( از طرح گزینش طلبه)

3):نويسندگي و تحقيق: همان پايان‌نامه‌نويسي طلبه را مجبور مي‌کند بنويسد ولي اين طلبه را بجايي نمي‌رساند و بايد همان زمان با شروع، درس نويسندگي در حد حرفه‌اي را بايد آموزشهايي ببيندن. نشانه کوته‌ فکري است که تصور شود وظيفه طلبه بيان معارف اسلام و سخنراني است آن هم سخنراني که به دلایلی امروزه  ديگر کارايي و زمينه آن چناني ندارد. همين عدم اطلاعات نويسندگي و قلم بدست نگرفتن يکي از عوامل محروم ماندن طلبه، از بسياري اطلاعات علمي و دانش روز است. امروز ثابت شده حتي افراد کودن  اگر فکر خود را بکار گيرند، مغزشان توسعه پيدا کرده و مشکل رفع مي‌شود.این تجربه خود ماست وقتي کسي تصميم یگيرد کتاب بنويسد ناچار است از يک سو فکر خود را بکار گيرد چگونه کتاب بنويسد، فرد را به کنکاش وا می دارد از هر کتابي و هر وسيله ديگري براي نوشتن کتاب اطلاعاتي را گردآوري کند؛ علاوه بر گردآوري مطالب به واقعيت‌هايي دست خواهد يافت که در کل معلومات، فرد را بالا مي‌برد. خدا در سوره(ن والقلم) به قلم سوگند ياد کرده ولي منبر چه؟

زماني که در مورد همين طرح آموزش ارزشيابي با مدير حوزه حجت الاسلام بوشهري گفتگو داشتيم، ايشان فرمودند، نامه‌هايي که از طلاب بدست من مي‌رسد معلوم است حتي نامه نوشتن را هم نمي‌دانند!؟ اگر وضع طلاب بيکار، عاطل و باطل را بدانيم و بدانيم به چندين عنوان کتاب مبتلا به، نياز داريم خواهيم يافت حوزه علميه دچار چه معضلات وخسارات علمي و اطلاع‌رساني شده!؟ به يقين از50 هزار طلبه بيش از ده هزار نويسنده نداريم؛ از ميان اين ده هزار بيش از سه هزار محقق کار آمد نداريم!؟ اگر داشتيم خروجي آن خروجي نويسندگي شهيد مطهري بود به دلايلی ثابت مي‌کنم که مي‌شود هزاران مطهري از ميان همين طلاب فعلي تحويل اسلام و جامعه بشری داد ودر هدایت جامعه بشر کاری کرد که مطری  کرده است نه هر کس، چون بادست خالی نمی شود کاری که مطری ها کرده کرد!؟،مواد اولیه بیش از حد تصور بشری داریم ولی قالبی که مطهری بسازیم نداریم، با هر قالبی نمی شود، خمینی ها مطهری ها ساخت!؟

4):منبر و سخنوري: ما گفتيم جايي نيامده که خدا به سخنوری سوگند ياد کرده باشد ولي اين بدان معنا نيست که سخنوري جايگاهي ندارد، سيد جمال الدين اسدآبادي، با سخنوري آتشين و تکان دهنده‌اي که داشت آن هم در آن زمان جهان را تکان داد که مي‌توان از آن زمان، بستر پاشيدن بذر انقلاب اسلامي آماده شد امام خميني را شاهد بوديم با همين بيانات خود از يک سو جوانان را بسيج و جبهه را پر و سرانجام دشمن را شکست داد و از سوی  ديگر با يک سخنراني طرح توطئه آمريکا... عليه ايران را خنثي کرد. که حتی خود دشمن به آن اعتراف کرد.

