( از کتاب شناحت)
1) خلل درکار علماء و اقعی در نگاه علماء!؟د: با کمی توجه به تقسیم علما بدو قسم و گروه نه دو قسم و گروهی که امروز مشاهده میگردد بلکه از اول بنا تاکنون بوده است مسلم از نظر فکر ایده و اینکه افکار هر کدام اثری خاص خود دارند نیز بر دو قسم خواهد بود آنهم دو قسمی که در حقیقت دو خط را دنبال میکنند گرچه ممکن است از نر ظاهر مشابه یکدیگر باشند. هما طور که در گذشته اشاره کردیم باید دانست که دو خط حق و باطل اما هر دو بنام حق در مقابل هم قرار دارند، حق و باطل دو شق بیشتر ندارد اصولاً خیلی از چی ها یک حد وسط، میانگین و برزخی دارد. در میان شب و روز وقتی وجود دارد که نه شب است و نه روز بلکه ترکیبی است از شب و روز، ترش مزه ترکیبی است از شیرینی و ترشی و... اما در حق و باطل چنین چیزی قابل تصور نیست یا واقعاً حق است یا بطور کلی باطل و بقول معروف در یک دل دو محبت جا ندارد. بنابراین علماء ربانی با علماء درباری دو قطب حق و باطلند اثر اعمال این دو نیز دو قطب است یکی اصلاح کننده و دیگری افساد گر ویران گر ضد انسانیت همان طور که در گذشته از قول رسول خدا دریافتیم که جهال متعصب و علماء لاابالی پشت آن حضرت را شکسته اند حال آخوند درباری هرچه میخواهد نماز شب بخواند، روزه بگیرد، قرآن و حدیث بخواند و... اما وقتی طوری است که سود آن در جیب استعمار میرود چه فایده دارد و چگونه میتواند حق باشد. وقتی معلوم شد که اینها کاملاً جدای از یکدیگرند همانطور که اینها مانع اهداف اصیل اسلام و علماء ربانی هستند به همان انداره اسلام واقعی و علماء ربانی مانع اهداف آنها و اهداف کسانی است که آخوندهای درباری جیره خوار و فرمان بردار آنها هستند. علماء درباری فکر و روش علماء ربانی را خلاف میل و جهان بینی خود میدانند اسلام آنها اسلام آنان ترد میکند. تازه اول کار اربابان است که باید در جهت منافع سیاسی، مادی و... اربابان استعمار خود گام بردارند با توجه به این دو منشأ و زیر بنا برای حرکت آنها باید پی ببریم که چرا اینها درکار علماء ربانی دخالت و کارشکنی کرده و میکنند در زمان رسول خدا ابولهبا ابوجهلا، ابوسفیانها درکار رسول خدا کارشکنی کردند چون فایده نداشت جنگ را بوجود آوردند. در زمان علی تا زمان امام زمان که خود زمام داران آخوند درباری بودند کارشکنی بود و بزرگترین ضربه را به اسلام واقعی زده و پشت رسول خدا را شکستند دین او را قرنها منزوی کردند پر و بال آن را شکست، او را غریب و تنها گذاشتند از دین و قرآن جز نام چیزی باقی نماند. در زمان سید جمال الدین اسد آبادی در همین ایران علماء درباری بودند که در کار او کارشکنی میکردند حداقل روش او را امضا نکردند و همینطور تا به زمان آیت الله امام خمینی مشعل دار انقلاب ایلامی که ما خود شاهد بودیم چگونه در کار و اهداف او کارشکنی کردند همین کارشکنی علماء درباری و مقدس مآب ها بزرگترین ضربه های را به انقلاب و حکومت اسلامی زد بنام اسلام با آیه قرآن و با حدیث آنطور که آنها تفسیر میکردند انقلاب، حکومت اسلامی و ولایت فقیه و... را محکوم کردند و واقعاً دل امام را بدرد آوردند، چرا؟ چون کار اینها از درون به اسلام، علما، انقلاب و... ضربه میزد و دشمنان را امیدوار میکرد دشمنان از هر جا به قدری به آنها پول دادند که با پول خیلی ها را بخود جذب کردند البته استعمارگران من غیر مستقیم و بعنوان یک وجه شرعی پول میدادند. استعمار بوسیله همین ها بسیار سعی داشت بین علما و حوزه های علمیه دو دستگی ایجاد کند که سر آنجام باهداف نهائی خود نرسید این کارشکنی ها از داخل بود که قبل و بعد از انقلاب انجام شد هنوز هم بطور مرموز ادامه دارد و بعد از پیروزی انقلاب و حول و حوش مسائل جنگ آخوندهای درباری من جمله عربستان از خارج کارشکنی کردند که در گذشته تا حدودی بدانها اشاره شد: (این آثار، کاملاً مشهود است. مثلاً بعضی را می بینیم که در حوزه ها نشسته بگوش یکدیگر می خوانند که این کار از ما ساخته نیست. چکار داریم باینکارها؟ ما فقط باید دعا کنیم و مسئله بگوئیم این افکار، آثار تلقینات بیگانگان است نتیجه تبلیغات سؤ چند صد ساله استعمارگران است که در اعماق قلوب نجف و قم و مشهد و دیگر حوزه ها وارد شد و باعث افسردگی و سستی و تنبلی گردیده و تمیگذار رشدی داشته باشند و مرتب عذرخواهی میکنند که این کارها [قیام علیه شاه و جنایات او] از ما ساخته نیست ص 165: امروز جامعه مسلمین طوری شده که مقدسین ساختگی جلو نفوذ اسلام و مسلمین را میگیرند و باسم اسلام به اسلام صدمه میزنند. ریشه این جماعت که در جامعه وجود دارد در حوزه های روحانیت است در حوزه های نجف و قم و مشهد و دیگر حوزه ها افرادی هستند که روحیه مقدس نمائی دارند و از اینجا روحیه و افکار سؤ خود را بنام اسلام در جامعه سرایت میدهند اینها هستند که اگر یک نفر پیدا شود بگوید بیائید زنده باشید بیائید نگذارید ما زیر پرچم دیگران زندگی کنیم نگذارید انگلیس و آمریکا اینقدر بما [هر چرا خواستند] تحمیل کنند، نگذارید اسرائیل اینطور مسلمانان را فلج کند. با او مخالفت میکنند)= ولایت فقیه ص 173).
این علماء درباری در حوزه های علمیه در زمان شاه و قبل از انقلاب و اما علماء درباری استعمارگر ایده زمان حکومت اسلامی: (وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی نماها که با انگیزه های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می کنند و وقت خود را وقت براندازی آن می نمایند و با مخالفان توطئه گر و بازیگران سیاسی کمک و گاهی بطوری که نقل می شود با پولهای گزافی که از سرمایه داران بی خبر از خدا دریافت برای این مقصد می کنند کمکهای کلان می نمایند آن است که شماها طرفی از این علط کاری ها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید)...= جمهوری اسلامی 20 خرداد 1368 ص 10 شماره، 54 قسمتی از وصیت نامه امام خمینی) این نکته قابل ذکر است که این دسته از روحانی نیز در ردیف علماء درباری هستند چون همان کاری را که علماء درباری در دستگاه دولتها و زیر نظر آنها انجام میدهند اینها هم همان کار را درشکل و قالبی دیگر. درحوزه های علمیه انجام میدهند و خطر اینها بیشتر است چون هم حوزه و علماء ربانی را ضایع میکنند و هم در جهت استعمار و متن مراکز اسلامی بکارهای مخرب خود مبادرت میکنند