شناخت مکاتب باطله:    ( از کتاب شناخت)

همانطور که شناخت اسلام به لحاظی لازم و ضروری است و زندگی بدون شناخت اسلام اصلاً معنا و مفهوم واقعی خود را از دست میدهد. همان طور شناخت مکاتب و مذاهب باطله برای یک مسلمان که می خواهد در شرایط گوناگون اعتقادی و پیچیده سیاسی زندگی کند بلحاظی لازم است. در واقع ادیان و مکاتب باطله مدعی حق و حاکمیت بر جامعه بشری هستند!؟ لذا باید در شناخت آنها کوشید به خاطر چند جهت که بعد از یک مقدمه، ذکر میگردد.

دلایل شناخت مکاتب باطله

 باور کن لزوم شناخت مکاتب باطله از جهاتی از لزوم شناخت اسلام با اهمیت تر باشد چون انسان وقتی دوست خود را شناخت باید دشمن خود را هم بشناسد لذا شناخت دوست موجب اتحاد و همکاری میگردد و شناخت دشمن باعث میشود انسان از او ضربه نخورد و بداند چگونه واز چه راهی با او مقابله کند و هم اینکه این شناخت آثار مثبتی خاهد داشت که حتی در زندگی فردی او بی لطف نخواهد بود بنابراین مواردی از آن را که هم دال بر لزوم شناخت آن مکاتب و هم دال بر اثرات مثبت شناخت آنها است عنوان میداریم.

1) ادعای آنها در نگاه اسلام چکونه است؟: با وجود ادیان دیگر که همه مدعی دین و مکتبی هستند که نجات بخش انسانند و هر مکتبی را من جمله دین اسلام را نادیده گرفته و گاهی به آن اشکال میکنند و صدها مسائل دیگر در ذهنیات یک فرد دین دار کم اطلاع ممکن است شک و تردید ایجاد کنند. آیا واقعاً کدام یک از این ادیان و مکاتب درست و حق است؟ ممکن است یک مسلمان در اسلام خود تردید پیدا کند. این تردید بر اثر عدم آگاهی و شناخت درآن مکاتب است و لذا باید کوشید در درجه اول دانسته شود علت پیدایش آن ادیان چه بوده؟ کسی که آن را در دفعه اول بنا نهاده چگونه انسانی بوده و چه هدفی داشته، اساس و بنای آن مکتب از چه چیر تشکیل شده، اصول اساسی آن در بدو پیدایش چه بوده و الآن چیست، محتوای آن چیست و تا چه حد با عقل و یا فرامین اسلام سازش دارد و علت اینکه تا این حد با اسلام و عقل سازگار است چیست آیا قهراً به این شکل درآمده و یا گرایش آن مکتب چنین است؟ الآن چه کسانی از این مکاتب حمایت میکنند و چرا؟ مثلاً دین مسیحیت آلت دست استعمار واقع شده؟ دیگر مکاتب هم آلت دست استعمارند؟ تا چه حد و از کی به این صورت درآمده است؟ دین و مکتبی که آلت دست قرار گرفته در چه زمینه هائی استعمار آن را به کار میگرد؟ چگونه بکار میگیرد؟ برای مقابله با اسلام از آن چگونه بهره میگیرند.

 و خلاصه همه این موارد از مواردی هستند که ضرورت دارد یک مسلمان آنها را بداند لا اقل بداند که آنها مکاتبی هستند انحرافی، اصل و محتوائی ندارند، دین اسلام صد در صد درست است و همانندی ندارد، دین باید یکی باشد آنهم دین اسلام و اینکه سایر ادیان همه ناخوانده، ساخته بشر و سازندگان آن غاصب و مانع گسترش اسلام بوده و حس تفوق طلبی و... آنها را به این کار واداشته است. اگر واقع یک فرد مسلمان بخواهد کاملاً آگاه باشد که دیگر هیچ تردیدی نداشته باشد. بخواهد درکارهای تحقیقیش کاملاً موفق بود و در مورد بحث و جدالها در این زمینه کاملاً آگاه و جواب گو باشد باید. موارد مذکور را کاملاً دنبال کند و کتابهائی را که در علل پیدایش مکاتب و سایر مسائل آنها نوشته شده کاملاً مطالعه کند و حتی در پایان کاربرداشت های خود را بهر وسیله ممکن در اختیار عموم گذاشته و آنها را آگاه سازد به هر صورت. تردید در درست بودن و یا نادرست بودن ادیان و اینکه تاکنون افراد ناآگاهی به انحراف رفته و یا اعتقادشان باسلام سست گشته شناخت ادیان و مکاتب باطله را الزامی میگرداند.

