(از کتاب شناخت)
2) مزیتها و خلافت انسان: علاوه بر مزیتها و مسئولیت های انسان که در گذشته عنوان شد و کاملاً در ابعاد معنوی انسان را ازحیوانات جدا می سازد، همین که خداوند انسان را خلیفه خود قرار میدهد اگرخواص معنوی و ارزشی نداشت خداوند او را خلیفه خود قرار نمیداد چون خلافت خدا صرفاً در معنویات و اصلاً ادیات در وجود و افعال خداوند راه ندارد نغوذ بالله خداوند خورد خواب نداد که در این جهت نیاز به خلافت داشته و اصلاً خورد وخواب و مانند آن حتی در بین انسان ها چیزی نیست که خلافت بردار باشد و بشود آن را بکسی دیگر واگذار کرد بنابراین خلافت بنده در معنویات است بنده در رحم، مروت، عدالت، ستیز علیه ستمگر و... خلیفه خدا است که همه اینها از معنویات و برای کسب دیگر ارزشها وقیام علیه پستی ها می باشد.
3) عقل، رسالت و امامت: یکی از دلائل مهم این است که به انسان عقل داده شد که خور و خواب نیازی به عقل ندارد همان طور که حیوانات عقل ندارند و مانند انسان خور و خواب و مانند آن را دارند و از طرف دیگر عقل که یک حجت درونی و وسیله ای است برای تشخصی بدی ها و خوبی ها در کسب معنویات در کنارآن خداوند رسالت و امامت را نیز مقرر داشته است برای اینکه انسان را برای کسب معنویات در راه درست و شایسته سوق دهند و اگر برای کسب معنویات نبود خوردن و آشامیدن دیگر احتیاج به رسالت و امامت نداشت همان طور که حیوانات احتیاج به رسالت و امامت ندارند و به بهترین وجه زندگی میکنند و کلاً انسان اگر برای کسب معنویت نبود هیچ احتیاجی به زندگی اجتماعی و تجملات نداشت موجودی میشد مانند میمونها و در جزیره ها زندگی میکرد و دیگر زندگی اجتماعی که باعث این همه خون ریزی و جنایت شود، اگر برای کسب معویت نبود خداوند او را آزاد نمی گذارد و فکر و نیروی ساختن سلاح و... به او نمیداد که با استفاده از آزادی و... دنیا را مانند هیتلرها به خاک و خون بکشد بلکه آن را مانند حیوانات محدود میکرد و وسیله مانند شاخ و چنگال بعنوان وسیله دفاعی همراه آنها قرار میداد. امروز حیوان هر چند شرور باشد برای از بین بردن انسان و یا هم نوع خود یک شاخ و یا چنگال بیش ندارد و نمی تواند مانند آمریکا بمب اتمی بسازد که در یک آن دو شهر ژاپن هیروشیما و ناکازاکی بمباران و 140 هزار نفر را نابود سازد. در واقع اگر منظوری دیگر در کار نبود خلقت انسان با این آزادی و توانائی بر ساخت سلاح و مانند کاری عبس و بیهوده بود و حال انکه عبس و بیهوده نیست و (تبارک الله احسن الخالقین) و (لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم) و (و نفحت فیه من روحی فقعوا له ساجدین) گویای همان موجودیت و خصوصیات معنوی و معنویت گرائی انسان است و اصلاً با عقل جور نیست که برای یک موجود که برای خور و خواب خلق شده این اوصاف باشد و اگر اینطور بود باید برای حیوانات هم مانند آن مسائلی که برای انسان هست برای آنها هم باشد. البته این بحث مفصل، پیچیده و عمیق...است.
