زیانهای عدم شناخت تاریخ جاری خود     ( از کتاب شناخت)

قبل از هر چیز لازم بذکر است تکیه ما روی زیانهای عدم شناخت تاریخ، این است که بقول بزرگان و اندیشمندان معتقدات، فرهنگ، مرامهای سنتی هیچ مذهب و قومی لتمه ندید مگر اینکه تاریخ آن قوم و مذهب لتمه دید. چون همانطور که در گذشته گفته شد تاریخ در تمام وجودش تجلی گاه معتقدات، مرام و سنتهای اصیل یک مذهب و قوم است. هنگامی که تاریخ حال و یا گذشته مذهب و قومی لتمه ببیند همزمان و به همان اندازه که تاریخ لتمه ببیند معتقدات لتمه می بیند. معتقدات یک قوم همان معیارها و ملاکها و اصولی است که تمام امور اعتقادی، عبادی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... بر طبق آن انجام گیرد. همانطور که در گذشته گفته شد تاریخ همان فعل و انفعالات جاری که بر طبق دستورات اسلام، قرآن انجام میگیرد حال اگر این تاریخ و روند طبیعی اجتماع بر اثر شیوه های استعماری و مانند آن لتمه ببیند معتقدات لتمه دیده و هنگامیکه معتقدات و سنتهای اصیل لتمه ببینند وضع مردم دگرگون و به انحراف کشیده میگردد، تحت نفوذ استعمار در خواهد آمده، وابسته میگردد استقلال و... خود را از دست میدهد اعتماد بنفس را از دست میدهد. در بعد مادی، صنعت و... عقب مانده میگردد اینکه استعمار با تبلیغات مسموم خود کاری کرد که ما باور کنیم دین از سیاست جداست حکومت اسلامی مخصوص امام زمان است، باید منتظر بود امام زمان بیاید کارها را درست کند، ظلم را دفع کند، اسلام چه کار به سیاست دارد سیاست و حکومت برای افراد غیر مقدس، سیاست با قداست منافات دارد، علوم اسلامی از علوم مادی جدا هستند، ما را به صنعت، اختراع چه و... تمام آنچه آیات و احادیث درباره آنها زیاد آمده همه را از ما گرفتند و همه را مسخ کردند این را میگویند لتمه دیدن تاریخ و معتقدات که باعث شد اسلام . مسلمین مزوی شوند، این ذهنیت بوجود آید که چرا مسلمانان در هر جا فقیرند، دین افیون، تریاک و مواد مخدر است مسلمانان بی حرکتند گوشه گیرند فقط بدعا و نماز پرداخته اند. وقتی چنگیز مغول ایران را اشغال کرد و تمام اثار فرهنگی اسلام را از میان برد و حتی مساجد را طویله حیوانات کرد وقتی صفوی روی کار آمد انزوا گرائی حتی در میان علما راه می یابد تشیع ساختگی صفوی بوجود آمده و آن همه لتمه را بر پیکر تشیع علوی وارد میسازد: (پس از حمله مغولان به ایران، بعلت یأس و ناامیدی و افسردگی شدیدی که در میان مردم پدید آمد، گرایش به تصوف و گوشه نشینی بیشتر شد و تأسیس خانقا [در مقابل مساجد] رواج یافت...)= گیتا شناسی کشورها= چاپ دوم ص68 ستون 2= محمود محجوب) ونیز (...دشمنان دین هم بزرگترین حربه تبلیغی آنها همین انحطاط فعلی مسلمین است و یا باید اعتراف کنیم که حقیقت اسلام به صورت اصلی در مغزها و روح ما موجود نیست، بلکه این فکر اغلب در مغزهای ما بصورت مسخ موجود است، توحید ما توحید مسخ شده، نبوت ما نبوت مسخ شده، ولایت و امامت مسخ شده است، اعتقاد به قیامت ما کم و بیش همینطور، تمام دستورهای اصولی اسلامی در فکر ما همه تغییر شکل داده...)= مجموعه گفتارها جلد1 چاپ اول ص74= شهید مطهری).

 البته اینطور نیست که وقتی بر اثر عدم آگاهی تاریخ یک مذهب ضربه ببیند فقط به معنویات آن قوم لتمه وارد میگرد بلکه همه چیز آنها دست خوش حوادث شوم استعمار میگردد که ما خود قبل از انقلاب در ایران شاهد آن بودیم: (...بیت المال را اختلاس میکنند، نفت ما را میخورند، بنام نمایندگی کمپانی های خارجی کشور ما را بازار فروش کالاهای گران و غیر ضروری بیگانه میکنند و از این راه پول مردم [ایران] را به جیب خود و سرمایه داران بیگانه میریزند. نفت ما را چند دولت بیگانه پس از استخراج برای خود می برند و مقدار ناچیزی هم که به هیئت حاکمه [رضا شا] همدست خودشان میدهند از طریق دیگر به جیب خودشان بر میگردد و اندکی که بصندق دولت میریزد خدا میداند صرف کجا میشود...)= ولایت فقیه ص137) ونیز (استعمار گران نه با جنگ توانستند اسلام و مسلمین را منزوی کنند و نه به وسیله مفقود کردن منابع فرهنگی در تمام موارد بلکه با تبلیغات تاریخ اسلام. تمدن اسلام را در مغرها مسخ کردند و همه چیز را از مسلمین گرفتند یعنی با گرفتن آگاهی همه چیز گرفته شد و اصلاً جهان هم ندارد و در هر مشکلی دست و پا میزند از عدم شناخت است همانطور هر چه دارد و هر آرامشی که دارد از شناخت است

