(مقدمه طرح جایگاه واقعی زن در جامعه)

          2) اختلال در نظم زندگی: برای اهمیت نظم و مقایسه آن با  نظمی که در ساختارخلقت خود انسان بکاررفته و  تعريف  نظم  كار آمد ، دریک سلول که به یک کتاب خانه 750جلدي هريك500  صفحه اي را در نظر به گيريم مارا متوجه واقعيت مي نمايد. روشن تر بگويم.  بهم خوردن نظم دریک وسيله نقليه را در نظر بگیریم، وقت بستن قطعات  تنها یک قطعه کوچک اشتباه بسته شود و یا شماره و حتی جنس آن اصلی خودش نباشد چه خواهد شد؟ لذا هر مشكل در پيش روي ما به خاطر بهم خوردن  نظمی مي باشد كه در زندگي فردي و اجتماعي خود نمايي مي كند. و علاوه برآن تنها دريك حديث كه نظم را در رديف تقوا آورده بيشتر ازهر دليل ديگراهميت نظم را مي رساند و علي(ع) می فرماید « اوصیکم بتقوای الله و نظم امرکم.شما را به پرهيزكاري(و همزمان)، نظم(درامور)، سفارش مي كنم» ولي ما درعمل به1آن غفلت داريم!؟                                   

مرد و زن از نظرظاهر هردو انسانند ولی از نظرساختار روحي و جسمي دو چیزکاملاً متفاوت می باشند؛ که قبلاً گفته شد، کلیات تفاوت زن و مرد، درکتاب (نظام حقوق زن در اسلام) شهید آیت الله مرتضی مطهری آمده است، تا حدودی که به توضیح پرداخته ام، دو چیز هستند كه مسلم زمینه کاری آنها هم باید متفاوت و با آن سنخیت داشته باشند و درغیر از این صورت اثرآن دیریا زود، کم یا زیاد، ظاهر خواهد شد که درگذشته گفته شد درک آن درهر دو صورت در دراز مدت و کوتاه مدت پیچیده و کاریست تخصصی كه تنها از عهده آسیب شناسان بر جسته برخواسته است نه هركس ولو در تخصص خودش از بر ترين ها باشد.                                                                                          

        در این جا به گوشه هایي از بهم خوردن نظم در زمینه کاری،که خود نشانگر به هم خوردن و یا وجود نظم است، مورد  توجه قرار مي دهيم. مثلا زنی که برای کارخانه در نظرگرفته شده، زن ازکار هاي متنوع درمنزل لذت می برد ولی ازکاریک نواخت در اداره ، به شدت خسته و ملول می شود.و لذا ثابت شده این خانم ها اكثراً به ریزش مو، مشکلات روحی، بی میلی به زندگی و شوهر... مبتلا می شوند. ولی برعکس، مرد ازکارهایی که زن در منزل انجام می دهد به شدت خسته می شود. یک روزكار منزل را به مردی بدهيد که هم  به وضع تغذیه، نظافت، تغذیه روحی بچه ها،برسد و هم به پخت غذا، نظافت منزل، شستن لباس و ظروف،آراسته کردن خود. خواهيم ديد  به شدت خسته و ملول مي شوند. لذا اگردیده باشيد مردانی که هر روزی دست به یک کاری می زنند حتی دچار افسردگی دلواپسی، ضعف روحی و حتی جسمی می شوند و به آنها انسان هردم خيالي گفته مي شود. لذا طبيعت مرد اين طوراست كه دوست دارند، ازصبح که وارد کار مي شود   به یک نوع کارمشغول باشند، اگرمتنوع هم هست در نوع خودش باشد؛ برعکس زن که درکارهای بیرون هرچند متنوع تر باشد بیشتر به همان اندازه كمترخسته  می شوند. البته اينها انتخابي و اختياري نيستند بلكه براثر واكنش فيولژكي است كه خدا درساختار زن و مرد قرار داده است براي نوع كاري كه بايد انجام دهند.خنده هم از همين نوع واكنش( البته بيولوژيكي)مي باشد.

