کلیات شناخت رسالت و امامت ( از کتاب شناخت)
به طور کلی 124 هزار پیامبر و 12، امام از رهبران الهی هستند از میان پیامبران 313 نفر مرسل بوده که کلاسهای متوسطه دبیرستان را آموزش داده اند و ما قبل آنها که پیامبران غیر مرسل بوده اند کلاسهای دبستانی را تدریس می کرده اند و پیامبران اولوالعزم (مانند نوح، ابراهیم، موسی و عیسی) کلاسهای دانشگاهی را و محمد (ص) خاتم پیامبران نهائی ترین کلاس دانشگاهی دکترا را آموزش داده است و به بعبارت دیگر کارهای همه انها مقدمه ای بوده برای اینکه خاتم پیامبران در عصر خود اسلام را شالوده ریزی کند در واقع پیامبران قبل از خاتم وسایل و لوازم ساختمان را فراهم کردند و رسول اکرم (ص) مهندس اسلام با یک طرح جالب اسلام را برای همیشه بنا کرد و نگهداری و بهره برداری از ساختمان را بدست ائمه طاهرین می سپارد و بعبارت دیگر انبیاء زمینه و لوازم قانون گذاری را فراهم میکنند و خاتم پیامبران قانون را تدوین میکند و ائمه طاهرین مجری قانون می باشند.
1)نزول وحی: پیامبران مرسل برای آنها وحی میشده و با واسطه بیشتری از خدا دستور میگرفته اند و پیامبران اولوالعزم (مانند ابراهیم، نوح، موسی و عیسی) با واسطه کمتری و گاهی بطور مستقیم راهنمائی میشده اند و حضرت رسول بلا واسطه با خدا و جبرئیل ارتباط دارد اما جبرئیل برای هیچ یک از پیامبران و امامان پیام نیاورده است امامان هر دستوری را که پیامبر داده عمل میکنند و وحی برای آنها نازل نمی گردد جز اینکه علم لندی داشته و از کارهای در غیب آگاهی دارند و مهری دارند که دستورات لازم اجرائی هر روز روی آن منعکس و عملی میگردد.
2)لزوم شناخت و آثار مثبت شناخت اسلام: قبل از هر چیز ذکر چند نکته لازم است اول اینکه اسلام برای تمام انسان ها آمده و در این جهت اصلاً مرزی وجود ندارد و ما باید توجه داشته باشیم آنچه از افراد، اقوام و... از اسلام دورند همه بر اثر عدم شناخت از اسلام است که اگر این مانع وجود نداشت همه در یک خط واحد اسلام گرا می بودند و ما هر فکری داریم باید در جهت معرفی اسلام نه اسلام گفتن بلکه عملی و نه اسلامی فقط آخرتی بلکه اسلام اول دنیائی (آن هم عملی) و بعد آخرتی. دوم اینکه دنیا و مادیات خواه و ناخواه انسان را میگیرد باین معنی که دنیا بما رو آورده و می آید اما اسلام گریزان و پشت کننده و دارد میرود باید آن را بگیریم یعنی آن را بشناسد و چیزی نیست که قهراً اسلام خواه و ناخواه شناخته شود. و سوم اینکه بحث ما درباره لزوم و اثرات مثبت و منفی شناخت است برای ایجاد زمینه فکری و انگیزه در کسب شناخت.
3)لزوم شناخت اسلام: قبل از هر چیز باید دانست لزوم شناخت در یک صورت این است که فرد از کفر دست برداشته و به اسلام معتقد شود و والدین مسلمان اسلام را برای فرزند تازه تکلیف خود تشریح کنند که این را شناخته اولیه میگویند و در صورت دیگر اینکه بعد از شناخت اولیه فرد بداند شناخت اصول و فروع و معیار و ملاکهای اسلام چه نتیجه ای دارد و واقعاً در حد یقین اسلام و لوازم آن را بشناسد و بداند که مراد اصلی کتاب همین است که ما باید واقعاً دریابیم اسلام چه لزومی دارد و به عبارت دیگر چه نقشی در تمام امور مادی و معنوی زندگی دارد، ما لزوم شناخت را در چند مورد عنوان میداریم.
1) اسلام وحدت گرا: از یکطرف میدانیم که جهان دارد در آتش تفرقه، رو درروئی، اختلاف، تجاوز، طبقات عقیدتی، فرهنگی و... میسوزد و هرکس به فکر کسب غرایز شخصی خود می باشد و از طرف دیگر میدانیم آمدن اسلام برای وحدت بوده و اسلام در این جهت مرز و حدی قائل نیست و علاوه بر اینکه میخواهد زمینه فکری وحدت را برای امنیت روانی در بین انسان ها بوجود آورد. جداً درصدد است همه در یک خط واحد بطرف یک مرکز واحد، قانون واحد، مرام واحد، فکر واحد، قیام و قعود واحد بپیش بروند و اصلاً طرح و شالوده خلقت همین است و خداوند ضرورتاً مایل است همه در یک خط فکری، ایمانی، اخلاقی، اجتماعی و... گام بردارند با این حال اسلام که واقعاً اجرای دستوراتش قهراً وحدت بخش است شناخت آن چه شناخت ابتدائی و چه شناخت ثانوی باشد لازم و ضروری است چون اگر در همین بعد به اسلام و دستورات آن عمل میشد این همه فلاکت و موانع امروز در پیش پای جامعه بشری نبود منشاء دیگر مشکلات جهان از همین تفرقه، مکاتب، فرقه ها، طبقات و... ناشی میگردد همین مطلب را اگر کمی باز و به تحلیل آن بپردازیم خواهیم دید همین تفرقه چقدر مشکل زا است. آنطرف قضیه را باز و تحلیل کنیم خواهیم دید وحدت تا چه حد اصلاح زا است و همین وحدت چه آثار مثبت و چه نقشی بزرگی در زندگی مادی، سلامت روانی و... انسان خواهد داشت.
