اول) گروه مثبت جهت تکریمد ( از طرح تلفات راتتدگی)
در یک برنامه کاملاً دقیق آسیب شناسی مبنایی باید بسترهای ظهور باید ها و نباید ها برای از یک سو بهره برداری در جهت رسیدن به هدف و کاهش نباید ها مسائل رانندگی و از سوی دیگر خنثی کردن عوامل توسعه فراینده نباید هایی که با جان سالی حداقل دهزار انسان روبرو هست جداً به هر قیمتی است با این روش کار را شروع و ادامه دهند چه خداوند در سوره واقع در سوره های دیگر هر دو گروه مثبت و منفی را بر حسب عملکرد انسان تفکیک و برای هر کدام پاداشی معین می کند که البته تنها معین کردن پاداش نیست بلکه به جهت امر مهم است که بدون طبقه بندی کردن جامعه و مقایسه آنها نتیجه مورد که همان هدایت کل بشر به راهی است که جز ارزشها برای بشر به همره خود نداشته باشد که در تقسیم بندی این کتاب به خاطر جهانی است که
1) تشویق: انسان موجودی است صد در صد عاطفی، تفوق طلب و حس برتری جویی، دارای روحیه رقابتی و سبقت بر دیگران و تشنه شخصیت اجتماعی ولو در حد یک نام اعلام شده از کسی که برتر بودن خود را عملاً به اثبات رساند ورای این انگیزه عشق و موتور محرک انسان قرار دارد که گفته می شود موفقیتی در دنیا بدست نخواهد آمد جز این پشت صحنه آن باید عشق را دید چقدر شاعران در مورد عشق و انگر به بیان آثار عشق دامن زده و می زنند خداوند حتی پیامبر را در چند سوره از جمله کوثر... مورد تشویق قرار می دهد برای بردن نام صلوات را در آیه 56 سوره احزاب اصل آنکه و بشر لازم داشته که هم امنیت رسالت را می رساند هم روش تشویق که در واقع همان روش موفقیت در هر کاری است حتی در آیه 103 سوره توبه، سفارش دارد مردم را در وقت پرداخت زکات و خیرات تشویق کند و مهم این که که اثر روانی تشویق در افراد اشاره داد که به یک امر مهم توجه دارد و آن سلامت روحی و روانی بشر که اگر بخواهم بشر را هم جذب کنم هم روحیه محبت جویی او را اشباع کنیم راهش تشویق است و در آیه 13 سوره حجرات می فرماید برترین انسان نزد خدا با تقوا ترین است که هم می خواهد به همه بشر خبر دهد هر کس با تقواست مورد قبول و بنام انسان برتر ثبت می شود و نشان می دهد خدا او را تحویل گرفته و طبق آیاتی از جمله آیه 76 سوره آل عمران او را دوست دارد و سهم این که می خواهد به انسان روحیه بدهد از کار خود که مورد پسند خداست لذت ببرد که خداوند با آن عظمت او را از دوستان خود می داند با او همراه و مدد کارش هست...
به هر صورت همین تشویق با خود آثاری دارد که هم طرق به علاقه مندی بشر تحریک می کند هم سبب می شود بدلیل اثر متقابل دیگران جذب کند البته9 کسانی را که ده بار هم با دوربین مدار بسته خلاف آنها ثبت و جریمه شود بنتیجه مورد نظر حتی در حد صوری نمی رسد ولی علاقه به برتری جویی... که در او هم هست این نگها برداه ها را کنار زده و افراد را یکی پس از دیگری جذب می کند. و آن تشویق که در طرحهای کنترل موتور سیکلت، رانندگی زا سالهای 1388 ارائه شده و به همین روش توجه شده این است کسانی که مثلاً ده سال است تخلف، تصادف... نداشته اند نسبت به زمان از پنج سال به بالا کسی که 20 سال است مشکلی نداشت در حد یک وسیله نقلیه، گسی که ده سال در حد سالی یک جفت طایر... جایزه داده شود و افرادی که سی سال مشکلی نداشته اند علاوه بر جوایز بهم توح تقدیر داده شده و نامشان به عنوان راننده نمونه اعلام و روز عید نوروز رانندگان برتر نام گذاری شود
2) کاهش تلفات: از یک سو با از راهی خیلی کم هزینه و راهت به هدف می رسیم که نه زندان نه جریمه نه استفاده از دوربین ها مدار بسته و نه و نه و نه خلاصه زندان و تبعات که چقدر برای کشور زیان آور است با کمک این طرح موفق همه برداشته می شود از همه مهم تر و بی نهایت سازنده اگر از 20 هزار تلفات به دهزار برسد سالی دهزار انسان را از مرگ نجات داده ایم سر درصدی از طلاق، بچه های بزهکار... که از تبعات تلفات جاده ای است بریده و به زباله دانی ریخته می شود چقدر با اهمیت است که میلیاردها خرف همین نگار مثبت در کنترل وسیله آن می شود بفرمایید کسی 20 سال مشکلی نداشته یک وسیله نقلیه برنده است می دانید همان آقایی را که چندین جریمه... شد. ولی بی فایده جذب خواهد کرد حداقل او را به تجدید نظر وا می دارد اصلاً در اخلاقیات کل جامعه اثر دارد چون این خلافه کاری ریشه در اخلاقیات و عادات بد، ارتکاب گناه دیده می شود همه می دانند این که بی اعتناع به مقررات هستند مبتلا به بیماری اخلاقی هستند چقدر برای استراحت... خود عوامل پلیس راه، دادگاه زندان بانان... اثر بخش و دافع نباید هایی هست و چقدر از کاهش هزینه دولت در این راه اثر دارد که صرف مصالح کشور شود نه صرف زندان... که به میلیاردها تومان بالغ خواهد شد.