         به این نکته هم اشاره کنم.مردانی که زیاد بجای زن درمنزل کارمی کنند به همان اندازه از نظر روحی... احساس  زن گونه  بودن در آنها رشد مي كند و اگرعادت کنند، دوست دارند ای کاش زن خانه دار می بودند؛ خانم های شاغل هم احساس مرد گونه را درخود می بینند و به حکم ضمیر نا خودآگاه دوست دارند مرد باشند. درهمان کتاب هویت زن توضیح داده ام، اگرازهمه آنها سؤال کنند، دوست دارند خانه دار باشند یا شاغل؛ اکثراً بدون درنگ می گویند شاغل!؟، در جواب اين سؤال، عده ای سکوت می کنند، عده ای نمی گویند  دوست دارند ولي ظاهري!؟، اما  عده ای از ته دل می گویند خانه داری خوب است ولی خسته کننده است که البته این خسته کننده بودن به خاطر عصر ماشینی زن در بیکار در منزل تحت فشار روحي قرار مي گيرد؛ از سوی دیگر اين زن خانه دار وقتي هم کلاسی، همسایه خود را نگاه می کند که شاغل و حقوق آور می باشند، تحت فشار روحی بيشتري قرار می گیرند!؟ كه عده اي به طور نا خود آگاه و بنوعي جبراً به دامن بازاركاركشيده مي شوند!؟. كه بحثي مفصل دارد !؟                            

       خلاصه این همان، به هم خوردن تعاد و نظم است که خدا قرارداده ، به دليل اينكه، حضرت فاطمه (ع)اظهارخوشحالی می کند. كه  پدرش فعالیت های زندگی را میان علی (ع) و او تقسیم کرد، کار داخل مربوط به فاطمه و کار بیرون مربوط به علی (ع) باشد. البته اینکه سفارش شد مرد درکار منزل به زن کمک کند و زن هم درکار بیرون به مرد کمک کند این غیر ازآن چیزی است که گفته شد. گفته می شود کار مرد به عنوان کمک کردن به زن در منزل در روحیه زن اثر داشته و لذت می برد؛ همینطورکار زن درکار مناسب برای کمک مرد، مرد لذت می برد که گاهی اظهار لطف می کند و با این کارخود، نشان می دهد شوهر را دوست دارد و با اين كار دوستي خود را  نسبت به مرد عملاً نشان مي دهد.واقعاً، روابط زندگی مشترک میان زن و مرد دیدنی تماشایی است ولي پيچيده و براي هر كس قابل لامس نيست. چون شاكاري خداوند به گونه اي است که ما ازآن بی خبریم و گاهی آن را به بازیچه می گیریم که نمونه آن طلاف درگیری خانوادگي... است ولي دردي بدون درمان نيت و درمان اين نوع درد ها آموزش، مطالعه، پرسيدن و فكركردن است و بدون زنج گنج مؤيسر نمي شود.                                                                                                               

          3) تلقی ابزاری از زن: پس از نگارش چندین کتاب در مورد جایگاه زن ازجمله هویت زن، سرازاین جا درآورد که اولین نامه انتقادی را برای مسئوولین حوزوي وكشوري تحت عنوان (ورود بیقید و شرط زن در بازارکارچرا؟ )نوشته و برای آنها ارسال كردم و به كساني همین طور می دادم.چیزی که مرا به نوشتن این نامه و پیگیری آن تاکنون وا داشته (1390)، از یک سو  متوجه شدم، وجود زن در بازارکار دارد به ابزاري تبدیل می شود كه به دلیل عقلایی دارد و نه ضرورتي برای ورود این حجم اززنان در بازاركار؛ به خصوص دختران  دارد كه وارود  بازارکاری  شوند که هم حق و هم كارمردان است. و عامل اصل اين ورود زن در بازار را در نوعی احساسات ديدم که حکومت اسلامی بدون هيچ قيد و شرطي، به زن آزادی داد و موقعیت او را درکاراجتماعی و همکاری با مردان را بيش از حد ستوده است!؟. سال 1389 بود که درکنکور علوم پزشکی هفتاد درصد قبول شدگان دختران بودند، با یک آب و تاب و تعریفي از زن در رسان به گوش مي رسيد كه همه را متوجه خود مي كرد كه باوركن  درهمه زنان خانه دار نوعي بي ميلي به خانه داري ايجاد مي كرد!؟، بارها حتي به وسيله مسئولين رده برتر، بگوش می رسید درحالی که حقیر می دانستم علت این گرایش دختران و موفقیت آنها چیست مرا رنج مي داده!؟.                                                                             