2) اسلام صلح گرایِ خشونت گریز: در اینجا جنگ و درگیری از اول زندگی بشر رو به تمدن تاکنون چه ضایعات مالی، جانی، اخلاقی، امنیتی، اجتماعی و... بوجود آورد هیچ تردیدی نیست و در حال حاضر یک سوم بودجه جهان صرف تولید سلاح، جنگی و دیگر مسائل جنبی آن میگردد. در سال 2 تریلیون و 373 میلیارد دلار اسلحه در جهان خرید و فروش دارد و از طرف دیگر میدانیم که تمام این جنگ ها به جهت کشورکشائی و دست یابی به قدرت و ریاست است که تمام آنچه موجب ایجاد جنگ و درگیری میشود با هیچ ملاک و معیار اسلامی سازگار نیست و وقتی به اسلام می نگریم در می یابیم که ملاک و معیارهائی اسلام دارد برای اصلاح جامعه و یک زندگی مسالمت آمیز و در کنار هم معیار هائی دارد که به طور کلی جنگ و خون ریزی را نفی میکند و کمی اگر دقت کنیم خواهیم دید که جنگ های اسلام به علاوه بر اینکه تحمیل به اسلام شده به زیاین خاطر بوده که ریشه فساد و فساد و جنگ افروزر را بخشکاند و نیز در می یابیم که اگر اسلام را به حال خودش می گذاشتند و سد راه او نمیشدند تا جهان را به راه سعادت هدایت کند اصلاً دست بجنگ نمیزد. و اصلاً همین جنگ هائی که بر اسلام تحمیل شده و میشود بر اثر همان عدم شناخت در اسلام است که اینها حاضر نبودند چیزی را به عنوان اسلام بشناسند. کلاً اسلام آمد که جنگ و برادر کشی را ریشه کن کند حضرت رسول برای اصلاح قومی و در قومی مبعوث به رسالت میگردد که برادر کشی میکنند و در دفعه اول آنها را از برادر کشی و جنگ منع کند همین مسئله باعث میشود در مدت عمر پیامبر (ص) 80 درگیری نظامی را پشت سر بگذارد برای اینکه خواسته ریشه برادرکشی و جنگ را بر کند.
به هر صورت چون جنگ و... بر اثر عدم شناخت اسلام است و اگر فرهنگ اسلام بر جهان حاکم بود جنگی واقع نمیشود شناخت اسلام ضروری ترین مسئله زندگی بشراست و همین اسلام بود که سرانجام جنگ و برادرکشی را در میان مردم جاهلی برداشت، دو طایفه اوس خزج را که سالها دستشان بخون یک دیگر آلوده بود پیامبر میان اشان را اصلاح کرد و دست از برادر کشی برداشتند. اگر واقعاً ما اسلام را بشناسیم تمام کارهای خود را طبق دستورات اسلام انجام داده و اصلاح میکنیم و اسلام دستوراتش طوری مناسب و در خور حل مشکلات است که اگر درست به کار گرفته شود اصلاً حتی کسی با کسی نگرانی هم نخواهد داشت تا چه رسد جنگ و برادرکشی. منشاء جنگهای در سطح جهان، محلی و حتی خانوادگی این است که هرکس با فکر و نظر خود میخواهد کارها را درست کند و حرف خود را بر کرسی مراد بنشاسد و لذا خواهیم دید هر اسلام حکومت کمتری دارد جنگ و درگیری بیشتر هر جا حکومت دارد جنگ و درگیری کمتر است.بشر اگر بخواهد جنگ و نزاع خانوادگی نداشته باشد راه حلش این است که در تمام امور زندگی، مدیریت، تربیت و... طبق معیارهای اسلامی عمل کند و همین که اکثراً عمل نمی کنند و مشکلات خانوادگی در مدیریت و... زیاد است دلیل بر این است که شناخت در اسلام ناقص است آقا طبیب را چون میشناسد حتی برای یک درد جزئی پیش او میرود اما چون اسلام را نمی شناسد برای معالجه دردهای بزرگ حتی پیش اسلام نمیرود.
3)اسلام ضد فحشا و منکرات: در این امر که اسلام شدیداً علیه گسترش فحشا و منکرات مبارزه میکند حتی دشمنان اسلام خلافی ندارند و قائل هستند که اسلام با فحشا و منکرات مبارزه کرده و در ضد نابود آن است البته بسیاری از منحرفین فحشا و منکراتی را لازمه زندگی دانسته و آنها که نمی دانند مانند مسئله لواط که جزء قانون اساسی انگلیس است اما این را میدانند که اسلام شدیداً با این گونه اعمال مخالفت است و از طرف دیگر میدانیم که فحشا و منکرات تا کنون چه بلاهائی بر سر این بشر آورده و درآمریکا اروپای فعلی چه بیدادی میکند، مرض (ایدز) ناشی از هم جنس بازی و مصرف مشروبات الکلی علاوه بر اینکه با میلیارد ها خرج و اتلاف اوقات بسیاری هنوز درمانی برای آن نیافته اند برای جلوگیری از مسری بودن آنها درمانی بدست نیاورده اند به قول رادیو ایران در همین سال 1368، اگر جلو گسترش و سرایت این مرض ایدز گرفته نشود تا چند سال دیگر جهان را فرا خواهد گرفت، در حال حاضر 37 کمپانی فروش مشروبات الکلی در جهان فعال است میلیونها معتاد در بیمارستانها بودجه صرف آنها میگردد، میلیونها معتاد و... درجهان مشغول دزدی و... می باشند، میلیونها فقط مصرف کننده و کاری از آنها ساخته نیست، آدم کشی، تجاوز حتی بکودکان بوسیله والدین (= دفتر 8 جلد اول) و هزاران جنایت رائج است که انسان از یاد آوری آنها شرم دارد. حال باید گفت اگر جهان اسلام را میشناخت لا اقل بخاطر دنیای خود مضرات فردی و اجتماعی فحشا و منکرات را بحساب می آورد آیا وضع نسل جوان که طومع این بلا است چنین بود؟
و خلاصه همین اشاعه فحشا و منکرات فردی و اجتماعی آن توجه میدهد که بفریادهای اسلام در این باره توجه شود و اگر اسلام را برای آخرت و زندگی اخروی نمیپذیرند لااقل در همین جهت فرامین آن را بکار گیرد کسانی که مسلمانند اما در دامن فحشا و منکرات گرفتار شده اند ببینند آنچه اسلام در این رابطه میگوید به خاطر دنیای انسان است یا به خاطر آخرت انسان اگر حتی بی سودان کمی توجه کنند باین نتیجه خواهند رسید که نبود فحشا و منکرات و وجود فحشا و منکرات اثرات آنها در همین زندگی دنیوی انسان ظاهر میگردد. و اصولاً کسانی به فحشا و منکرات میگروند که نه اعتقاد محکمی نیست باسلام دارند و در اسلام را در حد معمول میشناسند و برعکس آن کسانی از فحشا و منکرات دورند که از اسلام شناخت دارند.