دوم. گروه منفی
گروه منفی کسانی به شمار می آیند که هم تخلفات آنها بیش از حد معمول باشد هم تصادفات و کلاً بی توجه بودن آنها به قوانین و مقررات و گروه مثت نمی شود گفت اصلاً تخلف و تصادف ندارند ولی هم اندک و هم بی تفاوت نسبت به قوانین نیستند گاهی اشتباهی صورت می گیرد که این هم قابل شناسایی هستند.
به هر صورت گروه منفی چون از یک جهت با گروه مثبت کاملاً متفاوت است و به چند گروه باید تقسیم و طبقه بندی شوند
1) گروه بیماران: قبلاً در مورد بیماران به خصوص بیماری هایی که باعث از بین رفتن تمرکز می شود، در وقت تصمیم سریع در برخورد با حوادث مشکل دارند، یا اعتیاد و مانند آن محسوس است اکثر این ها را نباید گواهی نامه داد. عده ای که وضعشان در این حد نیست گواهی نامه تاکسی رانی و اتوبوس به این ها نباید تعلق بگیرد تنها برای خودشان در گواهی نامه هم ذکر شود با شرطی دیگر که رانندگی طولانی مدت هم نباید مجاز باشند. گروهی که وضع بهترین دارند می شود برخی از این در اتوبوس رانی و تاکسی گواهی نامه داشته باشند.
حال این دو گروه اگر در کنار بیماری تخلف هم زیاد دارند همین که شماره منفی اینها صفرف شد درباره دوم از رانندگی ممنوع شوند و اگر هم مشکل بیماری دارند هم از رانندگان مشکل ساز و بی تفاوت به مقررات هستند همان بار اول که نمرات آن منفی شد باید بطور کلی کنترل و وسیله نقلیه از آنها گرفته شود این گونه طرح و تصمیم گیریها از آنها گرفته شود چون همانند بیماری مسری قانون شکنی... آنها قهراً به دیگران سرایت خواهد کرد همین شرایط گر به وسیله صدا و سیما مرتب به اطلاع عموم برسد در کل هم تخلفات را تأثیر قرار می دهد هم در کاهش تلفات اثر خواهد داشت
2) گروه سالم ولی...: در این جا به نظرم رسید باید پیشنهادی آسیب شناسی داده شود که در همه گزینش دولتی و غیر دولتی و حوزوی ضروری است و آن این که از همان زمان دبستان تا پایان دانشگاه بر اساس روانشناختی وضع عمومی افراد از نظر اخلاقی... شناسایی و در پرونده تحصیلی آنها ثبت شود و این پرونده در اختیار راهنمایی و رانندگی قرار گیرد این پیشنها علاوه بر بی اشکال بودنش از نظر عرف عقلایی بلکه از نظر قرآن برای آن دلیل اقامه می شود آیه 6 سوره حجرات که خداوند عالم می فرماید (ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیبی برسانید و از کرده خود پشیمان شوید) .) حتی آیه دیگر از سوره آیه این پیشنهاد را تأیید می که لازم است حتی عملاً این آینده نگری برای پیشگیری از مفاسد اجتماعی و یا فرد این پیش بینی ها صورت بگیرد در همین آیه حضرت خضر (ع) در جواب اشکال موسی می گوید (و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند؛ و بیم آن داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وا داد) البته طغیان و کفر تنها نیست بلکه هر سؤ اخلاقی که باعث انحراف فرد شده و تبعات آن دامنگیر جامعه شود ملاک است که مدیر آگاه (نه هر کس) می تواند برای پیشگری حتی قصاص قبل از جنایت ها هم را علنی سازد مثلاً روی حساب علمی و اطلاعات جامعه شناسی از باب مثال می داند جلوگیری از مواد و اکتفا به دو فرزند روزی جامعه به پیری ای مبتلا می شود که دیگر به حال اول برگشتن آن مشکل است مثل وضع فعلی ایران که درباره آن دارم مطلبی می سوم و بعد از حدود 20 سال تازه متوجه شده اند چه بلایی بر سر کشور آمده و دارند کثرت موالید را تبلیغ می کنند در این گونه مواد حتی می شود همان قصاص قبل از جنایت را هر جا به نوع خودش انجام داد فرهنگ بی توجهی به حال