لزوم شناخت، اهمیت و زیان عدم شناخت تاریخ ( از کتاب شناخت)
بعد از بحث در مورد شناخت علما که قسمتی از آن محور تاریخ. دور میزد وارد بحث تاریخ میگردیم که علماء و به عقب برگردیم انبیاء و اولیاء پدر سازندگان تاریخند. در مورد بحث تاریخ قبل از ورود در اصل بحث و طرح جزئیات آن ذکر چند نکته لازم است. شناخت تاریخ دو گونه است و به عبارت دیگر ما دو تاریخ داریم 1 تاریخی که گذشته و بوسیله کتب تاریخی ما از تاریخ گذشتگان درس گرفته و تجربه کسب میکنیم و 2 تاریخ هر نسلی در متن آن قرار دارد و فرزند آن تاریخ است و یا به عبارت دیگر سازنده آن تاریخ است. حال بحث ما عمدماً محور تاریخی دور میزند که سازنده آنیم، فرزند آنیم و در متن آن قرار گرفته ایم و باید وظیفه خود را بدانیم
لزوم شناخت تاریخ گذشتگان و یا تاریخ گذشتگان= قبل از طرح جزئیات بحث طرح مطالب باین گونه علاوه بر اینکه حاکی از لزوم شناخت تاریخ گذشتگان است در ضمن از مطالب نیز تداعی میشود که محسنات شناخت چیست. روی همین اصل درباره محسنات بطور مستقل بحث نمیشود من باب مثال وقتی روشن شد که شناخت تاریخ بر تجربیات افزوده و توان می دهد می فهمیم که نتیجه شناخت تاریخ بهره گرفتن از تجربیات گذشتگان است و اما موارد لزوم شنا تا آن اندازه که فعلاً بنظر ما آمده از قراری است که می آید.
1) کسب تجارب: اصولاً تجربه تاریخی ثابت کرده، کسانی که تجربه بیشتری داسته اند در کار خود از دیگران که تجربه کافی نداشته اند موفق تر بوده اند و عکس آن را هم تاریخ ثابت کرده کسانی که تجربه کافی نداشته اند علاوه بر عدم موفقیت گاهی با شکست قطعی روبرو شده اند. و روی همین جهت است که در کارهای مهم و کلیدی افراد با تجربه بکار گرفته می شوند طبیب جراح با تجربه اکثر کارهایش با موفقیت انجام می گیرد و طبیب بی تجربه گاهی حادثه آخرین است طبیب کم تجربه از میان بچه هائی که خطنه کرده دوتای از آنها راه مرگ را در پیش می گیرند. و لذا در جامعه خواهیم دید که حتی افراد بی سواد هم برای حل مشگل خود و تأمین نیاز به سراق افراد با تجربه میروند. حال باید گفت که تجربیاتی که از گذشتگان بدست می آید بسیار کارساز است چون آنها کارها را آزمایش و از راه های زیادی رفته اند تا سرانجام نتیجه مطلوب رسیده اند اما ما تا چیزی را تجربه کنیم و یقین کنیم مطلوب همین است مدتها طول می کشد و علاوه برآن تجربیات تاریخی بر تجربیات خود ما افزوده میگردد و گاهی تجربیات خودمان را با تجربیات تاریخی مقایسه می کنیم و از همین راه تجربیات خود را اصلاح و یا آنها را با هم ضمیمه و بکار می گیریم من باب مثال یک تجربه جنگی را از تاریخ رسول خدا (ص) گرفته و با تجربه ای که خودمان ابتکار می کنیم و یا شرایط موجود به عنوان اصلی از آن بهره می گیرد ضمیمه کرده و بکار می گیریم. امروز تمام علوم موجود که متداول است کسانی