آثار مثبت شناخت اسلام ( از کتاب شناخت)
در گذشته در ضمن مطالب تا حدودی روشن شد آثار مثبت شناخت تا چه حد اثر بخش است. درحقیقت اگر جهان انسانی چیزی به نام اسلام را رسماً می پذیرفت و لا اقل دستورات آن را در زندگی مادی دنیا، مدیریتها، ارتباطات، معاشرتها، تربیت وآئین خانه داری غذا و بهداشت، صلح و برادری، عدالت، همکاری، دوستی و... بکار میگرفت جهان امروز به این وضع فاجعه بار نبود که یک سوم بودجه آن صرف مسالح، آدم کشی، کشور کشائی، جاسوسی، نفوذ استعماری، مشروبات الکلی، مواد مخدر، امراض ناشی از هوس رانیها و... نمیشد سالی میلیاردها دلار صرف سیگار، قرص خواب آور و... میشود برای جلوگیری از افسردکی ها و... از ناشی از درگیری ها و... به هر صورت در اینجا مواردی از آثار مثبت شناخت اسلام را بیان میداریم تا در ضمن اینکه این خود اسلام شناسی است ما باور و اراده محکم برای شناخت داریم هرچه بیشتر ذر جهت عمل به دستورات اسلام بکوشیم
مورد اول وحدت: اولین اثری که شناخت اسلام واقعی دارد این است که وحدت، برادری، صمیمت، یک رنگی، صداقت و... از یک طرف بر جامعه حاکم میگردد و از طرف دیگر بطور قهری تفرقه، کینه، خودخواهی، بی عدالتی، سؤ ضن، عدم اعتماد و... از میان برداشته خواهد شد وقتی کاملاً اسلام را به بشناسد که درباره وحدت وآثارآن چه میگوید، درباره تفرقه و آثار مخرب آن چه میگوید سعی می کند عوامل وحدت را که تعداد آن بسیار زیاد مورد عمل قرار دهد و عوامل تفرقه را بکنار بزند و اصلاً همینکه دستورات اسلام را در تمام امور فردی و اجتماعی بکار بگیرد قهراً کار بدی از فرد سر نمیزند و همین که کار بد غیر عادی از انسان سر نزند قهراً در بین جامعه وحدت ایجاد میگردد که این وحدت خود آثار زیادی خواهد داشت، کارهای اجتماعی، مقابله با تجاوز دشمن، رفع مشکلات اقتصادی و سیاسی مهم که از چند نفر ساخته نیست، بالا گرفتن دوستیها و...
مورد دوم سلامت در اداره امور کشور:اصولاً تمام مشکلات مهم اداری و... دولت ها بر اثر تخلفات، فحشا و منکرات، کم کاری و بد کاری در ادارت و... از یک طرف و از طرف دیگر عدم حاکمیت اسلام در تمام امور دولتی مشکلات عدیده ای را خلق میکند اما وقتی قوانین و مقررات دولتی طبق دستورات اسلام باشد از این نظر مشکلی متوجه دولت نمی گردد، قوای مجریه و ادارات درست کار کرده بی عدالتی، رشوه و... از بین میرود مردم از دولت و ادارات راضی خواهند بود تخلفات کم میشود، گران فروشی، احتکار و... بر دولت فشار نمی آورد، بین دولت و مردم صفا، صمیمیت، صداقت، حس اعتماد بوجود خواهد آمد، مردم برای دولت و دولت برای مردم فضای امید بخشی بر جامعه حاکم می گرداند آن گاه دل میسوزانند و مردم در وقت لازم بیاری دولت و دولت بیاری مردم برمیخیزد همان طور که در جمهوری اسلامی ما شاهد آن بودیم که مردم چگونه از نظر اقتصادی و از نظر نظامی به عنوان بسیج مردمی در طول هشت سال جنگ دولت را پشتیبانی و دولت حتی در شرایط جنگ علاوه بر دیگر کارهای عمرانی برای روستاها تلفن کشید... باور کن در کشورهائی که فحشا و منکرات، تخلفات و... زیاد است چقدر بودجه کشور اضافه برحد معمول صرف نیروهای امنیتی، توسعه دادگاه ها، زندانها، بیمارستانها و... میگردد اما وقتی فرهنگ جامعه کاملاً اسلامی باشد تمام این مسائل منتفی است.