نه منبر جاي نگارش را مي‌گيرد و نه نگارش جاي منبر را. لذا طلبه بايد ملزم باشد در مواقعي آموزش ديده و برا‌ي آن يک پايان نامه بنويسد، در واقع منبري حرفه‌اي باشد چيزي که حالا برعکس خيلي از منبرها براي مردم وقت تلف کردن است و بس. در هند گويند منبري‌هاي حرفه‌ داردگه مجلس راکاملاً تحت تأثير قرار داده و دگرگون مي‌کنند؛ نبايد هر کس خواست باشد بلکه هر طلبه الزاماً باید آموزش ببيند چگونه مي‌شود محصول علم را همين طوري نپخته ... بخوریم؟ مردم تغذيه روحي نامناسب در بيمار کردن انسان از تغذيه جسمي نامناسب و بدتر است که هشتاد درصد بيماران قلبي و عروقي و سرطان ناشي از سوء  تغذيه  است کساني که از اين منبرها به خود ما شکايت داشتند زيادند که وقت ذکر آنها نيست!؟.

5 ):سلامت روح و جسم: قبلاً گفته شد طلاب بايد سالم باشند ولي مگر اين طور است که بدون رعايت بايدهايی سالم بمانند ابداً که قبلاً گفته شد مدتی که به سرکشي طلاب بيمار رفتيم، علت بيماري آنها بي‌تحرکي و عدم اطلاعات طبي و بهداشتي بود. خانم يکي از آنها گفت: هر چه گفتم: دکتر نرفت تا يک روز که بيرون رفته به علت بالا رفتن فشار سکته کرده بود؟! در طرح آموزش ارزشيابي آورده‌ام که طلاب هم به جهت سلامت خود و هم به جهت اينکه سيره انبياء و اولياء(ع) را در تغذيه، بهداشت براساس روايات به مردم القا کنند، بايد اطلاعات طبي داشته باشند. پس اين احاديث طبي را چه کسي بايد براي مردم بيان کند، مگر بدون يک سري اطلاعات طبي مي‌شود؟، مگر طلبه بيمار مي‌تواند درس بخواند، تحقيق کند، منبر رود، بلکه بايد ولو در وقت تعطيلات آموز‌ش ديده و الزاماً پايان‌نامه بنويسد. حقير دانشگاه نرفته‌ام ولي از شروع درس حوزوي در چهل سال پيش تاکنون در مسائل طلبگي مطالعه و تحقيق دارم، بيش از بيست کتاب و طرح طبي دارم با 14، پزشک رابطه دوستي و بحث طبي دارم، سال جاري شش طرح براي وزارت بهداشت و درمان ارسال کردم. بيماراني را تاکنون در ضمن کار تحقيقي معالجه کرده‌ام، بيست ساعت کار مي‌کنم خسته نمي‌شوم مگر خوابم ببرد. حالا ببينيم حضرت رسول(ص) در مورد اهميت سلامتي چه مي‌فرمايند: «لا خير في الحياه الا مع الصحته- زندگي بدون سلامتي خير و سعادتي در آن نيست». يعني عبادات هم آب ديده و زياد تعريفي نيستند و نيز مي‌فرمايند: (التعمتان مجهولتان الصحه و الامان... دو نعمتي که (قدر و اهميت آنها) معلوم نيست، سلامي و امنيت است». البته قديم در حوزه تدريس اطلاعات طبي بوده ولي امروز که بيماري فراگير شد خير از سيصد هزار سرطاني سالي سي هزار راهي گورستان مي‌شوند از چاقها سالي پنجاه هزار که همه بر اثر تغذيه ناجور است در صورتي دهها هزار حديث و آيه درباره بهداشت، تغذيه، بدن‌سازي داريم و هم راست مانده‌اند همين الان ساعت 11 ، 14/4/89 راديو پيام خبر داد به مناسبت روز جهاني مواد مخدر، چهار تن مواد مخدر که در چهار ماه سال جاري در تهران کشف شده بود به آتش کشيده شد. اگر حوزه توانسته بود جوانان را آگاه سازد ما امروز شاهد سه ميليو معتاد بوديم؟!، ابداً واین از خلأ وجود ما ها حکایت دارد،وبس!؟

