چه باید کرد و چگونه؟  ( در مورد تلفات رانندگ)

در هر کاری ملاک چگونه عمل کردن است نه چقدر عملکردن که رها کردن کیفیت و چسبیدن به کمیت است متأسفانه هر سال چه قبل از عید نوروزی طور حرف زده شود که حتی معلولین را هم تحریک میکند به سفر رفته و دلی از عزا در آورند آبشار... کجا چقدر صفا دارد ولی به قیمت جان دیگران ولو از بستگان خود ما باشد شم اگر بدانید یکی از بستگان شما تصادف می کند باز هم سفر می روی اگر بروی معلوم است...!؟ ولی حتماً نمی رود و نمی گویی او هم برود ولی اگر دیگران باشند چه؟ لابد می گویید به ما چه کور بشوند احتیاط کنند من با دلایکی روشن درصد عمده تبلیغات تحریک باعث تلفات می شود و درصد بیشتری ازدحام مسافرین.

حضرت رسول (ص) در مورد چگونه عمل کردن می فرمایند:«انی لا اخاف علیکم فیما لا تعلمون و لکن انظروا کیف تعلمون فیما تعلمون»[1] ما دلشادیم که هر سال مسافرین عید نوروز بیشتر و رفتار می کنم که خدمت به مردم کرده ایم بنظر می رسد خدمت به مردم این است که از یک سو مسافرت قدری کنترل و بیش ئه مسافرت صورت نگیرد و از سوی دیگر برنامه ریزی و تنظیم شود که هر استان چقدر، کدام شماره ها به کجا، چه وقت بروند، چه وقت برگردند همه این ها کنترل شود که در طرح جامع پیشگیری از تلفات عید نوروزی مفصل آمده است ( که مه درهمین مجوعه آمده است) .

6) جاده سازی: بشر درست مانند یک وسیله نقلیه است که برای سالم بودن و به حرکت در آمدن به دهها اجزایی نیاز دارد که از کوچک و بزرگ در کنار هم تنظیم و هر کدام کار وظیفه خاصی دارند که هیچ کدام جایگزین نمی شود ولی وقتی هر کدام در جای حرکت قرار داشته و سالم و از نظر جنس و شمار با هم هم سو باشند وسیله نقلیه با سلامت و پویایی کار خود را ادامه می دهد همینطور یک سلول در بدن انسان که تعریف آن یک کتاب خانه می شود انجام وظیفه می کند تا زمانی که اجزای متعدد و گوناگون درست بکار خود ادامه دهند.

رانندگی هم دقیقاً این طور است به عوامل اثر گذار زیادی وابسته است که اگر همه درست و مناسب باشند می توان گفت سالی 20 هزار تلفات رانندگی در ایران 75 میلیون به یک هزار کاهش خواهد یافت جاده یکی از عوامل مهم تصادفات است که علت آن وضع خسته کننده بودن جاده است که خستگی یکی از عوامل خواب، هواس پرتی از دست دادن تمرکز، ترس و دلهره است اصلاً برخی از جاده برای برخی رانندگان کم حوصله، ترسو... واقعاً خطرناک است. شما آزاد راههایی که جدیداً ساخته شده را با جاده ها سابق مقایسه کنید تصادفات آن ها تا چه حد با هم متفاوت هستند وچرا؟

مشکل اصلی جاده های ایران دو چیز است یکی مهندسین ماهر نیستند، تجربه کاری ندارند و تعید به این امر ندارند که دارند با جان مردم معامله می کنند لذا بدون دقت کار می کنند و نظارت آنها در حد تشریفات است چون دیده ام راه کار این مهندسین درجه یک باشد متعهد به حوادث باشند که گاهی برای یک کوتاهی منجر به فوت سال ها زندان و مشمول پرداخت جریمه سنگین شود اگر از اداره راه بپرسیم تلفات نقاط حادثه خیز ایران تا کنون چه تعداد بوده خواهند گفت و وحشت خواهیم کرد ولی اگر از آنها بپرسند تعداد مهندسین زندان رفته و مشمول جریمه شدن چند نفر هستند جواب منفی است ایمان که نباشد، ترس هم نباشد جاده ما درست نخواهد شد. ایمان همراه وجدان و سوگند در انجام وظیفه این دو مرکب خواهند توانست دو درصد حوادث جاده ای را کاهش دهند بقیه عوامل دیگر هم درست باشند و هر کدام سهم ده درصدی را در کاهش داشته باشند ما شاهد این فجایعه انسانی در هر عید نوروز که سال نو شادی است نخواهیم بود ولی از دو میلیون مسافر حداقل 300 هزار با زیر مجموعه عزادار و زانوی غم به بقل گرفته اند و صدای ناله بچه های به جا مانده دل سنگ را آب می کند در حالی که من دارم می خندم و نقشه می کشم امسال که کدام طرف برویم که دلگشا تر باشد!؟