مورد سوم تربیت درست نسل جدید: اصولاً زیر بنای جامعه را خانواده ها تشکیل داده و سعادت و شقاوت جامعه به خانواده ها بستگی دارد، اگر جامعه آلوده به فساد، فحشا و منکرات و... میگردد بی شک از خانواده ها شروع میگردد یعنی همین افراد خانواده هستند که تربیت درستی ندارند وارد جامعه میگردند از یک خانواده یک نفر معجونی از انگور برای تسکین سر درد خود میسازد و همین روزی به شراب سر در می آورد و امروز 37 کمپانی فروش مشروبات الکلی در جهان وجود دارد!؟ به هر صورت اگر نسل جدی طبق دستورات اسلام تربیت گردد نه تنها جامعه با مشکلی اساسی روبرو نخواهد شد حتی یک جامعه ایدآل و سعادت مندی خواهد شد وقتی خانواده ها واقعاً اسلام شناس باشند تمام دستورات اسلام در امور زندگی بکار کرفته و از اعمال بد دوری میکنند فرزندان آنها همانند خود آنها رشد میکنند و از طرف دیگر آئین تربیت فرزندان طبق دستورات اسلام انجام میگیرد وقتی اکثر جامعه و اکثر تربیت ها بدان منوال باشد اگر بعضی هستند که از این در وارد نیستند قهراً در اکثریت هضم و اگر اصلاح نشوند کنترل خواهند شد و همان شناخت اسلام نمی گذارد اعمال آنها سرایت کند و توسعه یابد.
مورد چهارم اخلاق و روابط: وقتی شناخت اسلام بر جامعه حاکمیت داشته و به صورت یک جهان بینی صحیح اسلام درآید و زیر بنای اعمال و رفتار افراد که همان تفکر درست است بهبود یافته باشد از یک طرف تفکر و جهان بینی سالم و کردار سالم را بدنبال خواهد داشت و از طرف دیگر همان طور که قبلاً کراراً ذکر شد وقتی فرد اسلام را بشناسد کاری نمیکند که طبق دستور اسلام نباشد و هنگامی که چنین باشد اصلاً مشکلی متوجه زندگی انسان نمیشود. اخلاق فردی و اجتماعی نیکو میگردد مهر و علاقه افراد نسبت بهم زیاد می شود، رفت و آمدها، برخوردها، معاملات، پیوندهای خانوادی، سالم و صمیمی و طبق دستورات اسلام انجام میگیرد اغراض شخصی، سود جوئی ها و... در روابط کنار میرود کارها خالص میگردد خود خواهی ها تبدیل به دیگر خواهی میگردد صلحه ارحام دید و بازدید زیاد و سالم میگردد، نگرانی های ناشی از اخلاق سوء، پیوندهای نا مناسب و... کاهش می یابد.
امنیت فکری آرامش اعصاب، رفع عقدها، خود کم بینی ها مشاهده خواهد شد همین مسائل علاوه براینکه موجب سلامت روحی میگردد نیز موجب سلامت جسمی میگردد چون بقول روانشناسان و اطباء تمام عقده های روانی، ضعف اعصاب ها، زخم معده ها، بسیاری از خودکشی ها، درگیریهای خانوادگی، طلاقها و... که برای همه وجود و زندگی انسان مضر است بوسیله اخلاق و روابط حسنه همه از بین خواهند رفت ما خود در زمان حکومت اسلام شاهد آن بودیم که همین سلامت فکری باعث ازدیاد نسل نیز گردید سطح مرگ و میر کاهش یافت و سطح تولید نسل بالا رفت بطوری که سالی 15 میلیون بر تعداد جمعیت کشور افزوده شد. روی آوردن به سیگار و مواد مخدر که ناشی از نگرانیها است کاهش یافت همین دیروز 4/5/1368 رادیو ایران گفت: بعد از پیروزی انقلاب مصرف سیگار حدود 40 درصد کاهش یافته من خودم چندین نفر را که سالها سیگار می کشیدند دیدم که ترک کرده بودند قبل از انقلاب سیگار کشیدند در ماشین و مراکز عمومی و ادارات معمول و بعد از انقلاب به طور اجباری و از طرف دولت بلکه بوسیله خود مردم و اکثریت ممنوع شد.
