فصل ششم بیماری اخلاقی  ( از طرح تلفات رانندگی)

بیماری از نظر این به انسان زیان می رساند که فرقی ندارد، بیماری بیماری جسمی و روحی باشد یا صرفاً بیماری اخلاقی که خود جسم بیماری اخلاقی ندارد هر چه هست همان اخلاق است که از روح ملکوتی آسیب زده می باشد اما در مورد این که بیماری اخلاقی با بیماری جسمی چه تفاوتی دارد یا این که یکی هستند یا متفاوت باید گفت: بیماری اخلاقی اصلاً با بیماری جسمی قابل مقایسه نیست چون بیماری جسمی تنها روح را تحت تأثیر قرار می دهد ولی آن را در جهت منفی سوق نمی دهدکسی ممکن است به چندین بیماری جسمی مبتلا باشد ولی اذیت او به مورچه هم نرسد حتی گناه و خطایی از او سر نرند ولی بیماری اخلاقی نتنها جسم را در جهت دیگر قرار داده و به گناه... وا می دارد تنها آدم کشان عالم از سالم ترین جسم برخوردار بودند ولی روح ملکوتی آفت زده آنها چه ها که نمی  کرد ونمی کند!؟.

یک راننده مبتلا به بیماری جسمی ممکن است سال ها راننده باشد ولی نه تخلفی را مرتکب شده باشد و نه تصادف داشته باشد ولی آدم مبتلا به بیماری اخلاقی از سالم ترین افراد و قوی ترین وضعیت جسمی باشد ولی پرونده او از تخلف و تصادف پر باشد که قبلاً گفته شد آمار متخلفین عید نوروز سال 1388 بالغ بر 50000 می باشد جسم سالم است ولی روح بیمار است جسم همانند ابزاری است که در دست دیوانه باشد و از کشتن کسی باک نداشته باشد واقع روح خلاقی بیمار است نه جسم و به همین جهت است که خداوند در آیه 179 سوره اعراف، انسان بیمار اخلاقی را از حیوان بدتر می داند!؟ ما در گذشته در مورد بیماری جسمی ثابت کردیم حتی بیماران جسمی هم نباید حق رانندگی داشته باشند چون در مسافت طولانی، زود خسته می شوند، تمرکز ندارند ولی بیماری اخلاقی چیز دیگر است می تواند از منظر انسان شناسی می توان ثابت کرد علاوه بر این از کشته شدن افراد باکی ندارند، نگران نمی شوند بلکه بنوعی برای آنها امری عادی به نظر می رسد و آنهایی که از شدت بیشتر برخوردارند از کشته شدن به گونه ای لذت می برند!؟ تخلف و قانون شکنی را برای خود یک موقعیت می پندارند کیف می کنند که توانسته اند با عوامل دولتی دهن کجی کند دست رد به سینه آنها بزند!؟ و لذا این گونه افراد به مأمورین دولتی بر می گردند. در مورد لذت بردن جایی دیدم سربازان شکنجه گرآمریکا از شکنجه کردن لذت می برند!؟، در کتاب وهابیت پدیده استعمار ثابت کرده ام از آدم کشی لذت می برند که عقیده دارند هر کس 7 نفر شیعه را بکشد به بهشت می رود یکی از سلاطین ستمگر عادت کرده بود وقت غذا خوردن باید کسی در وقت غذا خوردن او در خون خود به قلتد تا غذا  برای او گوارا باشد!؟

من سال 1386 که به زیارت عتبات عالیات سوریه رفته و حدود 12 روز آنجا بودیم کوچک ترین قانون شکنی برخورد غیر مؤدبانه با مسافر از آنها ندیدیم در حالی موارد داشتیم که اگر تکی ایران بود هر طوری دل خودش می خواست عمل می کرد نه قوانین در کربلا هم که سال 1387 بودیم و در سال 1389 مکه حتی یک مورد نه تخلف و نه برخورد غیر عادی با مسافر حتی یک مورد در کربلا ندیدیم که واقعاً باید گفت آن آقا ایثار کرد که وقتی راه عبور برای او ممنوع بود پس از نیم ساعت آن طرف و این طرف مارا جایی به کسی سپرد که حق عبور داشت و بدون این که حتی بگوید یک پول بنزین به من بدهید یا چیزی بگوید نگفت و رفت ولی همین قم تا کنون بیش از ده بار سر کرایه درگیری داشتم در صورتی که از سازمان تاکسی رانی پرسیده بودم و می دانستم حق آنها چقدر است. البته همان طور که در گذشته اشاره شد این ها شاید دو درصد هم نباشند.

منظورم این بود که تفاوت بیماری اخلاقی با بیماری جسمی معلوم شود و این طور چیزها از بیماری جسمی اصلاً سر نمی زند. البته فرقی ندارد که انسان مذهبی باشد یا کافر همین از نظر اخلاق، ایمان بیمار است دیگر فرقی ندارد ابو جهل عموی پیامبر باشد نماز خوان های در لشگر یزید باشند که فرزند پیامبر خود حضرت رسول (ص) را آن گونه شهید کردند به نظر من یکی از علل بالا بودن آمار تلفات رانندگی، در ایران همین باشد که در عید نوروز 1388، 50000 وسیله تخلف متوقف می شوند و این که بارها از پلیس شنیده می شد رانندگان حادثه ساز زیاد هستند که هم مقررات را رعایت نمی کنند هم نظم رانندگی را بهم می زنند!؟ مانند سبقت بیجا، انحراف بی جا بی اعتنایی به علائم رانندگی. آماری که تاریخ 16/8/1392 از سایت گرفته شد مفصل است و به چند جمله از سایت در این باره اکتفا می شود:«به گزارش خبر آنلاین؛ متأسفانه کشور ما یکی از پر تلفات ترین کشورها در زمینه سوانح رانندگی است... در این حال این آمار که بین 20 هزار تا 30 هزار کشته در سالیان اخیر متغیر بوده است پلیس امیدوار است آمار تلفات به زیر 19 هزار نفر برسد». که البته در سال جاری 18 هزار در سال اعلام شد