آیا علما میتوانند هم عالم باشند و هم شاغل؟ ( از کتاب شناخت)
آیا علما میتوانند هم کار بکنند و هم درست بخوانند هم کتاب بنویسند و مطالعه و تحقیق داشته باشند و هم کارمند یک اداره و یا متخصص رشته ای و دست بکار باشند؟ آیا یک طبیب متخصص میتواند هم طبابت کند و شغل مستقل دیگری هم داشته که زندگی و معاش او را تأمین کند و کار طبابتش رایگان باشد؟ مسلم جواب همه ایها منفی است پس چگونه یک عالم میتواند هم درس بخواند، تحقیق و مطالعه داشته باشد، کتاب بنویسد و در تمام امور اعتقادی، عبادی، اجتماعی، سیاسی و... جواب گو باشد؟ آیا میتوان با یک دست دو هنداونه برداشت؟ آیا بدون تأمین معاش زندگی میتوان ادامه تحصیل داد؟. در بحثهای گذشته گفتیم که درس و تحصیل علما علاوه بر فراگری تمام اوقات تا آخر عمر ادامه خواهد داشت و مانند دروس دانشگاهی نیست که وقتی لیسانس گرفت فارق التحصیل شد، و شغلی را انتخاب کند که درآمد مالی داشته باشد. بعضی ها عنوان میکنند علی با آن مقامش کار میکرد. آیا تاکنون روی این جهت فکر کرده ایم که اصلاً علم علی بدون تحصیل بوده و علاوه بر آن هیچوقت احتیاج بمطالعه و تحقیق نداشته؟. اصلاً این قابل مقایسه نیست. شما دیروز فلان غذا را خورده یا فلانجا رفته اید الآن اگر از شما بپرسند دیروز چه چیز خوردی؟ کجا رفتی و یا اصلاً فراموش کرده اید و یا باید قدری فکر کنید و بعد جواب بگوئید. اما علی اینطور نبود. عالم که بدرجه عالی علمی هم رسیده باشد وقتی میخواهد یکساعت سخنرانی کند بطوری که بدون جهت و با چرت گفتن وقت مردم را ضایع نکرده باشد باید یک ساعت مطالعه کند و چند کتاب ببنید. یکی از خطباء معروف که مدتی در قم برای طلاب در مورد آئین سخنرانی بحث میکرد گفت: برای یکساعت سخنرانی اگر مطالعه نشود خیانت به آن منبر است!؟. خود شما اگر کمی توجه کنید میتوانید بدانید فلان سخنران با مطالعه سخنرانی میکند یا بی مطالعه یعنی اگر بی مطالعه باشد کاملاً معلوم است. البته امکان دارد یک روحانی که شرایط برای او فراهم است در جنب درسی و یا تبلیغش چند ساعتی کار بکند و کسانی هم بوده اند که تا حدودی توانسته اند بخشی از زندگی خود را تأمین کنند اما این شرایط برای همگان میسر نیست و اگر باشد تا حدودی میتواند تأمین معاش کند و مسلم این گونه افراد به همان اندازه از تحصیل علم و یا کارهای ارشادی و... عقب خواهد ماند. و اصلاً اگر کمی دقت شود خواهیم دید که دهزار طلبه به طور مستمر باید تحصیل کنند تا یکی، دو تا مجتهد و مرجع از بین آنها پیدا شود. این یکی دو تا هم خواهیم دید که از ساداتند الآن سه چهارم طلاب عام هستند و بقیه سید با اینهال اکثر مجتهدین از سادادتند. یعنی این درسها بقدری عمیق و گسترده است که سادات اولاد ائمه (ع) میتوانند به عمق آن دست یابند. نه...
رسالت علما در نگاه تأمین آنها
در گذشته گفته شد علما که سد راه استعمارگران رهبر و آگاهی بخش توده حامی اسلام و عامل گسترش معارف اسلامند، اگر علما نباشند اسلام وجود خارجی پیدا نخواهد کرد، علما سد راه استعمار نباشند اسلام را نابود وآلت دست قرار میدهد، توده مردم بدون اسلام نمیتوانند در معنویات و حتی مادیات زنده و دارای عزت، شرف و انسانیت باشند و رسالت سنگین پساداری از اسلام و مسلمین برعهده علما است. علما به تنهائی نمیتوانند این بار شنگین را بدوش بکشند و گفتیم که ما هم وظیفه داریم علما را در هر کاری که لازم است یاری دهیم که یکی از آنها یاری علما در امور اقتصادی است. بر علما واجب ما را ارشاد و تبلیغ کنند و نباید جز آن نیتی داشته باشند و بر ما هم لازم است زندگی آنها را تأمین. نه بعنوان اینکه به آنها مزد داده باشیم بلکه به عنوان اینکه این هم یکی از نیاز اسلام و مسلمین است و روحانی بدون معاش زندگی نمیتواند این رسالت را ادامه بدهد برای اینکه مشکلاتی متوجه او نشود باید تأمین گردد.
