( از طرح جایگاه واقعی زن در جامعه)

          3 ) آموزش زنان: یکی از عوامل مهمی که ازآن غافلیم و بستر ورود زن را به طور نا خود آگاه در بازارکارفراهم ساخته؛ این است که همان دروس مردان را زنها هم باید تا جایی که باید تعیین رشته شود می خوانند!؟. رشته که معین شد، معلوم است زن را  به کاري سوق می دهد كه براي آن زحماتي را متحمل و اميد وآرزوهايي را در وراي آن براي خود رديف كرده و به آنها اميد بسته است؛ كه و قبول كند ازآنها نتنها سخت است؛ بلكه برايش محال به نظر مي رسد؛ چون درسرشت انديشه و جان... اوآميخته شده و به يك عادت ماندگار تبديل شده است!؟ مثلاً چند سال زحمت کشیده  تا مهندس كشاورزي را...آماده كرده؛ حالا چه كاركند؟!، از يك سو زحمت كشيده، از سوی دیگرخود شغل و درآمد، جو حاکمي که  پسر ها در پی همسر شاغل هستند، دخترها را به گونه اي مجبور به درسي مي كند كه اميد  به شاغل شدن آنها دراذهان خواستگاران باشد!؟. این سیاست و نظام آموزشي غلط، کسانی را که می خواهند خانه دار باشند، تحت فشار قرار می دهد و  بطور ناخود آگاه و جبراً او را جذب بازارکار مي كند!؟ و اين كار بطوركلي، دو زيان جبران ناپذير را در پي خواهد داشت. يكي همان كه اشاره شد، زنها را بطور نا خود آگاه  به  بازار كار مي كشاند؛ و دوم، اينكه كساني كه چند سال تحصيل كرده و در رشته اي داراي تخصص شده اند وخانه داري  را بركار در بازار ترجيح مي دهند. اين همه دانش با وجود  هزينه و اوقاتي كه صرف آن شد و  بلا  استفاده مي ماند،اين يك خيانت به بيت المال كشور و خسارت مالي به خانواده مي با شد كه هيچ سودي براي آن قابل تصور نيست و متأسنه اين كار بيهوده جايگزين آن دانستني هاي ضروري شده كه خانم ها در مورد امر شوهر داري تربيت... بايد درحد كار شناس تحصيل مي كردند و در واقع نسل جديد دردامن مادراني تربيت شودند كه داراي تخصص در تربيت، تغذيه،...كودك بوده اند. مي توان گفت: نود درصد مفاسد اجتماع حتي طلاق، گرايش به مواد مخدر، بيماري هاي ناشي از تغذيه،و... ازهمن خلأ مادران نا آگاه به فلسفه تربيت به معني عام آن  شروع مي شود. كه بايد به حال كساني گريه كرد، چه كساني باعث آن همه بدبختي براي آنها شده اند!؟

    نكته ديگر اينكه بلا استفاده ماندن محصول علمي صاحبان تخصص قهراً در سلامت روحي و جسمي وكلاً وضع عمومي آنها، اثر خواهد گذاشت مثل مغازه پراز كالا كه در دست رس خيريدار نباشد، همه از بين خواهد رفت كمتركسي است كه علاقه نداشته باشد چيزي را كه مي داند به ديگران انتقال ندهد؛ اكثراً نگرانند چرا دانستني هاي آنها مورد توجه واقع نمي شود. لذتي كه ياد دادن چيزي  به ديگران دارد، هيچ چيز ندارد در واقع يك نوع تغذيه روحي است كه فرد را دچار نوعي افسردگي كرده و احساس كمبود غير قابل جبران او را آزرده مي كند و كارخانه داري،آن را جبران نخواهد كرد. يك پزشك متخصص با كار پارچه فروشي روحيه اش ارضا  نخوا هد شد ؛چون احساس مي كند گم شده اش پييدان شدني نيست بايد جاي ديگرآن را بدست آورد كه امكان آن فراهم نمي باشد!؟.

