خودشناسی در نگاه خداشناسی  ( از کتاب شناخ)   

درگذشته گفتیم که خداشناسی مورد بحث این خداشناسی ثانویه، به طور تفصیلی، عمیق و در حد یقین و کمال خداشناسی و در واقع از خود شناسی به خدا شناسی پی بردن از معلول به علت پی بردن است که این معیاراز علت به معلول پی بردن در تمام مراحل خداشناسی از اول تا نهایت ادامه دارد انسان یکی از معلولین  و آیات عجیب خداست که ازآن انسان به عظمت خدا پی میبرد و شک و تردید از سر زمین وجودش خارج میگردد. دراینجا مواردی را دراین رابطه عنوان میکنیم تا روشن شود چگونه خودشناسی موجب خداشناسی میگردد به طوری گه دیگر تردیدی باقی نماند.

1) انسان از قطره منی: وقتی انسان کمی دقت کند که خداوند از یک قطره منی ناچیر یک چنین موجود عجیبی خلق نموده انسان را متوجه قدرت، علم و عظمت الهی میسازد. فرد منکر خدا همین را علت ایمان آوردن به خدا و گرایش به اسلام ذکر میکند که چه قدرت توانائی این موجود را از یک قطره آب منی خلق کرده و در واقع من چه بوده ام و چه شده ام تنها مطالعه در مغز سر انسان، انسان را مات و مبهوت میگرداند. این درست همان از معلو به علت پی بردن است کسی که واقعاً چنین فکر کند درصدد بر می این خدا را هر چه بهتر و بیشتر بشناسد و به او نزدیک شود مانند فرد با عظمتی که به ما احسان کرده باشد سعی میکنیم بیشتر او را بشناسیم، بیشتر با او رفت و آمد داشته، از او تقدیر و تشکر کنیم، اگرامری دارد انجام دهیم، بدانیم چه کاری خلاف میل اوست آن را ترک کنیم، حتی دیگران را درآن کارها منع کنیم و... و این است که از خودشناسی به خداشناسی میرسیم.

2) شناخت موقعیت: وقتی انسان بداند چه مزیتهائی بر حیوان دارد، خدا همه چیز را به خاطر او خلق کرده، طبق آیه70سوره اسراء، گل سر سبد همه موجودات است، خداوند او را خلیفه خود قرار داده و امانت را به به او سپرده، مورد سجود ملائکه بوده وخدا شیطان را به خاطر او درگاه رانده نموده و از طرف دیگر چند مسئولیت بر عهد او قرار گرفته، با خدا هم پیمان است، خداوند در خلقت او بخود درود فرستاده، درباره ساخت بدن او قسم خورده که در بهترین صورت و تقویم او را خلق کرده انبیاء و اولیاء(ع) را به خاطر هدایت او فرستاده، قرآن کلام خود را قانون  زندگی ... و انواع و اقسام نعم را دراختیار او قرار داده، او را مختار خلق کرده تا خوب را از بد شناخته وخوبی ها را انتخاب نموده تا انسان را متوجه خود سازد.

3) آگاهی بر هدف از اعضاء مرکبه بدن: وقتی انسان بداند خداوند عقل، فکر، اراده، زبان، چشم، گوش، دست، پا و... داده که در راه درست بکار گرفته شود و اصلاً ساخته این ها برای کارهای درست و سیر طبیعی آن ها می باشد، و خداوند آنها را با چه وضع خاصی در کنار هم قرار داده و کارآنها در رابطه با یکدیگر چقدر مهم و واقعاً دل آرا است هیچ وقت آنها را در راه غیر صحیح بکار نمیگیرد چون واقعاً با چشم دل خدا را دراین ساختمان جزء جزء بدن مشاهده کرده و یافته که اگر تمام انسان ها با این علم پیشرفته جمع شوند امکان اینکه حتی یک جزء از بدن انسان و یا یک حشره کوچک را بسازند و به قول خداوند انسان از خلقت یک مگش هم عاجر است (...ان یخلق ذباباً...=حج آیه 73) از یکطرف انسان را متوجه این امر میسازد که هیچ عضو بدن را در راه نادرست بکار نگیرد که همین امر باعث میگردد گرد گناه و کار نادرست نرود اینجا است که رابطه انسان با مادیات درحد معمول قطع و رابطه او با معنویت و خداوند برقرار میگردد و علاوه بر شناخت رفته رفته وجود او با وجود خدا یکی میگردد و نور خدا در وجود انسان جلوه گر میشود و از طرف دیگر عظمت خداوند و قدرت او درساخت جزئیات بدن انسان باعث شناخت انسان درعلم، قدرت و... خداوندی میگردد و از این مسیر به  عظمت خداشناسی رسیده است. که البته بیان این راه های خود شناسی... مفصل است.