در گذشته گفتیم که وابستگی علما درباری به خاطر همان نیاز مادی است و همین نیاز مادی باعث شده تا غلام حلقه بگوش وآلت دست ستمگران باشند. فقط یکعده از علما ربانی در تمام طول تاریخ بودند که با سخترین شرایط مادی ساختند و از هیچ قدرتی و صاحب مکنتی که امکان داشته وابسته به آنها شوند پول نگرفتند، مستقل ماندند و اسلام را حفظ کردند که اگر اینها نبودند امروز از اسلام اثری نبود و اگر می بود مانند دین مسیحیت در خط انحرافی و آلت دست استعمارگران می بود. علاوه بر همه اینها تمین نیاز روحانی بازده آن متوجه خود مردم میگردد باغبان هر چه بهتر بباع برسد و ازآن دفع آفات کند بهتر و بیشتر ثمر میدهد روحانی است که حلال حرام و... را بما یاد میدهد. ما را از قررا گرفتن زیر سلطه استعمارگران نجات میدهد اگر ما زندگی مادی آنها را تأمین نکنیم احتمال اینکه عده ای از آنها به سراق ان درباری بروند هست، عده ای ببعضی از پول دارهای نا مناسب وابسته شوند هست، احتمال اینکه در موارد به خاطرات ملاحظاتی واقعیت را کتمان کنند هست که من خودم شاهد این گونه مسائل و ضایعات بودم و گناه آن متوجه ما میگردد که علما را گدا، سربارجامعه و... تلقی میکنیم. در همین ایران عکس آن را هم مشاهده کردم که مردم با کمال احترام زندگی مادی روحانی محل خود ما را تأمین میکردند. بر ما لازم است که در همه جا این روش ساری و جاری باشد. و این هم که در قرآن آمده (و ما اسئلکم من اجران اجری الا علی الله= شعرا 127) این بدان معنا است که خدا از ما مزد رسالت نخواسته یعنی وقتی ما چیزی میدهیم نباید در عوض و بهای رسالت باشد همان طور که رسالت و ارشاد نباید برای کسب معاش باشد یعنی طبیعت رسالت این گونه است و باز به این معنا نیست که ما هم نباید زندگی علما را تأمین کنیم البته اگر از راه دیگری تأمین شود چیزی بر ما لازم نیست کما اینکه میگویند آیت الله بروجی از استفاده املاک خودش تأمین میشده اما تعداد این گونه افراد بسیارکم است. و اگر زندگی علما از راه دیگر تأمین نشود ولو برای اینکه خطراتی متوجه روحانیت، اسلام و... نشود. باید بار افتاده را از زمین بلند کرد.
