مواردی از جامعه شناسی   (ازکتاب شناخت)

 حال که چند مورد از کلیات جهان شناسی و جامعه شناسی بطور گزرا پشت سر گذاشتیم وارد بحث جامعه شناسی میشویم که چند مورد از آن را عنوان میکنیم و قبل از ورود در بحث، نیز قابل ذکر است، همان طور که در گذشته اشاره شد منظور از جامعه شناسی این است که فرد جامعه خود را آنگونه به شناسد که در تمام روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... خود با آحاد جامعه مشکل اساسی و غیر عادی در پیش نداشته باشد و آنطور که خدا خواسته و خود فرد، جامعه و... انتظار دارند کارهای روزمره به خیر و صلاح صورت بگیرد. افراد زیادی هستند که واقعاً هیچ غرض و مرضی ندارند و در پی خودخواهی و خودجوئی نیستند و واقعاً میخواهند برخورد شان با آحاد جامعه، دولت و... سالم و سازنده باشد اما چون اطلاعات کافی ندارند این انتظار جامع عمل بخود نمی پوشد و در مواردی فرد دچار مشکلات و زیانهائی خواهد شد و گاهی هم اصلاً متوجه نیست که کمبود از ناحیه خود اوست اما مشاهده میکند که کارها آنطور انتظار خود او، جامعه و یا دولت باشد صورت نمیگرد. در اینجا بهر صورت کسی یا چیز دیگر را مقصر می شمارد و نسبت به آن بدبین میگردد. بعکس کسانی که آگاهی کافی دارند از بازده خوب کار خود و از اینکه کار او مورد توجه جامعه و بر وفق مراد و انتظار خود اوست واقعاً لذت می برد و احساس بزرگواری، اعتماد بنفس، علاقه و انگیزه و... در تمام وجودش موج میزند بهر صورت منظور از جامعه شناسی این است که رفع آن نقیصه رنج بار شده و انسان بتواند بدان خصیصه ای که ذکر شد دست بیابد و اما مواردی از جامعه شناسی بقراری است که می آید

1) اهمیت جامعه و جامعه شناسی در قرآن: همانطور که در گذشته خواندیم و توجه کردیم که قرآن تا حد به تاریخ اهمیت داده و حتی به آن قسم یاد میکند قرآن به جامعه و جامعه شناسی حتی توجه بیشتری دارد قرآن نه تنها بتاریخ و به جامعه شناسی بلکه بتمام علوم و فنون مادی و معنوی توجه نموده و علاوه بر آن فرو گزار نکرده آنچه را هم در تصور و درک ما نیامده و نخواهد آمد در قرآن آورده ریشه علم انسان شناسی، حیوان شناسی گیاه شناسی، زمین شناسی، زیست شناسی، ستاره شناسی و حتی روش نگارش، روش سرودن شعر، روش پند و اندرز و... هم در قرآن موجود است: (لا رتب و لا یابس الا فی کتاب مبین) (نزلنا الیک الکتاب تبیالا لکل شی) قرآن به خود جامعه و مسائل آن توجه دارد و کلمه (الناس) که یک کلمه جامع و جمع است هر جا کلمه (الناس) بکار کرفته مربوط به جامعه و انسان اجتماعی و محور مسائل امور اجشاعی و اجتماعی زیستن دور میزند (یا ایها الناس انا خلفنا کم من ذکر و انثی= حجرات آیه 13) (یا ایها قد جائکم الرسول= نساء آیه 170) (یا ایها الناس کلوا مما فی الارض خلالاً...= بقره آیه 168) (یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی= بقره آیه 21) (یا ایها الناس التقوا ربکم و اخشوا یوماً= لقمان آیه 33) در مورد جامعه شناسی روان شناسی و مسائل مربوطه حدوداً=172= آیه دلالت دارد و معلوم میگردد که خداوند در رابطه با مسائل فکری و روانی فرد و جامعه مطالبی را عنوان نموده است و وقتی کمی دقت کنیم خواهیم یافت که توجه قرآن به جامعه و دید گاههای جامعه به جهت همان مسئله شناخت است چون شناخت از جامعه از هر چیز دیگری مهم تر است چون تمام جنگها، اختلافات، کینه ها، ظن و گمانهای بد، بی عدالتی، رشوه، حرام خواری، غش در معامله، احتکار و... همه و همه ناشی از همان روابط تنگاتنگ اجتماعی و نیازهای اجتماعی بیک دیگر است چون آگاهی و شناخت