لزوم شناخت در نگاه علماء ربانی ( از کتاب شناخت)
قبل از مطرح نمودن موارد این قسمت از بحث. همچنان که در گذشته ذکر شد شناخت شخصیت ها علاوه بر اینکه موجب اعتماد و... فرد میگرد. از همه مهم تر اینکه به آن فرد علاقه مند میگردد. به او عشق میروزد. و همین علاقه و عشق باعث خواهد شد به افراد ناروا و... تنفر پیدا کند در واقع از همه بدیها فاصله میگیرد و به همه نیکی ها نزدیک میشود از باطل جدا و بحق می پیوندد، از انحراف نجات بافته و بطرف سعادت سیر میکند و این همان معنای تولی و تبری است که در اسلام زیاد به آن اهمیت داده شده:(قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القری الشوری آیه 23) چون همین مودت است که بندگان مؤمن را به اولیاء خدا نزدیک نموده و همانند پروانه گرد شمع آنها میگردند و گاهی در صحنه های نبرد برای نجات اسلام می روند و به آن سوختن
(اثرات خارجی شناخت علما (امام خمینی) دفتر 22 جلد اول ص 304 تا...)
افتخار می کنند همان طور که در تشییع جنازه آیت الله خمینی عده ای همانند پروانه سوختند: (یک مقام مسئول بخش امداد و درمان ستاد برگزاری مراسم سوگواری امام خمینی گزارش داد. متأسفانه علیرغم تمامی تمهیدات برنامه ریزی شده به دلیل غلیان احساسات و عواطف مردم و تأثر روحی نیروهای انتظامی و مسئولین تأمین انتظامات مرامس، وادع [مردم با جنازه امام] تشییع و تدفین، 10 هزار و 879 نفر مجروح شدند... و 438 نیز بر اثر جراحات و یا ضعف مفرط بستری گردیدند و چند تن نیز به شهادت رسیدند)= مجله مرزداران سال هفتم مرداد ماه، 1368 ص 59)
و در زمان جنگ و خود انقلاب بارها ملت شعار میدادند (خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم) البته ملطب در این باره زیاد است اما همین قدر معلوم شد که شناخت علاقه را بدنبال می آورد که فرد حتی جان خود را در راه دوست مورد علاقه خود بدهد. به هر صورت در اینجا مواردی از لزوم شناخت را عنوان میکنیم تا ما را بر آن دارد که در مورد علما و لزوم و نقش آنها اطلاع بیشتری بدست آوریم.
1) رابطه علما با اولیاء و امام (ع): در گذشته گفتیم که یکی از شرایط مهم رسالت و نداوم آن است اسلامی را که پیامبر شالوده ریزی نموده و باید تا روز قیامت ادامه داشته باشد (دین محمد متصر الی یو القیامه) با آن همه حوادث تاریخی، موانع و دشمن قهراً ادامه دین بدون حامی و حافظ غیر مقدور است. و در ثانی باید کسی ادامه دهنده آن راه باشد که از جانب خداو رسول مورد تأیید و خطش همان خطی باشد که خدا معین فرموده و انبیاء و اولیاء آن را ادامه داده اند. پیامبر اسلام را شالوده ریزی میکند و به علی می سپارد و علی به امام بعد خود تا به امام زمان برسد. امام زمان(ع) هم بر اثر دشمنی مانند بنی عباس از همان بد و تولد در مخفی نگاه داشته میشود که او را هلاک نکنند و بعد هم بطور کلی از دست رسی دور میگردد در این جا با آن همه پیچیدگی زندگی اجیماعی، حلال و حرامهای مشتبه، مسائل سیاسی و... که احتیاج به هادی دارد فرد مسلمان می خواهد آئین زندگی خود را از نظر اسلام و قرآن بداند چه کسی باید جواب گو باشد آیا عقل یک بی سواد این امر را قبول میکند حال که امام زمان نیستند خداوند جامعه بشری را به حال خودش واگذار کند و آن را بدست چنگیزها، هیتلرها و... بدهد؟! یا باید فکر اساسی برای آنها از همان اول کرده باشد؟ مسلم برای مصالح جامعه از همان اول پیبینی های لازم را نموده است. او که بر فرستادن رسالت بر بندگان خویش منت میگذارد (لقد من الله علی المؤمنین از بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یعلهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین = آیه164، آل عمران) معنی منت یعنی ادامه رسالت تا روز قیامت وقتی آقا می تواند به فردی که او را سوار ماشین خود نموده منت بگذارد که او را به مقصد برساند. اگر در بین راه او را رها کند علاوه بر اینکه جای منت نیست فرد درمانده در بیابان حق دارد او را سرزنش کند. خب تو می خواستی در بین راه ما را تنها بگذاری چرا از همان مکان امن من را به اینجا آوردی و...؟ و اصولاً هیچ کس این کار را نمی کند که فردی را سوار کند و در بیابان خطرناک تنها رها کند. خداوند حتی از پدر و مادر نسبت بندگانش دلسوزتر است و کسانی را برای ادامه خط رسالت و امامت معین فرموده است: (یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اصیعوا الرسول و اولو اسلامر منکم= نساء آیه 59) که اولو اللامر هم شامل امام معصوم میگردد و هم شامل علما که خبرگان و متخصص اسلامند، نایب امامند یک فرمانده دسته (ارتش) تا یک فرد را که بتواند امر فرماندهی را همانند خودش اداره کند.که جای خود قرار دهد، جائی نمیرود و در حدیث آمده است: (العلماء و رثت الانبیاء نهج الفصاحه). وراثت در ادامه خط انبیاء و اولیا(ع).
به هر صورت با توجه به اینکه ضرورتاً ادامه راه امامان باید باشد و کسی که بتواند این راه را ادامه دهد علما هستند لازم است ما رابطه علما با رسالت را بدانیم اهمیت ادامه راه اولیاء را بوسیله علی بدانیم بدانیم که اگر این راه بوسیله علما ادامه نیابد چه خطراتی متوجه حتی جهان بشریت خواهد شد. در واقع اگر اسلام را بخواهیم اسلام بدون علما امکان ندارد که وجود داشته باشد آیت الله خمینی این نکته را مورد توجه قرار داده و در جای دیگر میفرمایند: (علماء اعلام مسئولیتشان زیاد است. چنان چه شغلشان از همه شغلها شریف تر است، شغل شغل انبیاء است و مسئولیت مسئولیت انبیاء) با این وصف همانطور که شناخت انبیاء و اولیاء واجب است شناخت علما هم واجب است بلکه از یکنظر این واجب تر است چون هر روز مانند غذای جسمی بآن نیاز داریم چون علما طبیب روحند (... این علما اگر نباشند اسلام از بین میرود. اینها کارشناسهای اسلام هستند... اسلام با روشنفکر [دارای فکر غربی] محفوظ نمی ماند روشنفکران هستند که آیه صریح قرآن را مسخره میکند:= پیامها و سخنرانیهای امام خمینی ششماهه اول 1360 ص 417 سطر 18)
