راهکارها و روش جذب ( از طرح گزینش طلبه)
راهکار اگر به ابزار و روش را به نحوه به کار بردن ابزار تشبيه کنيم؛ مطلب بهتر روشن ميشود که تنها ابزار نميتواند ما را به هدف موردنظر برساند مثلاً وقتي گفته شود يکي از راهکارها اين است که ائمه جمعه و جماعات در جذب نيروي موردنظر اقدام کنند، علاوه بر اينکه اقدامات انواع و اقسامي داشته و متعدد هستند؛ چگونه جذب کردن مهم است. مثلاً امام جمعه فلان شهر چگونه با خانواده هاي درست... رابطه پيدا کرده و به چه نحوي اقدام کند که خانواده فرزند خود را با عشق و علاقه بدهد و از همان گام اول هم خانواده و هم بچه بداند که هدف صرفاً، خدا، کسب دانش جهت انجام وظيفه و رسالت متصل به رسات انبياء و اولياء(ع) ميباشد.
در اين جا لازم است به اين نکته اشاره شود، چون شرايط هر جا خاص خود آنجاست و حتي فرهنگ عمومي متفاوت و گوناگون است، صرف نظر از اصول کلي جذب هر جايي بايد براساس شرايط همان جا از راه و روشهاي مناسب بهره گرفت حتي مديران مدارس علمي بايد هر طور که بهتر ميشود با خانواده شهر و ديار همانجا تماس داشته باشند و مثلاً مدير ديگر در شهر ديگر بگونهاي ديگر و اين بدان جهت بايد مورد دقت قرار گيرد که هم بهترين نيرو جذب شود هم به راحتي و با کمترين مشکل. لذا وارد راه کار ميشويم و گاهي هم به روشهايي اشاره ميکنيم که سرنخي باشد براي روش جذب نيروي داراي هدفي معين.
ائمه جمعه و جماعات
سال 1383 که جهت تبليغ در ماه مبارک رمضان به روستاي بزمه از توابع فريدون شهر اصفهان اعزام شده بودم. در مورد مشکلات حاد فرهنگي مردم و عدم دسترسي مرتب به عالمان ديني به نظرم رسيد، بهترين و مؤثرترين عاملي که ميتواند اين خلأ را پر کند کسي جز ائمه جمعه نخواهد بود و علاوه بر آن محسنات و دلايلي وجود دارد که تنها راه جذب نيروي مفيد و کارآمد، اين است که ائمه جمعه و جماعات که در متن مردم هستند و حتي از وضع خصوصي آنها اطلاع دارند، اقدام جدي، منظم و اساسي داشته باشند چون حساس ترين امر گزينش افرادي است که با اصلاح شدن آنها جمعه اصلاح ميشود و با فساد آنها (خداي ناکرده) جامعه به فساد کشيده ميشود که حتي تجربه ثابت کرده:«اذا فسد العالم فسد العالم. هنگاميکه عالمي فاسد باشد عالم (جوامع بشري) به فساد کشيده خواهد شد». اين امر مهم و باارزش گزينش حقاً کار ائمه جمعه ... است.
1):عتماد مردم: اصولاً اعتماد در جاهايي بدست ميآيد که انسان نسبت به افراد موردنظر شناخت داشته باشد؛ مردم چون در مورد نماز به جمات روي افراد پيش نماز دقت دارند ائمه جمعه و جماعات را کاملاً ميشناسند که همين شناخت بهترين و محکمترين پايه اعتماد ما به ائمه جمعه و جماعات است. با وجود اين اعتماد و شناخت مردم، به اين دو قشر حوزوي هم هر چه اينها بگويند مورد توجه آنهاست و هم وقتي تقاضا کنند فلان بچه سالم، روشن و خوب خودشان براي طلبه شدن آماده، دلگرم کنند اين کار به خوبي صورت خواهد گرفت، که همين علاقه و اعتماد خانواده به ائمه جمعه و جماعات قهراً در فرزندان هر خانواده سالمي اثرخواهد داشت و اگر طلبهاي از اين قبيل خانواده جذب شود؛ اينها هستند که نه تنها نياز بهدادگاه ويژه روحانيت نيست بلکه وجود اينها دادههاي ديگر را هم جمع خواهند کر.در يکي از شهرهاي ايران در سال يک مورد درگيري خانوادگي در دادگاه ثبت ميشود؟! علت چيست؟!،دراین گونه جا ها واز این خانواده ها باید نیرو ومصالح برای ساخت بدنه حوزه های علمیه بدست آورد و بس،نه!؟...
2):موفقيت در روش جذب: يکي از مشکلات در هر کاري به خصوص کار فرهنگي، تربيتي و جذب همين روش است که قبلاً گفته شد مهمترين کار که در هر جا شرايط خاص خود را دارد؛ روش جذب است. ائمه جمعه و جماعات چون در ميان مردم هستند، نسبت به همه شرايط روحي، رواني، فرهنگي ، رسومايت... مردم آگاهند لذا با هر کس آن گونه برخورد خواهند کرد، درخواست خود چنان مطابق با زبان حال آنها مطرح خواهند کرد که نه مشکلي براي خودشان باشد و نه تکلف و زحمتي براي مردم و هم اينکه ائمه جمعه و جماعات از اسرار مردم مطلع هستند و به همين جهت مردم هم اسرار خود را با اينها در ميان خواهند گذاشت. به هر صورت حتي ائمه جمعه و جماعات در روش جذب از يک طلبه که مثلاً يک ماه در ماه مبارک در ميان مردم بوده، حتي رئيس مدرسه علميه موفقتر هستند و حتي خودشان هم بايد از طريق ائمه جمعه و جماعات وارد کار شوند، از آنها کمک فکري بگيرند و تنها نباشند.
