دوم : آموزش و پرورش   ( از طرح گزینش طلبه)

آموزش و پرورش موقعيت بسيار حساس و در عين حال مستعدي مي‌باشد که حتي در صفات و رفتارهاي وراثتي و مادر زادي نسل جديد اثر گذاشت و موجود موردنظر را به بار آورد همان گونه که استعمارگران از اين راه توانستند مهره‌هاي مورد نظر خود را (در آينده) از همين حالا بسازند آن هم از راه‌هاي متعددي شروع کردند و رسيدند که همين حالا بعد از سي سال که از حکومت اسلامي مي‌گذرد، باز از آن دست ساخته‌هاي استعمار هست که گاهي وقتي هوا کمي ابري شود و از ايران فرار مي‌کنند.

استعمار از زمان کودکي بوسيله آلات بازي، در دبستان به وسيله شکل و کلماتي مخصوص، در دانشگاه بوسيله يک سري القاعات اعتقادي... فرد موردنظر خود را چنان ساخته که بعداً خود رسول خدا هم مي‌بود در آنها هيچ اثري نداشت در عمر 40 ساله خود در امور سياسي از اين‌ها زياد ديدم که در تاريخ سياسي ايران وجهان که به جلد ششم آن رسيده‌ام در مورد اين و کتاب جنايات بشر راديوهاي بيگانه تحليل‌هاي مفصلي شده است.

خلأ مستعدي که در دوران کودکي وجود دارد هيچ گاه وجود ندارد. از سوي ديگر شناخت افرد هم جايش اين‌هاست معلمان، اساتيد دانشگاه حتي شماره موي سر بچه‌ها و جوانان را مي‌دانند حتي درجه هوش و ديگر صفات آنها را دانسته و مي‌دانند دو نفر حتي دوقلو چه تفاوت‌هايي با هم دارند حوزه‌هاي علميه بلکه همه ارگانهاي مردمي و دولتي، صاحب‌نظران، کساني که واقعاً دلشان به حال اسلام و هدايت و سعادت مردم و کلاً بشر مي‌سوزد و مي‌دانند طلاب بي‌کفايت، بي‌سواد... حتي چه بلايي بر سر اسلام مي‌آورند جداً کمر همت را بسته و هر نوع سرمايه‌گذاري، طرحي که دارند از کودکيشان شروع کنند و از دانشگاه سر بيرون آورند، کاري که کليه نسل جديد را از هر نبايدي در امان مي‌دارد بيش از چهل طرح جامعه براي دولت بيشتر دارم که تاريخ 12/10/88  و 16 مورد آن را اول براي وزيرکشو، بعد براي رئيس جمهور ارسال کردم در طرحي نيست که به سراغ نسل جديد و مدارس نرفته باشم. در ايام تبليغ هم حضور در دبستان را مقدم مي‌داشتم.

چه بايد کرد و چگونه؟

پس از آن همه مطالب روشن که حتي براي بي‌سواد اين عصر تحصيل‌ حاصل است چون، الحمدالله آن هم کارشناساني که در حوزه علميه و نظام جمهوري اسلامي سراغ دارم ولي بد نيست به نکاتي کليدي اشاره‌هايي داشته باشم که لااقل در اين امر مهم و حياتي گزينش طلبه کارآمد و سالم سهم باشم.امر مهمي که هدايت بشر تنها از اين راه ممکن است و لا غير که اميدوارم خدا توفيق عنايت کند طرحهاي جامع مهم و متعدد و کتاب هايي را که پيرامون مشکلات حوزه است روز ی کامل کرده و در اختيار مديران عزيز و گرامي حوزه ‌هاي علميه قرار دهم.