که میخواهند در این علوم بحد کارشناسی و تخصص برسند مهم ترین رمز موفقیت آنها این است که تاریخ عملی و زندگی گذشته گان را مطالعه کنند تاریخ ابراهیم و... تاریخ بوعلی و... تاریخ سید جمال الدین اسد آبادی و... را مطالعه کنند یکی از مهم ترین رمز پیروزی آیت الله خمینی این بود که حرکت و قیام خود را آنطور شروع کرده و ادامه داد که انبیاء و اولیاء(ع) چنین کرده بودند که در گذشته گفته شد ملت ایران لقب ابراهیم، موسی، حسین زمان به او میدادند و خود امام میفرماین:(اگر قیام حضرت سید الشهدا نبود امروز [در جنگ عراق علیه ایران] هم ما نمیتوانستیم پیروز شویم). به هر صورت تجربیات تاریخی هر کدام الگوئی کاملاً که گاهی ضرورت دارد که باید از آنها بهره گرفت و بهره گرفتن از آنها لازمه آن مطالعه تاریخ گذشتگان است وقتی تاریخ و سرگذشت جنگ های جهان را مورد مطالعه قرار میدهیم در موارد زیادی به این واقعیت پی میبریم که پیروزیهائی بعد از شکست و توانائی بعد از ناتوانی اقتصادی و... به پیروزی و توانائی منجر شده که علت آن را میتوان کسب تجربه دانست که قائدتاً بعد از شکست و ناتوانی بدست می آید من باب نمونه آمریکا وقتی از زیر سلطه استعمار انگلیس خارج میگردد رفته رفته خود ابر قدرت و استعمار بزرگ جهان میشود. واقعاً مطالعه تاریخ گذشته چه چیزهائی را بانسان می آموزد . انگلستان امروز به نوعی مستعمره آمریکا است!؟
2) نتیجه در نگاه عاقبت بدکاران: راه و مسیری را که انسان طی میکند تا به نهایت برسد مراحلی دارد و هر کدام دارای خطراتی است که انسان با روشنی از آنها خبر ندارد، مسلم انسان وقتی راهی را می خواهد بپیماید و احتمال خطر وجود دارد سعی میکند از آن خطرات مطلع گردد یک ماشین تا جاده ای را از شهری به شهری دیگر طی کند در مسیر راه به بسیاری علامت خطر برخورد میکند که در کنار جاده اداره راه نصب کرده لذا کسانی که قبلاً این راه را طی کرده اند و بی احتیاطی کرده اند علاوه بر اینکه دیگران میدانند بر اثر بی احتیاطی و براثر تصادف عده ای کشته شده اند ماشین شکسته را در کنار جاده قرار میدهند تا دیگران دیده و در رانندگی احتیاط کنند. وانکهی دنیا بازار معاشرت است که کسانی در آن خسارت دیده اند هرکس میخواهد بداند علت چه بوده تا ازآن جلوگیری کنند و کلاً هر کسی در این کاری میکند که نتیجه در برخواهد داشت و با رجوع بتاریخ نتیجه کار گذشتگان کاملاً روشن است حال به این نتیجه میرسیم که انسان نتیجه کار بدکاران را نمیداند، هرچه او را از کار بد منع کنند چون نتیجه کارهای ناپسند محسسو نیست اعتنا نمی کند، احساس خطر نمی کند چون نتیجه این نوع کارهای بد را نمیداند فکر میکند کار درستی انجام میدهد فکر میکند روزی این عملش ثمر و سودی پسنیدیده خواهد داشت اما با مطالعه تاریخ گذشتگان و مقایسه عمل خود با عمل آنها پی میبرد که در اشتباه