موارد زیان عدم شناخت جاری

 تجربه تاریخی ثابت کرده که حفظ و دوام هیچ چیز بدون شناخت و آگاهی امکان ندارد و برای عدم شناخت که مساوی است با جهل همین بس که وجود همراه با جهل و عدم شناخت همانند جائی غیر بهداشتی و کثیف است که هر کس زباله های خود را در آنجا میریزد اگر زباله در دست ما باشد آن را جائی که تمیز و پاکیزه است نمی اندازیم آب یعنی ودهان را آنجا نمی اندازیم اما جای کثیف این کار را می کند بچه بیک اطاق عالی و تمیز قلم نمی کشد اما به اطاقی که قلم کشیده اند و پاکیزه نیست قلم میکشد با زغال تمام داخل اطاق را خط میکشد در جامعه هم نگاه همینطور است. کاسب که مشتری خود را می شناسد جنس مخلوط و بد را بمشتری که چیزدان است نمیدهد بعضی چهره نگارند اول بچهره مشتری نگاه می کنند اگر آدم هوشیار و آگاهی در نظرش بیاید جنس بد به او نمیدهد اصولاً اولین کسانی که جذب شیوه های استعماری میگردند و یا شایعه شایعه گران درآن اثر میکند مشتریانی هستند ناآگاه و جاهل کسانی مانند محمد علی باب در تاریخ بوده اند که ادعای امامت کرده اند و توده ناآگاه گرد آنها را گرفته و بقیه دست ریشه اند در واقع ناآگاهی و نا آگاهانه زمینه رشد ستمگران، استعمار گران و مدعیان دروغ بوده اند و به عبارت دیگر جهال و جهل همیشه لانه امن تخم گذاری غارتگران، مفسدان جامعه بوده و هستند این است که هر چه درباره زیان عدم شناخت گفته و نوشته شود باز هم کم است :(1088 سال پیش در چنین روزی 15ربیع الاول سال332 هجری قمری عبید الله مهدی یا مهدی فاطمی مؤسس دولت علویان مغرب و جد خلفای فاطمی مصر وفات یافت. عبدالله مهدی مدعی انتساب به پیامبر اسلام از طریق حضرت فاطمه سلام الله علیها بود مهدی نخست در شام می زیست او در آنجا کسانی را بمغرب فرستاد تا مردم را به ظهور مهدی موعود بشارت دهند او با این ادعا توانست عده ای را بدور خویش گرد آورد و به لشگر کشی به سایر بلاد بپردازد قلم رو حکومت مهدی فاطمی از مرزهای مصر تا مراکش امتداد یافت و مأمورین مخفیش سراسر قلم رو حکومتی وی را زیر نظر داشتند او در سال 303هجری قمری شهر مهدیه را بنام خود بنا کرد و پای تخت خویش قرار داد. مهدی فاطمی 25سال فرمان روائی کرد و در 63 سالگی درگذشت پس از وی فرزندش به عنوان القائم به امر الله به سلطنت نشست !!!؟؟)= رادیو ایران 26مهر ماه= 1368= برنامه تقویم تاریخ)

در واقع اگر جهل مردم نباشد چگونه یک انسان میتواند تا این حد گستاخی کند ادعای کند که در خور او نیست و تا25 سال مردم او را به عنوان مهدی (ع) ستایش کنند نظیر قضیه اعلان نماز جمعه در روز  بوسیله عمروعاص که مردم همه جمع شدند که عمروعاص به معاویه گفت معلوم شده که مردم چشم و گوش بسته در اختیار تو هستند حالا میتوانی برای ولی عهد خود یزید از آنها بیعت بگیری. و اما مواد زیان عدم شناخت تاریخ