در چند جمله کوتا این موضوع را اضافه کنم درمان درد... آخرتی ما که برای زندگی ابدی است مهم تر است یا درد جسمی دنیا؟ برای درمان درحال حاظر( سال1395) وزیت دکتر20000، تومان است که یک نخسه دارو برای می نویسد. نجات از بیماری جسمی مهم تر است یا نجات از بیماری اخلاقی که اگر درمان نشده از دنیا برویم به قول قرآن تا ابد باید در آتش جهم باشیم؟ برای درمان بیماری یک ساعت در صف نوبت می ایستیم آیا برای آخرت هم همین طور است؟( نحل آیه 29،احزاب 65، زمر 72،غافر 76، طلاق آیه11)
موقعیت علما در نگاه فقر فرهنگی... مردم
در گذشته گفته شد که بازده علما به خود توده مردم باز میگردد و در واقع توده مردم هرچه داده اند آن را با دست دیگر باز میگرند با همان دستی که داده آن را با همان دست اما بطور غیر محسوس پس میگیرند همانطور که باغبان هرچه صرف باغ میکند روزی به شکل آن را باز پس میگیرد چون داده بود پس گرفت. وقتی تاریخ را مطالعه کنیم و کمی درجامعه خودمان دقت کنیم خواهیم دید که فرهنگ سالم، زندگی شایسته و راحت دنیا بوجود علما و اسلام واقعی بستگی دارد و اینها هستند که بطور کلی جلو فقر فرهنگی و جلو فقر مادی را میگیرند اگرکمی به اروپا و آمریکا سرکشی کنیم خواهیم دید که اعتیاد، فحشا و منکرات چگونه شرف، عزت و... انسانی را دارد لگدمال می کند و حتی زندگی مادی انسان را به خطر انداخته با علت اینکه اسلام در آنجا حاکم نیست علماء الهی و اسلامی و علماء ربانی درآنجاها تسلطی ندارد که اثر گسترده داشته باشد علماء آنها کشیشهائی هستند که از یکطرف آلت دست استعمارند و از طرف دیگر آئین تحریف شده مسیحیت را بازگو میکنند که جز بدبختی چیزی دربرندارد درآمریکا لاتین و آفریقا بر اثر شیوه های بهره کشی استعمار سالی میلیونها کودک بر اثر گرسنگی، نداشتن، بهداشت، امکانات پزشکی و دارو جان میدهند، دچار امراض مزمن و سؤ تغذیه میگردند، آنهائی هم که زندگی ای دارند زندگی همراه با فقر و رنج و مهنت است. مسلم اگر علمائی مانند ایران می بودند که جلو نفوذ استعمار را می گرفتند کار به اینجا نمی کشید که ذخایر و هستی مردم بطرق مختلف برده شود و سران این کشورها هر کدام ده الی 30 میلیارد دلار بدهکار سرمایه داران غربی باشند که حتی قادر بپرداخت بهره آنها نیستند. و اگر استعمار نفوذ کرده استعمار را از کشور خود بیرون کنند همان طور که ملت ایران برهبر روحانی و آیت الله خمینی توانست استعمار آمریکا را از ایران خارج و موقعیت او را در جهان دچار ضعف کند و این علما بودند که از اول نگذاشتند استعمار انگلیس و بعد از استعمار آمریکا در ایران ریشه برند. در زمان شاه ما خود شاهد بودیم که کشاورزی و دامداری رو به نابودی بود. حال برای نمونه مواردی از آثار شوم خلاء روحانیت را در غرب و آمریکای لاتین و آفریقا می آوریم تا مطلب قدری روشن تر گردد: (مدیرکل سازمان خواروبار و کشاورزی، جهان اعلام کرد سال گذشته بر اثر گرسنگی2 میلیون کودک در جهان به هلاکت رسیده اند)= جمهوری اسلامی 20 اسفند 1360) ونیز (5/1، میلیون نفر در جهان غذای کافی برای خوردن ندارند، بعضی خواسته اند عامل گرسنگی را ازدیاد نسل بدانند و حال آنکه طی یک محاسبه زمین قابل کشت بمیزان تعداد نفرات وجود دارد. بنابراین گرسنگی جز یک پدیده استعماری و گسترش تسلیحات و ابزار جنگی چیزی دیگر نیست)= رادیو ایران 22/4/1366) ونیز(روزانه... 