( از طرح تلفات رانندگی))

1) از منظر انسان شناسی: یکی از اشتباهات ما در همه مسائل اجتماعی دو چیز می تواند باشد یکی اینکه بدون آسیب شناسی و با ملاحظات سطحی کاری را شروع می کنیم ،درست مانند تجویز دارو بدون علت بیماری چیست صورت می گیرد که به مقوله جامعه شناسی ربط دارد جامعه بیمار را اگر بخواهیم درمان کنیم بدون آسیب شناسی، مساوی است با این ضرب المثل که (خواستیم بینی آقا را پاک کنیم چشمش ار کور کردیم) و دوم بدون اشراف بر مقوله انسان شناسی که همزمان با جامعه شناسی باید صورت بگیرد یا اطلاع ما نسبت به این دو مقوله ناقص است یا بی تفاوت از کنار مقوله ای عبور می کنیم که ورای آن خطر سالی 20 هزار کشته و صد هزار مجروح در پیش داشت!؟

 انسان موجودی است که اگر درست مدیریت شود از منظر انسان بودن بطور درست حرکت خواهد کرد چون انسان فطرتاً زیبا پسند و مقید به درست عمل کردن است لذا شما خواهید دید افراد آگاه با ایمان حتی بدون تهیه جریمه... به رعایت مقررات مقید هستند ولی اگر درست مدیریت نشود قضیه بطور کلی عکس آن را خواهیم دید، دیگر نیاز به تهدید اتی مثل جریمه نیست. ولی این قسمت همان نتیجه را که قسمت اول می دهد هرگز نخواهد داد لذا شما عمده تصادفات تخلفات را در میان افراد بی تفاوت و بی قید خواهید دید

با توجه به اینکه خدا اکثر بشر را گمراه ناآگاه معرفی کرده و بیش از بیست آیه در این باره به شکل (اکثرهم لا یعقلون... لا یعلمون... لا یشکرون) آمده است. با کمک بیمه نمی توان نتیجه ای بدست آورد بیمه از منظر انسان شناسی انسان را بی خیال شکل می دهد درست مثل کسی که ماهی آماده به او می دهند در مقابل کسی که تور ماهی گیری به او داده اند خودش ماهی بگیرد هم با اراده کار را دنبال می کند هم برای موفقیت و لذتی که از خودکفایی می برد خود را مجهز می کند، هم از رقیب عقب نمانده و هم سود بیشتر بدست آورد. ولی وقتی ماهی آماده به او مید هند معلوم است اصلاً توانایی، استعدادهای فکری... خود را فراموش می کند. عادت به مصرفی بار آمدن عفلت زدگی... را بر سر راه انسان به وجود می آورد، بیمه درست مثل ماهی آماده است شاید شما شنیده باشید رانندگان به هم دیگر می گویند ماشین خود را بیمه کن تا خیالت راحت شود!؟ بی خیال در حالتی ضمیر ناخودآگاه قرار می چون در آن حد ترس ندارد هم مقید به رعایت امر نمی شود هم خطرات را پیش بینی نمی کند تا خود را مجهز و آماده کند، درست مثل کسی که از اول به او گفته باشند شما در این مسیر خطری در پیش است برو و نترس ما شما را همراهی خواهیم کرد این آقا درآن حدی که اگر کسی نباشد خود را مجهز می کند مجهز نخواهد کرد چون یک طرف قضیه روحیه وابستگی است که می گویند گر به وقتی به تنهایی و در بن بست خود را در مقابل سگ به بیند جست شیر به خو گرفت و چنگ و دندان نشان می دهد ولو کشته نشود از استعدادهای درونی خود استفاده کرده و به همان اندازه در سگ اثر گذار بوده است همان طور گفته شد این عامل امید به بیمه در گروه (اکثرهم لا یعلمون...) اثر می تواند درصد خواهد داشت چون بی ایمانی، ناآگاهی... کمک می کند فرد بی تفاوت به قضیه نگاه کند تصادف کرده یک نفر را کشته بیمه او را کمک می کند برای این که خیال خود را از گناه راحت کند توجیه می کند خدا گواه است خسته بودم، خوابم برد یادم رفته بود تایر های ماشین را بررسی کنیم که مشکل ترکیدگی رخ ندهد حادثه ای که دیشب در خبر آمده دو اتوبوس که یکی به علت ترکیدن لاستیک به خودرویی می زند اتفاقاً با اتوبوس دیگر هم شاخ می شود در فیلم نشان داد هر دو درآتش درحال سوختن بودند لذ گناه توجیه جریمه هم بیمه می دهد خیالش راحت می شود در وقت حجت می گوید بیمه باعث نجاتمان شد و اگر هم مشکلی پیش آمده امید است خدا ما را بخشد چون واقعاً تعمدی در کار نبوده راست می گوید تعمد نبود ولی از تعمد بدتر است!؟ یکی از استعداد خدا دادی استفاده نکرد تا مجهز باشد احتیاط کند قبل از خود را آماده کند دوم اینکه از نظر ایمان و تقوا... کار سستی داشته آدم بی ایمان به خاطر ناآرامی روحی هم فراموش کار است هم کار بد را توجیه می کند هم در مورد ارزش انسان بی اطلاع است و خلاصه در مسائل اخلاقی حرف خدا را نادیده گرفته است افراد با ایما خیلی کم دچار این قبیل اتفاقات می شوند، و ا گر بشوند توجیه نمیکند و حتی این خاطر تلخ را هرگز فراموش نمی کنند و از این به بعد همه استعداد های خود را بکا می گیرند که دیگر دچار مشکل نشوند.