1) تاریخ کم برد در زندگی مادی: همانطور که کراراً در گذشته گفته شد تمام فعل و انفعالات جامعه لحظه بلحظه آن تاریخ است تاریخی است که از یکسو نسل تازه متولد در آن بمثل همان تاریخ رشد میکند و از سوی دیگر این تاریخ بصورت مجموع و یا به صورت فردی به اسم شخص و یا به اسم کشور، شهر، روستا، قوم، قبیله و گروه در تاریخ و در سینه ثبت گشته و در اعصار زبان بزبان، سینه به سینه و... بدست نسلهای آینده میرسد و به عبارت دیگر تاریخی را که ما در آن زندگی کرده و تمام گفتار و رفتار ما در شکل گیری آن اثر و نقش دارد فرزندی است که در دامان ما تربیت میگردد همانطور که خود فرزند تاریخ گذشته ایم حال با توجه به این هر تک تک افراد هرمند و... و یا بی هنر و... در کنار هم قرار گرفته و روی هم رفته یک جامعه، کشور و... و یک قوم را تشکیل میدهند. ما باید توجه داشته باشیم که اگر تاریخ خود را کاملاً نشناسیم نمیتوانیم سازنده تاریخ خوبی برای نسل آینده باشیم وقتی دید ما از کسب علم، هنر، اختراع، صنعت و دیگر تخصص صرفاً تأمین درآمده برای بهتر زندگی کردن باشد به پیکره علمی و... یک جامعه لتمه وارد میگردد یک کشور از نظر کارشناس، دکتر و... به کشور دیگر وابسته میگردد که یکی از راه نفوذ استعمار همان نیازهای مادی، نظامی و... کشور است در زمان محمد رضا شاه استعمار کاری کرده بود که تمام کارشناسان ایران از خارجیها بودند. هر مریض خیلی سخت ناچار بودند به خارج ببرند تمام اینها بدان جهت بود که تاریخ لتمه دیده از یکطرف استعمار، از طرف خود شاه که بفکر استقلال کشور نبود و عامل سوم عدم آگاهی خود توده مردم که در زمان شاه ما خود شاهد بودیم که هر محصلی به این فکر که با یک تغلب، پارتی بازی آن روزها که دیپلم موقعیت خوبی داشت دیپلم بگیرد و درکاری استخدام گردد فکر اینکه تحصیل کند بوعلی سینا، فخر رازی، ادیسون و... شود نبود فکر نبود بدان رمز موفقیت ادیسون که 1300= اختراع بنام خود در تاریخ ثبت کرده چه بوده است و لذا تاریخ ضربه دید و استعمار در کشور راه در انقلاب و بعد آن کاملاً معلوم شد چگونه تاریخ مادی در درجه اول لتمه دیده است که اثرات آن الان که سال یازدهم استقرار حکومت اسلامی است و در بعد مادی و... ایران 50درصد رشد داشته هنوز کمبود طبیب و دکتر داریم که ناچاریم از پاکستان و جاهای دیگر دکتر وارد کنیم و هنوز مریضهای سخت به خارج صادر میشوند. بسیاری از کشورهای وابسته علت وابستگی آنها همان نیاز و احتیاج بوده است و معنی کلمه استعمار هم همین است یعنی درخواست تعمیر خانه ما وقتی خراب و ریز دارد بنا و استاد آن را تعمیر میکند در همین حال حاضر بارها از رادیو شنیده میشود و یا در روزنامه خوانده میشود که فلان کشور از آمریکا یا شوروی، انگلیس و... درخواست کمک، کمک نظامی و یا فرستادن کارشناس به آن کشورکرده است. و کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا که سالی میلیونها بر اثر گرسنگی جان میدهند، دولتها زیر بار بدهی خارجی کمر خم کرده اند، فقیرترین کشورها هستند علت این است که تاریخ مادی و معنوی آنها لتمه دیده است استعمار شرایطی را بوجود آورده که هر متخصصی هم در این کشورها با سرمایه این کشورها بجائی میرسند همینکه وقت بازدهی آنها شد زندگی اروپائی آنها را به اروپا و آمریکا میکشاند و سود آن باز به استعمار میرود و سالی میلیونها کودک از گرسنگی جان میدهند: (در آفریقا و آمریکای لاتین در هر هفته 350هزار کودک بر اثر گرسنگی و سؤ تغذیه جان میدهند= رادیو ایران 15مهر 1368) ونیز(...در آفریقا و آمریکای لاتین... قرضهای ضالمانه ای که در این چند سال اخیر از طرف سرمایه داران غربی بر آن دولتها تحمیل شده اینها قابل پرداخت نیست... در کنفرانسی سران کشورهای آفریقائی گفته شد که 150میلیارد دلار... سرمایه داران غربی از کشورهای آفریقائی طلب کارند. اینها اگر بهره صدی هفت و صدی هشت هم معدلش باشد. در سال نزدیک 13تا 14میلیارد دلار باید بابت بهره به ربا خواران اروپائی و آمریکائی بدهند)از خطبه نماز جمعه تهران توسط اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس= جمهوری اسلامی.(اهمیت علم، تحصیل و نقش آن در کشور= پیامهای امام خمینی ششماهه دوم 1359 ص216) 12مرداد 1364)

البته اینکه یکی از علل انحطاط تاریخ یک کشور را استعمار می دانیم اینطور نیست که خود مقصر نباشیم بلکه مقصر اصلی خود ما هستیم استعمار جائی نفوذ میکند که زمینه نفوذ فراهم باشد کبریت جائی که آلوده ببزین است بیفتد یک دنیا را یک جرقه کبریت به آتش میکشد اما همین کبریت اگر جائی بیفتد که آب پاشیده اند فوراً خاموش میگردد وقتی در تحصیل علم و... به فکر مدرک و استخدام و درآمد پول دیگری هم همین طور روی هم رفته تاریخ تحصیل علیل گشته. کشور به استعمار وابسته میگردد نسل بعدی برای بیرون راندن استعمار مانند خود ایران باید 70هزار شهید و 200هزار معلول بدهد و پس از استقلال جنگ هشت ساله را با آن همه خسارت مالی و جانی بر او تحمیل کنند که چرا منافع استعمار قطع کرده که قبلاً از کلام امام خمینی دریافتیم که چگونه نفت ایران را بردند. مسلم ما اگر بتوانیم متخصص بشویم، دکتر بشویم، مخترع بشویم، مجتهد بشویم و... ولی کوتاهی به تاریخ کرده و بدترین فرزند (تاریخ) را از خود باقی گذاشته ایم این همه که اسلام روی خلوص تأکید میکند روی همین جهت اگر انسان بفکر آب و نان نباشد مسلم بفکر نیاز جامعه تاریخ جامعه خواهد بود و با این فکر میتواند بوعلی سینا و... شود رمز عمده پیروزی آنها همین آنها برای آب و نان نبود حتی آب و نان و راحتی را فدای علم، تخصص و تاریخ کردند و چراغ تاریخ را برای همیشه روشن کردند. علاوه برآنچه گفته شد همان طور که در گذشته اشاره شد هنگامیکه تاریخ یک ملت دست خوش حوادث گردد معتقدات آن به همان صورت دست خوش حوادث میگردد وقتی ما زمینه ورود استعمار را فراهم کردیم استعمار با فحشا و منکرات مواد مخدر و... می آید و فرهنگ و اصول اعتقادی یک ملت را بوسیله آنها بقول شهید مطهری مسخ میکند که ما خود در زمان شاه شاهد آن بودیم فحشا و منکرات بیداد میکرد و اصولاً دین ایمان و... در موارد زیادی و در اکثر افراد بر اثر فقر وابستگی علیل و بیمار میگردد!؟