لازم و بحد کافی نیست و کارها روی یک ملاک، معیار و یک روش درست صورت نمی گیرد آن همه مسائل و مشکل را بوجود می آورد و روی این اصل است که آیات بسیاری در مورد روابط سالم، طرز و روش روابط سالم و دیگر مسائلی که عوامل فاصله دهنه را دفع و عوامل جذب و اتحاد جامعه را تأکید می کند آمده است و احادیث هم در این زمینه بسیار است و هدف همان سالم سازی وضع اجتماعی انسان است. با این تا حدودی در می یابیم که اهمیت جامعه شناسی چقدر مفید، مؤثر و تا چه از مشکلات اجتماعی و فردی جلوگیری میکند همینطور که در گذشته گفته شد و باید در اینجا اضافه کرد هیچ کس نمیخواهد کار بد انجام دهد اما چون آگاهی و شناخت کافی ندارد مرتکب کار بد میگردد دلیل اینکه هیچ کس نمیخواهد کار بد انجام دهد بلکه میخواهد کار نیک و پسندیده انجام دهد این است که کار بد را سعی میکند مخفی انجام داده و همیشه آن را مستور و پنهان دارد اما کار درست را علناً انجام داده و گاهی آن برای توجه دیگران بخود در جمع بازگو میکند خلاصه تکیه قرآن روی جامعه و اهمیت جامعه شناسی روی همین جهت است که به آن اشاره گردید آن همه آیه و حدیث که درباره علم، دانش، دوری از جهل، اهمیت تفکر، تعقل تدبر و... آمده و حتی در حدیث موقعیت و ثواب تفکر را از نماز بر میداند و در حدیثی از آمده (تفکر ساعته خیر من عبادت سبعین نسته) همه درباره شناخت، سالم سازی امور، روابط فردی و اجتماعی است و اصلاً هر چه درباره امور فردی هم آمده در رابطه با اجتماع خلاصه میگردد چون همین آحاد جامعه است که یک اجتماعی زنجیره و بهم پیوسته، بهم آمیخته را تشکیل میدهد 

2)جامعه شناسی در نگاه استعمار گران:اصولاً کارهائی که زیاد مهم است و به تجربه رسیده که اهمیت بسیار برای رقیب و یا خود فرد دارد. زیاد روی آن تکیه میشود در میدان نبرد هر جائی را که دشمن بیشتر مورد حملات هوائی، توبها و خمپاره های خود قرار میدهد معلوم است آنجا نقطه قوت است از اینکه استعمار گران شخصیتی را مورد اتهام و... قرار میدهند ثابت میکند وجود آن شخصیت چقدر مهم است وقتی خود استعمار گران در روند کار خود به چیزهائی زیاد تکیه دارند، زیاد روی آن سرمایه گذاری می کنند ثابت میکند که آن چیز نقش حیاتی برای آنها دارد. درگذشته گفته شد که استعمار گران چگونه از دید جامعه شناسی استفاده کرده و جامعه و توده ناآگاه را بخود جذب میکنند، حیات و بقا آنها بوجود توده ای بستگی دارد که آنها با دام صیادی خود در بند نموده اند با توجه به این که هیچ دلیل منطقی و اساسی برای جذب توده ها ندارند همینکه استعمار گران بدون هیچ دلیل حقیقت جویانه و منطق کاذب توانسته اند تا کنون به حیات ننگین خود ادامه داده توده های ناآگاه را مسخ کرده و ذخایر و هستی آنها را به غارت ببرند و در عوض فقر، گرسنگی، مرض، فحشا و منکرات، اعتیاد، فساد اخلاقی در جای آنها به ارث بگذارند، توانسته اند بر رقیب خود قالب گردند و فرهنگ اصیل حتی کشورهای اسلامی فرهنگ غربی نموده و اعتقاد آنها را آلوده و بجای دین واقعی دین اسلام آمریکا وارداتی را بر مسلمین غالب کنند و بعد از200 سال تازه مسلمانان متوجه شوند که استعمار چگونه در کشورهای اسلامی ریشه زده و الان از ثمرات آن کارهای بنیادی چه سودهائی میبرد مهم ترین کشورهای اسلامی مانند مصر، اردن، مراکش، حجاز، عراق، ترکیه، لبنان، فلسطین در دست استعمار، تحت فرمان استعمار است و... پی می برد که جامعه شناسی چقدر مهم و کاربرد مؤثری دارد مگر غیر این است که تمام این کار بر طبق همان ملاک، معیار و اساس دیده جامعه شناسی صورت میگیرد؟.