4)ارزش گرایی در نگاه انسان: همانطور که قبلاً اشاره شد علاوه بر اینکه اجزا و اعضاء ترکیبات شیمی بدن انسان برای کسب ارزش ها و مناسب با آن طراحی و ساخته شده انسان از نظر روانی و فیزیکی دارای خصوصیاتی است که این خصوصیات فقط به خاطر کسب معنویات است که حیوانات از آن چه گفته شد کاملاً بی بهره اند و روح و جسم آنها به طور کلی غیر از روح و جسم انسان است یعنی ترکیبات شیمی و فیزیکی بدن آنها فقط خاص همان کارهائی است که مربوط به خود آنها است. صرف نظر از اینکه اسلام گفته باشد که خلقت انسان برای کسب معنویات است، حرکات، خواسته و... خود انسان که حتی ممکن است منکر خدا باشد نشان میدهد که انسان برای کسب معنویت، شخصیت، عزت، محبوبیت دوست داشتن و دوست شدن خلق شده و جهان بینی انسان ها نشان میدهد که عقل، فکر، اندیشه و هم و غم انسان بعنوان اصل زندگی محور کسب شخصیت، تفوق طلبی، خود خواهی، ارزش گرائی دور میزند و برای خور و خواب به عنوان یک فرد وقتی انسان احساس گرسنگی و... می کند دنبال آن میرود و اگر برای جمع مال و مانند آن حرص میخورد باز در پی کسب شخصیت از این طریق است نه برای دفع گرسنگی و... انسان وقتی سیر بشود دیگر یادش به غذا نیست اما در کسب معنویات هیچ وقت آنها را فراموش نکرده و سیر نمیشود و حتی شب خواب می بیند رئیس و... شده در میدان مسابقه برنده شده و یا شکست خورده است. اینکه فرد در میدان مسابقه والیبال، فوتبال، دو میدانی، اسب سواری، اکسی بازی، کوه نرودی و... تا سر حد جان پیش میرود و اینکه فرد برای رسیدن به ریاست گاهی تا سر حد جان و یا قربان نمودن جان ها میکوشد باور کن یک صدم همه جنبه اقتصادی و مادی در نظر طرف نباشد آن کسی که در میدان نبرد با عشق به شهادت جان خود را میدهد اصلاً در فکر مادیات نیست در جنگی که سال 1369 به وسیله عراق بر ایران تحمیل گردید در عملیات شهر بستان وقتی نیروها به میدان مین میرسند چون وقت فرمانده میگوید کسی حاضر است داوطلبانه روی مین رفته معبر را باز کنند؟ که عده ای میروند و معبر را باز میکنند که پدر یکی از همین شهدا که اهل مسجد سلیمان بود. با اخوی بنده قم آمده بود و اخوی گفت: این پدر یکی از همان رزمندگان است که داوطلبانه روی مین رفته است!؟
در اینجا باید پرسید این جوان با آن همه آرزوی جوانی و با آن عشق وعلاقه ای که به والدین و حیات دنیا دارد برای چه تمام هستی خود را میدهد آیا برای مادیات؟ خیر باور کن اگر تمام دنیا طلا باشد آن را به کسی بدهند و بگویند شما حاضر شوید سر شما را از بدن جدا کنیم اصلاً حاضر نیست چون بعد از مرگ یک ذره نمیتواند ازآن همه طلا استفاده کند پس برای معنویت است که هستی خود را حاضر است بدهد برای ارزش و شخصیت است نه مادیات.
5) ارزش در نگاه تاریخ: وقتی تاریخ را مورد دقت قرار دهیم حتی در فرهنگ های غیر الهی دیده نشده که در باره یک آدم عیاشی، خوش گذران و چاق و هیکل مند کتاب نوشته شده باشد و یا ازاو تعریف کرده باشند بلکه در موارد زیادی آنها را سرزنش کرده اند که برای بهبود جامعه و مانند آن کاری نکرده و همه اش بفکر خور و خواب بوده اند که اسلام این گونه افراد را سر با و کل بر جامعه میداند و سرزنش میکند اما از طرف دیگر نه تنها اسلام بلکه هر مکتبی از هنرمندان، دانشمندان و علما تقدیر و تعریف کرده و میکنند مسلمانان درباره مؤمنین و اولیاء و انبیاء(ع) تعریفها نموده و کتابها نوشته اند و آنها را در هرکاری الگوی خود قرار داده و از تجربیات آنها بهره میگیرند، نام بلال حبشی سیاه پوست در تاریخ به ینکی برده میشود و برعکس نام یزید و مانند او ببدی برده می گردد و حال آنکه قیافه و زیبائی یزید با بلال قابل مقایسه نیست. به هر صورت این است که خداوند میفرماید (و ما خلفت الجن و الانس الا لیعبدون= آیه56سوره ذاریات) یعنی خلافت منحصراً برای عبادت و عبادت برای کسب معنویت است و در جای دیگر میفرماید: (الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملاً آیه2سوره ملک)
کالای دنیا در نگاه هدف: اصولاً هر موجودی برای ادامه حیات نیاز به غذا، آب، مکان و مانند آن را دارد برای ادامه حیات. چون کسب معنویات بدون ادامه حیات و دیگر لوازم مادی دیگر امکان پذیر نیست لذا کالای دنیا کلاً برای ادامه حیات است غذا وآب برای بدست آوردن نیروی بدنی، لباس و مسکن برای جلوگیری از سرما و گرما و... و دیگر لوازم بخاطر نیازها در رابطه با ادامه حیات. در واقع دنیا و کالای دنیا وسیله ادامه حیات و در مواردی به عنوان ابزاری هستند برای ساختن چیز مورد نظر. در واقع کالای دنیا تنها ابزار است وبس.