) ( از کتاب شناخت)
4)شباهت ماشینی بدن: بطور کلی ترکیبات اندام انسان همانند یک ماشین است که دارای شاسی (اسکلت استخوانی) دارای موتور (قلب) دارای طایر (دو پا) دارای فرمان (دو دست) و دارای سایر لوازم مربوط است که هر کدام در جهت خاص خود کار میکند و هیچ یک از اجزا نمیتواند جایگزین دیگری باشند و به طوری مانند زنجیروار بهم پیوسته و مربوطند که عدم کارائی و یا نقص هرکدام روی یک قسمت و یا مجموع اثر منفی خواهد داشت و گاهی با ازکارافتادن یک جزء کل از کار خواهد افتاد اگر یک موئی رگ حساس مخ من باب مثال از کار بیفتد امکان دیوانه شدن فرد نزدیک است. البته این تشبیه است و تا حدودی دستگاه ماشین به انسان شباهت دارد و آن پیچیدگی که در وجود انسان وجود دارد واقعاً حیرت آورت و قبلاً گفتیم خداوند درباره این شاکاری قسم یاد کرده و به خود بارک الله میگوید.
مورد دوم: شناخت فیزیکی ترکیبات بدن:
ترکیبات فیزیکی بدن نیر دارای قستمهائی خواهد بود که به چند قسم معمولی و شناخته شده آن اشاره میکنیم که در وقت مناسب و احیاناً چاپ این کتاب باید نظریه های اطبا و در ضمن آیات قرآن و احادیث در این رابطه آورد شود تا کاملاً روشن گردد خداوند عالم در وجود انسان و یک جثه به ظاهر کوچک چه کرده است چشم دلها باز گردد و خداوند را با چشم دل کاملاً مشاهده کنند و دست از نافرمانی چنین خدای مهربانی و با عظمتی که همه چیز را برای بنده اش فراهم آورده دست برداشته و انسانی مؤمن و آگاه بدست گاه با عظمت خدا باشد.
1) عقل، فکر، شعور، ذهن و حافظه این چند قوه هر کدام جا و مکان خاصی دارند و کاری را انجام میدهند که ازعهده دیگری ساخته نیست چون اینها در طول یکدیگر روی یک چیز کار می میکند و هر کدام کاری خاصی انجام و بعد آن چیز در عهده و کار دیگری قرار میگیرد مانند مراحل کار خانه که مواد اولیه از هنگامی که وارد کارخانه میگردد تا زمانی که بسته بندی و آماده عرضه ببازار گردد مراحل زیادی را طی میکند و در هر مرحله گروه خاصی عمل خاصی روی آن انجام میدهند تا به مرحله آخر برسد. در اینجا علاوه بر این چند قوه قوای دیگر هم وجود دارد که مطرح کردن تمام آنها فعلاً امکان ندارد و همین اندازه اکتفا میشود که کار فکر جستحو و کار عقل بررسی خصوصیات مطلب و کار جمع آوری و نگهداری مطالب است باز اینجا مسائل پیچیده زیادی وجود دارد که کار مغز و رابطه این قوا با مغر و رابطه مجموعی و فردی اینها با سایر قو چگونه خواهد بود؟
2)ارواح موجود. در بدن انسان چند روح وجود دارد. روح نباتی که نباتات نیز ازآن بهره مندند. و روح بخاری و روح حیوانی که حیوانات از آن بهره مندند و روح انسانی که همه کار، بدن انسان است و قبلاً گفته شد که دیدن، چشیدن و... و کلاً آنچه انسان درک میکند بوسیله روح است که روح بوسیله آن آلات و ابزار خواسته ها و آنچه که لازمه انسان بودن و انسان زیستن است تأمین میکند. روح از خود خدا است. (و نفحت فیه من روحی فقعوا له ساجدین=حجر آیه 29) این روح در بدن مرکز خاصی ندارد و در همه جای بدن موجود است و اصلاً قابلاً دیدن نیست (و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی= سورهاسراءآیه85) در اینجا باید دانست که به روح جان هم گفته میشود. اما رابطه عقل و... با روح چگونه است درحال حاضر از درک آن عاجزم و منبعی هم در دست ندارم. که البته در کتاب مدیریت عقل که تاریخ 4/6/1390، نگاشته شده است.
3) حالات روانی انسان: حالات روانی انسان به قدری مهم و شگفت آور است که روانشناسان و جامعه شنان کتاب ها درباره آن نوشته و نظریه های گوناگونی داشته و دارند که واقعاً علم روانشناسی و جامعه شناسی و خود فعل و انفعالات انسان ها در این رابطه عجیب است. دراین رابطه نیز جاذبه ها، دافعه ها و... وجود دارند مهر و علاقه، عواطف دوستی و محبت جاذبه هائی هستند که ریشه و اصل آنها از وجود انسان سرچشمه میگیرند، بعض، کینه، عداوت ها دافعه هائی هستند که در جامعه دیده میشود و منشائ خاص خود دارند. دراینجا ما به چند مورد از اصول روان شناسی انسان اشاره میکنیم که در وقت مناسب در حد لازم باید تا حدودی شکافته شوند. انسان کنجکاو، گذشته گرار، تماشاگر، خود پسند، تجاوز گر، تفوق طلب، ریاست طلب و... است اما مسئله اینجا است که رابطه اینها با سایر قوا من جمله عقل و فکر چیست آیا زیر بنای اینها عقل است یا فکر یا هر دو؟ و در این صورت ارتباط و اثر پذیری آنها از روح چیست؟ و رابطه اینها با غرایز انسانی چیست؟ و کدام اصل و کدام فرع می باشند که هر کدام نیاز به نگارش کتابی خاص خود را دارد.