2) اعتقاد محکم درنگاه دین اسلام: هنگامیکه دانستیم ادیان و مکاتب دیگر بحز اسلام همه ساخته بشر و اصالت و محتوائی ندارد، ساخته بشر و برای جامعه بشری سرانجام جز ریان اثری مفید نداشته اند؛ همه بیهوده و پوچ وآلت دست استعمار واقع شده اند و...، در نتیجه، ایمان و اعتقاد فرد نسبت بدین اسلام محکم و استوار میگردد و همین آگاهی از ادیان باطله که سبب کمال ایمان و استواری در دین اسلامی میشود آثار مثبت دیگر که در اصل ایمان و اعتقاد استوار در دین است موجب آثار مثبت دیگر خواهد شد که میتوان به آنها آثار مثبت شناخت در ادیان دیگر گفت که در همین جا مواردی از آن را ذکر میکنیم.

1) فداکاری در راه دین است: در اینکه انسان مسلمان تا ایمانش بدین اسلام محکم و استوار نباشد نمیتواند در جهت گسترش معارف اسلامی گام بردارد. شکی نیست و از طرف دیگر نیز شکی نیست که آن کسانی در راده دین اسلام گام مثبت برداشته و برمیدارند که دین اسلام را آنطور شناخته اند که ادیان دیگر را به بی محتوائی شناخته اند. بنا براین وقتی فرد ایمانش بدین اسلام بحد کمال رسیده باشد و بداند که دیگر آیان همه باطله و انحرافی و برای نسل بشر حتی در زندگی مادی زیان آورند اینجا است که واقعاً کمر همت را برای گسترش اسلام از یکطرف و از طرف دیگر برای نابودی ادیان باطله محکم بسته و حرکت میکند که تاریخ گواه آن است. این گونه مردان بوده اند که در شرایط سخت حتی آیات و احادیث را در سینه ها از دست برد دشمن که کتابها را به آتش کشیدند حفظ کردند و به تمام ادیان دیگر عملاً و قولاً پشت پا زده اند.

2) سعی در نجات انسانها: وقتی به این واقعیت پی ببرد که ادیان دیگر تاکنون چه بلائی بر سر نسل بشر آورده و حتی زندگی مادی آنها را به خطر انداخته اند، ادیان دیگر در جهت شکل گیری و گسترش موجب چه جنگ ها و خون ریزیها شده اند و چگونه هستی انسان را صرف سلاح مخرب و... کرده اند میداند که انسان  های بیگناه اغفال شده اند، همه عیال خدایند و خداوند نظر مرحمت به آنها دارد، می خواهد آنها، هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت را داشته باشند اینجا است که از هرطرح، برنامه، نوشتن کتاب و دیگر شیوه های ارشادی درباره نجات آنها ازخود دریغ نمی کند ویالا اقل سعی میکندکسی حتی گرایش فکری نسبت به                                                              آن  مکاتب نداشته باشد مردم را نسبت به ادیان و مکاتب باطله آگاه سازد علیه مکاتب باطله بن افشاگری می پردازد همان طور که بزرگانی در رد ادیان و مکاتب باطله چون سید جمال الدین و... در حد توان اقدام کردند.