است اصولاً کسانی که مطالعات تاریخی دارند و آینده نگرند و به عاقیت کار گذشتگگان می نگرند افرادی سالم و درست کارند و برعکس کسانی که به این امر توجه ندارند زیانکار و جنایت کارند روی همین اصل است که خداوند عالم اعلام خطر نموده و زنگ خطر را به صدا درآورده. آهای انسان بدان کسانی که این گونه اعمال داشتند نتیجه کارشان پس از مرگ چنین شد و هلاک گردیدند اگر شما هم چین کنید هلاکت خواهید شد فرعون، شداد و... هلاک شدند قوم عاد، ثمود و... بر اثر زیان کاری هلاک شدند، خسارت بردند، تجارتشان خسارت برد و...: کلمه (هلک) به اشکال وصیغ مختلف در مورد زیان کارانی که هلاک شده اند حدود، 51 بار در قرآن تکرار شده خداوند عالم هشدار میدهد که ما تاریخ گذشتگان را مورد مطالعه و دقت قرار دهیم (قل سیروا فی الارض کیف کان عاقبت المکذبین) (الم یرواکم اهلکنا من قبلکم لما ظلموا= یونس 13) (و ما اهلکنا من قریه الا لها منذرین= الشعرا= آیه 208) حتی خداوند اعلام میدارد که ما زنگ خطر را بصدا درمی آوریم تا به نتیجه کار بدکاران را مورد توجه قرار دهند و... بهر صورت مطالعه و توجه تاریخ امری ضروری و لازم است خداوند آن همه سرگذشت زیان کاران تاریخ را در قرآن یادآور شده اند منطور گفتن قصه و حکایت نبوده .اداره راه این همه علامت خطر را کنار جادها نصب میکند برای زینت جاده نیست بلکه بدان جهت است که رانندگان دیده و احتیاط کنند که این همه انسان بر اثر بی احتیاطی و تصادف کشته نشوند گوشت چرخ شده آنها را در آهن خورده ها جستجو نکنند در واقع گوشت بسیاری از انسانهای زیان کار باید از لابلای آهن های پرس شده ماشین دنیا باید بیرون آورد در همین دنیا نتیجه کار بسیاری از زیان کار قبل از مرگشان ظاهر میگردد و گوشت بدن آن ها را از داخل پیچ و مهره ها باید جست و جو کرد نظیرآن شاه معدوم ایران که با خفت از ایران فرار کرد و در مصر با خواری مرد و نام ننگی او در تاریخ ایران خود باقی ماند. گذاشت آخرین شاه خسرو پرویز از سلسله ساسانی اشرافی و ستمگر در برابر لشگر اسلام به سرکردگی سعد ابن وقاس شکست خورد و فرار کرد به آسیابانی پناه برد آسیابان به فکر ربودن پولهای او در خواب سر شاه را از بدن جدا کرد، فرعون سیصد سال بهشت ساخت به محض ورود درآن را اسرائیل جان او را گرفت، مردم به سرکردگی کاوه آهنگر علیه ستمگری مانند ضحاک مار دوش قیام کردند و او را هلاک کردند.
3)تجربه نیکوکا در نگاه تاریخ: در تاریخ زبان کاران هشدار داده میشود و زنگ خطر به صدا در می آید اعلام میکند راهی که آنها رفته اند خطرناک و هلاک کننده است. اما تاریخ نیکوکاران راهنمائی کرده و اعلام امیدواری میکند اعلام میکند اگر از راهی که این گروه پیموده اند سیر کنید نتیجه سیر درکار شما این است که آثار آنان در تاریخ باقی مانده و خداوند از آن تچلیل میکند وقتی تاریخ اصحاب کهف