این منطق و صداقتی که ما مسلمین داریم، اگر استعمار گران با آن دید جامعه شناسی که دارند. داشتند باور کن تمام جهان را به آسانی تسخیر خود میکردند. آنها دید جامعه در سطح بالائی دارند که ما به آن اندازه نداریم ما یک منطق و صداقت خوبی داریم که آنها ندارند اما با این در شرایط مناسب توانسته اند با بهره گیری از شناخت جامعه شناسی به اهداف ضد بشری خود دست یابند محمد علی باب در هنگامیکه مسئله ظهور حضرت مهدی زیاد مطرح بوده و توده مردم متوجه میشوند پس ظهور آقا کی خواهد بود؟ محمد علی از این موقعیت استفاده کرده و بنام مهدی قیام میکند عده ای توده ناآگاه گرد خود جمع میکند پس درگیریها، کشتارها و پس از مرگ او مرام او بوسیله طرفدارنش ادامه می یابد و بعنوان حربه ای در دست استعمار قرار میگیرد، صفویان برای تحکیم پایه های حکومت خود و جنگیده با خلفا عباسی (لنی) از تشیع حمایت کرده و تشیع صفوی را را به وجود می آورد و در گذشته گفته شد که مهدی فاطمی بنام حضرت مهدی قیام کرد لشگری گرد آورد و سرزمینهائی را متصرف شد، 25 سال حکومت کرد و عجب اینکه بعد از 25سر او بنام القائم به امر الله بر تخت حکم رانی می نشیند و توده مسخ شده هنوز به عنوان مهدی (ع) به پسر او اعتقاد دارند وقتی جامعه را استعمار مسخ میکند برای ادامه مسخ و بی هوشی در رابطه با شرایط و زمان بکار میبرد که توده در همان حال باقی بماند. این است که ایجاب میکند ما مسلمانان لا اقل برای حفظ حریم خود در جامعه شناسی کوشش و حتی کشاورزان، دامداران، کارگران و... رسماً جامعه شناسی را آموزش دهیم و با هر روش ممکن در آنها ایجاد انگیزه کنیم که با عشق و علاقه در پی شناخت جامعه ای باشند که عضوی از اعضای آن جامعه اند لا اقل بدانند استعمار چگونه در کمین با دام صیادی خود خزیده و چگونه توده ها را و مسلمین را صید و شکار میکند و آن که توده های ناآگاه آلت دست محمد علی ها، مهدی فاطمیها و... شدند آنها نشوند: (استعمار گران بدست عمال سیاسی خود بر مردم مسلط شده اثر نظامات اقتصادی ظالمانه ای را تحمیل کرده اندو بر اثر آن مردم بدو دسته تقسیم شده اند: ظالم و مظلوم. در یک طرف صدها میلیون مسلمان گرسنه و محروم از بهداشت و فرهنگ قرار گرفته است و در طرف دیگر اقلیتهائی از افراد ثروتمند و صاحب قدرت سیاسی که عیاثی و هرزه گرد و فاسدند)= ولایت فقیه ص 37)

 3)جامعه شناسی در نگاه امور: مسئله جامعه شناسی در واقع آگاهی بر آن حالات روانی جامعه است که در فرد به آن روانشناسی گفته میشود. روان همان فکر انسان است که فکر هرانسانی زیر بنای حرکت هر انسانی خواهد بود و حرکت هرانسانی همان رنگ، شکل و قیافه را خواهد داشت که فکر او دارا است جامعه هم که خود یک فرد است دارای چنین روانی است. حال همان گونه که ما میتوانیم با تغییر فکر در فرد تغییر حرکت بوجود آوریم میتوانیم در جامعه هم تغییر حرکت بوجود آوریم(اهمیت شناخت اجتماعی= دفتر 9 ص 341)و در جهت صلاح و یا فساد از آن بهره بگیریم. چیزی را که خود من شاهد بودم ساختن یک مسجد عالی و با سنگ مرمر در یک روستا بود که همین باعث شد در فکر روستا تحولی بوجود آورد و دردو محله دیگر آن روستا مساجد خود را تجدید بنا کرده و به همان شکل بسازند حال این تغییر فکر بود که چنین حرکتی را بوجود آورد حال اگر ما بخواهیم درباره نقش جامعه شناسی مفصلاً بحث کنیم از حوصله کتاب خارج است اما همینکه تا حدودی روشن شد حیات استعمار گران بتوده ناآگاه جامعه است و توده ناآگاه در دام دید جامعه شناسی استعمارگر آمده است کافی است که بدانیم نقش جامعه شناسی تا چه حد است و از سوی دیگر اگر کشورهائی را که از نظر امنیت، سیاست، اقتصاد و... وضع خوبی دارند با کشورهائی دارای عکس آنند مقایسه کنیم و علل آن را ریشه یابی کنیم خواهیم یافت که یکی از علل مهم آن دید و سیاست جامعه شناسی