3) تنفرش به مکاتب باطله زیاد میگردد: یکی از اصول اسلامی تنفر و دوری از بیگانگان و خط انحرافی آنها و علاقه و درستی به اسلام و شخصیت های اسلامی است که به (تولی و تبری) باز میگردد تولی انسان را به سوی حق و حق گریان سوق میدهد و تبرلی از باطل و باطل گرایان دور میگرداند که هر کدام اینها اثرات خاص خود دارند و بزرگتری را رمز موفقیت یک مسلمان است در خط اسلام گرائی و کمال معنوی او لذا وقتی بی محتوائی مکاتب باطله کاملاً برای فرد روشن شود و بداند که جنایاتی بر جامعه بشری وارد ساخته اند، کاملاً نسبت به آن ها بی رقبت و متنفر میگردد و کم همت را برای نابودی این گونه ایده ها محکم می بندد مانند حسین (ع) که کمر همت را برای روش ضد انسانی و ضد اسلامی بین بست و آن را نابود کرد، به نام اسلام هر جنایتی را مرتکب میشوند اما وقتی حسین(ع) را با آن وضع شهید میکنند که اینها اسلام را وسیله کسب قدرت و کشتن حسین پیشه کرده اند. در واقع اگر ما ادیان و مکاتب باطله و حامیان و عاملان آن را کاملاً به شناسیم برای نابودی آنها از هر چیز که در توان داریم دریغ نخواهیم کرد، و همین تنفر به مکاتب باطله قهراً موجب علاقه شدید به اسلامی مسلمین و شخصت های اسلامی میگردد.

3) برای گسترش معارف اسلام: در اینکه بر سر راه گسترش معارف اسلام موانعی مانند مکاتب باطله وجود دارد شکی نیست و نیز شکی نیست که تا موانع برداشته نگردد، بسط و گسترش اسلام صورت پذیر نخواهد بود. و اینکه برداشتن موانع بدون شناخت آنها امکان ندارد. از یکطرف باید بی محتوائی و... مکاتب باطله را بداند تا درجهت حنثی کردن و یا نبودی آنها انگیزه داشته باشد و از طرف دیگر باید ریشه یابی کند اسلام را گسترش دهیم با بی محتوائی و پوچی ادیان و مکاتب باطله بهتر میتوانیم اسلام را معرفی کنیم. البته اگر این ها نبود اسلام خودش طبعاً کشش دارد. اما الآن که این ادیان وجود دارند. چه در کتاب باشد یا سخنرانی تا چهره آنها روشن نشود اسلام را نمیتواند کاملاً معرفی کرد،و گرد و غبار آنها بردامش اسلام نشسته است لذا تا این گرد و غبار پاک نگردد و ذهنها از مکاتب باطله خلاء پیدا نکند، معرفی اسلام تأثیر کافی نخواهد داشت. به

هر صورت موانعی که مکاتب باطله بر سر راه گسترش اسلام ایجاد کرده اند و در ذهن اکثر مردم جهان است باعث شده که اکثر مردم جهان خلاء ذهنی برای اسلام و فرهنگ اصیل اسلامی ندارند. بنا براین باید کوشید تا موانع بهر صورت از سر راه گسترش معارف اسلام برداشته شود. و متأسفانه عدم شناخت مکاتب باطله همچنان باعث شده تا این موانع بقوت خود باقی باشند هنگامی میتوانیم آن موانع را برداریم که کاملاً موانع را بشناسیم به همان اندازه که ادیان دیگر کنار رفته و یا تضعیف گردند به همان اندازه اسلام جهش خواهد کرد و دست و پای اسلام برای ادامه و حرکت به سوی مقصد باز میگردد: (به نوشته روزنامه وال امستریت ژورنال، در زمانیکه مارکزیسم سست و ناتوان در مقابل کاپیتالیزم عقب نشینی میکند و زمانیکه مسیحیت نیروی محرکه اش را از دست داده، در زمانیکه ما ئوئیزم تقریباً با بنیان گذار آن مدفون شده و بزمانیکه دمکراسی کشش آن چنانی به جهان ندارد. بنیادگرائی [و در حقیقت اسلام گرائی] بعنوان تنها نهضت پر تحرک جلب توجه میکند): رادیو ایران 11/1/1368 نقل از رادیو بیگانه): در واقع اول اثرات انقلاب جلو نفوذ و تحرک مکاتب باطله را گرفت و راه را برای گسترش اسلام باز کرد که بگفته بیگانه این حقایق شنیده میگردد:(روزنامه وال استریت ژورنال [آمریکائی] مینویسد باز و باز در سفارتخانه های آمریکا در بیروت و در چند سال پیش و اکنون در آبهای خلیج فارس، آمریکا خود را با پیامدهای بازخیزی جهانی اسلام روبرو می بیند و ایران با تمام مخاطراتش تنها یکی او چهره های بسیار نیستند، آشکار است که جوشش اسلامی که اغلب بر چسب بنیادگرائی اسلامی بآن زده میشود در سراسر جهان مسلمان از مراکش تا اندونزی و تا جنوب دور در آفریقای جنوی، رو بافزایش است. شمار پیروان اسلام بیک میلیارد تن می رسد امروز جوش و خروش در جمله ملل اسلامی از رژیم های افراطی گرفته تا پادشاهیهای محافظه کار مراکش و سعودی و تا آسیای مرکزی راه یافته که با پنجاه میلیون مردم مسلمان پنجمین پهنه تمرکز مسلمانان پس از اندونزی پاکستان، بنگلادش و هندوستان به بشمار می آید..). همان تاریخ فوق نقل از رادیو آمریکا:

 در واقع این شناخت آیت الله امام خمینی از ادیان و مکاتب باطله بود که بی محتوائی آنها را کاملاً درک کرده بد و با انقلاب خاصی که او بوجود آورد چنان ضربه ای به ادیان و مکاتب باطله زد که پایه ها و اساس آنها دگرگون و پیروان آنها ناتوان و بی آب و رنگ نمود!؟ ولذا این است معنی تولی (گرایش ه اسلم) و تبری (دوری از دشمنان اسلام)

4) برای نوشتن کتاب د رد مکاتب باطله: در گذشته درباره گسترش اسلام و برداشتن موانع از سر راه اسلام بحث ومستندی ذکر، شد، مسلم میدانیم که گسترش اسلام از راه های متعدد و گوناگونی انجام میگیرد و باید چنین باشد چون موانع و علل انحرافات نیز متعدد است در میان راههای گسترش اسلام مهم ترین نشر کتاب های سودمند است که هم گویا معارف اسلام در تمام ابعاد باشد و هم نادرستی و پوچی مکاتب باطله را کاملاً روشن سازد حال وقتی می خواهیم در این زمینه کتاب بنویسم و با دلائلی روشن حقیقت اسلام را روشن و مکاتب باطله را رد کنیم مسلم بدون شناخت نمی شود، تا بتوانیم بخوبی رد آنها را بنویسم. گاهی این طوراست که خود پیروان ادیان پذیرفته اند ثابت کنیم که نخست در اشتباهند چون کتاب شبهای پیشاور و کتاب: (الغدیر) علامه امینی در رد اعتقادات اهل تسنن بهترین کتاب است. و علت خوبی و تأثیر آنها که حتی منصفین اهل تسنن آنها را قبول دارند این روش است که از همان عقیده و مرام و منطق خود اهل سنت استفاده کرده و ثابت نموده که در موارد زیادی به اشتباه میروند. و یکی دیگراز علما بوده که یک کتاب ازآئین خلاف را به هر صورت به مدت یکشب میگیرد و بقولی با کمک امام زمان (ع) در یکشب، موفق میشود رد آن کتاب و مکتب را بنویسد. در حال حاضر که بنده این مطلب را دارم مینویسم یک کتاب جامع، گویا، منظم و مرتب تا آنجا که من سراق دارم در مورد ادیان و مکاتب باطله وجود ندارد و جای آن خالی است!؟ که علل مهم آن میتواند همان عدم شناخت کافی از مکاتب باطله وتسلط رد آن ها باشد!؟ و اینکه این کار چقدر مهم است و به اهمیت آن توجه نشده، باشد. البته کتاب هائی در این زمینه وجود دارد اما مطالب آن ها پراکنده و یا آن که تنها درباره یک مکتب امکان دارد بحث کرده باشد!؟.