47 کودک از گرسنگی در آمریکای لاتین و آفریقا جان میدهند. و طبق گفته دست اندرکاران، گرسنگان تا سال 2000 یا 600 و حتی 800 میلیون تن بالغ میشود)= جمهوری اسلامی 18 فروردین 1362) کل بدهی کشورهای آمریکای لاتین به سرمایه داران غربی از این قرار است (کل بدهی از سال 1974 تا سال 1983، 6010 میلیارد و چهار صدم میلیارد دلار. و پرداخت اصل بدهی و ریج و بهره پول سالانه. از سال 1974 تا سال 1983، 2/628 میلیارد دلار بوده است)= اطلاعات 25 دی ماه 1364) ونیز(... براساس گزارش انجمن حمایت از کودکان، سالانه بیش از 20 هزار کودک و نوجوان 10 تا 14 ساله در اتیا مورد تجاوز قرار میگیرند و عجیبتر آنکه 45 درصد از این تعداد قربانیان دیگر اعضاء خانواده هخویش هستند. این آمار تکان دهنده حاکمیت 60 در از موارد، وجود تجاور در خانواده مربوط به تجاوز پدران یا ناپدری به دختران، 30 درصد مربوط به تجاوز برادران به خواهران و 10 درصد تجاوز مادران به پسران نجوان میباشد. که البته این تعداد، تنها مربوط به مواردیست که بدنبال شکایت از طرفین بدادگاه ثبت شده است... لازم به یادآوریست. براساس آمار منتشر شده در سال گذشته. تعداد قربانیان تجاوز، در میان کودکان در آمریکا، یک میلیون و 200 هزار نفر در آلمان غربی، 200 هزار نفر در انگلیس، 60 هزار نفر در فرانسه بوده است)= جمهوری اسلامی 22 اسفند 1364) ونیز (... گزارش گر روزنامه پیشین نیویورک تایمز در بخش خاورمیانه در مورد انقلاب اسلامی میگوید. با تطبیق مداوم اسلام بدرون زندگی روزانه مردم ایران، امور دولتی و جامعه، در واقع جان تازه ای یافته و مبنای فرهنگی تازه ای آنطور که رژیم جمهوری اسلامی مشتاق آن است..). رادیو ایران 11/1/1368 نقل از رادیو بیگانه) ونیز (آیت الله خمینی مردمی بود که توده ها را با کلام خود مسرور میکرد و به طرفداران بی شمار خود اطمینان و اعتماد بنفس می بخشید تا قادر باشند هر قدرتی را که در مقابلشان بایستد بزانو دربیاورند. وی ثابت کرد که حتی میتوان در برابر قدرتهائی نظیر آمریکا ایستاد و نهراسید)= رادیو ایران 28/3/1368 نقل مطبوعات خارجی) این است اثر وجود یعلما در ایران و آن است اثرات سوء خلاء وجود علماء ربانی و دارای اقتدار در کشورهای غربی، آمریکای لاتین و آفریقا ما باید وجود علما را مقتنم دانسته و آن را حفظ کنیم. این بهترین دلیل بر وجود علمای اسلامی در زنگی دنیویاست که قهراً زندگی اخروی ایده آل را هم همراه خواهد دارشت.
آیا علما میتوانند بدون اشتباه و خطا باشند؟
یکی از اموری که باعث میگردد افرادی از علما فاصله بگیرند این است که انتظار دارند حتی کوچک ترین گناهی از یک عالم دیده نگردد حتی گاهی بعضی از کارها و چیزها که برای افراد مباح است انجام آن برای یک عالم گناه به شمار می آید!؟. با این انتظار آیا امکان دارد یک عالم هر چند زاهد و متقی باشد گناهی از او سر نزند؟ قبل از پرداختن به جواب این سؤال این نکته را باید یادآور شد که ما درگذشته علما را بدو قسم (علماء ربانی و علماء درباری) تقسیم کردیم، و گفتیم که حساب علماء درباری از حساب علماء ربانی بطور کلی جدا است چون سرانجام و نتیجه خط و روش آنها به زیان اسلام و به سود ستمگران و حکام جور است. و به عبارت دیگر آنها دسته باطل و علماء ربانی را دسته حق عنوان کردیم در اینکه آیا علما می توانند بدون اشتباه و خطا باشند. این بحث ربطی به آنها ندارد و آنها کاملاً درخط دیگر قرار گرفته اند و این بحث به علما ربانی مربوط میگردد گرچه همان آخوندهای درباری داخل این مقوله اند اما چون بطور کلی وجود آنها برای اسلام زیان آور است دیگر قابل توجیه نیست که موجب اشکال توده مردم واقع نشود اشکال توده مردم به عنوان علماء منحرف بر آن ها وارد است و باید بدین گونه باشد و مرز آنها جد و از چرکه روحانیت جدا شوند و بقول امام خمینی عمامه آن ها را بردارند و این لباس را که برای خود پوششی قرار داده انداز تن آنها کنده همان طور که بعد از استقرار حکومت اسلامی عده ای از این گونه علماء درباری و فاسد خلع لباس شدند.