2) خلأ شناخت در حوادث تاریخی: اصولاً برای هر کشور، ملت و قومی حادثه ای پیش می آید؛ تمام آحاد آن کشور و... می توانند در خنثی کردن و دیگر مسائل آن نقش مؤثری داشته باشند و اصولاً حوادثی هستند که جنبه عمومی دارد و زیان آن متوجه آحاد افراد میگردد که بطور مستقیم و غیر مستقیم متوجه آنها میگردد. هنگامیکه تجاوزگری به کشور حمله کند، قحطی و خشکسالی، زلزله ویران کنند و... رخد اصولاً زیان متوجه همگان شدهه و در دفع و رفع و یا تحمل آنها همه میتوانند اثر داشته باشند در اینجا اگر واقعاً ما تاریخ خود را به شناسیم مسلم در رفع و دفع حوادث و پیش آمدها نقش خود را ایفا خواهیم کرد ملت الجزایر که سنگینی استعمار فرانسه بر وجود آنها سنگینی میکرد. دریافتند که تحمل این سنگینی آینده خوبی ندارد سرنوشت خود، نسل آینده و فرهنگ خود را به خطر انداخته اند شخصیت خود در سایه استعمار پای مال شده خواهند دید لذا، آزادی، شخصیت و آینده، فرهنگ و کشور خود را بر دادن یک میلیون شهید و نه سال مبارزه ترجیح دادند با کمبودها و گرسنگی نه سال مقاومت کردند یک میلیون شهید دادند تا استعمار فرانسه را از خاک خود خارج کردند. ویتنام برگ درخت خوردند و با عمال آمریکا و خود آمریکا مبارزه کردند 55هزار از آمریکائیها را در کشور خود نابود کردند. آمریکا و عمال او را از کشور خود خارج کردند. اینها و صدها نمونه دیگر حاکی از شناخت تاریخ است. حال اگر ما در لحظات حساس تاریخی و یا بعد آن تاریخ خود را آنطور که هست نشناسیم زیان آور است اگر اکثر افراد درچنین وضعیتی باشند امکان دارد یک کشور سالها زیر سلطه استعمار بماند (فهرست گیتا شناسی کشورها= دفتر (ظ) جلد اول) که در تاریخ نمونه های زیادی دارد و اگر عده ای چنین باشند خواه و ناخواه بزیان خود و جامعه خواهد بود در انقلاب اسلامی ما خود شاهد بودیم که کسانی واقعاً درک نکردند انقلاب، حکومت اسلامی، ولایت فقیه، جهاد و ستیز با ستمگران یعنی چه و همیشه در بحرانهای جنگ و گرانی نق میزدند این چه وضعی شد این چه حکومت اسلامی شد و... و در گذشته گفته شد که عده ای کار شکنی کردند که عده ای از آنها جامعه ترد کرد و نابود شدند، آبرویشان رفت یکر روز برای آنها درود میفرستادند و یک روز هم ملت به خیابان ها ریخته و مرگ بر آنها میگفتند که از ذکر نام آنها معذویم. بطور کلی عدم آگاهی بر خصوصیات واقعیات تاریخ جاری زیان آور است. طله و زبیر به مدتها برای اسلام شمشیر زدند وقتی رسول خدا (ع) علی را خلیفه خود قرار داد آنها زیر بار بیعت با علی نرفتند لابد اینها فکر میکردند این خلافت که حاصل آن همه مبارزه است باید هر کس در آن مبارزات بوده باید در آن سهیم باشد و لذا جنگ جمل را براه انداختند و کافر و نابود شدند.