انسان نتنها در میان رانندگان و دیگر عوامل در این طریق به جایی از عادت غلط رسیده که حتی در میان مسئولین امر هم رسوخ پیدا گر میلیاردها خرج فوتبال استماری می کنند ولی برای پیشگری از سالی 20 هزار کشته و صد هزار مجروح در رانندگی فکر نیستند سرمایه گذاری کنند جاده ها وسیله نقلیه را درست رانندگان آموزش دیده در همه مسائل گزینش کنند برای کسانی که بیست رانندگی کرده اند جوائز قابل توجه قرار دهند افراد لاابالی در رانندگی را فوراً کنار بگذارند سازندگان ماشین را که ایمنی ماشین سرسری می گیرند فوراً دستگاه آنها جمع کنند منتظر قرآن خواندن در گوش خر نباشند تا یک فرهنگ غلط در جامعه به یک معضل لا تغیر تبدیل نگردد
علاوه بر پیشنهاد مذکور که نوع شکل گیری و آنچه تا کنون از افراد خوب یا بد بروز می کند و حاکی از وضع اخلاقی وراثتی، تربیتی... فرد است باید پرونده سازی و بعد در اختیار مدیران مسئول کشوری، حوزوی قرار گیرد پیشنهاد دیگر دانشکده تربیت راننده تأسیس شود برای کسانی که می خواهند و از نظر جسمی و سلامت برازنده رانندگی هستند رانندگان تاکسی اتوبوس... این ها بعد از فارق التحصیل شدن یک دوره دو ساله را برای آنچه به مسائل رانندگی ربط دارد فراد گرفته و یا پایان نامه قبولی از دانشکده جارج شوند البته همان طور که گفته شده دانشکده باید طبق همان پرونده ای که در آموزش و پرورش پر شده افراد را قبول و پس از امتحانات ورودی آنها را آموزش دهد چند درس عمده اعتقادی، اخلاقی، اطلاعات عمومی، اطلاعات فنی، اطلاعات مدیریت حوادث اطلاعات اهمیت به سرنوشت افراد را بخوانند و حتی در این باره نوشته هایی به صورت دفتر یار داشتی برای پایان نامه و کلاً دست یابی به خود کفایی در این قبیل مسائل با دست پر از دانشکده خارج و سرنوشت جان مسافرین را بر عهده بگیرند در واقع دانشکده کارشناسی تحویل راهنمایی و رانندگی قرار دهد نه افراد بی سواد که اصلاً ارزش جان افراد را در حد یک کبریت نمی دانسته یک ماه پیش حادثه ای رخ داد که دو اتوبوس به هم برخورد کرد در آتش سوختند و بیش از چهل نفر اصلاً در آتش سوختند که شناسایی آنها مشکل بود علت ترکیدن تایر ماشین که از چند علت حکایت دادرد، ماشین نرده خارج شده، بی احتیاطی راننده، سرعت زیاد در پیچ خطرناک که همه این ها حاکی از بی اطلاعی، عدم شناخت از ارزش جا دیگران...
چگونه یک سرباز هم باید سوگند یاد کند هم چند ماه دوره آموزشی را طی کند که اگر جنگی پیش آمد آمادگی لازم را داشته باشد ولی رانندای که بلافاصله بعد از مجوز رانندگی وار میدن نبرد می شود نبرد با جاده، حادثه ساز، با وسیله ای که یک لحظه عفلت جان هزاران را به خطر می اندازد درست مثل یک فرمانده که سربازان تحت امر او را باید به سلامتی دشمن را شکست دهند طی کردن یک سفر ده ساعته عین همان جنگ در مقابل دشمن است سالی 20 هزار تلفات جاده ای از بی لیاقتی فرمانده کل، فرمانده عملیات، سلاح جنگ، پشتی بانی دارد همه این ها را که عامل تلفات جاده است با جنگ دو لشکر مقایسه کنیم درست در می آید وسیله نقلیه فاقد ایمنی سلاح راننده است راننده بی سواد... فرمانده عملیات، پشتی بانی عوامل راهنمایی و رانندگی است سازنده جاده عوامل شناسایی که خطر است را اعلام می کند 20 هزار نیرو داشتیم باشیم اسرائیل را می توانستیم براحتی نابودیم کنیم پنج سال 5 بیست... یک لشکر ده سال... 340 که از اول حکومت اسلامی تا کنون است چرا این ها را ما فقت از دست داریم می دهیم؟ جواب این سوال را چه کسی و چه کسانی باید بدهند؟ و چرا؟