علماء ربانی هم نمیتوانند بی گناه باشند
ما از یک سو باید بدانیم که درگناه کردن عالم و غیر عالم یکسانند؟ یعنی آنچه که باعث میگردد انسان گناه کند و مرتکب اشتباه و خطا شود در یک روحانی و برای یک روحانی هم موجود است و در ثانی نظام خلفت بر مبانی شدن و از صفر شروع کردن تا رسیدن به کمال است، زندگی دنیا زندگی افتادن، بر خواستن، جهل، خطا، اشتباه و نشیب و فراز است انسان از صفر شروع میکند تا به کمال برسد و تا به کمال برسد دچار اشتباهات خطاها و گناهان زیادی خواهد شد و روی همین جهت است که کلمه (غفور رحیم، تواب الرحیم) زیاده در حد در قرآن تکرار شده که دلیل بر این است که هیچ فرد بجز معصوم نمیتواند از گناه، اشتباه و خطا بدور باشد حتی آنها هم ترک اولی و گناهانی که خاص خود آنها در براد خدا هست دارند که علی (ع) در دعای کمیل آنطور بدرگاه خدا از گناه (نه گناه متعارفات) می نالد و کلاً در عالم ماده کمال مصلق وجود ندارد و کمال مطلق خاص خداوند عالم است و خاصیت عالم ماده این است که میان ناخالصیها جهش کرده خالص شده و به ارزشاهای انسانی دست یابد یعنی همان ناخالصی ها است که ارزشها را بدنبال خواهد داشت. اگر کمی روی طبیعت و اشیاء مطالعه کنیم خواهیم دید دیگر اشیاء هم کمال مطلق نخواهند داشت، عدم کمال و ضایعات نیز در آنها هم بچشم میخورد. درخت هزار شکوفه دارد بعد خواهیم دید پانصد میوه بیشتر همراه نداد در میان میوه ها کوچک، بزرگ و گاهی کرم خروده وجود دارد بعد خواهیم دید از هزار شکوفه پانصد تای آن بر زمین ریخت و پایمال گردید و نباید توقع داشته باشیم که ای کاش آن پانصد هم میوه میشد. علماء درباری ضایعاتی است که از بدنه علما جدا شده و پایمال میگردند و باید هم پایمال شوند باقی مانده از میوه ها هم همه یکسان نیستند چون شاخته و اصل هرکدام آنها با هم فرق دارد آن دانه سیب کرم خورده مسلم علت اصلی آن از شاخته آن است از سوی دیگر بدون اجتماع آمده و کمی دقت کنیم خواهیم دید در تمام اصناف و اقشار هم ضایعات دور ریختنی دارد و هم همه افراد از نظر ایمان تقوا و عدم ارتکاب گناه یکسان نخواهند بود. اگر این مسئله در میان دیگر اصناف جامعه وجود نداشت میشد توقع داشت که روحانی بدون اشتباه و گناه باشد. اگر ما توقع و انتظار داشته باشیم که روحانی نباید گناه کند همینکه گناه و خطائی از روحانی دیدیم فوراً دچار شک و تردید میشویم البته باید توجه داشت که این توجیهات دلیل براین نمی شود که گناه روحانیت ولو هرچند جزئی بدون مؤاخذه خواهد بود. علاوه بر اینکه مؤاخذه دارد یک گناه بزرگ افراد عادی و یک گناه جزئی یک روحانی از نظر مؤاخذه یکسان است اما حرف این که نباید این گونه مسائل باعث شود که بطور کلی ار روحانیت کناره بگیریم، نباید باعث شود که برچسبهای استعمار تقویت کنیم، نباید باعث گردد در پی شناخت علما نباشیم، علیه آخوند های درباری قیام نکنیم، نباید باعث شود عمل ناپسند یک عالم را بدیگران قیاس کنیم و خلاصه نباید باعث شود که دست از یاری علما برداریم. ما باید مجموعه علما وآثار مثبت آن را در نظر بگیریم و زیاد در جزئایت فرو نرویم به طوریکه باعث دلسردی ما نسبت به علما شود، رفیق همینکه به ما خیانت نکند و با ما هماهنگ و یک جهت باشد کافی است دیگر لازم نیست جزئیات دیگر او را بدانیم آیا وقتی میخوابد در خواب خور خور میکند، در غذا خوردن، آیا کف و پا و یا دهان او بو میدهد، قیافه خوب است یا بد و... ممکن همین رفیق ما در خواب خور خور کند و... بد قیافه باشد لکنت زیان داشته اینها ربطی که ایمان امانت داده و... او ندارد بلال حبشی سیاه و بد قیافه و زبانش لکنت دار اما بهترین مؤمن است بهر صورت اگر در بین علماء ربانی دیده میشود سر بعضی از نظر تقوا و زهد در حد کمال نیستند و یا گاهی مرتکب اشتباهی می شوند ما باید بمجموع علما نظر کنیم که چه نقشی دارد و در جهت اسلام و مسلمین چگونه است