4) هدف ازخلقت درنگاه نباز بشر: پی بردن به عظمت کارایی اشیاء موجب شناخت در اشیاء میگردد وقتی انسان ارزش، شخصیت، اهمیت و عظمت بی نظیر خود را درک کند خواهد دانست که همه موجود دات را خداوند به خاطر انسان خلق نموده که بطور مستقیم و غیر مستقیم تأمین کننده نیازهای انسانند . اینجا است که بشر در می یابد که حتی خلقت ویروس ها بدون جهت نیست(دخان آیه 38) و با چشم احترام و قداست به اشیا مینگردد و همین باعث میگردد آنها را در راهی بکار گیرد که متناسب با آنها است و در راهی که خدا خواسته از آنها استفاده میکند و اصلاً آنها را در راه غیر صحیح بکار نمیگرد و از طرف دیگر وقتی در خلقت عجیب جمادات، نباتات، پرندگان، حشرات و... و خصوصیات و مهارتهائی که درخلقت آنها بکار رفته می نگرد در واقع خدا را تمام صفات افعالیش با چشم دل درذره ذره این موجودات مشاهده می کند. از ریشه یک درخت گرفته و مطالعه میکند تا به آن برگه درخت میرسد که خود یک ریشه دارد که به شعبانی تقسیم میشود!؟ عصمت و قدرت خدا را در برگ یک درخت کاملاً درک میکند. و حلاصه خود شناسی او را بدان وادی کشیده تا در موجودات عالم با چشم واقع بینی خود مطالعه کند یکی از عوامل مهم گرایش عرفا بخدا همین مطالعه در حلفت عجیب، زیبا، دل آرا، تماشائی اشیا بوده است و این است که معصوم(ع). میفرماید: (من عرف قدر نفسه فقد عرف قدر کل شیء): نتنها قدراشیاء را شناخته بلکه قدر خدا را میشاسد وقتی انسان بداند یک برادر داشمند دارد و هر کاری از او ساخته است قدر او را میداند، برای او ارزش، احترام قائل است وجود او را عزیز میداند، برای حفظ وجود او میکوشد، سلامت، طول عمر و کمال بیشتر او را از خدا در خواست میکند. در وقت لازم همه چیز خود را در اختیار او میگذارد، هر جا و در مقابل هر کس باشد از حریم موقعیت و منافع او صادقانه دفاع میکند، و همین است که انباء و اولیاء(ع) حتی جان خود را در راه خدا و دفاع از دین خدا میدهند. خلافتی را که خداوند به آنها داده بطور شایسته انجام میدهند و برآن افتخار دارند. البته ما نمیتوانیم خودمان را آنطور بشناسیم که هستیم تا خدا را آنطور بشناسیم که هست حتی داشمندان بعد از سالها مطالعه روی انسان با صراحت اعتراف میکنند که از شناخت انسان عاجزند و درکتابهای خود می نویسند (انسان ناشناخته) مزیتها و امتیازات انسان الحجر آیه 26-30 بقره 30. یس 60 التین 4: احزاب 73: الاسرا، 73 مؤمنون 14: لقمان 20: الکهف 46