5) لزوم شناخت برای محققین و مبلغین: در حال حاضر جهان بر محور تبلیغات میگردد و آنقدر مهم است که جهان خواران و استعمارگران بی منطق جهان را بوسیله تبلیغات مانند عروسک در دست خود ببازی گرفته اند و توانسته اند اعتبار و موقعیت های هر چند کاذبی در جهان برای خود کسب کنند سازمان های جاسوسی آنها در سراسر جهان اطلاعات را کسب کرده. عقاید هر دین و مکتبی را که بر خلاف مکتب آنها است عقاید و پیروان آنها بکار میبرند یعنی پس از شناخت خوراک های تبلیغی را پخته و سپس به خورد جهان میدهند به قولی شنیدم در زمان شاه که اسرائیل با ایران رابطه داشته حتی نفرات دهات ایران، عقیده و اعتماد آنها را باسلام، میزان تقوای دیگر گرایشات آنها را کاملاً در دست داشته اند. در زمان استقرار جمهوری اسلامی فقط 30 رادیو فارسی بدون رادیوهائی که بزیان بین المللی علی ایران تبلیغ داشتند تبلیغ کردند اینها بدون شناخت هم تبلیغ نکردند: (دانشگاه تلاویب دراین هفته مهماندار گروهی از ایران شناسان معروف جهان است که از جانب کانون خاورشناسی مو شد ایان برای شرکت در کنفرانس تحت عنوان انقلاب ایران و جهان اسلام باسرائیل دعوت شده اند. کنفرانس این هفته در حقیقت دنباله کنفرانس دیگریست که سه سال پیش تحت عنوان تشیع. مقاومت و انقلاب، در تلاویب برگزار شد و طی آن علل موجبات انقلاب ایران مورد بحث و بررسی دانشپژوهان قرار گرفت. در کنفرانس هفته جاری این موضوع مورد بحث قرار گرفت که انقلاب ایران تا چه اندازه ای در جهان اسلام رخنه کرده و چه تأثیرات مثبت و منفی در آن کشورها داشته است. در جلسه بعد از ظهر امروز برخورد پژوهشگران مسلمان اهل تسنن با انقلاب اسلامی شیعه ایران بررسی شد. و بازتاب این انقلاب در مسلمانان مناطق [اشغالی فلسطین] مورد بحث قرار گرفت. رویددادهای خروشان ایران که بالاخره بروی کار آمدن رژیم اسلامی انجامید، تنها توجه سیاستمداران جهان را بخود جلب نمود، و اوضاع خاورمیانه را دگر گون کرد. بلکه پژوهشگران و خاورشناسان را نیز متوجه قدرت عظیمی ساخته که مذهب و احساسات مذهبی در منطقه از آن بخروردارست. برای شناخت ویژگیهای سیاسی و اجتماعی اسلام و بررسی علل پیامدهای رویدادهای سال اخیر منطقه [قیام ملت مسلمان فلسطین علیه اسرائیل] بود که هفته گذشته کنفرانس علمی مهمی در دانشگاه تلاویب برگزار گردید که دیروز بپایان رسید. در این کنفرانس ده ها تن از ایران شناسان و پژوهشگران امور خاورمیانه از دانشگاهای اسرائیل و خارج و مؤسسات بزرگ تحقیقاتی جهان شرکت کردند رساله های پژوهشی را عرضه نمودند):= رادیو ایران 11/1/1368 نقل از رادیو اسرائیل):

