اینکه خداوند عالم،آل عمران درآیه164 ،بر مؤمنین منت می گذارد که رسولی ازخودشان فرستاده؛ یعنی درهر همه حالات مثل خود آنها باشد،اینکه امام مثل ما که گناه کاریم ازخدا درخواست عفو و بخشش دارد؛ خود خدا مثل یک آدم  معمولی و با سبک محاوراتی ما، سخن کفته و از غضب...خود می فرماید، یعنی چه؟ و چرا درحد علم آگاهی خاص خود حرف نمی زند؟؛ اینکه خدا می فرماید برای هر قومی پیامبری به زبان خودسان فرستاده، منظور زبان معمولی نیست، اینکه امام درقضاوت حق ندارد ازعلم خود استفاده کند؛ پیامش برای ماچیست؟ آیا تلقی نمی شود امام از قضیه خبر ندارد و ناچاراست بینه ازمدعی بخواهد؟، اینکه امامان(ع) مشورت می کردند یعنیی نمی دانستند؟، اینکه خدا به حضرت رسول(ص) امرمی کند با افراد مشورت کند، یعنی راه کاررا نمی داند؟، اینکه امام می خواهد ازفلان جا خبری بیاورند معنی آن این است که امام نمی داند؟!؛ اینکه وقتی موضوعی ازمعصوم(ع) پرسیده می شود، اظهار بی اطلاعی می کند یعنی واقعاً نمی داند؟!، یا فلسفه آن چیز دیگری است که ما تاکنون به فکرکشف رمزآن نبوده ایم؛ یا قادر به درک امثال این اسرار نبوده ایم. تاکنون نشتیده ام کسی اینها را بادقت تجزیه و تحلیل کند، وحکایت ازآن دارد که ما درامام شناسی مشکل داریم و احادیث پیچده را نتوانسته ایم درست بررسی و حقیقت را کشف کنیم و لذا علی (ع) می فرماید« إنّ حديثنا أهل البيت صعب مستصعب لا يحتمله إلا ملك مقرب أو نبي مرسل أو عبد امتحن الله قلبه للإيمان. روایات ما اهل بیت(درکش سخت است) و سختی آور وکسی آنرا درکی نمی کند مگر ملک مقرب یا نبی مرسل و یا بنده ای که خدا ایمان او را آز موده باشد» همین است که در شناخت رمز بسیاری از روایات مانده و دچاراشتباهات بزرگی شده ایم؛ مانند روایات درمورد قضا وقدر، جبرو اخیار...، به قول امام صادق(ع) اگر شیعه اطراف مر را غربال کنید فقط چنتا دور می ماند. یعنی باید مطهر بود تا آیات و روایات مشکل را به توان درک کرد.

        وکلام آخر، اینکه نتیجه تحقیات ما نشان می دهد معصوم(ع) باید همانند ما که ازغیر محسوس خبر نداریم عمل کند؛  همان گونه که دردعا ها مانند ما که گناه کاریم، با خدا راز و نیازمی کنند، برهمه مسائل آگاهند، ولی این آگاهی، برای عملی شدنش منوط به اذن خدا خواهد بود، شبیه فرمانده عملیات که همه چیزرا می داند ولی با اذن فرمانده باید عملیات را مدیریت کند و تاآخرین مرحله عملیات دستورفرماند میزان نوع حکم می باشد، ولی شروع و ادامه عملیات، منوط به شرایطی می باشد که تشخیص و مدیریت جزئیات آن بر عهده فرمانده عملیات خواهد بود. اصولا در هرامری برای رسیدن به هدف به دو علت متغایر(مثلا مثبت ومنفی) نیازاست و چیزی نیست که بی نیاز ازاین دو علت باشد. درمورد اینکه اذن خدا به چه اموری تعلق می گیرد و چگونه نمی دانم ولی همین را می دانم که علم معصوم برهمه اسرار مربوط به حوزه امامتش اشراف مطلق دارد نه محدود، اما جزئیات و مفصل موضوع چگونه است به نظرمی رسد امثال آن به اقدامات پژوهشی دقیق وکارگروه مجرب نیاز دارد .