چند يادآوري

  1):امتيازها: در هر کاري چه بشر موردنظر چه فردي باشد  و چه اجتماعي، براي اين کار مؤثر واقع شده و در افراد چنان اثر کند که افراد به طور خودجوش تحريک شده و به فعاليت واداشته شوند، تنها راه آن اين است که از راهي وارد شويم بگونه‌اي روش را تنظيم کنيم که انگشت روي آن خواسته‌هاي فطري، روحي و رواني انسان گذاشته شود و اين در ميان افراد ايجاد رقابت کند، ايجاد رقابت علاوه بر روايات در قرآن به صراحت آمده و خداوند، در سوره آل عمران آیه133 ،مي‌فرمايد: (سارعوا...) همان گونه که قبلاً اشاره شده انسان موجودي است صد در صد تفوق طلب، ترقي خواه، پيش رونده...،شما به دو نفر که در پيش رويتان نشسته‌اند با توجه به اينکه چهره آنها را با دقت زيرنظر داريد بفرماييد امتياز آقاي (الف) به بيست رسيده و امتياز آقاي (ب) در ده باقي مانده است. ناچارم بيشتر توضيح دهم آقاي که گاوبندي دارند گفت: براي هر گاوي نام خاص معين کرده و آنها را با اين نام صدا مي‌زند، به همين جهت شیر اين‌ها نسبت به گاوهاي بي‌نام بيشتر است خداوند هم در قرآن دارد اين‌ها را به ما ياد مي‌دهد مانند: (السلام عليکم و علي عباده الله الصالحين): «سلام علي ابراهيم»، آیه109، سوره صافات:«ان الله يحب امتقین ...» آیه76-124،سوره آل عمران.

تنها براي ارتقائات تحصيلي، پايان‌نامه، تبليغات خوب... بايد امتياز داده شود. بلکه براي رفتارهاي اخلاقي، حتي نمازشب، کارهاي نيک... امتياز داده شود، گرچه کاري که تاکنون نشده مانند نور براي فرد از تاريکي آمده زننده است ولي بعد عادي و به يک فرهنگ عمومي تبديل خواهد شد، مي‌شود بگونه‌اي باشد که حساسيت هم ايجاد نکند. اين امتياز يک نوع گزينش که در واقع به خصوص ضروري هم کار را آسان مي‌کند که انسان براي يک مهره مناسب براي فلان کارمعطل نشود هم چون مناسب است در خود آن کار موفقيت اميدوار کننده‌تر است از مهر‌ه‌اي که زياد مورد توجه نيست و درست شناخته نشده.

به نظرم رسيد اين مطلب را به صورت پيشنهاد عنوان کنم، امتيازات چون در واقع يک حق مسلم است از يک سو، و از سوي ديگر چون باعث تحريک ديگران مي‌شود شهريه طلاب براساس امتياز آنان باشد همان‌گونه که قبلاً گفته شد اين موضوع را قبل از طلبه شدن به اطلاع افراد داوطلب برسانند از جهات زياد نتيجه ‌بخش و کارساز است اگر اين هم نشود به شکل ديگر چيزي به آنان تعلق بگيرد و اين چيزي است که قرآن هم آن را تأکید دارد.

2):اجراي طرح: اجراي هر طرحي در ابتدا هم با موانع و نبايدهايي روبرو مي‌شود؛ هم کلاً درست شبيه اين است که کسي از تاريکي وارد يک روشني شده باشد. قدري سنگين است تا با روشني آشنا و مأنوس شود لذا با اين آمادگي بايد وارد کار شده و نيز اين طور نيست که همه اصول و راه‌کارهاي طرح در مرحله اول قابل اجرا بوده و کاملاً جواب بدهند؛ در هر امري اين اول طبيعي خواهد بود در همين رابطه اگر مواردي اصلاً قابل اجرا نيست همان‌هايي که قابل اجرا هستند کافي و با اميدواري بايد شروع کرد، خود شروع در مراحل بعدي خيلي چيزها را خود به خود سامان مي‌دهد که جبران کننده مواردي باشد که قبلاً جا مانده است اصلاً اجراي طرح اين گونه است که تا از مرحله اول عبور نکنيم درست نمي‌دانيم در مرحله بعدي چه پيش خواد آمد و چه بايد. البته در کارهاي فرهنگي و مانند آن اين گونه است نه در امور صنعتي، ساخت و ساز... تا این حد.

