سوم: بی تحرکی عامل دیگر ( از طرح تلفات ر انندگی)
اگر بدن انسان را به ابزار کار تشبیه کنیم مطلب بهتر روشن می شود که هر کاری هم بدون ابزار حاصل نمی شود، هم ابزار کار باید مناسب با آن کار باشد تا درست و به وقت جواب دهد به خصوص رانندگی که گاهی در یک لحظه راننده باید هم دست پاچه نشود هم تصمیم نهایی را بگیرد که الان چه باید بکند و اگر از یک لحظه بیشتر شود کار تمام است!؟ درست مانند جراحی چشم و قلب... افراد بی تحرک قوی قدرت مند هم که باشند اگر تحرک نداشته باشند مثل یک لخت گوشت هستند یک کار یک دقیقه ای را که نیاز به تردستی... دارد در یک ربع ساعت هم نمی توانند انجام دهند، چون بدن مثل فنر خسک است فوراً جواب نمی دهد انعطاف نداره کهنه است؛ اکثر راننده هایی که نمی توانند در حادثه وسیله نقلیه را کنترل کنند و زود دست پاچه می شوند و همین حال حادثه را شدید تر می کند چون بدنشان انعطاف نداد در یک لحظه نمی توانیم تصمیم بگیرند چه کند هم تر دست نیستند هم افت باعث ترس و حتی وحشت می شود که برخی وسیله رها و می پرند که لا اقل خود را نجات دهند!؟ کمربند ایمنی که تجربه شده در کاهش تصادفات اثر دارد... به خاطر همین است که نمی گذارد آقا فرار کند،چون می داند در بند است به فکر چاره اندیشی و پیش بینی بر خواهد آمد.
با توجه به این که تحرک در کار بدنی تنها خلاصه نمی شود و در عصر ماشینی نیاز به ورزش مستمر ست کلاً بی تحرکی خلأ ورزش زمینه می شود برای بیماری و بیماری زمینه می شود برای تصادفات و دو عامل باز دارنده در درست رانندگی کردن دامن کار آقای راننده می شود یکی هم انعطاف ناپذیر بدن و دوم خود بیماری دو عامل گردن کلفت همزمان کنار آقای راننده نشسته اند که در گذشته گفته شد بی تحرکی عامل چاقی چاقی عامل بیماری دیابت، قلبی و عروقی، آلزایمر، بد خوابی وجود خواب های کسل کننده، چرت زدن، کم حوصلگی، اختلال در خود نشستن و بر خواستن و خیلی از چیزهای دیگر که چاقی.... درپی خواهد داشت!؟
ای کاش یک کارآسیب شناسی روی گروه ورزش کاران کوه نوردان... عکس آن چاق ها بی تحرک... صورت بگیرد تا معلوم شود همین تحرک چقدر در مقوله کاهش تلفات جاده ای اثر دارد و دولت مردم را به ورزش مجبور کند نه تماشاگر سالی 20 هزار تلفات جاده باشد ورزش ایران هنوز از 15 درصد تجاوز نکرده است!؟
چهارم ضعف عمومی
یکی دیگر از علت العلل های تصادفات و کلاً بالا رفتن تلفات انسانی در رانندکی می باشد، ضعف عمومی ضعف عمومی می تواند عوامل متعددی در پشت صحنه داشته باشد که حتی خود فرد هم از آن بی اطلاع باشد ولی اثرات آن در زندگی روزمره خود خواهد دید ولو فکر کند قسمت شده همین طوری زندگی کند، یا زندگی یعنی همین این یکی از برداشت های غلط است که دامن گیر خیلی ها شده و آن کردن شناس گاهی خدا می گذارند مثل آدمی که به تاریکی عادت کرده یا اصلاً فکر می کند زندگی یعنی همین است چون زندگی در روشنایی ندیده یا درک نمی کنند.