4) برای زندگی سالم: در اینکه زندگی فردی و اجتماعی پیچیدگیهائی دارد و از طرف دیگر اداره و روش آن باید تحت یک ضابطه و شرایط اصولی مناسب انجام گیرد، شکنی نیست و ناچار باید یک معیار و ملاک کلی، اساسی، پویا و گویا حاکم و متداول باشد تا بتواند زندگی فردی و اجتماعی را در یک مسیر درست سوق دهد تجربه ثابت کرده که ملاک و معیاریی که بتواند انسان هر عصر و در هر گوشته جهان در زندگیش اداره کند و بشایستگی پیش ببرد جز در اسلام وجود نداشته و ندارد، ملاک و معیارهای ساخته بشر علاوه بر اینکه دوام نداشته از همان بدو شروع برای جامعه انسانی مسئله آفرین و مشکل زا و آخر آن ویران گر بوده و چون تجربه شده که ملاک و معیاری درست برای زندگی فردی و اجتماعی نیست کسانی دیگر و یا همان افراد ملاک و معیار دیگر را ساختند که از اول بدتر بود. و مشکلات اخلاقی و... خانوادگی، روابط خویشاوندی، معاملاتی و... همه ناشی از همین ملاک های نامناسب ساخته بشراست که در بسیاری از موارد فاجعه آفرینی بوده و خواهد بود ملاکهای تربیتی، آئین همسر داری، ازدواج، روابط، معاشرتها، برخوردها، داد و ستدها و... اکثراً با فطرت و دیگرخصوصیات و طبیعت انسان سازگار نیست و همین باعث از پاشیدگی زندگی فردی و اجتماعی شده مخصوصاً در کشورهای غربی و اروپائی و در کشورهائی که فرهنگ غربی و اروپائی سایه افکنده است یکی از دلائل آن همان فحشا و منکرات و عدم آرامش روانی است که افراد را در جهت تسکین خاطر و روان به بمواد مخدر، مشروبات الکلی و قرصهای خواب آور کشانیده است (دفتر 8) (... آمریکائیها به میلیونها قرص آرام بخش، آمفتامین و بار بیتورات به علاوه صدها میلیون نخ سیگار و میلیونها گالن الکل مصرف میکنند. جوئل فورت روانپزشک و رهبر بهداشت عامه، اخیراً کتابی را به پایان رسانده است که در آن ثابت شده الکلسیم شایع ترین و وخیم ترین مشکل جامعه را تشکیل می دهد. هیچ داروی دیگری بیشتر از الکل به بروز مشکلات بهداشتی، از هم گسستن خانواده ها، خودکشی، جنایت یا حوادث رانندگی منجر شده است= دانش هوشیاری خلاق= مؤلف دکترها رولد. 1 ج بلو فیلد ص 206).
اگر واقعاً معیارهای اسلامی که با فطرت و خواسته های طبیعی انسان تناسب دقیق دارد بر شئون فردی و اجتماعی حاکم بود، روابط، پیوندهای عاطفی، تربتها و... بر طبق معیارهای اسلامی استوار می بود این همه مشکلات ناشی از سؤ برخوردها، تربتها و... وجود نداشت. همین مشکلات و دیگر تجربیات تاریخی که حاکی از زیان ملاک و معیارهای ساخته انسان است. ایجاب میکند انسانها دور از اسلام در کار خود تجدید نظر کرده و باسلام بگروند. آن اسلامی که روزی بوسیله مهدی (ع) بر جهان حاکم میگردد و این همه بدبختی و انحراف و مشکلات فردی و اجتماعی را از میان خواهد برداشت. کمی پائین نظر افکنیم اگر واقعاً همان کسانی هم به اسلام معتقدند اما بر اثر عدم شناخت کافی از اسلام و بکار نگرفتن معیارهای اسلامی دچار مشکلات جبران ناپذیری هستند اگر اسلام آنطور که هست به شناسند و بکار ببندند. هیچ مشکل اساسی در زندگی آینده دیده نخواهد شد. آقا هم مسلمان است و هم معتقد باسلام اما نه اسلام را درست می شناسد و نه دستورات آن را بکار میگیرد و حتی گروهی از همین افراد علاوه بر اینکه کارهای خود را با دستورات اسلام تطبیق نمی دهند در موارد زیادی اسلام را با خواسته، ایده و سلیقه خود تطبیق میدهند درست مانند طبیعی که معیارها و اصول طبی را کنار گذاشته و سلیقه های شخصی خود را بکار گیرد که در نتیجه زیان بار است!؟.
