بروز مشکلات در نگاه خلأ شناخت: ( از کتاب شناخت)
از مجموع بحث های گذشته بطور اجمال تا حدودی روشن میشود که مضرات عدم شناخت چیست و محسنات شناخت کدام است و در اینجا قبل از آنکه مواردی از مضرات را مورد بحث قرار دهیم باید توجه داشت که وجود و کلاً وضع ترکیبی انسان برای شناخت و دانش و آگاهی مرکب شده اصلاً بنا داشته باشد مسلم شی مرکب جهتی را طی خواهد کرد که مراد هدف نبوده است ایمان، تقوا، و... وقتی در وجود انسان حاکم است این موجود آن گونه سیر میکند که صلاح خود فرد و جامعه است اما هنگامیکه که جهل حاکم باشد همان است که شنیده و دیده ایم و خواهیم دید که همین جهل و جاهلین تاکنون جز زیانهائی حتی برای زندگی مادی خود و دیگران ببار آورده اند. با توجه باین مطلب عدم شناخت مضرات زیادی را در پی خواهد داشت که در درجه اول دامنگیر خود فرد و درجه دوم دامنگیر جامعه بطور عام و دامنگیر خانواده و نسل خود فرد بطور خاص میگردد که مواردی از آنها را مورد بحث قرار میدهیم.
1) دوباره کاری واشتباه: درامور معنوی وقتی شناخت نباشد علاوه بر اینکه مرتکب اشتباه شده و من باب مثال برذ باری موجب ظالم پروری، کمک موجب گداپروری میشود ارزش آن عمل مسلم از حد شناخت فرد تجاوز نخواهد کرد همانطور که کار یک طبیب بی تجربه در مقابل طبیب با تجربه بی ارزش و گاهی فاقد اعتبار است و روی همین جهت است که مقام یک عالم از نظر تقوا برابر هزار عابد است و در کارها مادی و کسب و درآمد، کارهای اداری، تربیتی و آموزشی دچار اشتباه، دوباره کاری و گاهی زیانهای جبران ناپذیر میشود. داروی عوضی به مریض داده یا آمپول اشتباهی زده موجب فلج و یا مرگ مریض شده ماشین چپ کرده خود و چندین سرنشین را بدست مرگ داده . برعکس فرد گمراه را گمراه تر کرده و زیان ارشاد و تبلیغ او از اثر مثبت آن بیشتر بوده است وقتی تاریخ را مطالعه کنیم و یا جامعه فعلی و فعال خود در مورد دقت قرار دهیم کاملاً مطلب برای ما روشن خواهد که همین اشتباه کاریها و دوباره کاریها چه زیانهای مادی، معنوی، فردی و اجتماعی داشته و دارد. وچه تبعات نا گواری در آیبنده تاریخ خواهد گذاشت از جمله ادیان باطله در مقابل دین بر حق اسلام وچه خون هایی که همین الان سال(1395) حتی در کشور های اسلامی بدست فرقه وهابیت عامل استعمار آمریکا... ریخته نمشود!؟
2) دست نیافتن به حد اکثر مادیات و معنویات: اصولاً هرکس خود را از دیگران بیشتر دوست دارد و بر همین اساس مایل است و گاهی خود را بهر دری میزند که از دیگران بهتر باشد و هرکس غیر از این را بگوید دروغ گفته و میل باطنی او همان است که گفته شد، مگر عده ای خاص که آن ها مورد نظر بحث نیست بنا بر این دست نیافتن بحد معمول معنویات و مادیات چیزی است که فرد زیان هر دو را در دنیا و زیان معنویات و کمبود آنها در سرای دیگر خواهد دید همانطور که در گذشته اشاره شد این گونه کمبودها باعث میشود انسان ارزش اجتماعی و گاهی حتی ارزش الهی آنچنانی نداشته، صرف نظر از چیزهای دیگر از نظر روانی برای یک انسان که سراپای وجودش عاطفه است این یک درد بزرگ است که مورد توجه عامه جامعه نباشد و خیلی ها هستند که در این مورد واقعاً رنج میبرند که بسیاری با تلاش و کوشش خود را بحد قانع کننده نسبی میرسانند و کسانی که بی اراده اند و یا مواقعی سد راه آنان شده در این آتش حسرت میسوزند و می سازند. در این باره باید بتاریخ و جامعه فعلی خود بنگریم. وبی تفاوت نمانیم که روزی همین بی تفاوتی ممکن است ما را تا ابد در جهنم مخلد سازد!؟
3) انحراف و ارتکاب به گناه: تمام انحرافات و ارتکاب به گناهان بر اثر عدم شناخت و آگاهی بر واقعیات پیدایش ادیان باطله و آن همه زیانها ناشی از آن در تمام امور مادی و معنوی، جنگها و... برای دست یابی بقدرت چند روزه دنیا بر اثر عدم آگاهی از آن واقعیاتی است که خداوند برای زندگی سالم این انسان در نظر گرفته است. گناهی انجام نمیگیرد مگر بر اثر عدم آگاهی و شناخت اصلاً ما کسی را پیدا نمی کنیم که صرفاً گناه بکند هرچند که علم ببدی آن داشته باشد باز آن را گناه نمیداند و توجیه میکند هیتلر میگوید نژاد آریای آلمان نازی که باهوشند بر جهان گسترش دهد چون کم هوش پسندیده نیست و میگوید هرکس در مقابل نتواند مقاومت کند باید سرکوب شود یعنی هرکس باید شجاع و مقاوم بوده و بتواند از خود دفاع کند هیتکر این کار را نیکو میداند و حال آنکه همین هم عین عدم شناخت و درک واقعیات فرد وقتی شناخت کافی ندارد از دیدگاه و جهان بینی خود معیارسازی میکند و به هیچ ملاک و معیاری اساسی الهی پای بند نیست.