 بنی امیه و بنی عباسی که عمو زاده ها پیامبر بودند فکر کردند خلافت پیامبر یک میراث است که هر کس به او منصوب است باید از آن برخودار باشد لذا. علل دیگر این امر را تشدید کرد و با ائمه آن کردند که در تاریخ می خوانیم سد راه ائمه شدند که اگر این مواضع بر راه ائمه نمی بود هر کدام همان کاری را میکردند که امام صادق در یک مدت کوتاه کرد و 4هزار مجتهد تربیت به سراسر جهان فرستاد. اگر گذاشته بودند امروز جهان انسانیت با چنین وضعیتی روبرو نمی بود. اینها بنام خلیفه از طرف رسول خدا چه ها که نکردند و با آن وضعی که آنها داشتند چه ضرباتی که بر پیکر اسلام واقعی نزدند. اسلامشان قرآنشان اسلام و قرآن (نور و... بود و از درون به اسلام و قرآن ضربه وارد کردند هم قرآن می خواندند، موعظه میکردند، مسجد و نماز جماعت و جمعه داشتند و دوستان و یاران ائمه را می کشتند، شکنجه میکردند خلاصه اینها همه حاصل عدم شناخت تاریخ است یعنی انسان ناآگاه بتاریخ هر چه می بیند فقط خود را، آرزوها و... را می بیند نه چیز دیگر را نه آینده و نه مصالح اسلام، کشور، توده و نه آینده خود را. تمام آیات قرآن و احادیثی که درباره دنیا و دیگر مسائل آن، دوری از بدیها، شناخت حق از باطل و... آمده درباره شناخت تاریخ، سرنوشت و نتیجه کار و زیانهای عدم شناخت تاریخ و جریانات آن است: (و لا تغرنکم الحیاۀ الدنیا) (و لا تلهکم اولادکم و اموالکم) (نم یوم القیامۀ یکفر بعضکم ببعض و بعض بعضکم بعضأ= عنکبوت آیه 25) (حب الدئیا رأس کل فطیئه) منشاء کارهای نیک از اول یکی و رفته رفته وضع اجتماعی بشر آن را به همه افراد سالم سرایت داده منشاء بدیها هم از اول یکی بوده و رفته رفته بدیگران سرایت کرده یکی شراب را در اول خورد دیگران هم دیدند و خوردند و با یک پسر سعودی الان بجائی رسیده که 37 کمپانی فروش مشروبات الکلی در جهان دارد و آثار شموم آنها تا نسلها بعد خواهد ماند. آیا این یک تاریخ نیست؟ آیا میتوانیم در توسعه و یا خنثی کردن آن دخیل باشیم مسلم جواب مثبت است و قائل هستیم که این گونه امور سرنوشت و تاریخ بشر است که با عقربه ساعت ورق خورده و نگاشته میگردد.

3)خلأ شناخت در نگاه آلت دست استعمار : قبل از طرح جزئیات مطلب باید دانست که هیچ رهبر و قدرت رهبری در کارهای مهم اجتماعی بدون کسب قدرت از توده مردم قادر به انجام هیچ کاری نخواهد بود و اصلاً اگر طرفداری مردم و تابعیت از او نباشد حتی شهرت و عنوانی پیدا نخواهد کرد به تنهائی نه میتواند به کسی ستم کند چیزی را از کسی به عنوان یک حاکم بگیرد روی همین جهت است که استعمار گران با آن تخصص جامعه شناسی که برای همین کار کسب کرده اند با شیوه های مختلف توده مردم را بخود جذب کرده و قدرت را بدست میگیرند حال که قدرت توده مردم بدست آنها آمد هر کاری بخواهند می توانند انجام دهند حال اگر توده مردم آگاه باشند شیوه های استعماری که ظاهرش فریبنده و باطنش کشنده است در آنها کارگر واقع نمیشود و می دانند که این گرگ است که لباس میش را بر تن کرده است. این آگاهی مردم باعث میگردد استعمار نتواند نفوذ کند و حتی اگر بعد از نفوذ استعمار این آگاهی حاصل گردد مردم زیر بار استعمار نرفته و او را از کشور خود بیرون خواهند راند مانند الجزایر، ویتنام، خود ایران، نیکاراگوئه بعد از انقلاب ایران و مانند انگلیس که در قرن دوم اکثر مستعمرات خود را از دست میدهد (گیتا شناسی کشورها ص52 ستون 1) اما اگر مردم ناآگاه باشند، زمینه نفوذ استعمار در مجد بلوغ رسیده باشد استعمار با آن تشخیصی که دارد داروی مناسب را بکار گرفته و جامعه نا خود آگاه را بسیج میکند معاویه که خودش هم اقرار میکند که برای خون خواهی از عثمان با علی نمی جنگد بلکه برای بدست گرفتن قدرت ریاست است با شعار تقاس از خون عثمان از آن ذهنیت توده ناآگاه که عثمان به عنوان یک رهبر پذیرفته بودند آنها را برای جنگ با علی بسیج میکند و جنگ صفینی را بوجود می آورد که 70هزار از لشگر معاویه و 20هزار از لشگر علی کشته می شوند. طلحه و زبیر همین شعار را دادند و مردم را به خون خواهی عثمان بسیج کردند و جنگ جمل را بوجود آوردند که 15هزار از لشگر آنها و 5هزار از لشگر علی کشته شدند، یزید با این شگرد که یک مرد خارج از دین علیه ما قیام کرده اگر دفع نشود همه چیز مردم را به غارت میبرد توانست 30هزار توده ناآگاه در کربلا گرد آورده و حسین و یارانش را شهید و اهل و بیت او را به اسارت ببرد، استالین با شعار طرفداری از کارگر و قیام علیه سرمایه دار توانست توده را بسیج نموده دولت روسیه را سرنگون کند. اما بعد از پیروزی ده میلیون از همین کارگران مخالف خود را اعدام کند که در گذشته گفته شد در سال 67 و 68 چند گور دسته جمعی از همان اعدام شدگان بدست استالین در شوروی کشف شد!؟.