اين کار مديران حوزه، ائمه جمعه و جماعات و ديگران، مسؤولان اصلي آموزش و پرورش در هر استان، و شهري است که معلمان و اساتيد محترم دانشگاه‌ها را که مي‌دانند واقعاً دلسوزند، مسؤوليت معرفي بچه‌ها وجوانان را بر عهده آنان قرار دهندکه  پس از شناسايي اول با خانواده آنها گفتگو شود؛ سپس اين قبيل کودکان و نوجوانان دانشگاهي را که از همان اول زيرنظر بوده و روي آنها کار شده بگونه‌اي خاص، متناسب با شرايط خود آنها و زمان بگونه روزآمد و جذاب (نه خشک و به سبک قديم) آنها را با اصول کلي و ملاک و معيارهاي اسلام، زندگي بزرگان ديني، مراجع، اهميت علم و دانش حوزوي، لزوم و نقش حوزه‌ها و عالمان ديني در زندگي روزمره افراد و جامعه کاملاً روشن سازند. در ايام تعطيلات و هر موقعيت مناسب ديگري، اين‌ها را به بهانه‌اي خدمت مراجع، علماي بزرگ داراي روحیه جوان پسند ببرند در اين مورد از طرف بزرگان مورد توجه و تشويق واقع شوند در جامعه براي افرادي که عزم دارند طلبه شوند احترام قائل شوند مثل حالا نباشد که قضيه برعکس است!؟ کتابهاي روزآمد در همين نوع مسائل را در اختيارشان قرار دهند، آنها را به مقاله نويسي (در مورد اسلام، قرآن، انبياء و اولياء(ع) ، بزرگان ديني حوزه‌هاي علميه رسالت جهاني حوزه‌هاي علميه اثرات اين گونه موضوعات) تشويق کرده و امکانات لازم را در اختيارشان قرار دهند بگونه‌اي که ديگران غبطه بخورند چرا آنها در چنين موقعيتي قرار ندارد. کساني که مقاله خوبي نوشته‌اند جوايزي با ارزش مانند زيارت خانه خدا، امکانات ازدواج... به آنها بدهند مي‌ارزد و از اين طريق حوزه‌هاي علميه را به سرحد ايده‌آل برسانم که کارشناسان آن در جهان با هر مکتب و ايده‌اي به راحتي بتوانند مناظره داشته باشند. کشورهايي که خواستار طلبه هستند، آنها را اشباع کنيم؛ دست استکبار و جهان خود را از سر مظلومان جهان کوتاه کنيم؛ همان چيزي که امام خميني(ره) فرمودند:«ما انقلابمان را صادر مي‌کنيم».

ملاک‌ها و خصوصيت‌هاي خاص گزينش

اينجا جايي است که بايد طلبه موردنظر گزينش و نام نويسي از آنها صورت بگيرد که لازم است اين داراي خصوصيات و صفات لازمي باشند که ذيلاً ذکر مي‌شود و پس از دارا بودن سلامت روحي و جسمي البته هم بايد صورت بگيرد که اين هم  بستگي دارد به شرايط موجود که بايد از داوطلب پرسيده شود.

1):خصوصيات روحي: علاقه‌مندي به دروس حوزوي، خلوص، صداقت، پاک‌دامني، اخلاق نيک، روحيه استقلال، قاطعيت، روحيه اجتماعي، خوش‌بيان... چون این هاست که در کوران ارشاد وهدایت بشر می تون موفق بود؛ پامبر اکرم(ص)وامثال خمینی که ما با همه جد لمس کردیم این گونه بودند. که برای مردم جذاب وگیرا بودند.

البته اين قبيل اوصاف حتي با مصاحبه و جستجو به طور خاص معلوم نمي‌شود مثلاً فرد دارای چه خصوصیتی نيست... و دارای چه خصوصتی هست. ولي در مجموع مي‌توان تشخيص داد که البته بايد روي او بگونه ای حساس بود که هر جا خلاف اين اوصاف ظاهر شد و قابل اصلاح نيست فوراً عذر طلبه را خواست تا هر مصالح نامرغوبي در اين بنا بکار نرود.

2):خصوصيات جسمي: يکي از نبايدهاي زننده که در انبياء و اولياء(ع) اصلاً نبوده و نبايد باشد همين نقض عضو است همين چند روز پيش طلبه عامه يه سري را ديدم هر دو پاي او از مچ ناقص و بگونه‌اي خيلي زننده راه مي‌رود و کفش خاص بدقيافه‌اي هم به پا دارد... خصوصيات ظاهر جسم که با چشم ديده مي‌شود با توجه به اينکه لازم است طلبه از نظر اندام و قيافه برازنده و سالم باشد لااقل نقص عضو و قيافه‌اي که در چشم باشد نداشته باشد چون انسان هر چيزي را دوست داشته باشد، به آن علاقه پيدا مي‌کند و همين علاقه سبب مي‌شود حرف او را گوش کند؛ نظير عاشق و معشوق عاشق چرا جان فداي معشوق مي‌کند چون از ديدن او لذت مي‌برد در چهار محال و بختياري در وقت خداحافظي طلبه، مردم براي او زار زار گريه مي‌کنند، يکي گفت: در وقت بازگشت برايم اسفند دود کردند و ماشينم را نقل باران کردند؛ اين از عشق مردم بر طلبه شايسته وبرزنده  حکايت دارد.