5) برای انجام کارهای نیک: شناخت اسلام ضروری است. اصولاً کارهای نیک مورد قبول آن چیزهائی است که در اسلام روشن شده چه کارهائی درست و چه کارهائی نادرست است به جز موارد از کارها اکثر کارهای نیک و بد آنها برای هر فرد ابتدأً که روشن نیست خیلی از آنها واقعاً پیچیده است که فقط اسلام باید خوب و بد آنها را اعلام کند و الا هر کس نمیتواند خوب و یا بد آنها را بداند. حتی همان چیزهائی هم که نیک و بد آنها روشن شده خواهیم دید که در مواردی و یا در جاهای دیگر بد را بجای خوب و خوب را بجای بد اجرا کرده و برآن معتقدند در. انگلیس لواط را بی اشکال میدانند و بسیاری از کارهائی را که از نظر اسلام پسندیده است ناپسند میدانند، حجاب و... را ناپسند میدانند و همین یکی از علل مشکلات جهان امروز و عصر تمدن است که بدی ها بجای خوبیها انتخاب شده، تخلفات، مشکلات دست و پا گیر اداره کشور و... از همین جا ناشی میگردد چون طبیعت انسان با چیزهائی روبرو و سر و کار پیدا میکند که با آن اصلاً تناسب ندارد این پیچ و مهره نه از نظر جنسی و نه از نظر تناسب، شماره و اندازه به این ماشین نمی خورد اما آن را روی ماشین سوار میکنند و سرانجام همه اوضاع ماشین را در هم و برهم میسازد. در واقع جهان امروز گرفتار یک چنین مشکلی است که زیر بار سنگین آن کمر خم کرده فحشا و منکرات آن را فلج کرده زندگی مادی را با رنج و مشکلات عجیب کرده است. در میان مسلمانان زیاد دیده میشود چون آقا آگاهی به مصادیق کارهای خوب و بد (از نظر اسلام) ندارد زیاد مرتکب اشتباه میشود و همین اشتباهات موجب پیدایش مشکلاتی میگردد با اینکه قصدی ندارد و واقعاً میخواهد کار پسندیده ای انجام داده باشد اما چون آگاهی ندارد و نظر اسلام را نمیداند دچار اشتباه میگردد فکر میکند کمک بفلان فرد که در واقع تنبلی را پیشه کرده و راه گدائی را در پیش گرفته ثواب است و اگر او را کمک نکند مرتکب گناه شده او را کمک میکند و گدا پروی میکند، سر بار جامعه درست میکند، دیگری هم این راه را در پیش میگیرد، اولاد آنها نیز همانند خود آنها میگرد. چون آگاهی ندارد. کاری را که از نظر اسلام درست است ترک میکند در میدان مبارزه با ستمگر حاضر نمیشود میگوید جهاد بدون اذن امام معصوم نمیشود. باید امام زمان بیاید کارها درست کند، دست ستمگر را کوتاه کند که ما در 8 سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شاهد این مطالب بودیم آنهم از زبان کسانی که شاید هیچ وقت نماز شبشان ترک نمی شد. به هر صورت اگر بخواهیم کاری انجام گیرد به امید کار نیک و درست و هر کاری را ترک می کنیم به امید کار نادرست به اینکه اسلام آن را نادرست میداند. امکان ندارد جز اینکه اسلام را کاملاً بشناسیم و یا مانند مریض به طیب آن رجوع کنیم و الا نه خودمان درد را می شناسیم و نه درمان را.
6) اداره کشور و رهبری جامعه: بدون شناخت اسلام امکان دارد مگر اینکه مقررات با شرایط جامعه موجود سازدگار باشد که اکثر شرایط امکان دارد خلاف اسلام و انسانیت باشد جامعه طالب بی حجابی و مانند است اگر حکومت جواز آن را بدهد مشکلی در حال حاضر نخواهد داشت اما این مسئله در دراز مدت برای جامعه مشکل زا و مسلم اثر منفی اخروی آن بجای خود خواهد بود. بنا براین اینکه ما میگوئیم اگر مقررات یک حکومت و اداره کشور طبق دستورات اسلام نباشد اداره جامعه آنگونه که خدا خواسته و یک زندگی مادی باصفا و آرام را در برخواهد داشت، امکان ندارد. الآن کشورهای کمونیستی هستند که شاید درست هم اداره شود. اما نتیجه این است که جز یک زندگی حیوانی، خور و خواب، شهوت و هوس رانی چیزی دیگر در کار نیست و در گذشته تا حدودی روشن شد که در کشورهائی که ملاک و معیارهای اسلامی حاکم نیست از نظر سیاسی کودتاها از یکطرف از نظر اخلاقی و عاطفی فحشا منکرات از طرف دیگر و... حتی زندگی مادی بشر را به مخاطره جدی انداخته است و در مواردی چنان زمامداران گیر آمده اند که بهر طرفی روی آورند با مشکلی روبرو خواهند درآمریکا به عنوان آزادی که صلاح جامعه درآن دیده میشود!!؟ مصرف مواد الکلی و مخدر آزاد میشود حال که دیده اند واقعاً اعتیاد و مصرف مشروبات دارد جامعه و دولت را فلج میکند بفکر افتاده اند که از آن جلوگیری کنند. اما کار از کار گذشته کارخانه های مشروب سازی. فروش مروبات که انسانها را مشغول کار کرده و میلیونها دلار خرج تأسیسات و... شده و از طرفی مردم معتاد شده اند و این کارهای ریشه زده چگونه میتوان جلو آن ها را گرفت و آن را ریشه کن نمود. امروز در بسیاری از کشورها که از اول اسلام حاکم نبوده و فحشا و منکرات گسترش یافته و ریشه زده و درصدد جلوگیری از برآمده اند اما بعد از مردن خسرو بی هوش دارو بی نتیجه است. حتی کشورهای اسلامی اگر طبق دستورات اسلام واقعی اداره نشود و مشکلات دیگری دامنگر آنها خواهد شد اگر ما در کشورهای اسلامی را که یکی کاملاً طبق دستورات اسلام اداره میگیرد با کشوری که چنین مقایسه کنیم، خواهیم یافت که اسلام چه نقش اساسی در سلامت و اداره کشور خواهد داشت که ما در حکومت اسلامی شاهد آن بودیم که در واقع مشکلات اداره کشور به بیست درصد میرسید و حال آنکه مشکلات در کشورهای غیر اسلامی و اسلامی ناتمام گاهی پنجاه درصد است. اسلام با پیش بینی دقیق از وضعیت مسائل پیچیده جامعه و انسان اجتماعی چنان مشکلی نمیشود که دولت درآن نماند و نداند از چه راهی از مهلکه خارج گردد. که درگذشته یاد آور شدیم اکثر کودتاها بخاطر نجات جامعه از مهلکه های اجتماعی، اقتصادی و گاهی سیاست است. اینها حاکی از این است که جهان باید اسلام را بشناسد و با بکار گیری اسلام خود را از مهلکه نجات دهد و کشورهای اسلامی اسلام بهتر شناخت و تمام امور کشور را طبق دستورات اسلام انجام دهند تا هم مشکلی اساسی نداشته باشند و هم جامعه ای ایده آل و سالم داشته و زندگی برخوردار از صفا، صداقت، صمیمیت، حس طن، اعتماد بیکدیگر و... باشد.