چرا اشتباهات علما بزرگ دیده میشود؟
و بعبارت دیگر چرا اعمال علما بیشتر زیر ذره بین و مورد دقت قرار میگیرد؟ اصولاً همه توده مردم نسبت به علما اینطورند تمام جزئیات اعمال علما را زیر نظر دارند و اگر عمل نادرستی از عالمی سر بزند هر چند عمل جزئی و از گناهان کوچک باشد در نظر آنها جلوه بزرگی دارد هم مرتب اعمال علما را زیر نظر دارند، هم آن را بزرگ می بینند و هم هرچند دیدند آن را فراموش نمیکنند. دشمنان به همین گونه اعمال علما را در نظر دارند و هدفشان این است که اگر عمل نادرستی از آنها سر بزند هرچند کوچک باشد آن را بزرگ نموده و به ایراد واشکال پرداخته، علیه آنها تبلیغ کرده و توده مردم را نسبت به علما بدبین کنند اگر از عوامل استعمار باشد مسئله انگ، برچسب، تهمت زدن و... علیه علما از همین جا شروع میگردد یعنی باید یک بهانه مردم پسند درکار باشد مانند کفار قریش که یتم بودن، دختر داشتن را برای پیامبر(ص) نقص دانستند، معجزه او را به نام دیکر در توده مردم جا زدند و با این بهانه ها علیه او تبلیغ کردند و توده ناآگاه را علیه او شورانیدند حضرت موسی (ع) قرار بود 30 شب برای مناجات درکوه طور بماند خدا مصلحت دیده و ده شب به آن اضافه کرد. سامری فرصت را غیمت شمرد. آن را بهانه کرده و گفت: ای مردم موسی به شما دروغ گفت است. توده ناآگاه باور کرده سامری که دید تیرش کارگر افتاد فوراً گوساله را درست کرد و مردم را گرد خود جمع کرد.
و دوستان اعمال علما را کاملاً زیر نظر دارند بچند جهت. یکی اینکه بینند علما که خود مدعی انجام کارهای درست و ترک کارهای نادرستند اگر واقعاً خودشان هم عمل میکنند ایمان و اعتقادش بر صداقت علما افزون گردد و او هم با دلگرمی آن اعمال عمل کند دوم کسانی هستند که محدودیت های اسلام برایشان سنگین است درصدد هستند بهانه ای بدست آورند و از زیر بار پاره ای از دستورات اسلام شنافه خالی کنند ما هم خواهیم کرد، چون فلان عالم را دیده ام این کار را نمی کند یا فلان کار را میکند ما هم مثل آنها. سوم وعده زیادی هستند که در واقع در پی انتخاب علماء خوبند میخواهند بدانند کدام یک از علما بهترند که به آنها بگروند و اعمال آنها را سرمشق و الگوی کار خود قرار دهند لذا همیشه اعمال کلی و جزئی علما را زیر نظر داشته و با هم مقایسه میکنند که این بهترین کار است و واقعاً باید اینطور باشد تا هم علما بفکر باشند خود را اصلاح کنند و هم اینکه امور اجتماع بدست کسانی که هنوز به سر حد کمال نرسیده اند و یا اینکه روحانی نما و... هستند قرار نگیرد.
و این هم که میگویند باید امام جاعت عادل باشد روی همین جهت است و اینکه اعمال نا پسند علما بزرگ دیده میگردد روی همان اصل است که توده مردم انتظار دارند علما که خود مدعی هستند و دیگران را دعوت بترک اعمال نادرست و انجام کارهای پسندیده می کنند خودشان نیز به همان گونه باشند وقتی با خلاف انتظار خود روبرو شوند عمل ناپسند عالم در نظر آن ها بزرگ جلوه میکند که در واقع بزرگ بودن آن در احادیث هم ملحوظ شده است. چندین گناه از فرد عادی بخشیده میگردد قبل ازآن که یک گناه از عالم بخشیده گردد. عالم گناه کار در جهنم بوی بدی دارد که جهنمیان را آزار میدهد گاهی انجام مکروهی برای عالمی حرام است و حال آنکه برای توده مردم چنین نیست. خلاصه زیر ذره بین قرار گرفتن اعمال علما و بزرگ جلوه کردن آن بدون جهت نیست که آنچه در حال حاضر بنظر ما آمده بود ذکر شد.