ولي در مورد بيماري الزاماً بايد از پزشک نامه باشد که آقا سالم است و مشکل حادي ندارد بسياري از طلاب بيمارند و طلبه مي‌شوند طلبه بيمار تمرکز پيدا نمي‌کند که درس بخواند مدتي به سرکشي طلاب بيمار و از کار افتاده مي‌رفتم مي‌دانم چه وضع بدي دارند اکثر طلاب را مي بينم حتي حال راه رفتن ندارند پير هم نيستند ولي بي‌حالند، خمود و گرفته به نظر مي‌رسند و به قول معروف (بلبلي که خوراکش زردآلود باشد، آوازش از اين بهتر نمي‌شود). جواب اين‌ها را بايد مسؤولين امر دهند که بودجه صرف اين ها مي‌شود ولي بي‌ثمر...؟!

سوم: طلاب در ايام تبليغ

يکي ديگر از عوامل جذب که مي‌توانند هم با عوامل اصلي هماهنگ باشند هم ديگر عوامل فرعي را بسيج کرده و به کار گيرند کلاً فضا را به فضاي موردنظر تبديل کنند در حدي که حتي کودکان هم متوجه اين فضا شوند طلابي هستند که به عنوان طرح هجرت يکسال و يا دو سال در جايي مشغول تبليغند يا در ايام محرم و ماه مبارک مشغول تبليغ هستند لذا خيلي کار مؤثر از آنها ساخته است که از طرف حوزه بايد مأموريت کتبي حتي داشته باشند و حتي آن دست آخر گزارش بدهند چه کرده‌اند و کجاها بستر مستعدي هست براي جذب طلبه.اولين کاري که مي‌کنند با ائمه جمعه و جماعات، شوراها، آموزش و پرورش نشست‌هايي با هم داشته باشند، هماهنگي کاملاً رعايت شود اطلاعات را با هم مبادله کنند از تجربيات يکديگر استفاده کنند علاوه بر اينکه طلاب براي ما درس برنامه داشته باشند گاهي در ضمن مطالب، گاهي در مناسبتهايي در مورد اهميت و نقش حوزه‌هاي علميه بحث کند. در اين رابطه مسابقات مقاله‌نويسي داشته باشد خانواده‌ها را تشويق کنند بگونه‌اي مطالب را روشن و واضح بگويند که مردم احساس کنند اگر احکام و دستورات اسلام به وسيله کساني بيان نشود چه مشکلاتي حتي در زندگي روزمره مردم پيش خواهد آمد.

مهم اينکه جزئيات تحصيل علم زندگي طلبگي آن گونه که (ديده‌ام) افراد دوست دارند بيان شود از جمله مردم خيلي دوست دارند بدانند مجتهدين چگونه درس مي‌خوانند که به اين مقام مي‌رسند يکي از راههاي ديگر جذب جوانان برقراري جلسات پرسش و پاسخ است که لازم است به جوانان ميدان داده شود اظهارنظر کنند حتي از جوانان در مورد جذب طلبه کارآمد نظر خواهد شود ولو نظر خوبي ندهند اثرات خوبي در جذب جوانان  و توجه آنها به اين گونه مسائل دارد.

من تصورم اين است که از يک جهت تبليغ طلاب اثربخش‌تر باشد مثلاً اگر مغازه‌داري تبليغ کند معنادار، ديگري در اين محله باشد مردم آن را به فال نيک مي‌گيرند از جهت ديگر چون طلاب از متن حوزه آمده‌اند و خودشان طلبه هستند هم بهتر عمل مي‌کنند هم راحت‌تر جواب افراد را در اين راه مي‌دهند و حتي مي‌توانند نوع زندگي خصوصي طلبه را که چقدر باصفا است براي جوانان تعريف کنند وقتي ديدند جوان مثل اين دوست دارد طلبه شود آنگاه با صراحت از او بخواهد طلبه شود.

در مورد گزارش که قبلاً اشاره شد هم خود طلبه مقيد مي‌شود طبق برنامه کار کند هم بداند چه کار کرده و کجاها و چه جور موفق بوده و در آينده چه بايد کرد و همين امر اثر خواهد گذاشت ديگر عوامل هم ضابطه‌مند عمل کنند و آن دست آخر بیلان کار دهند. طلاب بايد اين گزارش را به حوزه علميه همان شهر و حوزه علميه قم وحتي ائمه و جماعات... بدهند. اصولاً مردم هم به اين قبيل کارها اهميت داده و براي آن در ذهن خود حساب باز مي‌کنند که کار مهمي در دست انجام است.