7)لزوم عدالت اسلامی در ادارات: یکی از اصول مهم کشورداری که بیشترین برخورد را با مردم دارد اجرای قوانین اداری است که افراد گوناگون هر روزه با آن سر و کاردارند که لازم است از یک طرف قوانین مورد اجرا اساسی باشد و هم افرادی ادرای از نظر اطلاعات لازم و مدیریت و روحیه عدالت وعدالت گستری برخوردار باشند که در غیر این صورت جامعه رفته رفته دچار مشکلات عدیده و پیچید ای خواهد ش. وقتی از یک طرف قوانین مناسب با آن فطرت و سیر طبیعی انسان نباشد و از طرف دیگر عدالت حاکم نبوده و خود افراد شناخت کافی نداشته باشند وضع جامعه عوض میشود؛ یکی از مشکلات دولت ها و نارضایتی مردم همین مسئله ادارات کشور است که روابط بر ضوابط حاکم میگردد مسئله پارتی بازی، رشوه پیش می آید بدبینی بین افراد و افراد با ادارات رفته رفته اوج میگیرد طبقه زورمند و... که میتواند در اداره با هر جنایت و ستمی که کرده است با هر رشوه ای خود را از محکوم شدن در اداره نجات دهد قهراً در کار خود تشویق شده و نه تنها حق کشی و... کاهش نمی یابد بلکه تشدید میگردد کسانی که نمیتوانند حق خود را ثابت کنند و یا رشوه دهند، پارتی هم ندارند از ادارات ناامید شده زیر بار ستم میروند چون اداره و اداری دردی برای آنها دوا نمیشود.
این مسئله از یک طرف بر تعداد ستم کشی می افزاید و از طرف دیگر ستمگر را چیره تر میگرداند و با خاطری راحت بکار خود ادامه میدهد. این امری که تاریخ گواه آن است و دلیل آن همان عدم حاکمیت اسلام و قوانین اسلامی است بنا براین در درجه اول باید قوانین طبق دستورات اسلام و تجربیاتی باشد که سالیان دراز آزمایش شده است و از طرف دیگر افرادی باید اسلام شناس باشند چون اجر قانون با برخورد و شیوه اجرا دو چیز است و علاوه بر همه اینها آن فرد اداری با عدالت رفتار کرده و روابط را بر ضوابط مقدم نمیدارد که واقعاً اسلام را شناخت باشد در ادارات هر چه شناخت اسلامی افراد و رئیس در سطح بالا بوده دیده شد، مشکلات اداری کمتر، مورد رضایت مردم و رشوه و مانند یا اصلاً نبوده و یا جای پای کمی داشته است
البته در ادارت بعضی از کشورهای غیر اسلامی امکان دارد گاهی از یک کشور اسلامی مشکلات کمتری داشته باشند اما همچنان که قبلاً گفته شد این ملاک نیست من باب مثال در قاون اسلام حکم لواط اعدام است اما لواط در انگلیس مجاز است و مانند آن که در کشورهای غیر اسلامی زیاد دید،و بسیاری از اعمال افراد علاوه بر اینکه از نظر اسلام نادرست است از نظر عرف و عقل هم نادرست اما در قوانین آن کشور بی اشکال است. من باب مثال در کشور افرایقای جوی نژاد پرستی کاملاً اجرا میگردد و بسیاری از چیزها مزیتها و مزایا برای سفید پوستان هست و برای سیاه پوستان و با این وضع کشور اداره میشود یعنی مرام را دیگر این طور عادت داده اند اما در کشور اسلامی چنین که اداره امور را طوری قرار دهد که میشود بلکه اداره امور را طوری قرار میدهد که با فطرت انسانی، معنویت، عواطف و اخلاقیات بشری مناسب باشد و نظر ما از لزوم شناخت اسلام این است که امور مردم آنطور اداره شود که با مرام انسانی موافق باشد نه با مرام حبوانی و حیوان صفتی بنابراین اگر بخواهیم حقوق مردم ضایع نشود، رشوه رسمیت پیدا نکند، نارضایتی و بدبینی در جامعه سایه نیفکند، طبقه ستمگر قوی تر و طبقه ضعیف ضعیف تر نگردد قوانین طبق معیاری سازنده و مناسب باشد چاره ای جز این نیست که باید بهسراق اسلام رفت چون اسلام است که انسان را از نظر روانشناسی کاملاً در نظر گرفته و طبق آن قانون وضع کرده، روانشنائی هنوز در نظریه ها و فرضیه ها گیرند و هرکس نظریه ای است و بر طبق آن قانوان گذاری میکنند اما اسلام یک نظریه بیش ندارد و قانونش را چنان وضع که درست با آن اصول و حتی فروع رونشناسی انسان در همه اعصار مطابقت دارد و روی همین اصل است که تاکنون قوانین اسلام تغییر نکرده اما دیگر قوانین تاکنن هزار رنگ بخود گرفته است. وبه جایی نرسیده که اساسی و با فطرت بشر هماهنگ باشد.