را مورد دقت قرار میدهیم که برای اینکه زیر بار دقیانوس بت پرست نرفتند خداوند 300 سال در غار آنها را به صورت خواب نگاه داشته و بعد از آن آنها را زنده میگرداند و تاریخ آنان یکی از آیا خود میداند و یکی از سوره های قرآن را بنام آنها نام گزاری می کند این روشن میکند که نتیجه ستیز با استعمار و ستمگر در پیشگاه خداوند چقدر ارزش دارد و درهر عنصر ضد استعمار، انگیزه، عشق، امید، ایمان و پایداری ایجاد میکند، وقتی تاریخ ابراهیم و اعمالی که در حج انجام میگیرد اکثر نتیجه و آثار وجودی ابراهیم، اسماعیل و هاجر است اگر واقعاً مطلب کاملاً برای انسان جا بیفتد او هم همانند ابراهیم حاضر است فرزند خود را در راه خدا قربانی کند مادر فرزند، آماده قربانی کند، پسر خود را در اختیار پدر قرار دهد پدر کارد را بر دارد و بگردن فرزند خود بکشد، با توکل داخل آتش رفته و نترسید، فلسفه حج تاریخ ابراهیم برای این که برای هر نسل پیام آور باشد با زبان بی زبانی خود پیامهایش راه یک عمل عبادی رسانده و ابراهیمها بسازد، قیام حسین که هر سال در محرم بازگو میگردد صدها پیام سازنده دارد، تمام قیامهای اسلامی گرفته از قیام حسین است و... و خلاصه به هر شکلی و بهر رنگی تاریخ نتیجه معتقدات، ایمان، تقوا و... مبارزات و... نیکان را یادآوری می سازد. اینکه خداوند در قرآنن به انبیاء سلام میکند. (سلام علی نوح فی العالمین= 79 سلام علی ابراهیم= الصافات= 109 و 120 و 130) میخواهد اعلام کند اگر شما هم راه اینها را بپیمائید (کذالک نجری المحسنین= انعام= 84)
(لایزال (همیشه) الدین قائماً ما قامت الکعبه= امام صادق)= این تاریخ ابراهیم که در کعبه تجلی کرده، دوام یافته و اسلام را هر سال در دلها زنده میگرداند) پس بنابراین لازم است که ما تاریخ نیکان بدانیم که دانستن تاریخ نیکان با یک باور عملی قهراً باعث خواهد شد که سرنوشت تاریخ ما همانند تاریخ زیان کاران نگردد. در واقع داستش تاریخ نیکوکاران چقدر مسکلات، زیان های اخلاقی، اعتقادی، عبادی، سیاسی و... را از سراه انسان برمیدارد کسی که واقعاً تاریخ ائمه را در بعد مبارزاتی بداند. اوست که علیه استعمار قیام میکند و بوزه استعمار را بخاک می مالد همانطور که نهضت آیت الله خمینی بدین گونه بود. و بارها در سخنرانیها و بیانه های خود در امر مبارزاتی بتاریخ انبیاء و اولیاء اشاره کرد و شاهد آورد (لکم فی رسول الله اسوه حسنه) (در مقابله با اینها [استعمارگران] کسی که تاریخ انبیاء را دیده باشد و تاریخ زندگی حضرت رسول سلام الله علیه را و ائمه اطهار و اصحاب رسول الله را دیده [می ایستد]... و کسی که زندگی امیرالمؤمنین سلام الله علیه را مشاهده کند نیز همینطور بوده،...= سخنرانیهای امام خمینی ششماهه اول سال 60 ص 273) نهج البلاغه (فیض) ص 1024= اهمیت ذکر تاریخ نیکان گذشته
شناخت تاریخ در نگاه صنایع.
