مورد سوم مزیتها و مسئولیتهای انسان: ( از کتاب شناخت)
که هر دوی آن باز به عظمت خلقت انسان باز میگرد. این قسم محور انسانیت انسان دور میزند و تا حدودی رابطه بنده با خدا و رابطه انسان با حیوان و مرز و حدود آن را روشن میگرداند که بطور خلاصه به مواردی از آن اشاره میگردد.
مزیتهای انسان برحیوان: قبل از هر چیز باید دانست انسان از نظر جسم با کل موجودات و از نظر رشد و با کل نباتات و حیوانات و از نظر خورد، خواب، شهوت، غضب و مانند آن با حیوانات شریک است و انسان از نظر جسمی اکمل و از نظر روحی و معنوی اشرف مخلوقات است و حتی از ملائکه بالا تر است و هم تائی ندارد. به شرط اینکه در بعد انسانی رشد کند نه در بعد حیوانی و اما مزیتهای انسانی که او را از حیوانات جدا نموده و برتری او را روشن میکند از قرار زیر است.
1) اشرف مخلوقات: یکی از مزیتهای مهم انسان بر کل موجودات این است که علاوه بر سایر امتیازات انسان خداوند عالم وجود انسان را به خاطر خودش خلق نموده و حیات و توان بخشیده اما سایر مخلوقات و حتی ملائکه را بخاطر تمام نیازهای مادی و معنوی انسان خلق نموده و اکثرآنها هیچ استقلالی ندارند و فقط بخاطر انسان خلق شده واین بزرگترین ارزش و مزیت برای انسان است که خداوند برای این مهمان عزیز خود نهایت امکانات و تشریفات و... را فراهم آورده در واقع در همین بعد اگر انسان واقعاً خود را بشناسد کاملاً خدای خویش را شناخته است که چقدر برای این مهمان و بنده عزیز خود، احترام، ارزش و... قائل است!؟
2) عقل، شعور و...: یکی دیگراز امتیازات و برتری انسان بر حیوانات از یکطرف عقل و... انسان را از حیوان جدا میسازد و از طرف دیگر برتری انسان برحیوان را میرساند انسان چون دارای عقل و شعور است بهترین استفاده و لذت را از نعم الهی می برد اما حیوان از آن محروم است حیوان مشت کاهی و در طویله کثیف و تاریک ولی انسان بهترین، بهترین اطاق و... انسان هم عقل و شعور دارد و آزاد است اما حیوان نه عقل دارد و نه شعور و نه آزاد است انسان در بعد مادی و معنوی میتواند بکمال برسد اما حیوان نه چون آزاد نیست چون هدف از خلقت حیوان با انسان دو امر جاید از همند که قبلاً اشاره شد ومفصل است.
(مزیتهای انسان دفتر 26 ص 105)
3) تکلیف: علاوه بر اینکه یکی از مسئولیت های سنگین انسان است یکی از مزیتهای انسان نیز به شمار می آید،چون حیوان قابلیت تکلیف را ندارد و این قابلیت برای انسان است که خداوند تکلیف و امر مهم را به او واگذار کند. اصولاً در بین انسان ها کارهای مهم به شخصیت های مهم وبا تجربه... سپرده میشود اینکه خداوند در سوره احزاب آیه 72میفرماید (فحملها الانسان و کان ظلوماً جهولاً) معنا این است که آنها لیاقت امانت را نداشتند نه اینکه داشتند اما سرباز زدند و این امر مهم برای انسان واقعاً ارزشمند است که خداوند او را به امانتداری انتخاب کرده و او را مورد اعتماد و عنایت خود برای حفظ این امانت قرار داده است.
4) خلیفه خدا: یکی از مزیتهای بسیار مهم انسان خلافت او از جانب خداست در بین انسان ها هر چند عمل فرد درست نباشد اما وقتی میخواهد کسی را نایب خود قرار دهد سعی میکند آدم درستی را انتخاب کند با این حال خداوند که ازهر عیب و نقصی منزه است مسلم بهترین موجود را برای خلافت خود انتخاب میکند چون حصوصیات، کارائی و شخصیت او را کاملاً می شناسد و میداند که کار خلافت از او برخواسته او را انتخاب میکند و واقعاً اگر انسان روی همین جهت فکر کند که چقدر عالی، با ارزش، عزیز و مهم است که خداوند او را به خلافت برگزیده علاوه بر اینکه خدای خویش را کاملاً خواهد شناخت و دراجرای امر او کوتاهی نمی کند هیچ وقت این شخصیت با ارزش خود را با چیزی که به زیان دنیا و آخرت او باشد مبادله نمی کند. ولی چرا...!؟
5)مسجود ملائکه: بودن بشر یکی از مزیتهای انسان است. بعد ازآنکه خداوند مسجود بندگان است انسان مسجود ملائکه است لذا انسان آنقدر مقدس است که طبق آیه 30سوره حجر، باید همه ملائکه بیک موجود خاکی سجده کنند و شیطان که یک ملک مقرب است به خاطر تمرد از سجده بر انسان با آن همه قرب بخدا از درگاه خدا رانده میگردد شیطان گفت: من از نورم و انسان از خاک= اعراف آیه12تا...: چون برتر بر پائین تر ازخود سجده میکند؟ این حرف را دیگر ملائکه میتوانستند بزنند اما مقام انسان خاکی بقدی عالی است که ملائکه باید به او سجده کنند و اگر نکنند سخت تنبیه خواهند شد. واقعاً کسانی که جسم خاکی به نا فرمانی خدا وا می دارن وآدم ها می کشند... قیامت چه جوابی دارند!؟، چه جوابی دارند؟!و...!؟
مورد چهارم مسئولیت های انسان
اصولاً در هر چیزی که انسان مورد سؤال و مؤاخذه قرار میگیرد از مسئولیتهای انسان به شمار خواهند آمد که اصل و ریشه همه آنها چهار چیز میتواند باشد و نیز این نکته قابل ذکر است آنچه از مسئولیت های انسان شمرده میشود دال بر مزیت و برتری انسان از حیوانات و سایر موجودات است.