8) شناخت اسلام در نگاه رهبران و مبلغان
اصولاً شناخت اسلام برای همگان مهم است و همان طور که روشن شد عدم آن چقدر زیان آور است. علی الخصوص شناخت برای کسانیکه میخواهند مجری قوانین بوده و اداره امور افرادی را برعهده بگیرند و یا میخواهند اسلام واقعی را به مردم معرفی وآنها را با اسلام آشنا سازند. و از طرف دیگر طبق دستورات اسلام آنها را ارشاد کند، مشکلات اعتقادی، عبادی، اخلاقی و... آنها را حل و روبراه سازد بسیار مهم است یک فرد اگر شناخت اسلامی نداشته باشد خودش مرده و گمراه شد، و یا با مشکلات عدیده روبرو شده ما یک رهبر، یک رئیس، یک مبلغ هم خودش گمراه شده و هم یک جامعه را به گمراهی کشیده است تجربه تاریخ ثابت کرده عدم شناخت در میان این طبقه از اجتماع حتی زیانهای وارده آن بزرگترین ضربه را بر پیکره اسلام زده است هم جامعه را بگمراهی آن هم گمراهی در قالب اسلامی کشیده و هم اسلام را یا نام اسلام آلوده و بی اعتبار کرده است. سیره رهبران شایسته اسلام را زیر سؤال برده است. در واقع اگر بگوئیم شناخت اسلام برای عموم مردم واجب است باید بگوئیم شناخت اسلام برای این گروه صد در صد و با صدها تأکید واجب است اگر بگوئیم شناخت اسلام درحد معمول برای آنها کافی است باید بگوئیم شناخت اسلام برای این گروه باید در سطح گسترده و عمیق و صد درجه بالاتر از حد معمول باشد و واقعاً آنقدر روی شناخت اسلام کار کنند که بلا تردید ملاکها و معیارهای اسلامی در تمام امور را بدانند. آنطور اسلام رابه شناسند که خود اسلام است.
امام صادق (ع) میفرمایند: (وجدت علم الناس کله فی اربعته اولها ان تعرف ربک و الثانی ان تعرف ما وضع بک و الثالث ان تعرف ما اراده بک و الرابع ان تعرف ما یخرجک من دینک).
زیانهای عدم شناخت اسلام= اصولاً هر مشکل و گرفتاری دامنگیر انسان شده و میشود وقتی کمی دقت کنیم خواهیم دید که علت اصلی آن عدم شناخت است اگر میان یک خانواده اختلاف و درگیری است. کسی در کسب علم و دانش کوشا نیست، علم و دانش بی ارزش است و... فرد خود را به اند ک چیزی میفروشد و معنویت خود را از دست میدهد و... همه بر اثر عدم شناخت وآگاهی است حال اسلام که مهم ترین اساس زندگی است اگر یک انسان و فرد اسلامی خود را نشناسد زیان آورد است!؟.
1)بدون شناخت اعتماد به اسلام امکان ندارد: یکی از اموری که میتوند از ارکان روند کار فرد در تمام امور مادی و معنوی باشد اعتماد به هر تکیه گاه و چیزی است که پشتوانه کار قرار میگیرد با این وجود اسلام یکی از تکیه گاههای مهم انسان مؤمن و مسلمان در تمام کارها است و اسلام تا آن اندازه مهم است که دشمنان اسلام هم در تنگنا ها به اسلام متوسل میشوند. در اینکه اعتماد بدون شناخت امکان پذیر نیست شکی وجود ندارد فرد تا به رفیق خود اعتماد نداشته باشد اسرار خود را با او در میان نمی گذارد. مال یا چیز دیگر خود بدست او امانت نمی دهد، یقین ندارد در صحنه های حساس او را یاری میکند یارا می سازد حتی انسان تا خود را نشناسد بخود نمیتواند اعتماد کند؛ طبیب جراحی که بارها عمل جراحی را با موفقیت انجام داد با جرأت به آقا قول میدهد که او را عمل کند. اما طبیب جراحی که هنوز خود را کاملاً ازمایش نکرده و یا اولین کار اوست با جرأت نمیتواند قول دهد که آقا را عمل کند. چرا؟ برای اینکه هنوز خود را کاملاً نشناخته است. حال چگونه کسی که واقعاً اسلام را نشناخته و در اسلام شناسی با آن همه پیچیدگی که دارد اطلاع لازم را ندارد میتواند به اسلام اعتماد داشته و درلحظات حساس بوعده های اسلام اعتماد کند، نلغزد و از طرف دیگر تمام کارهای خود را طبق دستورات اسلام برکارهای آنها حاکمیت نداشته و همین موجب زیان کاری و گاهی انحراف آنها شده روی همان اصل نادانی بزرگرین ضربه را به اسلام زده اند که وقتی به تاریخ رجوع شود نمونه هائی چون خوارج، طلحه و زیبر و... به چشم میخورد منافقین تاریخ که بزرگترین ضربه را تاکنون بر پیکر اسلام وارد کرده اند از همین مسلمانان ناآگاه به اسلام. (و لکن المنافقون لایفقهون= آیه 3سوره منافقون) .(الناس عید الدنیا و الدین العق علی السنتهم یحو طوله ادرت به معایشهم فاذا محصو بالبلاء قل دیانون= بحار الانوار ج 1 ص 195= امام حسین) (قصم ظهری رجلان جاهل متنسک [متعصب] و غالم متهتک [لا ابالی])= رسول اکرم (ص))