در اینکه کارهای علمی، هنری، اختراعات و ابتکارات بدون عشق، علاقه و انگیز امکان ندارد و اینها بدون جهت در وجود انسان شکوفا نمی شوند شکی نیست و نیز شکی نیست که کارهای هنری و... آزمایشات مشکل و در مواردی طاقت فرسا است تردیدی وجود ندارد حال آن چیزی که در انسان انگیزه ایجاد کند علاوه بر رقابت که رقابت یکی از عوامل مهم اوج گیری علم و... به شمار می آید انسان تا نتیجه کار خود را نداند و نداند کار او در جامعه تا نسلهای بعد چه اثری مثبتی دارد نمیتواند آن سختیهای کارهای علمی و... را تحمل کند. یکی از چیزهائی که در انسان انگیزه ایجاد میکند و انسان را بحرکت درآورده و در کارش استوار و مقاوم نگاه میدارد و هم جهت بکار او میدهد و کار خود را بر کلیات آن تاریخ شروع و شکل میدهد تاریخ گذشتگان وآن همه تمجید از هنرمندان تاریخ ایجاد اگیزه می کند نقش کار و آثار وجودی آنها در جامعه فرد را دلگرم، امیدار و مقاوم می سازد و تجربیات کاری او جهت میدهد و کار خود را طبق تجربیات شروع میکند و در واقع فقط در یک کلام باید گفت تاریخ گذشته پدر و یا بکوئیم مادر تاریخ بعد خد خواهد بود و همین طور تا نهایت سیر انسان روی همین اصل لازم است ما فرزندان تاریخ گذشته تاریخ خود را به شناسیم و واقعاً هرکس مطالعه تاریخی داشته و دارد درکارهای خود پیروز بوده است مخترعین و... با مطالعه تاریخ مخترین جان و توانی میگیرند که سخترین کار را در این راه تحمل میکنند: (... در روز 27 ماه اوت 1783 بیش از نصف شهر پاریس در، شان دو مارس، جمع شدند و غریو توپی برخواست: این غریو نشانه آن بود که را رها می سازند در مدتی کمتر از دو دقیقه بالون تا ارتفاع 1000 متری بالا رفت و سپس داخل در ابرها شد. در یک لحظه فریاد شادی و تحسین از تمام جمعیت بلند شد. در مقابل این نمود حیرت آورد این قدرت نمائی هوش و استعداد آدمی، مردم نعره می کشیدند، اشک میریختند و یکدیگر را می بوسیدند)= تاریخ صنایع و اختراعات چاپ سوم ص 321= پی یر روسو= تجرمه حسن صفاری) یک نمونه از تحسین مخترع یک اختراع است که همچنان در تاریخ مورد توجه است و تحرک ایجاد میکند: (ادیسون در راه این مقصود [اختراع لامپ برق] سرسختی بیمانندی از خود نشان داد... ص 615 مخترع مزبور بلافاصله شروع به بهره برداری صنعتی از اختراع خویس [کردد] روز 31 دسامبر 1879 کوچه ها شهر کوچک خود را با چراغ برق روشن کرد). ص 616 همان کتاب فوق):
امروز یکی از مهم ترین عوامل محرک و جهت دهنده، راه گشا و الگو در دانشگاهها تاریخ هنرمندان و... است. همین امر ایجاب میکند که هرکس به نبوبه خود با تاریخ مأنوس و از آن الهام گیرند و پیوند راهی باشد که گامهای سخت و دشوار آن را گذشتگان برداشته اند و باید گفت امانتی است که بدست ما سپرده اند باید آن را بدست نسل بعد برسانیم علاوه بر امانت این یک رسالت نسل بعدی است که نان آب و... را هم نمیداند و این نسل قبل است که باید نسل بعد را آموزش دهد باور کن اگر نسل قبل نباشد انسان باید مانند انسانهای نخستین سالها بدون لباس و... در غارها زندگی کنند تا به این دوره برسند که ما امروز رسیده ایم در واقع زحمات را آنها تحمل کردند و همه چیز را در دفعه اول کشف کردند و ما را به این جا رساندند و امروز ما از نانی می خوریم که خمیر مایه آن از تاریخ گذشته است حق این است که ولی النعمه خود را به شناسیم.