 در مورد ساختن انسان اين را همه مي دانيم كه حتي يك پل كوچك به امكاناتي... نياز دارد  تا جواب  بدهد و الا جواب  نمي دهد. ولي براي ساختن انسان آن را به يك سواد دار بي سواد مي سپاريم كه  مثلاً سواد و تخصص حسابداري دارد ولي در تخصص انسان سازي بي سواد است؛ و همين امر يكي از علت العلل هاي بشر سرگردان است كه به اين روزگرفتار شده. اين است كه انسان از شالوده  اول خشت آن كج گذاشته شده. يك وسيله جزئي بدون استاندارد خطرآفرين است ولي انسان غيراستاندارد را نگاه كنيد كه خون بي گناهي را مثل آب خنك مي نوشد وكسي به فكر استاندارد كردن آن كه نيست هيچ بلكه  با كارهايي به غير استاندارد تر شدن آن دامن مي زند؛ مثل همين بي اطلاعي زنها از امر تربيت... و ورود بيقيد و شرط زن در بازاركار!؟ و خلاصه مادران  عاري از فنون خانه داري و غير استاندارد... هستند!؟

كه بايد منتظرجامعه آلوده به فساد، نا برابري، طلاق، بيماري،و...و... بودكه به دست خود ما زن  به روز سياه گرفتارشده و روز  به روز  بد ترمي شود؛ چون شالوده و سنگ زيرين بشر نادرست و بد گذاشته شده است. وكسي هم به فكرآسيب شناسي نيست چرا چنين است!؟

      به هرصورت ضرروت ايجاب مي كند نه تنها ازطرف آموزش و  پرورش و دولت، بلكه اين سه نهاد مسؤل هستند كه بايد  بر اساس ساز و كاري از پيش تعيين شده، کارگروهي از هرسه نها د برای خانم های خانه دار مناسب کارخودشان، در مورد اهمیت تولید مثل، نحوه  تربیت...،آموزش ديده و پايان نامه هم ارائه دهند. یکی ازمشکلات ما، در بیماری ها...، از همین جا شروع می شود که مادرها  به طور فنی حضور ندارند، لذا بیماری های مادر زادی، بیماری های کودکان درزمان تغذیه... بی داد می کند ازجمله80، درصد سرطان به تغديه ربط دارد، تعدادي از بيماري هاي مادرزادي و دوران شيرخوارگي در بزرگ سالي مانند آتش زيرخاكستر سر بيرون مي آورند، كه دركتاب( مشاوره ژنتيك) دكتر غلامرضا نور زاد،آمده است، در حال حاضر ايران 8000 كودك داراي مشكل اسكلتي مي باشد كه بر اثر بي اطلاعي مادران خواهد بود.و نيز برای زنانی که باید درشغل جراحی در نوع کار خودشان فارق التحصیل شوند. مثلاً ایران سالی هزارخانم جراح، خانم پرستارلازم دارد، همین تعداد باشند وقتی این تعداد معین شدند، معلوم است بقیه بايد خانه دار باشند،كه در نتيجه  بسياري از مشكلات روحي و رواني هم درميان خانواده و هم درميان دانشجويان به طوركلي از بين خواهد رفت.كه يكي از علل شيوع مشكلات روحي و رواني رو به فزوني،درميان زنان مي باشد كه توضيح آن مفصل است.

        اين را هم اضافه كنم. نظام آموزش ما، نتنها اسلامي نشده، بلكه همين هم كه هست  بيمار است و هم خارج ازيك نظام اصول  ثابت دارد به كارخود ادامه مي دهد!؟ مثل بيماري كه مردني نيست ولي كارمورد انتظاراز او حاصل نمي شود!؟. اينها كه كه گفتم: از اطلاعات سال 1384 مي باشد كه طرحي براي حل مشكل آموزش و پرورش در دست تهيه داشم و تاريج 31/2/1384 درآموزش و پروش قم براي كارشناسان ربع ساعت در باره خود طرح و نيم ساعت هم درمورد پاسخ به سؤالت  توضيح دادم كه  بيش ازحد انتظار مورد توجه واقع شد. طرع آن هم زمان مي برد و هم بايد نظرخواهي عموم حتي از مردم هم صورت بگيرد و تا مرحله اي كه بايد اجراي نهايي آن صورت بگيرد، حد اقل پنج سال زمان خواهد برد تا طرحي شود كه نه تنها اصول كلي آن درهر عصري ثابت خواهد ماند، بلكه  براي همه كشور ها  و اديان ديگر، مي تواند قابل استفاده باشد.كتاب هاي درسي اولين سنگ بناي مشكلات نظام آموزشي ايران مي باشد كه توضيح آن مفصل است