2) اهمیت معیارهای اسلامی در نگاه تجارب اجتماعی: اصولاً اساس یک زندگی سالم اجتماعی ضروتاً طبق یک ملاک، معیار و ضوابط باید صورت بگیرد تا زندگی انسانی تحقق بیابد و آن چیزی که تاکنون تجربه تاریخی ثابت کرده. دستورات اسلام است که میتواند ضامن این امر مهم باشد. حال اگر ما اسلام را نشاسیم مسلم به آن بی علاقه خواهیم بود. چون شاخت است که روابط را گرم و فواصل را کم و کوتاه میکند و برعکس عدم شناخت روابط را سرد و فواصل زیاد و طولانی میگرداند هنگامیکه زندگی طبق یک ملاک و معیار درست نباشد و فعل و انفعالات تحت کنترل قرار نگیرد زندگی سیر طبیعی و انسانی خود را از دست داده و رفته رفته تبدیل بیک زندگی حیوانی میگردد همین فاصله و عدم شناخت از اسلام است که تمام تخلفات رانندگی، بزه کاریها، دزدیها، قتلها، گرایش بمواد مخدر، زنا، رشوه و... از ناحیه کسانی است که با اسلام خیلی فاصله دارند کشورهای غیر اسلامی از نظر فحشا و... واقعاً گوی سبقت ربوده اند و مدال ننگ را بخود اختصاص داده اند: (به گزارش یونایتد پرس از مسلو [پای تخت شوروی] الکساندر ساخاروف دادستان کل گفت: جنایات در نیمه اول سال 1989 به یک میلیون مورد رسید و 32 درصد نسبت به مدت مشابه قبل افزایش یافت و این رقم بالاترین حد مشابه سال گذشته را نشان میدهدد این مدت 169500 تجاوز به عنف [جوان] وجود داشت یعنی 40 درصد بیشتر از 6 ماه اول سال 1988: طبق مقایسه ای که اخیراً انجام شد میزان جنایت در 5 ماهه اول 1988 نسبت به 1989= از نظر شماره قتل 5/26 مورد، زنا یا قصد زنا 2/20 درصد و سایر تهدیدات 3/46 درصد افزایش داشته است= مجله (پلیس انقلاب) سال 1368)
3) جهل درنگاه پیدایش مکاتب باطله:یکی از عوامل مهم پیدایش، تقویت و گسترش ادیان و مکاتب باطله عمل نادرست مسلمین و کوتاهی آنها در گسترش و تقویت اسلام است از یک سو مسلمان آئینه بدل نمای اسلام است همانگونه که عمل نیک مسلمین در مواردی و درجاهای موجب گرایش کفار به اسلام شده که در عصر حکومت اسلامی ما شاهد آن در اروپا و آمریکا بودیم همان گونه عمل مسلمان منحرف و... موجب تصعیف اسلام میگردد. همانطور که قبلاً گفته شد هنگامیکه بر اثر جهل به اسلام میان مسلمان و اسلام فاصله شد زندگی به طرف یک زندگی حیوانی پیش میرود وقتی دیگر عمل مسلمان را بدان گونه مشاهده کنند فکر می کنند این اسلام است که مسلمان این گونه همین امر باعث میگردد بنیه اسلام تضعیف گردد وقتی بنیه اسلام تضعیف شود قهراً قوه جاذبه خود را از دست میدهد اسلام منزوی میگردد و حملات دشمنان اسلام در حال ضعف اسلام علیه اسلام تقویت میگردد. در واقع این ما بودیم که اسلام بعنوان مواد مخدر در جهان معرفی شد اگر واقعاً ما اسلام را آنطور که هست شناخته بودیم مسلم آن را تقویت می کردیم که باین روزها گرفتار نشود در حال حاضر با اینکه در عصر انقلاب و حکومت اسلامی اسلام قوت گرفته دشمنان درصدد کوبیدن اسلامند و علتش این است که در حال حاضر کشورها اسلامی همه با هم متحد نیستند و سیاست اکثر کشورهای اسلامی مانند مصر، حجاز، عراق، اردن، مراکش، کویت محور منافع آمریکا و... دور می زند و من غیر مستقیم علیه اسلام گام برمیدارند و حکومت اسلامی ایران را به هر نحو ممکن می کوبند و همه اینها حاکی از عدم شناخت اسلام است: (... اسلام آن چنان دینی است که در محیط علم بهتر از محیط جهل رشد میکند. ما اگر میدانستیم که جهل و جهالت چه بر سر ما آورده و چه بر سر اسلام آورده از جهالت و نادانی و بی سوادی و خشت میکردیم و. از علم و مدرسه= ده گفتار چاپ اول ص 151= شهید مطهری): (دریکی از کنفرانسها بعد از تمام شدن صحبت ددنشجوئی پرسید اگر اسلام به عنوان یک ایدئولوژی قادر بود ملت را نجات دهد و تمدنی بوجود آورد چرا در حول چهارده قرن، چنین کاری انجام نداد؟ در جواب او گفتم به دلیل همین بیخبری من و شما از تاریخ اسلام، همین که شما و امثال شما نمیدانند که اسلام، یکی از عظیمترین تمدنهای تاریخ بشر تا در طی پنج قرن بوجود آورده از جمله عوامل عقیم ماندن این فرهنگ است. اگر ملت ما با فرهنگ اصیل خود قطع ارتباط نکرده بود، محال بو این چنین زیر بار سلطه ابر قدرتها برود)= پیرامون انقلاب اسلامی ص 122= شهید مطهری)
4) شناخت در نگاخ دفاه از اسلام: دراینکه اسلام به حمایت مسلمین احتیاج دارد هر کس درک میکند که اسلام مانند سایر پدیده ها به نگهداری احتیاج دارد چون علاوه بر اینکه انسان خوی تجاوزگری دارد و کلاً هر چیزی میتواند مورد تجاوز قرار گیرد. اسلام از همان بدو پیدایش با دشمنی ها و با دشمنان متعدد و سرسختی روبرو بوده و خواهد بود وقتی تاریخ را نگاه میکنیم می بینیم که همیشه اسلام مورد هجوم و در موارد و مواقعی در محاصره قرار داشته که اگر فدا کارانی از آن دفاع نمی کردند از بین می رفت یک روز پرچم دین بدست ابراهیم، بعد موسی، بعد عیسی و بعد حضرت رسول (ص)، علی و... بود و از اسلام دفاع میکردند و در هر عصر و تاریخی این پرچم بدست مردم آن تاریخ است و به عبارت دیگر اسلام از زمان حضرت آدم بنام دین الهی با قوه وجود داشت و در رحم تاریخ دوران و مراحل جنینی خود را طی کرد و در زمان حضرت رسول تولد یافته و دوران طفولت را سپری کرد، در عصر ائمه تا امام زمان دوران کودکی را پشت سر گذاشت و در زمان غیبت امام زمان دوران جوانی را طی میکند که احتیاج به نگهداری، ارشاد و... دارد و باید این اسلام جوان را از خطرات دشمن و شیاطین انمی محافظت نمود.