مورد پنجم تبلیغات اثر می بخشد: وقتی فکر جامعه یک تفکر اسلامی باشد علاوه بر اینکه همه و اکثر مردم به مقررات دولتی گردن نهاده و تخلفات کاهش می یابد. تبلیغات، ارشادات و اوامر دولتی در سایر کارهای دیگر اثر گذاشته و به وسیله مردم با تمایل و علاقه اجرا میی شود و از طرف دیگر تبلیغات بوسیله علما کاملاً تأثیر خواهد گذاشت. شرکت در مجالس سخنرانی نماز جمعه و جماعات کثرت پیدا می کند علاوه بر اینکه تبلیغات در بالا رفتن سطح آگاهی اعتقادی، عبادی، سیاسی و... مؤثر است ایمان افراد برای فداکاری، ایثار انجام کارهای نیک و دیگر روابط حسنه به وسیله همین تبلیغات مؤثر و روز بروز کامل تر، فراموش شده ها یاد آوری و نواقصی برطرف و خوابی ها مرمت میگردد.
ما در چند سال تبلیغ خود کاملاً شاهد بودیم آنهائی که از اسلام، انبیاء و اولیاء(ع) شناخت بیشتر دارند در جلسات، محافل و... شرکت و گوش شنوا دارند و کسانی که فقط از اسلام اسم آن را میدانند و یا اسلام را عوضی فهمیده اند با شرکت نمی کنند و اگر هم به عللی شرکت می کنند گوش شنوا ندارند و اگر چیزی هم بشنوند در عمل خبری نیست، نسبت به تبلیغات دولتی هم این گونه افراد بهتر ازآن نبودند و کلاً تجربه ثابت کرده که منشا تخلفات و دیگر ضایعات اجتماعی همین افراد هستند که دور مسائل ارشادی و توجیهی و آگاهی بخشند،آمادگی ندارند چیزی یاد نمی گیرند و چون چیزی یاد نگرفته و نمیدانند علاوه بر تخلفات و... هر کاری هم بکنند چون نمی دانند یا عوضی است یا ناقص و اشتباه و تمام گناه کاران، زیان کاران، جنایت کاران، بی ادبان و... از همین قماشند.
مورد ششم مبارزه علیه ستمگران: یکی از کارهای مهم که افراد اسلام شناسی واقعی با جان و مال خود در راه آن قدم میگذارند و استوار می ایستند مبارزه با ستمگران است چون بوسیله شناختی که از اسلام دارد ایمان او قوی شده و از هیچ چیز ترس و باک ندارد. چون اسلام و اهمیت آن را میداند همانند حسین (ع) در راه اسلام از هیچ چیز دریغ ندارد، اگر مبارزه در راه آزادی کشور از سلطه و یا تجاوز بیگانه باشد چون از یک طرف برای نجات اسلام و مسلمین است و از طرف دیگر درد جامعه را درد خود میداند، مردانگی و تعصب دارد برای حفظ وطن و کلاً برای نجات جامعه از وابستگی و... وارد صحنه میگردد واز مال، جان، قلم و بیان خود دریغ ندارد.
که ما خود در انقلاب و 8 سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شاهد آن بودیم اینهائی که واقعاً با تمام وجود خود اسلام را لمس کرده بودند با همه چیز خود وارد صحنه کار زار شده بودند داوطلبانه هر چه داشتند به عنوان اهدائی به جبهه میدادند، فرزندان خود را یکی پس از دیگری داوطلبانه به جبهه فرستادند افرادی بودند که حتی 4 فرزند شهید داده بودند (دفتر 9 ص) افرادی بودند که با چند فرزند خود در جبهه بودند، مغازه را تعطیل و به جبهه رفته بودند (دفتر خاطرات جنگ ص ) در کنار اینها افرادی را هم شاهد بودیم. علاوه بر اینکه رنگ جبهه را ندیدند با گران فروشی کم کاری، اخنکار کار شکنی میکردند درباره مسائل سیاسی جنگ اشکال تراشی میکردند، درباره کمبودها و گرانی ها و مشکلات ناشی از جنگ نق میزدند و هم نق بزن بودند هم گران فروش و محتکر و... اما دسته اول نه گران فروش بودند، نه محتکر و نه نق بزن و اصلاً فکر و اندیشه جز نجات اسلام و کشور از خطر جنگ بین المللی که بوسیله آمریکا و... تدارک دیده شده نداشتند و جز شعارشان درباره نجات اسلام و فرمان برداری از رهبر نبود شعارهائی که در زمان انقلاب دادند در زمان جنگ هم جهت شعارها همان بود (کتاب شعارهای انقلاب)