2) نیازها در نگاه هر عصروزمان : همه می دانیم که زندگی انسان یک زندگی اجتماعی است و تجربه ثابت کرده که زندگی اجتماعی آئین و روش لازمی دارد که بتواند در پیچ و خمهای آن در تمام امور فرد اجتماعی درست سیر کند، طبق ملاک و معیارهائی سیر کند که برخوردها، معاشرتها، خواسته ها و... طوری انجام گیرند که به مصالح جامعه آسیب وارد نسازد با این وصف چون هر انسانی ذوق، سلیقه و فکری خاص خود دارد و علاوه بر آن هرکس به فکر منافع شخصی خود می باشد و همین امر تاکنون موجب مشکلات حاد اجتماعی بوده لذا غیر ممکن است که روابط و معاشرتها بدون یک مرکز فرماندهی تحت یک ملاک و معیار صورت بگیرد بلکه هر کسی دید و جهان بینی خود را قصد دارد اعمال کند و از طرف دیگر اگر بگوئیم دستورات ائمه صرفاً کافی است به دو جهت کافی نیست یکی اینکه شرایط زندگی همیشه درحال تغییر و تحول است و مسائل جدیدی بوجود خواهد که باید آنها طبق دستور اسلام و اخبار و احادیث تخصص ندارد نمیتواند آئین نامه ای برای زندگی خود وضع کند که طبق دستورات اسلام باشد بنا براین وجود علما که خبرگان اسلام می باشند لازم است برای اینکه ما در تمام شرایط زندگی بتوانیم با الهام گرفتن از علما کارهای اعتقادی، عبادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... خود را طبق معیارهای اساسی انجام دهیم و دچار مشکلات و زیان هائی نشویم دردرجه اول برای ایمان و اعتماد به علما باید آنها را به شناسیم چون تا ما علما را نه شناسیم به آنها ایمان و اعتماد پیدا نخواهیم کرد ما خود بارها این را در جامعه لمس کردیم،آن کسانی که نسبت به علما شناخت ندارند علاوه بر اینکه کارهای آنها اکثراً خلاف اسلام است و حاضر نیستند چیزی از علما بپرسند و یا در سخنرانیهای آنها شرکت کنند دیده شده که پشت سر علما بدگوئی میکنند و کلاً به علما بی علاقه و بی میل هستند با دیدی تحقیر آمیز و زیادی جامعه به علما می نگرند حتی به علماء عالی مقام هم علاقه ندارند!؟
و همه اینها گویای این است که از بنیاد درباره علما شناخت ندارند، رسالت آنها و نقش آنها در سلامت جسم و روح جامعه را نمیدانند ممکن است یک اطلاع سطحی داشته باشند اما این شناخت سطحی و اولیه کافی نیست و دردی دوا نمی کند. همانطور که در گذشته گفته شد منظور این کتاب از شناخت آن شناخت در حد کمال و درد، دواکن است، شناخت عمیق و لا اقل در حد معمول است، شناختی بتواند انسان را در خط درست سوق دهد و با وجود این گونه افراد مصالح و نیازهای اجتماعی در تمام ابعاد آنطور که خواست اسلام است انجام پذیرد
3)علما متخصصین در نگاه اسلام: یکی از موارد وجود و لزوم شناخت علما این است که اصولاً در جامعه هر فردی به انواع چیزهائی نیاز ضروری دارد که هرکدام خود یک سازنده دارد یک فرد به لباس، خانه...، دارد که هر کدام از اینها تأمین کننده واستادی خواهد داشت. در اینجا علاوه بر اینکه یک فرد بیش دو شغل نمیتواند داشته باشد اگر خیلی توانا باشد در دو شغل و کار میتواند متخصص باشد اما در بقیه موارد باید به دیگران رجوع کند از باب نمونه برای درمان درد به دکتر و برای دانستن مسائل شرعی یا باید یا خودش عالم باشد و وگرنه به عالم محتاج است چون هرکس بخواهد به سر حدی برسد که مسائل شرعی را از طریق عقل، نقل، نظر علما و قرآن بدست آورد اقل کم باید 50 سال در حوزه کسب علم کند. لذا امام خمینی(ره) درسخنرانیهای خود (ششماهه اول 1360 ص 417) مضمون کلامش این است که علما متخصصین حوزه و بر آورده کننده نیازهای شرعی و تکالیف مردم هستند.