از همه مهمتر چيزي که بايد مورد توجه قرار گيرد اينکه معني طرح اين نيست که چهار چوب  طرح گذشته ترميم کنند اگر اين طور باشد طرح نيست چيز جديدي ارائه نکرده، درست مانند طرح انقلاب اسلامي که نظام شاهنشاهي را به طور بنيادي برداشت مطالعات 40 ساله و نوشته‌هاي کاملاً تحقيقي ما نشان مي‌دهد مشکلات ريشه‌اي حوزه علمي هم همين طور تجربه شده با داد و فرياد چرا مشکلات حوزه‌‌هاي علميه هنوز باقي مانده، عوض کردن مديراني هنوز همان که هست هست و کارهاي ترميمي هيچ اثري نداشته و چالش ها و معضلات حوزه همچنان باقي است که خروجي‌ها نشان، نشان مي‌دهد کاري که بايد صورت نگرفته؛ از جمله همين نظام آموزشي تا بطور کلي عوض نشود خواهيد ديد که هر چه زمان پيش برود، به دلايلي که وقت ذکر آن نيست حتي وضع بدتر و به حاشيه رانده شدن حوزه‌هاي علمي و عالمان ديني کمک خواهد کرد!؟ حاضرم توضيح دهم چگونه ما با آنچه در سطح جهان بايد باشيم و مي‌شود که آن گونه شويم ولی خيلي فاصله داريم، به چهار ديوار ايران هم که نگاه کنيد در همين جا هم آن که بايد باشيم نيستيم نبايدهايي که مي‌دانيد گواهي مي‌دهد بايد از فرم قديمي خارج شد تا متوجه شويم چه خبر است شرايط هزار بار تغييرکرده و مرتب در حال تغيير است و اين‌ها هنوز در همان خانه صد ساله پيش فکر مي‌کنم اين خانه فکر را بايد عوض کرد همان گونه که در شرايط مادي هر روز وضع را عوض مي‌کنيم و به صورت پلکاني بالا مي‌رويم؟!

من نمي‌گويم حديث مي‌گويد:«من ساوا يوماه فهو مغبون». وسائل الشيعه، ج 16، عن ابي عبدالله: و نيز من نمي‌گويم شهيد آيت الله مرتضي مطهري مي‌گويد:«روحانيت بر اثر آفت عوام‌زدگي نمي‌تواند پيشرو و از جول قافله حرکت کند...، روحانيت عوام زده ما جاده‌اي ندارد از اين که هر وقت يک مسأله اجتماعي مي‌خواهد عنوان کند بدنبال مسائل سطحي و غيراصولي برود...، افسوس که اين آفت عظيم دست و پاها را بسته است وگرنه معلوم مي‌شد که اسلام در هر عصر و زماني زنده است... چرا برنامه طلاب و محصلين علوم دينيه مطابق احتياجات روز تنظيم نمي‌شود؟ چرا روحانيت ما به جاي آنکه پيشرو و پيشتاز و هادي قافله باشند هميشه از دنبال قافله حرکت مي‌کنند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟». مجموعه مقالات صفحه 109: نه دليلي براي رد اين بيان شهيد و حديث فوق داريم و نه وضع تغيير کرده که بگويم حرف ايشان مال زمان پيش بوده و به حمدالله حالا ديگر آن طور نيست.

حقير نگرانم سر حوزه‌هاي علميه با وضع موجود و تحول جهاني که همه جهان متوجه شده‌اند اسلام چه مي‌گويد از اين فرصت طلايي نمي‌توانيم استفاده کرد و لااقل مشکلات  داخلي خود را حل و اصلاح کنيم واقعاً خسارت است؟!