جنبه های مثبت و منفی را با هم به بینیم
همچنانی که در گذشته گفته شد غیر ممکن که انسان خاکی در عالم ماده، با وجود جهل، پیچیدگی مسائل، مشابهت اعمال خوب با بد و بد با خوب در مواردی به جز معصوم دیگر کسی را پیدا نخواهیم کرد که دور از اشتباه، خطا، فراموشی و گناه باشد وکلاً وقتی اشیاء عالم را مورد توجه قرار دهیم به جز خداوند چیزی را نخواهیم یافت که خیر محض باشد برق، ماشین، آتش،آب، طوفان، غذا و... که تمام نیازهای انسان را تأمین میکنند نمیتوانند خیر محض باشند. همین ها تاکنون صدها هزار از این انسان قربانی گرفته اند که آمار و ذکر تاریخ آنها لزومی ندار انسان هم یکی از موجودات عالم است که نمیتواند خیر محض باشد به این معنا که امکان ندارد از اشتباه و خطا دور و مرتکب گناه نشود.
بنابراین ما نباید یک بدی که از عالمی دیدیم و دانستیم که تعمد و غرضی در کار نیست آن را بزرگ نموده و به همان جهت جنه های مثبت او را نادیده بگیریم همان طور که جنبه های منفی او را در نظر داریم باید جنبه های مثبت او را نیز در نظر داشته باشیم و آنها را با هم مقایسه کنیم اگر واقعاً جنبه های منفی در حد معمول است که خواه و ناخواه هر انسانی نسبت بخودش ناگزیر از آن است باید آنها را نادیده گرفت. اگر از حد معمول زیادتر است به هر شکل ممکن درصدد اصلاح آن بود و دیگر همین قسم در حال تکامل است و امید به بهبود آن است باز باید آن را بحال خودش گذاشت تا با سیر طبیعی خود به سر حد کمال برسد. اما اگر جنه مثبت و منفی از هر نظر با هم مساوی هستند و یا اینکه جنبه منفی از جنبه مثبت می جرید و امیدی به سیر طبیعی و تکامل آن نیست در اینجا خطرناک است و نباید گول جنه های مثبت را خورد که این گروه را میتواند گفت همان علماء درباری و مقدس مأبان استعمار برگزیده و آلت بی اراده در دست استعمارند و اینها هستند که نباید جنبه های مثبت آنها را بحساب آورد هر چند علامه باشند یک طلبه مبدتی سالم و رو بتکامل بدهها مانند او شرف دارد. علماء بزرگ و عده ای از مفتیان (و بقلو ما مجتهدین) درباره ی آل سعود فتوای ناپسند علیه جمهوری اسلامی ایران دادند که ممکن است از نظر علمی در سطح بالا باشند و اصلاً ملاک علما ربانی تنها علم و یا اشتباه نکردن آنها نیست ملاک خط اصیل آنها است و این است که در پی رسالت گسترش اسلام واقعی هستند نه اسلام آمریکائی (بقول امام خمینی) که در یکی از بیانه های اظهار داشتند میخواهند اسلام آمریکائی را بخورد این مردم بدهند. به هر صورت حرف ما درباره علماء ربانی است که اگر اتفاقاً چیزی از آنها دیدیم باید جنبه های مثبت آنها را هم در نظر بگیریم و به مجموع علما و نتیجه کار آنها توجه کنیم و زیاد به مسائل ریز نپردازیم، و در تمام شرایط و صحنه ها در کنار آنها باشیم آنها را بهتر و بیشتر بشناسیم و برای آنها ارزش و اهمیت قائل باشیم (... قیل یا رسول الله و ما دخولهم فی الدنیا قال اتباع السلطان فاذا فعلوا ذالک فاحذروهم علی دینکم)= کافی جلد 1 ص 46 رسول اکرم (ص)) بنابراین این طرد عالم گناه کار هنگامی است که خط او جدا شود و یا گناه کبیره انجام دهد و الا بخاطر چند جنه منفی جزئی نباید جنبه های مثبت را به رخ کشیده وافشا کرد.