3):بلندگوي مردم: به دلايل زيادي همه امور مردم اعم از مادي و معنوي و رابطه به کساني ميباشد که از طرف خدا، رسول(ص) و ائمه طاهرين(ع) مأموريت رسمي دارند اطلاع رساني کرده و خطوط حرکتي و مرزهاي حقوقي فردي و اجتماعي را معين سازند خواه مردم بخواهند و يا نخواهند اين وظيفه برعهده عالمان ديني قرار دارد. در همين مورد که از نظر ديگر عالمان ديني خدمتگذار مردمند حضرت آيت الله امام خميني(ره) فرمودند: «من خادم مردم هستم» با توجه به اين حديث که ميفرمايد:«العلماء ورثه الانبياء – عالمان جانشين و وارث انبياء(ع) هستند». همانگونه که انبياء و اولياء(ع) در خدمت مردم بودند عالمان ديني هم بايد اين گونه باشند. والا...!؟
لذا ائمه جمعه و جماعات براي جذب طلاب لازم است از هر کوشيي دريغ نکنند چون بهترين خدمت به مردم اين است که طلبه خوب جذب و پس از باسواد شدن در خدمت مردم قرار گيرند عالمان با عمل و درست به زندگي مادي و معنوي مردم حيات و صفا ميبخشيد و به همان اندازه عالمان فاسد سبب فساد و نابودي جامعه ميشود .در واقع ائمه جمعه و جماعات ميتوانند بزرگترين خدمت را که در واقع خدمت به اسلام است، انجام دهند در مورد اهميت طلبه شدن و وجود طلبه مفيد در جامعه مردم را کاملاً روشن کنند؛ درحدي مردم را آگاه سازند که براي طلبه شدن مردم افتخار کنند و بهترين فرزندان خود را براي خدمت به اسلام و مردم آماده سازند که همين آگاهي روي فرزندان و نسل جديد اثر خواهد گذاشت و از همان اول براي خدمت به اسلام و مردم اين راه را برميگزينند، نه براي رفع مشکل سربازي و ديگر خواسته شخصي خود که امروز اين گونه است!؟ و همين باعث چه مشکلاتي براي خود مردم و به خصوص نسل جوان شده که از روحاني فاصله گرفته و در دام شياطين و فيلمها و صحنههاي مخرب اينترنتي قرار گرفتهاند!؟ اينها به جهت همان خلأي است که روحانيت جدا شده از مردم نتوانسته اين خلأ را پرکند.
حوزههاي علميه و ائمه جمعه و جماعات
در همه امور فردي و اجتماعي اين گونه است که بايد در همان حدي که ميزان و اهميت کار است هم ديگراني در آن کار نظر و دخالت داشته باشند و هم براساس نظم و برنامه باشد به خصوص در امور اجتماعي و مهم بايد ديگراني در جريان باشند. شما يک وسيله کوچک را بخواهيد بسازيد به چندين ابزار و وسيله نياز است و ضرورت دارد ساختن طبق طرح و برنامهاي مناسب باشد؛ نه همين طوري وپناه بر خدای بیمایه واساس!؟.
جذب طلاب موردنظر طرح، بايد از هر نظر مصالح کاملاً با کيفيت باشد براي ساخت اين بنا در هر شرايطي بايد هماهنگي لازم وجود داشته باشد، بعد از هماهنگي اوليه بايد براساس يک طرح و برنامه معين شناخته شده باشد نه همين طوري اين درست نيست که ما از ائمه جمعه و جماعات بخواهيم در مورد جذب طلاب اقدام کنند بلکه لازم است حوزه علميه قم و ساير حوزههاي علميه با ائمه جمعه و جماعات بارها جلساتي داشته باشد و در مورد چگونگي جذب بحث و تبادل نظر داشته و پس از بررسي نظريات و جمعگيري تمام خطوط و راه و روشها را معين کرده و به صورت طرحي جامع در اختيار همه عوامل اصلي و فرعي قرار دهند عوامل اصلي چون خود مسؤولان و مديران حوزههاي علميه، ائمه جمعه و جماعات و عوامل فرعي چون طلاب در ايام تبليغ، شوراهاي شهري، عواملي مانند بسيج،... آموزش و پرورش...
البته اين قبيل طرح و برنامهريزي غير از اين طرح است که ما کليات آن را ارائه ميدهيم، بلکه طرح و برنامهاي است که در اجرا بايد باشد و در هرجايي براساس شرايط آنجا باشد همانگونه که شرايط هر جا پا جاي ديگر متفاوت است راه و روشهاي جذب هم باید متفاوت باشد.
کليات طرح جذب نيرو
ما در اين کليات به عوامل خود حوزههاي علميه نميپردازيم چون مسؤولان حوزههاي علميه بايد مدير خوبي باشند نه مجري و هم اينکه همه مردم و ارگانهاي مردمي و دولتي را در اين امر مهم شرکت داده و در اين مسؤوليت آنها را سهيم و دخيل گردانند که همين امر هم ديد مردم را نسبت به اين امر تأثير قرار خواهد داد که قهراً باعث ميشود با توجه بيشتري به قضيه جذب طلاب سالم نگاه کنند و هم اينکه وقتي ارگانها و سيران فاميل .... در اين امر شرکت داشته باشد اين برداشت بر افکار همگان القا خواهد شد که اين خود مردمند که بايد به فکر باشند حوزههاي علميه را براي حفظ دين، منابع اسلامي و توسعه معارف و هدايت مردم از هر نظر کارآمد و مؤثر نمايند و در واقع همه احساس کنند در اين مسؤوليت شريک و سهيم هستند. در اينجا ما از ائمه جمعه و جماعات شروع ميکنيم که هم از نهاد های مردمي هستند هم دولتي.