عصمت انبیاء و اولیاء(ع) در نگاه شناخت   ( از کتاب شناخت)

(عذرما در عدم اصلاح کامل...)

درباره فلسفه دوری انبیاء و اولیاء از گناه و خطا در گذشته کراراً اشاره داشتیم به اینکه چون آنها به مصالح کارهای نیک و مفاسد کارهای بد آگاهی دارند کارهای نیک را به شایستگی انجام داده و کارهای نادرست را ترک میکنند. اما این یک اثری است که در خفای آن مؤثری وجود دارد و بعبارت دیگر شجره طیبه ای وجود دارد که ثمره اش را ما شاهد میکنیم. در اینجا برای اینکه اصل آن مؤثر را بدانیم از کجا شروع شده و میشود ، باید دانست همان وقتی که خداوند آدم را خلق نمود تمام علوم لازم و مربوط به زندگی دنیوی را خداوند در خمیره که همان فطرت الله باشد قرار دارد و جزء ذات ولا ینفک انسان است: (فطرت الله فطر الناس علیها...آیه30سوره روم) خداوند همان روز تمام علوم بنام (اسماءحسنی) به انسان آموخت علوم آمیخته با فطرت در ذرات انسان موجود است تا وارد قالب خاکی شود همینکه وارد قالب خاکی شد عوارض رفته رفته روی آن فطرت پرده جهل و... میکشد بطوری که در این آئید شفاف دیگر چیزی دیده نیمشود و حال آن که به همان شفافی زیر پرده ها نهفته است این همه که در مدارس و پیش استاد فرا میگریم همان علوم فراموش شده که معنای :(فذکر فان الکر تنفع المؤمنین=آیه55،ذاریات) همین است که فراموش شده ها را بیاد بیاورند و سلمان فارسی ازکسانی هست که پردها را کنار زده و آن گم شده خود(فطرت) را پیدا می کند که حضرت رسول (ص) میفرمایند: (سلمان منا اهل البیت) نتها سلمان برهر فردی اگر مانند سلمان حرکت کند میتواند بدان جا برسد چون این فطرت حتی در هیتلرها و... موجود است و روی همین جهت است که حضرت رسول (ص) میفرماید:(لو لا تکثیر فی کلامکم و تمریح فی قلوبکم لرأیتم ما اری و لسمعتم ما اسمع) و امام صادق میفرمایند (لو لا ان الشیاطین یحومون حول قلوب بین آدم لنظروا الی ملکوت السموات)

1)منشاء طهارت انبیا و اولیاء (ع): حضرت آدم که خود پیامبر بود نور او در اصلاب میرسد تا با ابراهیم و از ابراهیم میرسد به رسول خدا و از رسول خدا میرسد به ائمه و تا اینجا عوارض برآن فطرت الله سایه نمی کند و هنگامی که باید شالوده ائمه بنا شود خداوند به رسول اکرم دستور میدهد تا چهل روز با خدیجه هم بستر نشود و روزه بگیرد و بعد از چهل روز میوه بهشتی آمد تناول کرده و با خدیجه هم بستر میشوند و نطفه فاطمه منعقد میگردد و از فاطمه جنین و 11، امام یکی پس از دیگری از نسل فاطمه بوجود می آیند که سادات همه خود را به فاطمه لقب مادری میدهند و میگویند مادرمان فاطمه است. این یک جهت است که خمیره عصمت ائمه را تشکیل میدهد و دوم شناخت آنها است که از همین اصل منشاء میگرد و رذائل در آنها راه نمی یابد و دیگر اینکه چون زمینه درآنها موجود است به همان اندازه یاری خدا شامل آنها میگردد و خداوند آنها را برای هدایت بشر حفظ میکند معنای (ان تنصراله ینصرکم) اینطور نیست همه افراد بط ور یکسان یاری شوند خداوند وجودی دارد فیاض و منبع نور هرکس به آن منبع نور نزدیک تر باشد از روشنی بیشتری بر خوردار خواهد بود چون انسان با خدا فاصله زمانی و مکانی ندارد بلکه فاصله فاصله حجابی است، حجاب که بر داشته شد فطرت ظاهر می گردد که البته هر کس به درجه صد در صد نمی رسد مگر معصومین(ع):به هر صورت همان اصل و ریشه طیبه است که آن ثمره ازآن گرفته می شود که خداون می فرماید: و من ابائهم و ذریاتهم= آیات: بقره،124،انعام،87، سوره ابراهیم37-40:

این را اضافه کنم. موضوع عصمت مفصل است که آن را در یک کتاب دارم که کامل آن را بیان و روشن کرده است. تحت عنوان ( فلسفه عصت وعلم امام) در حد 200صفحه.