(انقلاب دینی، رهبر ما خمینی، ما میخواهیم تمامی، جمهوری اسلامی ص 26)
(خمینی خمینی اذن جهادم بده= در ره قرآن و دین راه نشانم بده.) در انقلاب
(ما همه خواهان توایم خمینی= پیرو فرمان توایم خمینی= شعارها ص 43)
(اگر ما همه کشته شویم= دست از امام [خمینی] نمیکشیم)
(ندای ملت ما لبیک یا خمینی= ندای هر بسیجی لبیک یا خمینی)
(ما اهل کوفه نیستیم امام [خمینی] تنها بماند= مکرامت بمیرد امام تنها بماند)
(خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم: شعارهای زمان جنگ و حکومت اسلامی)
مورد هفتم گسترش اسلام: گسترش اسلام علاوه بر اینکه در مواردی احتیاج به مبارزه دارد احتیاج به امکانات اقتصادی، هم فکری، بیان و قلم دارد و اگر این چند چیز نباشند و افرادی نباشند که در این راه ها گام بردارند علاوه بر اینکه اسلام گسترش پیدا نمی کند منزوی و امکان دارد کوبیده هم بشود چون دفع دشمنان اسلام نیز همان چیزها را لازم دارد واینکه اسلام شناسان که تاکنون بیان خود را بکار گرفته اند از یک طرف معارف اسلام را بیان کرده اند، از طرف دیگر به مردم آگاهی سیاسی و اجتماعی داده و چهره ننگین دشمنان اسلام را روشن کرده اند. در هر شکل و قالبی در گسترش اسلام کوشیده اند و حتی لحظه ای از پای نه نشسته اند. البته این گونه افراد حد اقل اسلام شناسان را تشکیل میدهند و هرکس بیان و قلم یا وقت بکارگیری آنها را ندارد و شاید عده زیادی باشند که سواد کافی هم نداشته باشند اما بوسیله مبلغین در حد لازم جوهره اسلام را درک کرده اند این ها هستند که با مال، فکر و هرچه در توان دارند بطور مستقیم و غیر مستقیم اسلام را یاری میکنند خمس و زکات میدهند، کمک های مالی دیگر میکنند، مسجد، تکیه و حسینیه می سازند در جماعات و کارهای جمعی شرکت می کنند که همه اینها در تقویت و گسترش اسلام نقش اساسی دارند حتی گاهی کثرت جمعیت صرفاً در بسط و گسترش اسلام اثری خواهند داشت.
یک دسته هستند که پیش رو هستند و با قلم و بیان خود را در راه گسترش اسلام می کوشند و عده ای هم در ضمن کار خود آنها را با هر امکاناتی که دارند حمایت می کنند. در کنار این ها گروهی هستند نه اسلام را می شناسند و نه در گسترش آن چیزی میدانند و علاوه برآن با اعمال نادرست و گاهی مغرضانه خود، در سر راه این گونه کارها مشکل ایجاد می کنند در انقلاب که در واقع گسترش اسلام بود ما خود شاهد اعمال هر سه گروه بودیم آیت الله خمینی و نزدیکان او با قلم و بیان خود، مردم را آگاه و بیدار و مردم خیر هم با مال و جان خود پشتوانه انقلاب بودند و عده ای هم کارشکنی میکردند. در واقع اگر سطح شناخت آیت الله خمینی بالا نمی بود نمیتوانست به نزدیکان خود و توده مردم آن چنان شناختی بدهد که تا آن اندازه او را حمایت کنند و همین مجموعه پیروزی در انقلاب و جنگ موجب گسترش اسلام تضعیف دشمنان اسلام گردد: (روزنامه واشنگتن تایمز می نویسد تصور میشود که بمب اسلام بمب هسته ایست اما احتمالاً بمب اسلام بمب جمعیت است. واشنگتن تایمز می افزاید میلیونها دلیل وجود دارد، حاکی از آنکه نفوذ اسلام روز بروز گسترش خواهد یافت. آماری که اخیراً در مورد رشد جمعیت در جهان انتشار یافته است در سال 1950 تعداد مسلمانان جهان 375 میلیون نفر بود اما این رقم امروز به 983 میلیون رسیده است. پیش بینی میشود که تا سال 2020 تعداد