4) قضوت نسل آینده در نگاه تاریخ ما: یکی از چیزهائی که در هر عصر و زمان و در هر گوشه و کنار و در هر ملیت و مرامی در تمام امور اعتقادی، عبادی (در اسلام) اجتماعی، سیاسی، نظامی و... مورد بحث است قضاوت در مورد تاریخ گذشتگان است همان طور که نسل موجود دو گروه (زیان کار و نیکوکار را) در بر دارد تاریخ گذشته دو گروه را همراه دارد که اعمال و رفتار آنها که در تاریخ منعکس شده و یا در اماکن و آثار باستانی باقی است مورد قضاوت قرار میگیرد و درباره آنها حرفها زده شده و حتی کتابها برحسب نیاز روز نوشته میگردد در قضاوتها خواهیم دید گروهی مورد نکوهش و گروهی مورد ستایس قرار میگیرند نام گروهی در صفحه سیاه و نام گروه دیگر در صفحه سفید تاریخ نوشته میگردد. نه تنها در اسلام بلکه در هر مذهب و مرامی افرادیکه سربار جامعه بوده و هیچ اثری وجود نداشته اکثر آنها مورد ملامت و تنفرند و افرادی که به جامعه خدمت کرده و آثار وجودی از خود باقی گذاشته اند مورد ستایش مردمند از ادیسون تمجیده شده و نام او را بر درب کارگاه فنی خود می نویسند نام بوعلی، فخر رازی بر درب داروخنه می نویسند چون ادیسون 1500، اختراع بنام خود در تاریخ ثبت می کند و بوعلی و... شیخ صدوق و... هم آن آثار وجودی دیگر را. تاریخ بزید را مادی گراها هم که میخوانند اگر او را معنی نکنند تحسین نمی کنند اما تاریخ حسین را که مطالعه میکنند به عنوان یک فرد منطقی و حق گرا او را می شناسند. همانطور جوامع انسانی تاریخ گذشتگان را مورد قضاوت قرار میدهند خداوند تاریخ گذشتگان مورد قضاوت قرار داده و برای عبرت کسانی که درحال ساختن تاریخ و سرنوشت خود می باشند یک گروه را لعنت و گروه دیگر را مورد لطف قرار داده است: (... او نلعنهم کما لعنا اصحاب السبت و کان امر الله مفعولاً)= النساء آیه 47) ونیز (ربنا اتهم ضعفین من العذاب و العنهم لعناً کبیراً)= احزاب آیه 67) ونیز (لعن الذین کفروا من بین اسرائیل علی لسان داود و عیسی بن مریم ذالک بما عصو و کانوا یعتدون)= المائده آیه 78) ونیز (فاتبهم الله ثواب الدنیا و حسن ثواب الاخره و الله یحب المحنین)= آل عمران آیه 148).
همانطور که در گذشته گفته شد باز در اینجا از یکطرف زنگ خطر به صدا در می آید و از طرف دیگر زنگ امید و نگرش و نتیجه کار زیان کاران نیکوکاران که مورد قضاوت قرار میگیرد تا ما هم آگاه باشیم که آیندگان بدان گونه که ما تاریخ آنها را مورد قضاوت قرار میدهیم نسلهای بعد هم تاریخ ما را مورد قضاوت قرار میدهند پس چه بهتر که بنای این کاخ را درست گذاشته و آن را با بهترین مسالح و در بهترین قالب و شکلی بسازیم که مورد استفاده نسل های آینده واقع گردد. درست است که ما تاریخ گذشتگان را شنیده و یا مطالعه کرده ایم و میدانیم اما صرف دانستن مراد نیست بلکه مراد این که بدیها را کنار گذاشته و عملاً عامل نیکی ها باشیم درس بخوانیم و قانع نشویم تا بوعلی و... بشویم، ابراهیم بشویم و... و خمینی بشویم و خلاصه فردی بشویم که بعد از مرگمان احساس کمبود شود نه احساس امنیت و راحت شدن از شریک انسان ستمگر بداخلاق و...!؟
5)ثمره نسل آینده در نگاه تاریخ: اگر تاریخ گذشتگان را از نظر جامعه شناسی با دقت کامل مورد برر سی قرار دهیم همان طور که در گذشته اشاره شد خواهیم دانست که ما زنده شده آثار وجودی گذشتگان هستیم و امروز داریم ازسفره گسترده و پر از نعمت آنها استفاده می کنیم اگر امروز انواعی و اقسام لابها برای استفاده از برق ساخته می گردد انواع و اقسام وسیله برقی از برق ساخته میگردد، انواع و اقسام ماشینهاساخته میگردد، وضع مخابرات، و... آن همه گسترده شده و... همه استفاده از سفره آن کسانی هست که لامپ، برق، تلفن و... را با مشقت ها اختراع و به سر حد بهره برداری