 و کلاً کمونیست توانست با شعار طرفداری از کارگر در چندین کشور توده را بسیج و طی انقلاباتی در جهان گسترش یابد آمریکا با شعار طرفداری از حقوق بشر در درجه دولتها و در درجه توده ناآگاه چندین کشور را زیر سلطه خود درآورد. در واقع اگر توده مردم نمی بودند اینها چه میتوانستند بکنند اگر توده مردم نمی بودند چگونه هیتلر به تتهائی در مدت دو هفته چند کشور من جمله فرانسه را با آن همه موانع تاریخ تصرف کند؟ این جز قدرت مردم چیزی دیگر میتواند باشد؟. یزید به تنهائی میتوانست آن همه جنایت را مرتکب گردد. این قدرت بر توده ناآگاه مردم است که از سرنوشت و تاریخ خود آگاهی ندارند. حق و باطل را نمیتوانند به شناسند و اصلاً چیزی بنام حق و باطل در فکر آنها وجود ندارد اگر حق را می شناختند جذب باطل نمی شدند وا گر باطل را میشناختند باز هم جذب باطل نمی شدند بحق میگرویدند. استعمار همیشه برای توده ناآگاه دام صیادی میگستراند و ناآگاهان درآن دام گرفتار می آیند در میان همین نا آگاهان کسانی بودند که در دام استعمار قرار نگرفته اند بلکه با استعمار به مقابله برخواسته اند. که به خوبی ثابت میکند این توده ناآگاه است که آلت دست استعمار میگردد. من فکر میکنم اول باید فکری به حال توده ناآگاه کرد اگر توده آگاه شود اصلاً استعماری وجود نخواهد داشت در همان زمانیکه معاویه عده ای ناآگاه را جمع کرد و علیه علی قیام کرد کسانی آگاه هم بودند که بر ضد معاویه علی را یاری کردند و خلاصه این است که اسلام درباره آگاهی توده ها بی حد تکیه می کند و از جهل و جاهل سخت متنفر است:

 استعمار هر جا هم که جهل و بی سوادی حاکم نباشد به هر نحو ممکن در درجه اول میکوشد جهل و بی سوادی را حاکم کند و بعد دام صیادی را بگستراند که در این صورت کلمه استعمار بکار میرود ساسانیان اشرافی سواد و علم را فقط خاص درباریان و شاه زادگان میدانستند. اما هنگامیکه نور اسلام از درون مردم را آگاه نمود همین مردم بودند که از لشگر اسلام استقبال کردند و یزدگرد تنها ماند فرار کرد و بدست آسیابان بقتل رسید وقتی قدرت توده مردم از یک شاه گرفته میشود بدست یک آسیابان کشته میگردد :(اجهل الناس، المغتر بقول مادح متملق= نادان ترین مردم کسی است که بگفته [استعمار] ستایشگر چاپلوس فریب خورد= غرر الحکم) ونیز(الجهل ممیت الاحیاء و مخلد الشفاء= نادانی عامل مرگ زندها و موجب بدبختی جاوید است= غرر الحکم) ونیز (تمام گرفتارها [ی] هائی که ما در طول این مدت تاریخ داشتیم، بهره برداری از جهالت مردم بوده، جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و بر خلاف مصالح خودشان تجهیز کردند، اگر علم داشتند، علم جهت دار داشتند، (ص 215) ممکن نبود که مخربین بتوانند آنها را به یک جهتی که بر خلاف این مسیر است که مسیر خود ملت است تجهیز کنند...= پیامهای امام خمینی، ششماهه دوم 1359 ص 215 سطر 24)

 

تنها دانستن تاریخ کافی نیست

 بلکه بعد از دانستن عمل کردن به آن لازم است. گرچه در گذشته به این نکته اشاره شد و شکل، قیافه، روح و جان بسیاری از مطالب خود حاکی و دال بر این حقیقتند که شناخت تاریخ صرف دانستن تاریخ نیست. اما عمل کردن به تاریخ آنقدر ظریف و حساس است که من گمان نمی کنم تا این اندازه که ما درباره آن بحث کرده ایم قطره ای از این دریا باشد. حتی گاهی شبه مطالب عمیق و ارزنده در ذهن و فکرم جلوه میکند اما کاملاً نمیدانیم چیست و نمیتوانیم آن را بقلم آورده و وجود خارجی بدهیم. گاهی اظهار می دارم که هر لحظه زمان، هر لحظه زندگی، هر کلام و هر قدم خود تاریخ است اما نمیتوانیم آن را آنطور که هست باز کنم.