مسلمانان جهان به دو میلیارد نفر برسد. در سال 1950 مسلمانان تنها 15 درصد از کل جمعیت جهان را تشکیل میدادند اما امروز مسلمانان 19 درصد از کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند و در سال 2030 این رقم به 25 درصد خواهد رسید. بنوشته واشنگتن تایمز رشد جمعیت در کشورهای مسلمان بیش از کشورهای غیر مسلمان است 50 میلیون مسلمان در شوروی 17 درصد از جمعیت کل آن کشور را تشکیل میدهند. و رشد جمعیت بین آنان بمراتب بیش از روسها است. در این میان آنچه موجب وحشت غرب شده قدرت بنیادگرایانه [و بقول ما اسلام گرایانه] شیعه است. واشنگتن تایمز مینویسد آنچه امروز جهان شاهد آن است 20 سال پیش غیر قابل پیش بینی بود و معلوم نیست با توجه به رشد جمعیت در کشورهای مسلمان و گسترش بنیادگرائی مذهبی 20 سال آینده اوضاع جهان چگونه خواهد بود)= رادیو ایران 19/12/1367 نقل از رادیو بیگانه) در اینجا این مطلب نقش شناخت اسلام را در اتحاد جامعه، قیام علیه ستمگر و گسترش اسلام بوسیله اسلام شناسان را کاملاً روشن میکند که نیز در گذشته مورد بحث ما بود (دفتر 11 مطالب زیاد است)
مورد هشتم کفار باسلام میگروند: در اینکه اسلام چیزی نیست که بخودی خود وجود خارجی داشته باشد شکی نیست اسلام در عمل وجود خارجی پیدا میکند و این وجود یک مسلمان عامل بدستورات اسلام است که اسلام در عمل و وجود او تجسم عینی یافته و هر ناظری حالا درک میکند اسلام یعنی این، با وجود این مسئله وقتی فرد و افرادی در کشورهای غیر اسلامی عالم بدستورات اسلام واقعی باشند جلب توجه خواهد کرد و از طرفی فطرت همه انسان ها آمیختگی حتی عاطفی با اسلام دارد که هر بیننده پاک را فوراً متوجه اسلام میسازد که اگر قید و بندهای سیاسی و اعتقادی سد راه نشده باشد هر کافری را به اسلام جذب میکند، حضرت رسول (ص) نه بلندگو داشت و نه تلفن و رادیو و... که اسلام را بگوش ها برساند؛ اما عمل او زبان بزبان بوسیله مسافران و بوسیله نزدیکان او بگوش جهان رسید و عمل و اخلاق نیک او دلهای پاک را بخود جذب کرد و رمز موفقیت رسول خدا در گسترش اسلام همین بود. سالی که ناصر الدین شاه سید جمال اسد آبادی را به ایران دعوت کرده بود و تهران در منزل یکی از دوستان او مردم بدیدن آقا رفتند، عده ای از اقلیتهای مذهبی که بدیدن آقا آمده و مورد توجه آقا قرار میگیرند. آنها میگویند اگر واقعاً اسلام این است که تو داری ما بطور کلی دراشتباه هستیم و اگر اسلام این است که بعضی ها دارند خوشا بحال ما.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار حکومت اسلامی، علاوه برآن روحیه اسلام گرائی که قبلاً ذکر شد در اروپا عده زیادی اسلام آوردند (دفتر 9 ص) دلیل بر اینکه عمل اسلام شناسان موجب گرایش کفار به اسلام میگردد این است که از عمل نادرست عده ای از مسلمانان بی خبر از اسلام باعث انحراف و یا دوری کسانی از اسلام شده و خواهد شد. که باور کن اگر عمل درست اسلام شناسان واقعی نبود که اسلام واقعی را نشان دهد و بفهماند که اسلام و مسلمان این است نه آن فرد، امروز اثری از اسلام واقعی نبود همین قیام امام به جهان نشان داد که اسلام واقعی کامل این است نه اسلامی که دیگران ارائه کردند و کار به جائی رسید که اسلام را تریاک و مواد مخدر معرفی کردند،ولی عمل امام خمینی ثابت کرد که دیگران بُعد سیاسی مبارزاتی اسلام کنار گذاشته بودند و همین موجب انزوای اسلام شده بود: ((تا این قسمت کتاب در شهر بانه کردستان نوشته شد))