دلیل اینکه عدم شناخت تاکنون چه ضایعات جهانی بوجود آورده و چه گناهانی که انجام نگرفته. این است انبیاء و اولیاء و... علاوه بر اینکه مرتکب هیچ گناه و انحرافی نشدند بلکه موجب هدایت بسیاری از گناه کناران و منحرفین شدند این است که بتمام واقعیات در حد کمال آگاهی و شناخت داشتند همان گونه بر سو زندگی آتش و پرت شدن در چاه و نیش عقرب آگاهی داریم و از آنها به شدت گریزانیم انبیاء و اولیاء چون مصالح کارهای را میدانند در انجام آنها کوشا هستند همانطور که ما در خوردن عسل و مانند کوشا هستیم و از طرف دیگر چون مافد اعمال ناپسند را میدانند هر گرد گرد کار بد نمی روند همانطور که ما به بیشه ای که شیر در آن خفته باشد قدم نمیگذاریم. بهر صورت یکی از مضرات مهم عدم شناخت این است که موجب انحراف و گناه میشود باید تارخ را ورق بزنیم تا روشن شود همین پیدایش ادیان باطله تاکنون که ضایعات مالی و جانی داشته و چقدر نعمت خود را در راه معصیت صرف شده است!؟.
4)کودتا و انقلابات: تمام کودتاها و انقلابات جهان را وقتی مورد بررسی قرار میدهیم بجائی میرسیم که دو طرف قضیه و یا یک طرف قضیه جهل و عم شناخت تمام جنگ های اسلام از زمان پیامبر(ص) تا امروز که به صورت انقلاب انجام گرفته حاکی از عدم شناخت یک طرف قضیه است اگر عدم شناخت عرب جاهلی را ببیراه نکشیده بود حضرت رسول(ص) به جنگ چه کار داشت. اصلاً جنگ در اسلام بی اساس ضد سلامت جامعه انسانی است اگر جهل و عدم شناخت نبود حضرت امیر 4 هزار از خوارجی را (که باید در کنار علی(ع) باشند) در جنگ نهروان نمی کشت و کلاً انقلاب دیگر خواه اسلامی باشد یا غیر اسلامی بدان جهت است که یک زمام دار خود خواه روی کار می آید که همه چیز را فقط برای خودش میخواهد و زمامداری که این گونه باشد برعکس مضر بر حال توده مردم است نیاز جامعه تأمین نمیشود بی عدالتی و... رفته رفته برگرده جامعه سنگینی میکند فشار وارد میکند جامعه مانند فنر فشرده میگردد و یکباره رها میشود و ضربه خود را وارد. وانقلابی بوجود می آید که امکان دارد صدها هزار از طرفین کشته شود. الجزایر تا استعمار فرانسه را از خاک خود براند یک میلیون شهید میدهد ایران تا عمال استعمار آمریکا (محمد رضا شاه و دار و دسته او) را از ایران خارج کرد و ریشه فساد را کند 70 هزار شهید و 200 هزار معلول داد. کودتاها همان طور که در گذشته اشاره شد وقتی زمامداری روی کار می آید و توانائی اداره یک کشور را ندارد یا واقعاً به فکر پر کردن کیسه خود می باشد کسی دیگر به رقابت برخواسته کودتا و او را برکنار میکند که اکثر کودتا ها با خون ریزی صورت میگیرد و غالباً در این میان توده مردم زیان خواهند دید چون عده ای از کودتاگر و عده ای هم از کودتا شده طرفداری میکنند.
حال اگر سود جویان میگذاشتند که طبق خواست خدا (قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین کله الله آیه 39 سوره انفال) یک حکومت جهانی اسلامی صورت گیرد این مسائلی که امروز در جهان وجود دارد و حتی زندگی مادی انسان را به خطر انداخته وجود نداشت یقیناً مشکلات و بد بختیهای فعلی جامعه به 20 درصد تقلیل می یافت و حال آنکه الآن از 70 درصد هم می چربد و همه اش بر اثر عدم شناخت جامعه بشری است که تیشه را گرفته و محکم بپای خود میزند درد آن را حس میکند اما حس نمیکند که به پای خود میزند بر اثر هم جنس بازی و مصرف مشروبات الکلی مرض مسری و لاعلاج اید ز جهان را دارد تهدید و دانشمندان بی دانش (واقعی) با گرد همائی ها، آزمایشات و... هنوز درمانی برای علاج و جلوگیری آن نیافته اند و در همین سال بود که رادیو ایران گفت: اگر مریض ایدز به همین صورت پیش برود جهان گیر خواهد شد و یکی از علل مهم اینکه در حدیث جاهل را مرده و در قرآن او را از حیوان پست تر میداند همین است که وقتی انسان بر اثر عدم شناخت شخصیت خود را از دست بدهد در واقع انسانیت او مرده اما غزائز حیوانی در قالب انسانی باقی مانده که مختار است و هرکاری میتواند بکند برخلاف حیوان که غریضه اش محدود است بنابراین انسان از حیوان پست تر میگردد!؟