به هر صورت نمیدانم چه بگویم که حق مطلب را در حد اقل ضایع نکرده باشم. در اینجا و در پایان بحث شناخت تاریخ باید توجه داشته باشیم که شناخت تاریخ. مطالعه تاریخ تنها کافی نیست بلکه دانستن و عمل نکردن زیان بار است همان طور که کسانی تاریخ دان بوده اند اما عامل بتاریخ نبوده اند کما اینکه در عصر حاضر ما افرادی بودند که تاریخ اسلام کاملاً میدانستند اما در هشت سال جنگ تحمیلی عراق بعضی از آنها هیچ کمکی که نکردند کار شکنی هم میکردند و از سوی دیگر سیل توده مردم بعنوان بسیج بطرف جبهه روانه بودند و بعضی از آنها(تنها دانستن و مطالعه کتاب کافی نیست= دفتر 26 ص 180)

سالها در جبهه بودند و بسیاری از آنها شهید شدند و حال آنکه تاریخ اسلام را به آن صورت طوطی واری که کسانی میدانستند و جبهه نمی رفتند، نمیدانستند اما جان و روح تاریخ اسلام را درک کرده و عملاً به  آن وجود خارجی دادند بنابراین دانستن تنها کافی است اصلاً حقیقت دانستن برای عمل کردن این همه که تأکید میشود ما تاریخ خود را به شناسیم و شناخت تاریخ داشته باشیم بداند جهت است که بتوانیم مشکلات تاریخی خود را حل کنیم، از مشکلات جلوگیری کنیم، عزت و آزادی، اسلام، انسانیت، ملیت و... خود را از گزند بیگانگان حفظ کنیم، ارزش مادی و معنوی خود را بیابیم، سرنوشت خود را بشناسیم و صفحات آن را از نیکی و... پر کنیم، رسالتهای فردی و اجتماعی خود را آنطور انجام دهیم که دین وجدان، انسانیت و... از ما خواسته است.

 زیر بنای خوبی باشیم برای نسل آینده، فرزند شایسته ای باشیم برای نسل گذشته و پدر (تاریخی) درستی باشیم برای نسل آینده و... معنی دانستن تاریخ این است. همان طور که خوردن تنها برای سیر شدن، راه رفتن برای رفتن، خوابیدن برای خوابیدن و... نیست بلکه خوردن برای نیرو گرفتن ادامه حیات و ادامه حیات برای عبادت و عبادت برای سعادت آخرت است دانستن تاریخ هم همین طور است آن کسی تاریخ خود را شناخته که از یکطرف مال، طلا و... خود را بعنوان هدیه به جبهه میدهد و از طرف دیگر جوانان خود را می دهد برای دفع دشمن. و میگوید امروز (در این تاریخ) اسلام در خطر است اگر ما اسلام را یاری نکنیم پس چه کسی باید اسلام را یاری کند. همان طور که حسین(ع) علی اکبر، علی اصغر و... خود را داد ما هم باید بدهیم. یعنی تاریخ ما همان تاریخ حسین کارگران در کارخانه می گفتند امروز اسلام در خطر است و ما آمریکا و... با تحمیل جنگ و تحریم اقتصادی میخواهد اسلام ما را از بین ببرد ر زمندگان در جبهه به جنگند و ما در سنگ کارخانه با بالا بردن سطح تولید با دشمنا می جنگیم حتی بسیاری از همین کارگران کارخانه داوطلب جبهه رفته و شهید شدند دانش آموزان در سنگر مدارس گفتند رزمندگان در سنگرهای جبهه به جنگند و ما با قلممان در سنگر مدارس و تأمین نیازهای علمی کشور با دشمن می جنگیم و بسیاری از آنها به جبهه رفته و شهید شدند اینها را میگویند شناخت تاریخ:(...برادر تو با جان و خون خود در جبهه حق علیه باطل می جنگید ولی من هم کودک دانش آموز هستم و با قلم خود با دشمن می جنگم و بدرس خود ادامه میدهم تا مشت محکمی بدهان آمریکا باشد... خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدا)= سید امیر احمدی از خیر آباد ورامین) ونیز (...این نامه مرا برای دیگران بخوان و بگو که این دانش آموز.. خیلی دلش میخواهد که با شما همراه شود اما افسوس که سنش نمی رسد ولی خیلی دلم می خواهد که تند تند بزرگ شوم و با شما عزیزان همراه به جبهه های حق علیه باطل به شتابم و از من خاطر جمع باشید که با این دفتر و قلم خود مشتی بر دهان صدام [رئیس جمهور عراق] و صدامیان خواهم زد)= تقی حقی کلاس پنجم از خیر آباد ورامین) این نامه هائی بود که دانش آموزان با هدیه برای رزمندگان در جبهه می فرستادند که چند تای آن بدست ما افتاد (...نسبت به جبهه و جنگ واقعاً اهل محل فعالیت بسیاری داشتند... حتی سه تا آنبلانس خریداری کردند... حمام صیار تهیه کردند و نسبت به شهدا واقعاً در این محل مردم ما علاقه مند نسبت بانقلاب هستند. سه خانواده شهید داریم که [هر کدام] چهار شهید دارند. شهید تعلق به خوشونِ یعنی فرزندانشون. مثل برادران افراسیابی چهار برادر با هم دیگه صبر کردند. جوانیا چهار برادر بودند پدر و مادر نسبت به آنها داغ دیدند و خانواد شیردل که چهار پسر آنها شهید شدند از دفتر 9 ص 131)= رادیو ایران 5 مرداد 1368= پاسخ حاج آقا تزامنی امام جماعت مسجد محمدی تهران به گزارش گریر نامه طلایعه داران انقلاب در سنگر مساجد) قابل ذکر است که این شهدا داوطلب و به عنوان بسیج راه جبهه میشدند: و این است شناخت تاریخ در بحث کتاب و حضرت رسول میفرمایند (کل علم و بال یوم القایمه الا ما عمل به)