رسانیدند. حال اگر ما وقعاً روی این جهت دقت کنیم و دریابیم که آثار وجودی گذشتگان بهتر از زنده بودن حودشان در خدمت جامعه است ما هم علاقه پیدا می کنیم کاری کنیم که مورد استفاده جامعه قرار گیرد نه تنها به جهت درآمد بیشتر و بهتر بلکه بدان جهت که انسان دوست دارد هنر و... خود را به نمایش بگذارد این همه مسابقه که در سراسر جهان انجام میگیرد میلیاردها خرج آن میگردد میلیون ها ساعت وقت صرف تمرینات و... آن میگردد، بسیاری در میدان مسابقه جان داده و یا علیل می شوند اصلاً جنه اقتصادی ندارد بلکه انسانی که سرپا یک عنصر عاطفی است آن تشنگی عاطفی او را به این دیار می کشاند. اکثر این ها که حتی سی سال میشود روی یک چیز آزمایش و مطلاعه می کنند به جهت اقتصاد نیست بلکه دوست دارند آثاری از خود باقی بگذارند اگر برای اقتصاد بود یک اختراع برای ادیسون کافی بود که زندگی و معاش خود را روبرا کند اما بدان جهت که انسان وجودی عاطفی داشته و شخصیت گرا است می خواهد شخصیت علمی و... خود را بنمایش بگذارد بیک اختراع قانع نشده و تا نفس آخر در پی کسب دانش و باقی گذاشتن اثری از خود می باشد. حال اگر ما تاریخ گذشتگان را کاملاً مورد دقت قرار دهیم که آثار وجودی آنها چه نقشی را دارد ایفا میکند بکم قانع نشده و تا توان داریم گام برمیداریم وقتی خودمان از خانه و یا چیز دیگری که دیگران ساخته اند استفاده می کنیم ارزش آنها در جامعه و در ذهن خود ما متجلی میگردد دوست داریم ما هم خانه، کارخانه و... ای بسازیم که مورد استفاده دیگران قرار گیرد. اگرما این طور تاریخ را به شناسیم آنوقت است که در تحصیل علم و... به کم قانع نمیشویم، برای شغل و درآمد درس نمی خوانیم، اختراع، آزمایش و... نمی کنیم، برای رسیدن به مقاصد شخصی موجب اذیت وآزار دیگران نمیشویم، بدروغ و نیرنگ متوصل نمیشویم چون برای مادیات کسب قدرت و... کار نمی کنیم بلکه دوست داریم اثری از خود بجای بگذاریم در بعد ایمان، تقوا و... علی (ع) میفرماید خداوند را به جهت بهشت عبادت نمی کند و از ترش عذاب کارهای ناپسند را ترک نمی کند در واقع مطالعه تاریخ گذشته به ما درس و دانش می آموزد: (و اعتبروا بما قد رأیتم من مصارع القرون قبلکم...)= نهج البلاغه فیض ص 506 سطر 7)
6) کسب آینده نگری: یکی از نتایج مهم مطالعه تاریخ گذشتگان دست یابی بیک دید و دانش آینده نگری است.آینده نگری الهام گرفته تاریخ گذشتگان این نتیجه را عاید میکند که انسان با پیش بینی های لازم موانع و خطراتی را که قهراً در مسیر خواهد بود کاهش داده و یا بطور کلی بر دارد. با دقت کامل تاریخ گذشته و امور بررسی قرار میدهد و وضعیت موجود را با آن مقایسه کرده و سپس به کارخود ادامه می دهد من باب مثال تاریخ ثابت کرده و حدیث و آیات قرآن این حقیقت را متذکر میشوند که ستمگر عاقبی نداشته و همان ستمگری موجبات سقوط او را فراهم خواهد ساخت. در اینجا علاوه بر اینکه یک جامعه زیر ستم میتواند امیدوار باشد که روزی دست ستم کوتاه خواهد شد و همین امیدواری باعث میگردد حتی در کارهای خصوصی خود موفق باشد. جامعه میتواند کارهائی را از هم اکنون که ستمگر تازه بقدرت رسیده برای نابودی او تدارک بیند. و کلاً با مطالعه تاریخ انسان درک میکند که قدرتمندائی بوده اند که سرانجام ضعیف شده و برعکس کشورهای ضعیفی بوده اند که بقدرت رسیده اند، فقیر بوده غنی شده و غنی بود فقیر شده، مؤمن بوده مانند بلعم کافر شده کافر بوده یکباره مسلمان شده آمریکا روزی مستعمره انگلیس بود امروز ابر قدرت جهان شده جهان را قبضه کرده و 15 هزار پایگاه نظامی در کشورها دارد، ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم فقیر بود امروز کالای ژاپن بازار جهان را اشغال و یکی از کشورهای غنی به شمار می آید.