 درست نمونه همین تحقیقات درباره خیزش اسلام در جهان فعلی در آمریکا هم صورت میگیرد برای چه؟ برای شناخت اسلام و انقلاب تا بتوانند از راهی درست و کاری علیه آن تبلیغ و توطئه کنند. لذا ما هم اگر بخواهیم علیه مکاتب باطله تبلیغ داشته باشیم که این حق مسلم ماست و از جانب خدا مأموریم تا عیال و بندگان او را از دست زالو صفتان نجات دهیم باید با طرق مختلف در قالب کنفرانسها و... در تمام ابعاد آن مکاتب را بشناسیم و طبق همان شناخت برنامه ها تبلیغی خود را از سخنرانی، رادیو، فیلم و... گرفته تا هر چیزی که میتواند در این جهت مؤثر باشد، شروع کنیم یک محقق که بخواهد کتاب بنویسد، یک مبلغ که بخواهد درباره ادیان و مکاتب باطله بحث کند. نسل جوان را روشن کند یا در کشورهای خارج تبلیغ کند. افرادی از آن مکاتب را بطرف اسلام متمایل سازد سخت نیاز به شناخت ادیان و مکاتب باطله دارد با اینکه میدانیم تبلیغات چقدر مهم و مؤثر است تبلیغ بدون شناخت امکان ندارد همان که دشمنان اسلام اصلاً کارشناسان با تجربه ای درباره اسلام و سایر مکاتب خلاف خد دارند.

 تبلیغات بقدری مهم است که آیت الله امام خمینی میفرمایند: (تبلیغات مسئله ایست، پر اهمیت و حساس، یعنی دنیا با تبلیغات حرکت میکند، آنقدریکه دشمنان با حربه تبلیغات استفاده می کنند از طریق دیگر نمی کنند): و در جای دیگر درباره جنگ میفرماید: (سلاح تبلیغات از سلاح جنگ برنده تر است) در واقع ما اگر خواستیم برای گسترش اسلام موانع را با قدرت نظامی از سر راه برداریم در درجه اول برای ایجاد انگیزه و عشق در رزمنده احتیاج بتبلیغ داریم و تبلیغ مؤثر بدون شناخت نمیشود از یکطرف دشمن و عقیده فاسد او را باید برای کسی که میخواهد از جان خود سرمایه بگذارد کاملاً روشن کرد تا عداوت در دل او جوشان گردد و از طرف دیگر اسلام را بطوریکه حسین وار همه چیز خود را در راه دین اسلام بدهد. روشن وگویاه سازیم به هرصورت حرکت وسیله نقلیه به بنزین نیاز دارد.

6) شناخت در نگاه حکومت اسلامی: قبل از هر چیز باید دانست که مسئولیت گسترش اسلام و کلاً تبلیغات برعهده سه گروه است یک گروه علما هستند که به طور رسمی الزاماً این رسالت را در جهتی خاص برعهده دارند و باید با صراحت و مستقیماً و با تمام وجود و توان وارد کار شوند، گروه دوم توده مردم هستند که باز این رسالت را در جهت خاص خود برعهده دارند که مناسب کار خود مستقیم و یا غیر مستقیم باید وارد کار بوده در جهت علما و یا خود مستقلاً گام بردارند و گروه سوم دولت مردان حکومت اسلامی هستند که باید نقش خود را برای گسترش اسلام در تمام ابعاد مربوطه ایفا کنند و گاهی این طور است که این سه گروه هر کدام می تواند درجهت خاصی فعالیت کرده و نقش داشته باشند که برای گروه دیگر امکان ندارد من باب مثال تمام مبلغین امکان ندارد صدایشان از طریق رادیو و... به گوش جهان برسد و یا توده مردم وقت و توان سخنرانی و نوشتن کتاب را ندارند اما میتواند با پول خود دیگر امکانات، رفتار و کردار خود در میان افراد مکاتب باطله، با تماس ارشاد گرایانه با آنها در حد و توان خود گام های مؤثری بردارند به هر صورت هر کدام از اینها بدون شناخت نمیتوانن مفید و مؤثر باشند به چند جهت لازم است که دولت و حکومت اسلامی مکاتب دیگر را بشناسد.