در چه صورتی تاریخ را شناخته و به آن عمل کرده ایم؟

 و به عبارت دیگر شناخت تاریخ واقعی این نیست که بدانیم ابراهیم و... بوعلی سینا و... چه کرده اند، چگونه زندگی کرده اند و... ما هم چشم و گوش بسته همان را دانسته و عمل کنیم با استعمار مبارزه کنیم اما آن واقعیت مبارزه با استعمار را ندانیم، بدرجه علمی بوعلیها برسیم اما درک واقعی از آن و... در ما نباشد بدانیم که باید کارهای بد را ترک و کارهای نیک را انجام دهیم تا تاریخ درستی از خود باقی گذاشته و نسل جدید در کنار ما درست رشد کند اما واقعیت کار نیک و بد را درک نکرده باشیم در واقع اگر اینطور باشید سیر ما بیش یک سیر ماشینی ناخودآگاه و یکنواخت و بقول معروف طوطی واری نیست، بلکه حقیقت دانستن تاریخ و عمل به آن چیز دیگر است و کم شده ای است که هنوز اکثر ما آن را نیافته ایم و همین علت بدبختی، انزوا، عقب ماندگی ما مسلمین در ابعاد مادی و معنوی شده است که بقول مرد خارجی که میگوید. من تعجب می کنم مسلمانان کتابی مانند نهج البلاغه دارند اما فقیرند. حدیث علی را حفظ هستیم اما از آن واقعیات زیر پرده آن که حلال مشکلات ما است بی خبریم. شناخت تاریخ واقعی این است که بدانیم واقعیت چه بود که ابراهیم نتنهائی در مقابل دنیا بت پرست ایستاد، در آتش رفت و آتش گلستان شد، اسماعیل را به قربانگا برد و قربانی، حقیقت تاریخ ابراهیم که در اعمال حج متجلی است چیست چرا چنین است. چرا رسول خدا در کوچکی یتیم میگردد، از مکه بمدینه هجرت میکند، در ماه مبارک روزه را افطار و مکه را بدون خون ریزی فتح میکند، علی (ع) چرا یک روز شمشیر می کشد و حتی 40 هزار از خوارج را میکشد و یک روز می ایستد تا او را کشان کشان بطرف مسجد کوفه ببرند، 23 خانه نشین شود، امام حسن صلح کرده و امام حسین شمشیر بکشد و چرا چراهائی که درباره جزئیات قیام حسین و... است. چر عبادت میکنم عبادت برای چیست و... بوعلی ها ادیسونها برای چه زندگی مادی دنیا را رها کردند و تا آن اندازه پیش رفتند ادیسون که 1500= اختراع بنام خود در تاریخ ثبت کرد این یک کار ناخودآگاه بود که از او سر زد و آیا هدف او شهرت و یا کسب مال بود و... در واقع آن وقت ما واقعاً تاریخ را شناخته ایم که فلسفه این حقایق را دانسته و به آنها عمل کنیم، اهمیت مبارزه نقش مبارزه، رمز پیروزیها مصالح کارهای نیک مفاسد کارهای بد را بدانیم و بر طبق آنها عمل کنیم، بدانیم در هر وضع و شرایطی چگونه باید عمل کنیم همان طور که انبیاء و اولیاء(ع) عمل کردند یکجا کار قیام و شمشیر کشیدن در جای دیگر سکوت و...

ابراهیم باشیم در بت شکنی ،رفتن بدرون آتش و قربانی نمودن فرزند، علی باشیم با یتیمان ، علی باشیم در مقابل عمر بن عبدود، علی باشیم در خانه نشینی، امام حسن باشیم در صلح و امام حسین(ع) باشیم در قیام، موسی بن جعفر باشیم در زندان و... :(انی لا اخاف علیکم فیما لا تعلمون و لکن انظروا کیف تعلمون فیما تعلمون= نهج الفصاحه ص 194 خ 959) مختار تمام کسانی را در جنگ علیه امام حسین در کربلا شرکت کرده بودند گرفت و کشت اما هدف اصلیش این بود که توجه مردی را که برای شهادت حسین نگران بودند بخود جلب کرده و پایه حکومت خود را محکم کند کسانی بودند که با رسول خدا شمشیر میزدند اما نمی  دانستند برای شمشیر میزنند که طلحه و زبیر نتیجه آن شد خوارج نمی دانستند علی کیست و واقعاً جنگ برای چیست و دشمن کیست که نتیجه آن شد که در تاریخ مشهود است اینها برای اسلام شمشیر میزدند اما واقعاً تاریخ را نشناخته بودند. (مسئله دقیق است و حق کلام بنظرم ادا نشد)

و خلاصه شناخت تاریخ تنها مطالعه کتاب نیست بلکه شناخت تاریخ مطالعه است با تحقیق و فکر کردن اطراف مسائل، مقایسه حق و باطل، مقایسه شکستها و پیروزیها، مقایسه حرکتهای مختلف انبیاء و اولیاء، در نظر گرفتن نتایج و آثار کارهای نیک و بد، ریشه یابی تحولات تاریخی و حوادث.