حال با اینکه محافظت از اسلام خون دادن، شکنجه دیدن، زندانی رفتن، تبعیدی کشیدن، بر چست و تهمت شنیدن، محرومین کشیدن و... را در پی دارد چگونه کسی که از اسلام شناخت ندارد میتواند آنها را تحمل کند فرد وقتی فرزندش در محاصره دشمن باشد خود را بهر آب و آتشی می زند تا او را نجات دهد چون او را شناخته و به او علاقه پیدا کرده اما اگر صدها فردی را که واقعاً برای جامعه و... حتی اگر زیر شکنجه باشند شاید بحال آنها نگران هم نشود چون نسبت آنها شناخت ندارد. اصولاً تاکنون کسانیکه با جان و مال خود از اسلام دفاع کرده اند بر اثر آن شناختی بوده که از اسلام داشته اند حر شهید ریاحی تا شناخت پیدا نکرده بود حتی سر راه حسین را میگیرد و او را نگران میسازد اما در روز عاشورا وقتی شناخت پیدا میکند و حسین را می شناسد همه چیز را رها ساخته و بلشگر حسین وارد شده توبه میکند و بطرف لشگر خود حمله ور شده چند نفر را کشته و سرانجام شربت شهادت را می نوشد و کسانی هم حسین را تنها گذاشتند و بین راه برگشتند. در بین راه وقتی خبر شهادت مسلم به امام حسین رسید امام حسین به همراهان فرمود مردم کوفه ما را یاری نمی کنند این راه خطر در پیش دارد هر کس میخواهد برود لذا عده ای که شناخت مادی داشتند و به طمع غنیمت آمده بودند حسین (ع) را رها کردند و رفتند. حال اگر افرادی نباشند که از اسلام دفاع کنند چیزی از اسلام باقی نخواهد ماند همانطور که در زمان محمد خواررمشاه بی لیاقت چنگیز مغول ایران را اشغال و مساجد ایران طویله حیوانات، کتابها و قرآنها را به آتش کشید وعلما و مردم متعهد را بدار کشید و اسلام از جامعه رخت بر نبست: (و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض بهدمت صوامع و بیع و صلوه و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیراً آیه251سوره بقره، وحج آیه 40) حال آن کسی که باید جلو تجاوز گر را بگیرد اگر شناخت و تعهد اسلامی نداشته باشد امکان دارد حتی بطور مستقیم و یا غیر مستقیم برخلاف اسلام مشی کند؟: (... تمام این اموری که فساد است چه اموری که در رژیم سابق واقع میشد از حیث وابستگی به قدرتهای اجنبی و چه آنهائی که خودشان طرفدار بودند که وابسته کنند این ملت را و این کشور را به کشورهای ابر قدرت. اینها تمام برای این است که تعهدهای اسلامی را اینها نداشتند اگر چنانچه یک فرد یا افرادی اسلام را بدانند که چیست، اسلام را بفهند نسبت به قدرتهای دیگر چه جور باید معامله کرد؟ استقلالی که باید در اسلام باشد توجه به آن بکنند با تعهد به اسلام امکان ندارد که بروند و وابسته به غیر شوند اول هم غیری که برخلاف اسلام، و دشمن اسلام است. تمام گرفتاری های ما برای همین است که رجال ما در سابق، چه آنهائی که در مجلس [زمان شاه] بودند و چه آنهائی که دولت را در دست داشتند و چه آنهائی که ارتش را در دست داشتند در سابق قضیه اسلام پیش آنها [بمعنای واقعی] مطرح نبود..): سخنرانیهای امام خمینی، ششماهه اول سال 1360 ص 20).
در واقع وقتی تاریخ اسلام را مورد بررسی قرار میدهیم در می یابیم که عقب مندگی های اسلام، ضعف و ناتوانی اسلام و مسلمین از آنجا ناشی شده که دشمنان اسلام را مورد هجوم قرار داده و جامعه مسلمین یکدست و هم صدا به یاری اسلام بر نخواسته اند که حوادث و آفات را از اسلام دفع کنند تا به رشد و سیر طبیعی خود ادامه دهد. درخت اسلام آفت زده، پژمرده و ثمره ناچیر جلوه خود را از دست داد و خریداری چندان پیدا نکرد. درست عکس آنچه ما الآن در زمان استقرار حکومت اسلامی شاهد آن هستیم که چگونه دشمنان اسلام در توده مردم منزه و گرایش به اسلام جهان را فرار گرفته و بارها رادیو گفتند و روزنامه ها و مجلات نوشتند که در فلان کشور ملت خواهان حکومت اسلام بنوع حکومت ایران بودند. چون شاه عامل استعمار در ایران با دادن 70 هزار شهید و 200 هزار معلول از بین و استعمار در جهان موقعیت خود را از دست و آفات از اسلام دفع شد درخت اسلام سیر طبیعی خود را آغاز، سر سبز و خرم شد و بثمر نشست و دیدگان را بخود جلب کرد: (دنیای غرب اسلام را از طریق انقلاب ایران ناگهان و بطور مجدداً کسب کرد، انقلاب ایران اثرات فوق العاده ای در جهان اسلام و نیز خارج از آن بجای گذاشت. برای اولین بار یک ملت مسلمان موفق شد در مقابل یک قدرت بزرگ غرب در این مورد آمریکا بایستد، تحقیرش کند و از نظر مادی بمنافع آن لتمه بزند. این پیروزی نه به عنوان یک جنبش عمومی بلکه نام اسلام انجام گرفت. و این فکر را در سراسر دنیا بوجود آورد که آنچه در ایران اتفاق بیفتد در سایر نقاط دنیا ممکن خواهد بود)= رادیو ایران 28 بهمن ماه= 1367، نقل از رادیو بیگانه= دفتر 11 ص 111)