1) واردات و صادرات: تاریخ این مطالب را کاملاً بیاد دارد و فریاد میزند که استعمار تاکنون توانسته با کالای صادراتی خود در جاهای غیر قابل نفوذ نفوذ کند و یا فرهنگ و ایده خود راحتی به وسیله آلات بازی کودکان، لباس، مدها، تجملات و.. در اعماق و روح و جان افراد جا داده و فرهنگ اصیل آن مردم  را از آنها بگیرد و یا رنگ آمیزی، علیل و ناتوان سازد. لذا هنگامی که دولت میتواند جامعه اسلامی خود را از این خطر بر حذر دارد که شناخت کاملی در باره آن مکاتب و شیوه استعمارگران که از این کانال در جامعه راه می یابد داشته باشد.آن کالاهای نا مناسب را منع کند در انقلاب و حکومت اسلامی شاهد بودیم که مخالفین حکومت اسلامی سعی داشتند با کالاهای وارداتی غربی نسل جوان را از انقلاب بگیرند که دولت حکومت اسلامی با شناختی که از این جریان داشت کاملاً جلوآن را گرفت. از یک طرف دولت باید مراقب  واردات باشد تا انسانها در دام زالو صفتان قرار نگیرند و از طرف دیگر برای نجات انسان ها باید مراقب صادرات باشد و با شناختی که ازکشورهای مربوطه دارد کالا به گونه ای باشد که قهراً پیرامون مکاتب باطله را متوجه اسلام سازد که جمهوری اسلامی ازاین شیوه بهره گرفت و صادرات ایران اعم از تبر پاکت نامه، خوار وبارو... همه حاکی از انقلاب و اسلام بود در واقع اگرما شناخت کافی داشته باشیم همان طور که استعمارگران ازاین سلطه استعماری خود تحکیم می بخشند و مایه فساد جامعه و نسل انسان ها می گردند ما اسلام را در جهان حاکم نموده و در جهت بهبود زنگی و سعادت دنیا وآخرت انسانها می کوشیدیم آنها تخریب می کنند ما آیاد می کردیم همان طور که مسلمین در اسپانیا کردند و تمدن اسلامی را به اروپا بردند و اروپای بی سواد را در دانشگاه های خود مجانی باسواد کرد.

2)دولت و تبلیغات: قبلاً اهمت تبلیغات روشن شد و گفته شد که تبلیغاتی خاص دولت است که در دست توده مردم و یا علما بطور گسترده نمی تواند باشد. و این که بعد از رسالت تبلیغ و گسترش اسلام برعهده حکومت اسلامی است رادیو و... که می تواند در سطح جهان و با هر زیان بین المللی گسترش یابد و بگوش ها برسد بسیار مؤثر و همگانی است و از ادیان دیگر شنوندگان زیادی خواهد داشت که از طرق دیگر نمی توان به آن اندازه شنونده داشت این امر مهم گویای این است که هرچه مجریان این برنامه ای رادیو ئوی فیلم سازی و... شناخت بیشتر درباره ادیان و مکاتب داشته باشند به همان اندازه کارآنها مؤثر خواهد بود. لازم است مجریان تبلیغات بین المللی در واقع شناخت آنها هم بین الملی و گسترده باشد و الا کار مفید انجام نخواهد گرفت. در حال حاضر جمهوری اسلامی درصدد برآمده و رسانه های خود را از نظر کمی و کیفی تقویت می کند تا بتواند به همه زبانهای بین المللی بخوبی اسلام را به جهان معرفی کند که اگر مجریان شناخت کافی داشته باشند و از شیوه های تبلیغی درستی برخوردار باشند بزرگترین خدمت را میتواند به اسلام و جامعه رسانی کرده باشند.

