سوم از موارد شناخت عدالت خداست ( از کتاب شناخت)
در مورد عدالت خدا این اشکال ابتداءً بنظر می آید، اگر خدا عادل است!!؟ پس این همه تفاوت میان انسانها چیست؟ یکی سیاه دیگری سفید، یکی غنی دیگری فقیر، یکی با استعداد و یکی کودن و...؟ و این سؤالی است که برای افراد زیادی ابتداءً پیش می آید و همین مسئله باوری در آنها ایجاد میکند که بگویند خدا خواسته آقا کند ذهن، سیاه، فقیر و... باشد و حال آنکه خدا را هم عادل میداند. اما واقع امراین است که اعوذ بالله خدا عادل نیست مثلاً خدا به یک نفر عقل بیشتری و به دیگری عقل کم تر داده است؟! در جواب این اشکال و یا سؤال باید گفت: بی عدالتی یکی از نواقص بزرگ است که در هر نظام و حکومتی باشد طولی نمی کشد که پس از هرج و مرج و... باعث از هم پاشیدگی و یا سقوط کامل حکومت خواهد شد. با این وصف که تاکنون بی عدالتی ویرانی ها و مشکلات عدیده فردی و اجتماعی به وجود آورده است چگونه میشود در نظام خلقت بی عدالتی را فرض نمود چون اگر بگوئیم خدا یکی را عقل بیشتر و دیگری را عقل کم تر داده این عین بی عدالتی است و طرف حق دارد بگوید چرا به او عقل کامل داده نشده. عقل، فکر و... از مواد اولیه حیات و ساختمان خلقت بشر است مانند اجر و مزد عمل نیک که خدا هرکس را به اندازه کمیت و کیفیت عملش اجر بدهد و طرف نتواند اعتراض بکند. مواد اولیه همانند یک حق مساوی است که بالسویه باید بین افراد تقسیم گردد ولی خداوند مواد اولیه را به طور مساوی و بدون کم و زیاد بین افراد تقسیم کرده است و اصلاً عقل و... چیزی نیستند که قوی و ضعیف داشته باشد ولذا خداوند می فرماید: (...ماترا فی خلق الرحمن من تفاوت...) آیه3سوره ملک: در اصل نظام خلقت هیچ تفاوت وتضادی... وجود ندارد. و این تفاوت هایی که دیده میشود دلیل و علت دیگری دارد که به آنها اشاره می شود.
1)تغییر درتکوین در نگاه قالب است، نه... : همین تغییر در قالب که آن در مواد اولیه اثر می گذارد و به آنها قوت و یا ضعف میدهد این دگرگونی باعث میشود، در امور دیگر اثر بگذارد مثلاً وقتی کسی کودن است و بی سواد مانده و باید راه کارگری، سوپری و... را در پیش بگیرد و نوعاً این گونه افراد از طبقه فقیر جامعه محسوب خواهند شد وکسی که ذهن، درک و عقل قوی دارد استاد دانشگاه، دکتر، مهندس و...می شود که ماهی 2 میلیون تومان حقوق میگیرد و بهترین زندگی را طبعاً خواهد داشت از طبقه غنی جامعه به شمار خواهد آمد. حال ببینیم قالب چگونه مواد اولیه را تغییر، عقل، رحمت خدا را که شامل انسانها میشود. حساب کنیم نور برق که یک رنگ بیشتر ندارد و از یک منبع تقسیم میگردد و انسان ها را حساب کنیم چندین لامپ که هرکدام دارای رنگی هستند و رنگ آنها بجائی منعکس میگردد حال وقتی همان برق را به این لامپ ها وصل کنیم آن نورکه مثلاً به دیواری منعکس شده چند رنگ خواهد شد؟ دراینجا باید پرسید آیا این رنگ های گوناگون از قالب است یا از برق و نوراست؟ مسلم هرکس میگوید از قالب و لامپ است. بنا براین عقل و... و رحمت خدا بدان گونه است و این قالب و شرایط، حالات والدین، غذا، محیط زیست و... است که آن مواد اولیه را تغییر میدهد پدر یا مادر کودن بوده اولاد هم کودن شده بعضی از غذاها هست که اگر مادر در وقت حمل بخورد میگویند بچه باهوش... میشود، تربیت درست و نادرست. بهداشت و عدم بهداشت و... تمام اثر دارند؛ کسانی که سیاه پوست هستند و درکشورهائی زیر شلاق نژاد پرستی فریاد میکنند این کار قالب و محیط است نه خدا، خداوند خواسته همه انسان ها خوب، کامل و عزیز باشند والدینی که چندین اولاد دارند هم به نظرشان یکسان میخواهند همه آنها خوب باشند همه آنها دکتر، استاد دانشگاه و... باشند اگر چند تای آنها زحمات درک مطالب درسی را تحمل نکردند و به آن مقام نرسیدند آیا این خواست پدر و یا مادر بوده است؟ مسلم خیر، بلکه والدین نگرانند که چرا آنها هم دکتر و... نشدند. خدا هر وسیله هدایت وآگاهی را در وجود ما قرار داده برای کمال و گریز از مشکلات. و هر بدی از وجود ما صادر میگردد اصلاً ربطی بر خمیر مایه اولیه انسان ندارد که علی(ع) می فرماید: (دوائک فیک و دائک منک= دوای درد درخودت است ولی درد از عمل به خود می باشد) ولذا طبق ایاتی ازجمله آیه4سوره واتین. دوای انسان در وجود اوست و درد از خود انسان است یعنی از اعمال ناپسند اوست . ونیز خدا در سوره والشمس آیه8 میفرماید: (فا الهما فجورها و تقوایها) و در سوره والتین پس از چندین قسم میفرماید: (و التین و الزیتون و الطور سینین و هذا البلد الامین لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم) یعنی انسان در اصل ساختمان و مواد اولیه هیچ عیب و نقصی ندارد. هر عیب و نقصی وجود دارد از قالب و از بیراه رفتن خود انسان است بنابراین در عدالت خدا هیچ تردیدی نیست وآنچه مشاهده میشود از خود انسان است که اکثر آنها قابل علاج و پیشگیری است و آنچه هم قابل پیشگیری و علاج نیست باز چون خود انسان سبب آن بوده هیچ ربطی به خدا ندارد وآیات زیادی در قرآن داریم که انسان خودش به نفس خود ظلم میکند از جمله آیه57بقره، آیه117آل عمران، آیات9-160-162و177سوره اعراف.