خوبست یک محاسبه و سپس مقایسه صورت بگیرد درکدام گروه تصادفات بیشتر است که قطعاً در یک گروه بیشتر است و هرگز مساوی نخواهد بود.

2) یک آزمایش: در امر آسیب شناسی یکی از راه های بدست آوردن نتیجه مطلوب که دیگر بدون تردید باشد، آزمایش و سپس در جاهای زیادی مقایسه است که خدا در قرآن در موارد زیادی می کوشد با مقایسه واقعیت را به بشر به فهماند. البته مقایسه در جاهایی بیشتر ضرورت پیدا می کند که انسان از عاقبت و نتیجه کار درست آگاه نباشد و یا اثر منفی معلوم نباشد در حالی که بیمه اگر با یک روش آسیب شناسی اولیه که همان بررسی موضوع از نظر جامعه شناسی روان شناسی باید، عملی شده باشد خیلی راحت معلوم می شود چه خواهد شد و به خاطر امر مهم دیگر نباید آن را نادیده گرفت و چیزی را که جان مردم درخطر باشد فدای آن کار مهم کرد چون هم قابل توجیه نیست ولو یک درصد تلفات مربوط به وجود بیمه شود، در ثانی برای آن کار مهم ده هها راه دیگر دارد مثلاً آقا اگر جریمه بدهد دیگر زندگی برای او ممکن نیست در حالی که همین تهدید خود افراد لا ابالی... را مقید می کند احتیاط کنند یا اصلاً بکار دیگر مشغول شوند، خیر نشد دولت برای آنها برنامه ای غیر مستقیم داشته باشد اگر حادثه ای رخ داد و نتوانستند بدهند دولت کمک و از این بعد فرد هم طبق قرارداد این مبلغ باید پرداخت کند ولو ده سال زمان ببرد که همین خود اهرمی می شود برای دیگران که بی خیال و انتظار ماهی آماده را توجیه قتل کشته را کنار بگذارند برای جان افراد ارزش قائل شوند بیمه یک درصد هم تلفات در پی داشته باشد می ارزد و لازم است برای درصدی اندک فکر دیگری شود.

و اما مقایسه بدین قرار باشد اول با صراحت بطور سراسری اعلام شود بیمه بتدریج تا چهار سال دیگر برداشته می شود و از یک استان شروع کند و بطور کلی بیمه قطع شود و آن گاه به قرار دو سال دو مقایسه صورت بگیرد یکی آمار تلفات... همین استان با آمار تلفات سالهای قبل آن مقایسه شود. دوم از همان زمانی که اعلام شد بیمه بطور کلی برداشته خواهد تلفات... نسبت به سالها قبل از این اعلام چند درصد تفاوت نشان می دهد به هر صورت اگر این دو مقایسه تفاوتی نشان نداد معلوم است بیمه مشکل ساز نیست ولی بعید است که حد اقل اگر یک درصد هم باشد بی تفاوت نیست و همین یک درصد هم حاکم بر کنار گذاشتن بیمه است چون کشته شدن سالی ده نفر هم باشد هیچ توجیهی ندارد ولی فقر و نداری گروهی هم در مقابل جان عده ای توجیه دارد هم راه کار های دیگر که قبلاً به آنها اشاره شد اشاره شد دارد ومرگ نیست که عاج نداشته باشد.