7=  لذت بخشی درنگاه خود شنا شناسی

 همانطور که در حدیث، جاهل را مرده پنداشته به هر اندازه و در هر چیزی انسان جهل داشته باشد به همان اندازه مرده است خواه آن علم و آگاهی در کارهای مادی و معنوی او نقشی داشته باشد یا نداشته باشد همین که چیزی را نمیداند و دیگران آن را میدانند مثل اینکه بر ذهن او بار سنگین حمل شده، نداسنی ها در وجود او سنگینی می کند، علی الخصوص در جاهائی که اکثر افراد بدان علم آگاهی دارند، همین سنگینی خود یک نوع مردن و بی روحی است مثل اینکه قسمتی از بد او روح ندارد بنا براین صرف نظر از هر نیاز خارجی خود شناخت، علم وآگاهی دوست داشتنی و لذت بخش انسان هرچه اطلاعات بیشتری داشته باشد در اوقاتی که با خود خلوت میکند وقتی وار بوستان و گلستان آگاهی های خود میشود و درآن بتفریح و تفرج میپردازد واقعاً لذت بخش است درختهای سر سبز، گلهای رنگانگ. میوه های گوناگون واقعاً جلو خاصی دارند انسان وقتی چیزی را میداند همین که به آن رجوع میکند واقعاً لذت میبرد روی همین جهت است که میگویند داشمندان خیلی دیر پیر و ازکار افتاده میشوند هرچه پیرتر میشود برعکس جاهین شکوفاتر میگردند.

 اطباء روانشناس عقیده دارند چیزی که برای انسان سؤال انگیز است باید فوراً آن را بپرسد یعنی جهل در اعصاب اثر منفی می گذارد همان طور که آگاهی اثر مثبت دارد این امر گویای این است که شناخت مکاتب و ادیان بر همه افراد لازم است؛ برای هر سه گروهی که قبلاً ذکر شد مفید است برای علما و حکما و زمامداران و رهبران اسلام واجب و ضروری است و برای دیگران نیز لازم است ولو اینکه به فرض برای آنها لزوم خارجی نداشته باشد اصلاً نفس علم وآگاهی برای نوع بشر مفید ولذت بخش است چو وجود او خلقت او، نحوه زندگی او برای آگاهی و آگاهی طلب است. به عبارت دیگر علم را باید به خاطر خود علم فرا گرفت غذا را برای اینکه لذت دارد خورد و هرلقمه ای لذت ندارد بید از خوردن آن خود داری کرد وقتی به خاطر خود علم فرا گرفته شود سود بخش خواهد بود و با عشق و علاقه انسان در پی کسب آن برخواهد آمد در ضمن هر کاری به وسیله آن علم به طور احسن انجام میگیرد و این علم و آگاهی است که میتواند کاملاً سودبخش باشد نه علم و آگاهی که برای کسب مقام، مال، کوبیدن هاو  بررخ کشیدن ها باشد!؟.

                                                   شنیدن خاطرات درنگاه لذت بخشی

این خاطرات را شنیدم  فرد کنجکاوی هشت سال در این موضع مطا لعه می کند چرا محققین وقتی در حال فعالیت هستند از خود بی خود وحتی خود را فراموش می کنند؟ و علت چیست؟!، سرانجام به این نتیجه می رسد که از بس از کار خود لذت می یرند خود را فراموش می کنند وحتی خسته نمی شوند!؟؛ می گویند  از ادیسون مخترع می پرسند، شما همیشه مشغول کار هستید پس کی استراحت می کنی؟ در جواب می گوید: هر وقت مرا در قبر گذاشتند!؟ یعنی خود لذات از نظر علمی باعث می شود انسان از کار خسته نشود. یکی از محقیقن همین موضوع را برای خودم توضیح داد که چنین حالی دارد!؟ البته در همه مسائل این گونه است که وقتی سر نماز تیر را از پای علی(ع) بیرون می آورند و حضرت خبر نمی شود دلیل آن این که با معشوق خود( خدا) درحال گفتگوق است و به قدری لذت می برد که حتی خود را فراموش می کند!؟ چرا راه دور برویم که شما وقتی با معشو زیبا روی خود حرف می زنید حتی درد خود را احسانی نمی کنید!؟ ای کاش داشمندان از نظر علمی روشن می کردند این لذت چه اثری بر روی گلبول های... بدن می گذارد  وچگون انسان  حتی خود را فراموش و احساس خستگی هم نمی کند!؟. که البته در همین حد هم توضیح مفصلی دارد ولی اگر درخانه کس است یک حرف بس است. که ما تأثیر علم ودانش را بدانیم ودر پی کسب علم وشناخت باشیم تا روحمان زنده ودارای پر و بال باشد نه مرده و زمین گیر.