد از عروسی تا سال ها باید، با بد بختی بدهی عروسی ها ده وصد میلیون هزینه ای را بپردازند که همین زمینه می شود برای برخی ازطلاق ها، چون عروسی خانم احساس می کند در منزل پدرش وضع ماشین... بهتر بود و هم کلاسی او جای بهتری شوهرکرده اند. که حرف از... بدهی درکار نیست. مسائل ديگر كه همانند مهمان نا خوانده از در وارد و مزاحم زندگي تازه تكيل شده مي شوند!؟ ازمسؤلي شنيدم در يك سال20000مرد براي اينكه نتوانسته مهريه راحتي به اقساط بپردازد راهي زندان مي شودن!؟ حديثي از علي (ع) به اين مضمون است كه روزي بياد كه اسلام مانند ظرف واژگون شده همه محتويات آن خالي مي شود؛ يعني از اسلام تنها يك اسم مي ماند!؟
3) گرایش به مواد مخدر: از منظر انسان شناسی در تعریف گرایشات انسان به سوی خواسته هاي غیر طبیعی گرایشات منفی( ناشی از نا آرامی های درونی) گفته می شود. انسان براثر عوارض و یا خلأ هایی دچار نا امنی دروني شده و تحت فشار های روحی و روانی قرارخواهد گرفت. درکتاب شهید مرتضی مطهری آمده بود. در یکی از ایالات متحده آمریکا، برای هدایت و باز داشتن خانم های خانه دار مبتلا به قمار بازي. تبلیغ کشیشها هیچ اثری نداشت، تا زمانی که پس ازآموزش آنها را به کارهایی بافتنی وادارکردند ، بدون اینكه آنها را موعظه و یا منع کنند گرایش به قمار بطورکلی نار گذاشته شد. نه تنها درگرایش به قمار بلکه در همه مسائل، در میان علمای اخلاق، گروهی اعتقاد دارند، انسان باید کف نفس كند تا به تواند از گرایش به کارهای ناپسند خود داری کند. گروهی اعتقاد دارند انسان به دلیل اینکه نفس سركش دارد، باید به کاری سرگرم كننده مشغول باشد؛که این نظریه را روایات و آیاتی مورد تأیید قرار می دهند و از منظر انسان شناسی کاملاً قابل قبول و باز دارنده تر مي باشد. چون فكر انسان مهار شده. لذا كار از نظر اسلام در رديف جهاد را دارد يعني با ارزش ترين عمل. كه بايد گفته مهم جنبه ارزشي و اخلاقي آن است نتنها اقتصادي .
حدود سال 1373، بود در مورد گرایش به مواد مخدر طرحي نگاشتم، تحت عنوان ( مبارزه با گرایش به مواد مخدر ). آن طرح را که کامل هم نبود برای مسؤولین کشوری ارسال کردم و در نامه ها و طرح هایی دراین رابطه یاد آور شدم، اگر ما سیاستی را در پیش بگیریم که هر فرد در24 ساعت همان هشت ساعت گار معمولی را داشته باشد، بعد از هشت ساعت کارکه خسته است، مدتی باید رفع خستگی کند ، بعد ازآن نیازهای تغذیه ای, مثلاً گفتگوی با اهل خانواده و بعد هم قطعاً وقت خواب و استراحت است، در این میان هیچ خلأ ای بوجود نیامده که گرایش به سیگارآن را جبران کند هیچ نا آرامی که درآینده چه خواهد شد وجود ندارد. ولي جواني كه در اول زندگی مشترک با هزاران امید و آرزو. حالا متوجه می شود با وجود بیکاری،کی و چگونه به این آرزو خواهد رسید، به آرزويي که تشکیل زندگی مشترک است رسیده، ولي آینده که مانند هم کلاسی، همسایه... به امکانات زندگی ماشینی... نیاز دارد و حالا خود را
بیکار مشاهده می کند. نا آرامی و فشار روحی همه وجود او را فرا خواهد گرفت؛ و چنان او را تحت فشار خواهد داد که حتی مشاهده می شود، از بهترین خانواده های مذهبی جوانانی به مواد مخدر مبتلا شده اند درجاهای زیاد متذکر شده ام .اگر این خلأ وجود نداشته باشد و همان گونه که در باره هشت ساعت کارمعمولی گفته شد، چون نه هیچ خلأ ای وجود دارد و نه نا آرامی و فشار روحی، ولو مواد مخدر مجانی درکنار خیابان ها گذاشته شده باشد، انسان هیچ گاه به آن نگاه نمی کند ( که توضیح آن از منظر روانشناسی ... مفصل است) آنگاه ما دیگر شاهد 3 میلیون معتاد درکشور اسلامی نخواهیم بود. در مواردی دیده و شنیدم، کسانی که جشن ترک اعتیاد را گرفته بودند یکی ازآنها به خبرنگارگفت: اگر دولت برای ما کاری معین کند هیچ وقت به مواد مخدر آلوده نخواهیم