7) تعهد و تخصص: اگر با کمی دقت به عالم هستی نگاه کنیم خواهیم دید همه اشیاء برای مفید واقع شدن مرکب از دو عنصر هستند حتی رابطه میان خدا و بنده این گونه است خداوند آب هوا... را در اختیار انسان قرار داده بنده هم کارهایی را برای بدست آوردن محصول انجام می دهد که اگر نباشد از باد باران محصولی بدست نخواهد آمد. روح و جسم این گونه است و کلاً همه چیز را خدا از دو عنصر مثبت و منفی خلق کرده است و آیه 53 سوره طه، هم آن را تأیید می کند که خداوند هر چیزی زوج آفریده است حتی یک اتم که شامل هسته مرکزی و محور چرخشی بدور هسته است. که چندین آیه در موضوع «زوج» آمده.

ما برای جاده سازی نیاز به مهندسی داریم که دارای سه خصوصیت اصلی باشد و در غیر این صورت به جایی نخواهیم رسید یکی تخصص در حد عالی با این شرط که منحصرن مربوط به جاده سازی باشد نه چیزهای دیگر مثلاً مهندس سد ساز هم باشد در مورد اهمیت تخصص حضرت رسول (ص) می فرماید:«انی لا یستعمل الرجل مع ان غیره احب الی منه لانه القظ عیناً و احسن مکیده همانا من مردی را بکار می گیرم با این که دیگری نزد من گرامی تر است برای این که او فردی هشیار و زیرک (و به مسائل روز آگاه) است.».

ولی تجربه ثابت کرده تخصص بدون تعهد و ایمان امکان ندارد. لذا دو عنصر مرکب مفید نتیجه هستند در بمباران دو شهر ژاپن، هیروشیما و ناکازاکی تخصص بود عاری از ایمان که در چند دقیقه بمب اتم بیش از صد هزار نفر را به خاکستر تبدیل کرد!؟ در جاده سازی بنوع دیگر خود را نشان خواهد به شکلی دلسوزانه و با عشق در نجات انسان کار نمی کند به همین اندازه خودکار رنگ تاریک خواهد گرفت شما کتاب های شهید مرتضی مطهری را وقتی مطالعه می کنی احساس نورانیت و توانایی در خود می بینی روحتان آرامش پیدا کرده و احساس خستگی ندارید یکی از کتاب های درسی حوزه هست می گویند هر کس آن بخواند به زیارت خانه خدا خواهد رفت وقت خواندن احساس دیگر دارد شما وقتی کسی را می بینید که هم دیگر را دوست دارید یک باره شاد و احساس شادابی دارید این همان انرژی مثبتی است که بین شما میتادل می شود. می گوید با دیدن دوستم روحم تازه شد، غم و غصه از سرم پرید.

به هر صورت تخصص در بست، ایمان و تعهد عملی که همان پیمان کتبی و سوگند باشد یک سرباز سوگند یاد می کند اگر دشمن به کشور تجاوز کرد تا سر حد جان با دشمن مقابله کند ولی یک مهندس، سازنده ماشین سوگند یاد می کند که از تلفات سالی 20 هزار قربانی با کار خود جلوگیری کند این کجا و سوگند سرباز کجا که کمتر می شود جنگی رخ دهد... خلاصه اگر همه عوامل این گونه درست شود ما سالی هزار نفر هم تلفات نخواهیم داشت. ولی می ترسم این آرزو را بگور ببریم!؟



[1] نهج الفصاحه ص 194