    4) فرهنگ سازی: با توجه به اينكه مشكلات بشر بدون استثنا ازخلأ فرهنگ به معني عام آن شروع مي شود، و تنها فرهنگ است كه به زندگي بشرسامان خواهد داد؛ بايد از فرهنگ سازي شروع كرد،و  بستر را براي كارهايي كه بايد انجام شود آماده كرد.كه بدون بستر مناسب، انسان درهيچ كاري به هدف نخواهد رسيد، هرچند فعال باشد. به همين جهت تاكنون چند طرح كه درفرهنگ سازي بايد  اجرا  شود و يك طرح هم تحت عنوان فرهنگ سازي نوشته و براي مسؤلين ارسال كرده ام. بنا براين بايد، فرهنگ سازی را ا اینجا شروع کرد که  با  فطريات انسان هماهنگي و تمایل با آنها نويد بخش زندگي فردي و اجتماعي رو به تكامل وكسب ارزشهاي مادي و معنوي باشد. به همين جهت چون تنها فكر،ايده و نگاه انسان به اطراف خودش هست كه به او جهت مي دهد، بايد اولين كاري كه صورت مي گيرد، اين باشد كه  نگرش ها را با ساز و كاري موفق به سوي نگرش مورد نظر تغيير دهيم.كه البته هم قدري زمان مي برد، هم پيچيده و مشكل است؛ آنهم موضوعي چون ورود  بيقيد و شرط زن در بازاركاركه به نام فعاليت اجتماعي براي مرد وزن از نظر اسلام،  بلا مانع و درافكارجامعه جا افتاده است!؟.ولي با نگاه آسيب شناسانه، معلوم مي شود دراصل درست نيست. چون به علت نوعي فقرفرهنگي، غفلت از ديدن طرف ديگر سكه، نوعي تعصاب انقلابي...،مسائلي به عنوان واقعيت اسلامي ديده مي شود!؟كه بدون پرداختن به جزئيات آن. همان طوركه درحكومت جهاني مهدي(ع) تصورمي شود، حضرت دين و قرآني جديد آورده است در حالی که قرآن همین قرآن است!؟

      یکی از دلایل مهم فقرفرهنگی، غفلت از ديدن طرف سكه... مي باشد، که هم به نوعي شامل فرد و به نوع ديگر شامل جامعه مي شود. و همین ورود بیقید و شرط زن در بازارکار،و نگاه  ابزاری جامعه  به زن است که زن را به طورکلی ازجایگاه واقعي خود  بیرون رانده است!؟. به قول روایت « کل شیء تجاوز عن حد ینقلب الی ضده. هرچیزی ازحد بگذرد به ضد خود تبدیل می شود ».كه زن دارد به ضد خود تبدیل می شود.که درگذشته تا حدودی روشن شد چه مشکلاتی را متوجه خانواده ها، تولید مثل، جامعه می کند.آن شخصیت زن که حیاتی ترین ارزش برای زن از همان زمان دختر و نگاه دوستانه جنسی ... دارد، شخصیت زن شکسته و آماده از بین رفتن می شود و به همان اندازه فضاي عمومي جامعه آلوده و از بین می رود!؟ اگر زن شخصیت خود را از دست بدهد جامعه هم شخصیت خود را از دست داده است.، چون مربی و تولید کننده افرادی هستند که جامعه را از فساد پر می کند، لذا فساد وکشتار... درکشورهايي بیشتر است، چون  به همان اندازه زن شخصيت حالت طبيعي خود را از دست داده است!؟ در اینجا، فرهنگ سازی به دو صورت باید مورد بحث قرارگیرد.زن و خود شناسی كه همان نگاه فردي به هويت زن است و شناخت موقعیت زن كه همان نگاه جا معه به شخصيت زن مي باشد كه متأسفان به يگ نگاه ابزاري تبديل شده است!؟