کتاب گیتا شناسی کشورها را وقتی ورق می زنیم خواهیم دید که بسیاری از کشورها زیر سلطه بعد خود سلطه گر شده اند حال مطالعه این تاریخ این توجه را بما میدهد که اگر در اوج قدرت و... هستیم آن چنان روزی که گفته شد دیر یا زود در کمین ما خواهد نشست لذا باید از هم اکنون پیش بینی لازم انجام گیرد اگر در حال ضعف، درگیر حوادث و مانند آن هستیم امید گشایشی هست و نباید خود را ببازیم و امید بیک آینده میتواند راه گشای بسیاری از کارها باشد و ما خود را برای آینده آماده کنیم در این شب خود را آماده برای رسیدن روز گردانیم و اصلاً این یکی از قوانین طبیعت و نظام خلقت است و خواه و ناخواه شب و روز در گردش است (ان الله یبسط و یقیض= آیه245، بقره) و(ان مع العسر یسرآیه 5،النشر) اصولاً کسانی که دیده آینده نگری دارند در کارشان موفق هستند چون همان طور که گفته شد با دید آینده نگری و پیش بینهای لازم میتوان جلو بسیاری از خطرات را گرفت و یا یک سنگری در مقابل آنها ساخت. و زمینه حل مشکلات آینده را از هم اکنون فراهم آورد. جریان پیشنهاد حضرت یوسف به شاه مصر پیرامون خوابی که دیده بود یک آینده نگری است. شاه مصر در خواب دیده بود هفت گاو فر به هفت گاو لاغر را خورد و هفت خوشه سبز هفت خوشه خشکیده را نابود کرد. حضرت یوسف به شاه مصر گفته هفت سال قحطی پیش خواهد آمد هفت سال زراعت کرده و جز مصرف کمی از آن بقیه را با خوشه انبار کنید:(قال تزرعون سبع سنین داباً فما حصدتم فذروه فی سنبله الا قلیلاً هما تأکلون).یوسف آیه 47) و همین پیش بینی باعث شد که در زمان قحطی حتی از اطراف مردم برای خرید گندم به مصر بیایند که چند بار برادران خود یوسف برای خرید جنس بمصر آمدند این آینده نگری باعث شد جان عده زیادی را که امکان داشت بر اثر گرسنگی بمیرند در امام بدارد. بی جهت نیست که حدوداً یک سوم قرآن تاریخ و بازگو کردن تاریخ بخود اختصاص داده است و کلاً آیاتی که انسان متوجه تاریخ گذشته میکند منظور آینده نگری است که با توجه به تاریخ گذشتگان انسان عملاً متوجه کار خود باشد (... یخربون (کافرون) بیوتهم بایدیهم و اید المؤمنین فاعتبروا یا اولی الابصار)= الحشر آیه 2) ونیز(لقد کان فی قصصهم عبره. لاولی الباب ما کان (قرآن) حدیثاً یفتری و لکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کلشئ و هدیً و رحمهً لقوم یؤمنون)= یوسف آیه 111) در واقع آینده نگری ایمنی از خطرات است: (من فکر فی العواقب امن المعاطب)= غرر الحکم ص 662 خ 878)