1) خلیفه خدا در زمین: خلافت خدا بدان معنا است که فرد از هر نظر آن طور باشد که خدا خواسته و سیر طبیعت و نظام خلقت برآن موازین شالوده ریزی شده و در جریان است در جامعه در هر کار کسی که خلیفه و نایب انتخاب میکنند هرچه کار و خود آن شخص مهم تر باشد مسئولیت خلافت و نیابت نیز به همان اندازه مهم خواهد بود و روی همین جهت است که حضرت رسول(ص) میفرمایند (شیبتنی سوره هود) چون خداوند خطاب به حضرت رسول میفرماید (و استقم کما امرت=هودآیه112) یعنی تمام حرکات و سکنات تو باید درامر خلافت خدا طوری باشد که مأمور شده ای و این واقعاً یک مسئولیت بسیار مهم است آنهم برای فرد معصوم که با دلیل، برهان، اجتهاد و... میخواهد آن طور عمل کند که طبق اوامر الهی باشد آنهم با آن همه جهل، فراموشی، خواسته ها نفسانی و شهوانی و... که لحظه ای دست از سر انسان بر نمیدارند و تاکنون بسیاری از انسانها را در گرداب دریای مواج و عمیق خود غرق کرده اند. قابل ذکر است که معنی واقعی خلافت این است که هر انسانی در حد امکان مسئولیت دیگران و اسلام را برعهده دارد یعنی رسالت نام دارد دراجرای دستورات خدا برای خود و دیگران. تنها همین چند سطر کتابی قطور می شود که ما از آن بی خبریم!؟
2) تقبل تکلیف درنگاه انسان: که شامل اعمالی میشود که اصولاً مربوط به خود شخص مسئولیتی است که تمام کارهای اعتقادی، عبادی، نیکوکاری، فردی واجتماعی... مورد سؤال واقع میشود آنها را برای چه، طبق چه ملاک و معیاری و... انجام داده، نعم الهی را درچه راهی صرف کرده چرا بکارهای ناپسند دست زده، در خدمت به جامعه... چه کرده وچگونه....، اما حیوان این تکلیف و مسئولیت را ندارد چون انجام کارهای شایسته و با ارزش آنطورکه انسان قادر بر انجام آنها است برای حیوانات مقدور نیست و بقول معروف باید کار را به اهل و استاد فن آن واگذار کرد. و اینکه انسان با شدت مورد سؤال واقع میگردد بدان جهت است که خداوند تمام امکانات لازم را برای انجام شایسته ترین تکلیف در اختیار انسان قرار داده و حال آنکه در اختیار حیوان قرار نداده است.
(مسئولیت انسان و...= کتاب: انسان و مقتضیات زمان= شهید مطهری ص 22 و 19 و 20)
3)پیمان بشر با خدا: انسان در ازل با خدای خویش پیمان بسته که از رهبران الهی پی روی نموده و از فرمان آنها سرپیچی نکند= یس آیه60، البته در همان قبول خلافت و تکلیف نیز با خدا پیمان بسته است اما در اینجا که عهد و پیمان از اهمیت بیشتری برخورداراست عهد و پیمان رسماً انجام گرفته و خداوند با بنده خویش پیمان بسته که تابع دستورت انبیاء و اولیاء (ع) باشند و بدان جهت، این مسئولیت بسیار مهم است که اگر بنده خدا به فرمان انبیاء و اولیاء گردن نهد و طبق دستورات آنها عمل کند بقیه کارها درست و هیچ مشکل غیر عادی برای جامعه بشری پیش نخواهد آمد چون با مطالعه تاریخ و جامعه هر عصری خواهیم دید که مشکل اصلی انسان همین جا است، اگر انسان ها به عهد خود عمل میکردند امروز سراسر جهان یک حکومت بیش نبود و تمام امور فردی و اجتماعی طبق یک ملاک و معیار الهی انجام میگرفت امروز این همه کشت و کشتار برای کسب قدرت، تشکیل مکتب و... انجام نمی گرفت واین عین شکستن عهد با خداست!؟
4) از شیطان پی روی نکردن: نیز از موردی است که خدا با بندگان خود در ازل پیمان بسته که از شیطان پن نکرده و او را بپرستند. در صورتی که خداوند رسول و امام(ع) برای هدایت بشر فرستاده و بهانه ای ندارد و از طرف دیگر همه چیز را در اختیار او قرار داده که دستورات او را عمل کند در این صورت اگر از شیطان پی روی کند شدیداً مورد سؤال قرار گرفته و باید همه را جواب دهد. در واقع اگر انسان کاملاً خود را شناخته باشد و بداند که در ازل با خدا پیمان مسئولیت سنگین که دارد این است که باید از گرایش به شیطان و خط شیطان های انسی کاملاً دوری کند و کلاً ترک و دوری از کارهای بد از انجام کارهای نیک مهم تر است چون اگر بدی ها را ترک کند قهراً کار خوب انجام خواهد داد اما اگر کارهای بد را مرتکب شود و کار نیک هم انجام بدهد هیچ نتیجه ای ندارد کارهای نادرست اعمال درست او را حبط میکند و برعکس اگر کارهای بد را ترک کند قهراً بکارهای نیک سوق داده خواهد شد. که آیات وبوایات زیادی دال برآن ومفصل است. -