انسان فطرتاً روحانی گراست
و بعبارت دیگر ریشه فطری تمایل به عالم و اینکه آیا زندگی دنیا بدون عالم و علما می تواند به سلامت سیر کند؟ قبل از هر امری باید یادآور شد که در گذشته درباره لزوم شناخت و وجود علما بحث کردیم و تا حدودی از نظر شرایط ظاهری و نیازهای موجود لزوم شناخت و اهمیت وجود علما به اثبات رسید و موردی هم داشتیم که حتی چنگیز مغول و مانند او در قدیم و دولت کمونیستی افغانستان بدون علما نمی توانند باشند و علمان در باری که خریده اند و یا بمیل خود تربیت کرده اند دارند که گفته شد یکی از علل مهم آن این است که توده مردم نیز طبعاً روحانی گرا هستند و چون آنها را به یک مبدء غیبی که جاذبه فطری انسان به طور ناخودآگاه کشش دارد، سوق داده و دعوت میکند به گفته علما نوعاً ایمان و اعتقاد دارند ولو یک ظالم ستمگر را به شکلی برای توده مردم توجیه کنند چون مردم به حرف او اعتماد دارند گرد او جمع میگردند در واقع یک جهت عمده آن این است که حکام جور حتی می خواهند بوسیله این علما توجه توده مردم را بخود جلب و مهر تأیید بر اعمال خود هرچه هست بزنند و از قدیم تا کنون چنین بود. و خواهد بود و شاید کمتر حکومتی بوده و یا بعداً خواهد بود که افرادی را برای این کار نداشته باشند مگر آنکه خودشان جای این نقیصه را پر کنند مانند خلفای بنی امیه و بنی عباس که خود ادعای امیر المؤمنین داشتند، منبر رفته و نماز جمعه و جماعت برگزار کردند ساسانیان بجای علما موبدانی داشتند که علی الظاهر بدستور موبدان رفتار میکردند. اما مسئله غیر از اینها است و انسان یک ضمیر ناخودآگاه دارد که قهراً او را بدان سو میکشد و بدون عالم زندگی را بی معنا و بی مفهوم میداند همین باعث میگردد که کسی را بنام روحانی و... برای اشباع این تشنگی فطری داشته باشد فوقش چون مفهوم واقعی آن را نمیدانند و نمیدانند که این علما باید چگونه باشند و چه نقشی در زندگی بشر دارند و در راه درست خودش بکار گرفته شود لذا هر زمامداری برحسب همان جهان بینی خود و یا فرهنگ و معتقدادت خاص همان قدیم بکار گرفته میشوند همانطور که انسان فطرتاً خداجو است از همان وقتی که در غارها زندگی میکرد کام تشنه اش در پی این زلال بود اما چون کسی نبود که آنها به سوی آن آب زلال هدایت کند بجای پستان پستانک را گرفتند. بجای خدا خورشید، ستاره و... و بت را که بدست خود می ساختند به عنوان خدا و یا خدای کوچک پرستش میکردند و حال آنکه پرستیدن چیزی بنام بت در زندگی مادی آنها نقشی نداشت و صرفاً در پی رفع آن تشنگی فطری بودند، درست گرایش به علما هم بدین گونه است هر حاکم و زمامداری برای جذب توده مردم و... میتواند آخوند درباری نداشته باشد و از راهها و شیوه های مختلفی که وجود دارد بهره بگیرد فوقش سرمایه گذاری و رفت بیشتر لازم دارد. بنابر آنچه گفته شد به این نتیجه میرسیم که زندگی مادی دنیا بدون روحانی نمیشود همانطور که زندگی انسان بدون عقل امکان ندارد اگر عقل از انسان گرفته شود علاوه بر اینکه از حیوان پست تر خواهد شد عدم اوضاع جسمی غذا و... و زندگی را بطور کلی مختل خواهد کرد سرزمین وجود انسان بی عقل به هرج و مرج کشیده میشود همان طور که بدن انسان تشکیل یافته از دو چیز مثبت و منفی بنام روح و جسم حاکم و راهبر وجود انسان هم دو چیزی است که بقول معروف انسان دو حجت دارد یکی حجت درونی بنام عقل و دیگری حجت برونی بنام رسول، امام که وقتی رسول و امام نباشند علما وارث و نایب آنها هستند و همان طور که در حدیث که مهر امام در نهاد هر بشری خواهد بود فهراً علما هم در نهاد هر بشری خواهد بود گاهی مشاهده میشود که آقا پشت سر یک عالم بد میگوید اما معلوم است که از ته دل نمیگوید همان طور که پدر خود بد میگوید و بعضی هستند که حتی بدون جهت پدر را میزنند اما از ته دل نگران امر است. عقل از درون و امر و علما از برون در پی هدایت انسانند مانند دو سیم مثبت و منفی کسانی هستند میخواهند فقط با داشتن عقل تنها زندگی کنند که همین عقل تنها به انحراف کشیده میگردد اصولاً کسانی که از امام و عالم دور بوده و هستند منشاء فساد و تباهی خود و جامعه هستند (رژیم عراق در حل ناچاری به علما متوسل میشود= دفتر 6 ص 56)