بنا براین اگرهرکس بخواهد در حوزه علمیه درس بخواند تا بتواند نیاز خود را در این باره برآورده سازد اصلاً امکان ندارد و برای همه میسر نیست همان طورکه برای هرکس میسر نیست چند سال تحصیل کند تا دکتر و طبیب شده و به طبیب... محتاج نباشد و این است که بیش یک دهم مردم نمیتوانند در خوزه درس بخوانند بحدی که در مسائل شرعی و اسلامی به کسی نیاز نداشته باشند و از طرف دیگر اگر یک مسلمان بخواهد به دستور اسلام عمل نکند که علاوه بر نابودی خود او نابودی جامعه و فساد آن را در برخواهد داشت مانند کسی که مرض مسری داشته باشد و به طبیب رجوع نکند و اگر بخواهد به فکر خود عمل کند که این هم خطرناک است و اگر هرکس بخواهد در جامعه به فکر خود عمل کند که جامعه به هرج و مرح کشیده میگردد پس ناچار باید برای حل مشکلات اعتقادی... خود به خبرگان اسلام رجوع کند همان طور که اگر بخواهند یک خانه و... را قیمت کنند بخبره و کارشناس رجوع می کنند.
به هر صورت روشن است که کار شناسان اسلام علما هستند که سالها در مدارس استخوان خورد کرده و دود چراغ خورده اند تا بتواند مسائل پیچیده اسلام را بزبان ساده ما بیان دارند و این مسئله حاکی از این است که علما باید آنطور شناخته شوند که ما والدین خود را می شناسیم و شناخت را بحدی برسانیم که شدیداً به علما علاقه داشته باشیم همان گونه که مریض به طبیب آگاه و معالج خوب شدیداً علاقه دارد چون میداند که او را از رنج درد رهائی می بخشد، الهام گرفتن از علما نه تنها در زندگی اخروی نقش دارد بلکه در زندگی مادی نیز نقش اساسی دارد. در یکی از بخش های خرم آباد با خبر شدیم آقا سر حیوان را که بریده کسی به او میگوید سرحیوان را بریده و حرام شده!؟ بیچاره لاشه گوسفند را دور می اندازد و خوراک سگها میشود و حال آنکه سر حیوان را درست بریده بوده بود مسلم علما هستند که عهده دار تأمین نیازهای اجتماعی اسلامی و انسانی هستند.
4) رابط میان اسلام، علما وجامعه: دراینکه وجود اسلام به وجود علما و وجود جامعه اسلامی به اسلام بستگی دارد قبل از طرح جزئیات مطلب باید گفت: از یک طرف بطور کلی اسلام چیزی نیست که بدون عمل یک مسلمان وجود خارجی پیدا کند. اسلام هنگامی شناخته می شود که وجود خارجی پید کند این طورکه فرد مسلمان دستورات اسلام را انجام دهد (که قبلاً هم در این باره اشاره شد)، مسلمان آئینه تمام نما و عملش مجسمه اسلام است حال این عمل به دستورات اسلام است که تازه مانند کالائی موجود از بازار بدست فرد میرسد و آن را مصرف میکند. مسلم این کالا که مواد اولیه ای داشته درکارخانه ای تولید و در انبار و مغازه ای نگهداری شده تا بدست مشتری برسد. بنا بر این دستورات اسلام تا بدست ما برسد بطوری که برای عوام قابل استفاده باشد کار زیادی باید روی آن انجام گیرد و از خطراتی حفظ شود تا به طور قابل مصرف بدست ما برسد. دستورات اسلام چگونه باید از طرق مختلف مواد اولیه گرفته شود و ترکیبات آن چگونه باشد و در هر جا نسبت به شرایط زمان و مکان و افکار و برداشت افراد چگونه باید عرضه گردد. موانع موجود چگونه باید رفع و دفع گردد تا یک فرد مسلمان بتواند از دستورات درست اسلام بهره مند گردد، همه اینها برعهده خبرگان و متخصصین اسلام (علما) است و همان طورکه قبلاً گفته شد توده و عامه مردم که هرکس سرگرم کار خود می باشد اصلاً در این وادی و این عالم نیستند تا چه رسد که خود به تنهائی بتواند در این زمینه نیاز خود را برطرف سازند. علاوه بر این کاری که برعهده علما است تا اسلام حفظ شود موارد دیگر نیز خواهد بود تا اسلام حفظ و باقی بماند تا بتواند در دست رس مردم قرار گیرد که ذکر خواهد شد. ومفصل آن را باید به تاریخ مراجعه کرد.