وراثت، اختلات تغذیه ای و یا بیماری مزمن، و یا بیماری روحی و روانی که باعث کاهش در تغذیه اختلال در تغذیه می شود و خلاصه روی هم رفته عوامل زیادی دست بدست هم داده اند که فرد نه بیمار افتاده و در بیمارستان باشد و نه حتی مصرف دارو ولی روی هم رفته مبتلا به ضعف عمومی است حتی امکان دارد چاق باشد، ظاهری تقریباً خوب داشته ولی در حدی که باید باشد نیست. البته ضعف روحی و جسمی امکان دارد هر دو با هم باشند ولی در بعضی ضعف جسمی باشد ولی روحی نباشد و به عکس هر دو چه با هم باشند یا تنها چنین فردی هرگز نمی تواند یک راننده استاندارد در کارهای کوتاه مدت... رانندگی باشد تا چه رسد که راننده تاکسی باشد یا اتوبوس که دیگر مصیبت است اکثر کسانی که در میان رانندگان اتوبوس دچار حادثه می شوند از همین گروه دارای ضعف روحی و جسمی هستند!؟
آثار مخرب ضعف عمومی
در مورد آثار ضعف عمومی چون قبلاً زیاد بحث کرده ام و یا اشاره معلوم است قضیه از چه قرار می باشد، آثار ضعف عمومی را بطور فهرست وار متذکر می شویم تا به اصل بحث برسیم که باید ها و نباید های غذایی و رفتاری است که باید سنگ تمام را آنها رها گذاشت که البته آثار ضعف عمومی را بطور اجمال و فهرست مورد اشاره قرار می دهیم.
* خواب رفتگی بی مورد که حاکی از کمبود خواب نیست ولو ده ساعت هم خوابیده باشد بهر بهانه ای کمی خستگی، بعد از غذا شنیدن حرفی که دوست ندارد بقول معروف (خوابش در دستش است) باید راننده بررسی شوند کسانی که این طورند گواهی نامه ندهند یا از آنها بگیرند ولو راننده شخصی و گاهی باشد.
* بی حوصلگی نه حوصله شنیدن حرف دارند، نه حوصله پشت چراغ قرمز ایستادن را و نه حوصله دارند خوب به وضع ماشین و یا دیگر وسایل زندگی برسند آدم های کم حوصله راه 300 کیلومتری تا رسیدن به مقصد را می خواهند یک ساعته برسند و زود هم خسته می شوند چون امکان ندارد با سرعتی در ساعت 300 کیلو رفت این بیشتر دچار حوادث می شوند در سبقت گرفتن، عبور از پیچ خطرناک...
* ترس در وقت احتمال و یا شروع جرقه حادثه چون اعصاب تحمل ندارند قلب به ضربان در می آید التهاب بر وجود فرد غلبه می کند عاقبت حادثه در ذهن بزرگ جلوه دارد و دست خوش گرگ خیالی می شود و حتی گاهی به صورت خیالاتی چیزی هولناک جلوش مجسم می شود، در حالی که جسم نیست ایجاد اختلال در دید بر اثر ترس خیالاتی جسم خیال را به جسم مبدل می کند بیماران خیالاتی کلاً این طورند که ما چند سال تلفنی با چنین فردی سر و کار داشتیم از راه دور گاهی تا نیم حرف زد و ما جواب دادیم ولی خوب شد.
* زود خسته شدن به خصوص وقتی حرص می خورد چه مثلاً زیا پشت چراغ قرمز ایستاده، چرا دیر می رسند خود همین انتظار از یک سو مصرف کالری بدن را بالا می کمبود اکسیژن باعث گرفتگی نفس می شود و خلاصه زود خسته می شود که البته استراحت هم زیاد اثر ندارد مگر تمام شدن عوامل تحریک مثل رسیدن به مقصد...
به هر صورت ضعف عمومی که جزئیات آن، تفاوت میان افراد پیر و جوان، مفصل است همه اینها که همان تغذیه در درجه اول و در درجه دوم به امور رفتاری بر می گردد اگر تغذیه سالم و استاندارد و مناسب با شرایط خود فرد باشد به خاطر تفاوت مزاج... حتی انسان اگر از نظر مسائل وراثتی یا علل دیگر کاستی داشته باشد با این ها بدان اشاره حتی می شود فرد در ایده آل زندگی داشته باشد و حد اقل دچار آن نباید ها که گفته شد نشود ولی جای ضعف از ناحیه شکل تغذیه ای و رفتاری به خصوص اخلاقی و تقوایی را نخواهد گرفت چون اختیار از دست فرد رفته از آدم کشی لذت می برد که در کتاب وهابیت پدیده استعمار درقالب مقوله انسان شناسی توضیح داده شده است، برخی به رانندگی حادثه خیز عادت کرده اند که تاریخ 11/8/1392 فرمانده پلیس فرمودند کسانی که بر اثر تخلف نمره منفی آنها بالا رفته و از حد گذشته گواهی نامه رانندگی آنها جمع می شود تعداد آنها را حدود سه هزار اعلام کرد در عید سال 1388 700 نفر کشته 1500 مجروح و 50000 وسیله نقلیه متوقف شده بودند که در میان این ها بطلان گواهی نامه هم بودند.