مورد چهارم.: نیکی عباد ت در  نگاه کیفیت:هرچه سطح آگاهی و ایمان انسان نسبت به خداوند بالا رود، به همان اندازه سطح کیفیت عبادات وکارهای نیک، شخصیت عزت، مقام و منزلت انسان بالا میرود درست همان گونه که هرچه سطح آگاهی طبیب، استاد دانشگاه و هر استاد کار، رئیس، زمامدار و حتی مدیر یک خانواده بالا رود تجربه آنها افزون گردد و به همان اندازه راندمان و بازده کار آنها از هر نظر بالا میرود و حتی خودشان به راحتی و با تسلط و احاطه کامل کارها را انجام داده و هیچ هراس و تشویشی بدل راه نمیدهند گو این که هر چیزی و هرکاری اسیر دست آنها است و همین باعث میگردد به کار خود عشق، علاقه و ایمان داشته باشند. وقتی فرد خداوند را کاملاً و درحد خود شناخته و به او ایمان دارد آن شناخت و آگاهی عرفانی را پیدا خواهد کرد که مصالح عبادات و کارهای نیک را بداند و از طرف دیگر مفاسد کارهای بدرا خواهد دانست که قهراً انسان را به طرف کارهای نیک میراند جاذبه کارهای نیک ده چندان و دافعه کارهای بد افزون میگردد این است که هم کیفیت عبادت و کار نیک را بالا میبرد و هم کمیت آن را چون عبادت و کار نیک را با عشق و علاقه و خالص برای خدا انجام میدهد کیفیت آن بالا میرود و چون انجام کارهای نیک و عبادات برایش لذت بخش است کمیت آن را هم بالا میبرد فقط به واجبات اکتفا نمی کند یکی، دو تا کار نیک که انجام داد قانع نمیگردد و تا بی نهایت کار نیک را دنبال میکند فلسفه اینکه درباره ائمه(ع) میگویند شبی هزار رکعت نماز خوانده اند و تیر روی نماز از پای مبارک علی(ع) برون می آورند و احساس درد نمیکند و... همین است که عاشق پاک باخته عبادتند و روی همین اصل است که کاری نمیکنند مگر به خاطر خدا و حتی به طمع بهشت و ار ترس جهنم عبادت و کار نیک نمیکنند، بلکه عبادت و کار نیک به خاطر خود آنها و اینکه پسندیده و مورد عنایت خدا است آن را انجام میدهند اصولاً پائین بودن سطح عبادات و کارها و عدم خلوص در عبادات و... فقط در عالم و جامعه ناآگاهان به خدا و واقعیات مشاهده میگردد ریا کاری، دوری از کارهای نیک وعبادت را با اکراه به جا آوردن کارهای خوب و بد را با هم مخلوط کردن. عبادت و... آلت کسب مال و... قرار دادن  نتیجه  فاصله این گروه از خدوند است و بس.

اثرات خلوص: خلوص علاوه بر اینکه اثرات داخلی دارد اثرات خارجی هم دارد فرد وقتی خالص شود نور الهی در وجود او تجّلی میکند که (یشرح صدره للاسلام= انعام آیه125) و از طرف دیگر وجودی غیر قابل نفوذ پیدا میکند و مکر و حیله هیچ شیطان جنی و انسی دراو اثر نخواهد کرد که معنای عزت و نفوذ ناپذیری برآن صادق است که(و لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین= الحجر آیه 40) و هنگامی که خالص شد آن، به فرموده حضرت رسول(ص)خلوص به خارج  متجلی میگردد که (من اخلص الله اربعین صباحاً جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه...) و در جای دیگر رسول خدا می فرماید: (طوبی للمخلصین اولئک مصباح الهدی تنلجی بهم کل فته ظلماء= نهج الفصاحه ص 403 خ 1907).

 در اینجا می یابیم وقتی رسول خدا(ص)درآن مردم جاهلی مبعوث به رسالت میگردند چگونه جهل و گمراهی را برداشته و نور وجود او حتی جهان تاریک و ظلمانی را روشن ومتجلی میسازد و آیت الله امام خمینی(ره) با قیام و انقلابش با کمک ملت ایران آن همه جنایت، فحشا و منکرات زمان شاه را برداشته و آنهمه جهل و گمراهی را در جهان برداشت و جهان را متحول ساخت که(جهان اسلام از رهبری آگاه محروم شد اما باید دانست که بی شک راه و نام ایشان برای همیشه بعنوان الگوی ارزشهای متعالی در تاریخ باقی خواهد ماند= رادیو ایران 28/3/1368 نقل از نشریه پاکستان (حیدر)).ونیز (امام خمینی با روح بلند و با درک عمیق از جهان انقلاب بزرگی را علیه امپریالیزم و صهونیزم بثمر رساند و با قدرت خلاق خویش تمام توطئه های استکبار جهانی [مردم جاهلیت این عصر] را نقش برآب و خنثی کرد) همان تاریخ نقل از نشریه تشرین چاپ روسیه) ونیز(آیت الله روح الله خمینی یک پادشاه را سرنگون کرد، یک ابر قدرت [مانند آمریکا] را متحیر ساخت. و با پیام فقط، دو قدرت خود برای مسلمانان، دنیا را تکان داد)= مجله مرزداران، سال هفتم، تیرماه 1368 شماره 82 نقل از خبرگزاری آمریکایی).

 و خلاصه خداشناس بر اثر نزدیکیش با خدا تابش نور الهی در او منعکس و کار برد و دید او را الهی وجهانی میکند که واّنّ روح المؤمن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها= کافی ج 3 ص 242 خ 4، امام صادق) و خلاصه اگر سطح شناخت و اتصال بخدا بیشتر گردد. تمام صفات ناپسند به صفات پسندیده تبدیل گشته و از نظر اعتقادی، عبادی، اخلاقی، آدات و رفتار فردی و اجتماعی، دیگر خواهی و تعاون، عزت، شخصیت، عدل و داد، سجاعت و مردانکی، اعتماد بنفس و خویشتن داری، عطوفت و مهربانی، متانت و وقار، دور اندیشی و آینده نگری، روحیه ستیز علیه ستمگر قیام برای گرفتن حتی محرومین، دفاع از حریم اسلام و قرآن و... در وجود او جوانه زده و متّجلی میگردد و رذائل دسته دسته از سرزمین وجود او خارج  ومحومیگردند و مصداق این آیه میشود که خداوند در سور والشمس بعد از قسم به خورشید، ماه، شب، روز، آسمان و بنای آن و نفس انسانی، آیه 9 میفرماید (قد افلح من زکاها).