         خلاصه اینکه امام همه چیز را می داند ولی درمواردی اظهار بی اطلاعی می کند، ما باید برای آن توضیحی داشت باشیم، چرا درحالی که معصوم(ع) واقعیت را می داند اظهاربی اطلاعی می کند،یا حضرت موسی(ع) که پیامبر اولوالعزم است، چرا درمقابل خضر(ع) به گونه ای منفعل دیده می شود که ما فکر می کنیم واقعاً چیزی نمی داند و تصورمی کنیم اولین باراست که موسی چیزی می شنود، و برعلم او افزوده می گردد!؟، درحالی چنین تصوری با عصمت معصوم(ع) سازگارنیست.البته این نمونه زیاد داریم و دارای اسراری هستند که باید روی آنها کارشود  ولی به نظرمی رسد کار شناسان آن چنانی که باید، نداریم که این اسرار قرآنی ...، را درحد نیازکشف کرده و دراختیار مردم قراردهند.

        به هرصورت به همین جهت است که امام زمان(ع) وقتی ظهورمی کند، مردم فکرمی کنند دین و قرآنی جدیدی آورده است!؟، و نیز روزقیامت که قرآن  بکرو دست نخورده وارد می شود؛ مثل اینکه چیزی ازآن برداشت نشده است.که درکتاب (کاربردی کردن قرآن)، قدری درباره آن توضیح داه ام.حقیردرمورد کشف این اسرارچیز هایی به نظرم می رسد و درجا هایی موفق بوده ولی اینجا را هنوزآن کاری که لازم است  در باره اش انجام نداده ام. درباره اسرار باردارشدن حضرت مریم(ع)، بدون مرد،قدری کارکرده ام،ولی نیازبه توضیح بیشتردارد تا کامل شود.آیات زیادی داریم که خداوند با جمله« ان فی ذالک لایات لقوم یتفکرون یا...» ما را متوجه اسراری می کند ولی آن اسرار را بیان نمی کند که ما به خاطر جهات زیادی ازجمله کسب خلاقیت، تقویت روحیه خود کفایی و اعتماد به نفس...، باید آنها را کشف کنیم. تمنا دارم به فرمایید خدمت برسم؛ شاید حقیر دراشتباه باشم؛ شما وظیفه دارید مطلب را برای امثال حقیر واضح کنید که وقت خود را بدون جهت تلف نکنیم.و السلام:

                                                                                                 عصر بی تفاوتی گذسشت

      به خصوص دراین عصر تولد دو باره اسلام (درقلب پر تپش و التهاب جهان)، عصر بی تفاوتی نیست؛ درمورد انتقاد پذیری، علاوه براینکه خود خدا درخلقت انسان مورد انتقاد واقع شده وآن را با صراحت اعلام می کند( بقره آیه30)، گویای این واقعیت است که بشرنباید نسبت به آنچه دراطرافش می گذرد بی تفاوت بماند. امروزکه وهابیت (عامل بیگانه) با نام  مسلمان و با راه اندازی40 هزار وب سایت تبلیغاتی برعلیه شیعه فعالیت می کند. خدا نکند اشکال حقیردرست باشد و الا درکل باید جواب گو بود و توجه نمود؛ حوزه های علمیه و عالمان دینی در شرایط حساسی قرار دارند که از یک سو همه دشمنان آماده شبه افکنی علیه مقدسات اسلام و بهانه بدست آوردن  هستند. و ازسوی دیگر، نیاز بشر عصر حاضر به شناخت واقعیت های اسلامی به خصوص رسالت وامامت. ما چرا هنوز در شناخت هویت علمی امام، مشکل داریم و هرکسی در موردعلم معصوم (ع) به گونه دیگرآن را بیان می کند؟!، لذا باید به هوش باشیم که تاریخ در باره ما قضاوت خواهد کرد؛ که با پیشرفت علم و نیاز بشر،چرا در مسائل مهم اسلامی به یک نقطه معین بدون اختلاف نظر، نرسیده ایم و تردید هایی وجود دارد که خروجی ها نشانگرآن می باشد.

       شایان ذکراست حقیر مدعی نیستم که آنچه می گویم صد در صد همین است ولا غیر، ولذا قانع هم نیستم تا...، چون مسأله شناخت امام(ع) فرا تر از اینهاست که ما فکر می کنیم  و توضیحاتی که داده ام  باید کامل  شود. در وبلاگ هم در مورد اشکالی که به این بحث  درآنجاآمده است، جوابی داده ام  که در این نامه  نیست و فکر می کنم، علاوه بر اینکه اشکال آن آقا وارد نبود تو ضیحاتی که داده ام، دارد مرا قدری به واقعیت نزدیک تر می کند:

 

                                 عبد الحسین نجفی

                                 همراه: 09368550280