یک خاطره مقایسه ای

برای اصل موضوع نسبت به مقوله انسان شناسی که به خلاصه آن اشاره می شود. ابن زیاد سردار نامی مسلمانان در سال 92 که از جبل الطارق دریار را پشت سر گذاشت و وارد خاک اروپا و در مقابل لشگر مجهز... دشمن قرار گرفت در خاک خودش بوده و دارای همه امکاناتی که لشگر او فاقد اکثر آنها بود چه کرد که توانست دشمن در خاک خودش مغلوب و وارد اروپا شود؟ که قضیه آن در قسمت اول کتاب فتوحات اسلام در اروپا. نوشته شکیب ارسلان ترجمه علی دوانی آمده است. لشگر مسلمانان نسبت به لشگر اروپا از نظر توازن بیش از حد نا متوازن بود از حیث این به منطقه آشنا نبود در خاک دشمن باید به جنگند، تازه رسیده و خسته بودند راه فرار و عقب نشینی احتمالی آنها دریا بود که ازآن گذشته بودند امکانات دشمن هم بیشتر بود هم به تدارک لازم به راحتی دست رسی داشتند و خلاصه شکست برای کسی رفته جایی ا فتح کند دست خالی و شکست خورده باز گر دد از همه بدتر است که یک لشگر و فرماندهی آن را تحت فشار قرار می دهد طارق که فرمانده لایق، شجاع و مدیر ی باتجربه بوده فکر کرد جایگزین این خلأ ها چیزی جز روحیه سرباز در دست رس نیست و امکان ندارد ولی دو چیز را جایگزین و بر قلب دشمن هجوم برد و برنده شد.

اول سخنرانی آتشین هیجان انگیزی ایراد کرد به طوری سربازن به حدی روحیه گرفتند مثل رفتن داماد پشت خجله عروس از یک دیگر سبقت گرفتند و پس از سخنرانی کاملاً تحریک کنند همه کمبود و عدم توازن را بر شمرد و گفت همه کشتی ها را آتش زدند همه آذوقه را در دریا ریختند و بقدر 24 ساعت باقی گذاشتند با صدای بلند اعلام کرد گر دشمن را مغلوب نکنید اگر عقب نشینی کنید راه گریزی نیست و غرق دریا شده و خوراک ماهیان می شود با دشمن روبرو شوید و مردانه نجنگید همین جا گورستان شما خواهد شد ولی اگر با قدرت با دشمن وارد نبرد شوید پیروز خواهید شد و این افتخار به نام شما در تاریخ بثبت خواهد رسید که یکی از دانشمندان اروپا درباره گام خیر طارق به خاک اروپا باعث تمدن به جا مانده از 70 سال حکومت مسلمانان در اروپا شد.  که در پایان این قسم خواه آمد. به نظر شما چه چیز باعث این موفقیت شد جز روحیه ای که انسان را چنان آماده می کند که این همه خلأ را پر کند و از ظرفیت خدادی خود در اینجا بهره برداری کند ولی بیمه عکس آن نتیجه می دهد طرفت و استعداد های درونی انسان بطورمختل می کند بقول این ضرب المثل «گاو آقا نان های گدا را خورد – صاحب سر گاو را برید. مردم گفتند چرا خوب نان گدا را می دادی!؟ در جواب گفت: گاوی که نان گدایی بخورد دیگر برای من گاو نمی شود. در واقع بیمه نان گدایی است حتی بیمه درمانی هم همین شکل را دارد که چند سال پیش من این مقایسه را گفتم: که اعلام کنند نه دکتر هست و نه دارو بعد از یک سال بیماران را آمار گرفتن و با قبل اعلام مقایسه کنند. اما بیمه درمانی می گوید.  بیمه دارید. سرت درد می کند تا بدتر نشده به پزشک معالجه کن. و امثال ذالک که مفصل است!؟ چرا قدیم که نه بهداشت بود نه... و نه دکتر و دارو بود ولی هم عمرها طولانی تر بود هم بیماری کمتر 55 سال پیش روستا نشینی را یاد دارم که نه دکتر بود و نه چیز دیگر ولی همه سالم و قوی بودند حالا اگرآقا سالم باشد قوی نیست با پیشرفت علم و امکانات مدرن پزشکی 80 درصد بیماری هستند که باید دارو مصرف کنند از 300 هزار سرطانی سالم سی هزار راهی گورستان می شوند!؟

گرچه امید نیست چو حاکم بگذارد بیمه برداشته شود ولی همین که کسانی بدانند هم راه حل دارد هم چه خساراتی ببار می آورد کافی است و شاید زمانی در این گونه امور متوقف کننده استعدادها را برچیده و انسان دست به زانوی خود گرفته و حرکت کند همان گونه که لشگر طارق بن زیاد. حرکت و تمدن پر خیر و برکت اسلام را وارد اروپای بی سواد عقب مانده کرد. که اینک می  خوانید.