       ورود زن در بازار كاردر همین قم کاملاً علنی شده و حتی به هم سفارش می کنند فعلاً کارمندی زن بگیرید که هم ارزان تر تمام می شود هم مشکل مردان را مانند بیمه... ندارند یکی به خود من این پیشنهاد را کرد، چون یک نفر برای کارهای کامپیوتری لازم داشتم، چندین جا دیدم اعلام کرده بودند به خانم مثلاً دارای حرفه فلان نیاز داریم، بسیاری ازکارگاه ها بیشتر زن (و البته دختر) هستند در واقع زن به ابزارکار تبدیل شد.یادم هست به خصوص قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (33)سال پیش،آمریکا و اروپا را مورد هجمه قرار می دادیم که زن درآنجا ها به ابزارکارتبدیل شده است ولی حالا خود ایران (البته به طورنا خود اگاه) به آن مبتلا شده و خبر هم نشده و کار به جایی رسیده که اگر به خواهند کنترل کنند و درحد ضرورت و هدفمند زن وارد بازارکار شود، بسیارمشکل است ازجمله خود مسؤولین با اعتراض رو برو می شوند چون خودشان بارها تشویق کردند كه زنان دوشا دوش مردان در فعالیت های اجتماعی شرکت دارند!؟

    همین موضوع درکتاب ( نظام حقوق زن دراسلام) شهید آیت الله مرتضی مطهری« ثلثًا:آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول« ویل دورانت»زن ر ا از بندگی و جان کندن درخانه رهانید وگرفتار بندگی و جان کندن  در مغازه وکارخانه کرد. یعنی اروپا غل و زنجیری را ازدست و پای زن بازکرد و غل و زنجیردیگرکه کمتر از اولی نبود. به دست و پای او بست...»صفحه 225. در مورد نظام از هم گسستکی زن درغرب وارواپا آمده است. که نمونه بارز دیگرآن درکشور حکومت ناب محدی (ص) شروع شد که زن ها مانند زنهای  غربی به یک ابزارکار ارزان تبدیل شده اند!؟. که صفحه« نوزدهم» همان کتاب آمده است . البته مطالبي از اين قبيل دركتاب فوق زياد است كه اي كاش اينها را مورد بررسي قرارمي داديم تا متوجه شويم، چه ظلمي دركشور اسلام  ناب محمدي(ص) بر زن (ازواققعيت خود بي خبر) روا داشته مي شود!؟ و بايد گفت ظلم نا بخشودني چون تبعات زيان بارآن به طور نا خود آگاه به  نسل هاي بعدي خواهي نه خواهي انتقال خواهد يافت!؟

         به نظر می رسد نود و پنج درصد زنان شاغل هیچ توجیه اقتصادی، سیاسی، مدیریتی... ندارند و پنج درصد هم زنان بی سر پرست زنانی هستند که در زایشگاه ها می توان گفت ضرورت دارد، بسیاری از خانواده ها دو شغله هستند، هم مرد و هم زن حقوق آورهستند!؟ كه مسلم حق آن مرد وجوان بيكار غصب شده، مگرغصب آن است كسي مال كسي را با زور بگيرد، ملاك همان بيكار ماند جوان وگرايش او  به مواد مخدراست كه اگر فلان دختر جاي او را غصب نكرده بود بايد سركار باشد و براثر فشار روحي ناشي از بي كاري... به مواد مخدر مبتلا نشود كه شاهد سه ميليون معتاد و تبعات فردي و اجتماعي آنها باشيم.آجتماعي دزدي، زنا...،فردي بيماري مرگ زود رس و خود كشي!؟

در اینجا،كه تا حدودي مضر بودن ورود بازارکار روشن شد، لازم است در مورد تبعات آنهم قدری بحث شود تا معلوم گردد چرا  اسلام  برای زن جایگاهی و برای مرد جایگاه دیگری در نظرگرفته است. ولی قبل ازآن به موضوعاتی توجه می کنیم که با پیشرفت دانش انسان شناسی و در پی تحقیقات چندین ساله،روی گروهی صورت گرفته. ما چکیده  ازآنها را، مورد اشاره قرار می دهیم و اگرلازم  بود، پیرامون  برخی ، توضیح کوتاهی داده خواهد شد و توضیح بیشترآن با شد  براي شناخت در زندگی مشترک.