است امروز و در حال حاضر کشور ژاپن از نظر امنیت، اقتصاد و صنعت بهترین کشور جهان است و صنعت آن دست تمام صنعت گران عالم را بسته و تمام بازارها را اشغال کرده است که یکی از علل مهم آن همان دیده جامعه شناسی دولت مردان است مطالعه برای همه افراد ژاپنی رسمی است و هر ژاپنی در منزل کتابخانه و اطاق مطالعه دارد دولت به افراد صاحب هنر و... شخصیت، عنوان، حق نظر، حق انتقاد و... مید بعد از جنگ جهانی دوم که ژاپن سخت ناتوان میگردد دولت وقت دستور میدهد کسی حق ندارد کفش وارد کنند پا برهنه بگردند تا خودشان کفش تولید کنند. تمام اینها دید جامعه شناسی است حتی فیلمهای ژاپنی معروف ترین فیلمها است و بیشترین مشتری و تماشاگر را دارد و این حاکی از این واقعیت است که دید روان شناسی و جامعه شناسی آنها در سطح بالا هست که میتوانند فیلیم را طبق همان ملاک، معیارهای روانی فرد و جامعه بسازند و در گذشته اشاره کردیم که نامه علی (ع) به مالک اشتر والی بصره سرپا مطالب جامعه شناسی است و حضرت با تمام ابعاد جامعه شناسی و دید و روان جامعه او را آگاه می سازد و اخطار میکند که اگر بدان گونه عمل نکند نتیجه کار او جز شکست زیان بر توده نخواهد بود. علی (ع) در نامه اش بمالک اشتر او را مورد خطاب قرار میدهد و میفرمایند: (و تفقد امر الخراج بما یصلح اهله، فان فی صلاحه و صلاحهم صلاحاً لمن سواهم، و لا صلاح لمن سواهم الا بهم، لان الناس کلهم عیال علی الخراج و اهله، لیکن نظروک فی عماره الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج، لان ذالک لا یدرک الا بالعماره، من طلب الخراج بغر عماره اخرب البلاد، و اهلک العباد و لم یستقیم امره الا قلیلاً ...= نهج البلاغه (فیض) ص 1004)

4) روان و اندیشه جامعه: و به عبارت دیگر روان شناسی جامعه که به آن جامعه شناسی میگوئیم در واقع بحث جامعه شناسی همان بحث روان شناسی است در فرد به آن روان شناسی گفته میشود و در افراد به آن جامعه شناسی گفته. اگر ما یک فرد را از نظر روان شناسی به شناسیم مینوانیم پی ببریم روان جامعه چگونه است یکی از حالات فرد گذشته گرائی وقتی بیک جامعه نگاه کنیم خواهیم دید جامعه هم گذشته گر، مد گرا، تماشا گرا، اکثر گرا و تفوق طلب است یک فرد تفوق طلب  میخواهد بر همکار، رفیق و یا رقیب خود همسایته خود از نظر مال و... برتری داشته باشد یک کشور هم که یک جامعه میخواهد بر کشور همجوار خود برتری داشته باشد که اصولاً کشورهای استعماری عملاً بدان گونه اند. جامعه شناسی همان روان شناسی در قالب جامعه چون ظرف آن تغییر کرده اسم ظرف را به خود گرفته است. حال باید دید که اندیشه جامعه همان فکر جامعه است که منشا و پایه فکر همان صفات فطری و اکتسابی فرد است که به آن روان گفته میشود حال اگر بخواهیم بدانیم چگونه میشود جامعه را بدلخواه بحرکت درآورد باید توجه داشته باشیم که زیر بنای تمام حرکتات همان فکر، اندیشه و در کلام دیگر جهان بینی انسان است چیزی که فکر را تغییر میدهد، عوامل حوادث و جریانات خارجی است به هر رنگی که فکر تغییر کند به همان رنگ و شکل حرکت هم تغییر میکنند وقتی وسایل کشاورزی از گاو و الاغ به تراکتور و... تغییر می یابد اول فکر بشر تغییر میکنند گاو و الاغ را کنار گذاشته و بسراق ماشین میرود همان طور وقتی که فرد لباس جدید و مدی را مشاهده میکند اول فکرش تغییر میکند کم کم به مد تمایل پیدا میکند و بعد از اراده و تصمیم بسراق خرید لباس می شتابد جامعه هم بدان گونه. حال اگر بخواهیم در هر زمینه اعتقادی، عبادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و... جامعه را در یک جهت مثبت به حرکت در آورده و بپیش ببریم. در درجه اول با طرح های بنیادی، تبلیغات و دیگر عواملی که ایجاد انگیزه میکند اول فکر جامعه را تغییر دهیم و سپس در موقع مناسب وارد بهره گیری از حرکت جامعه شویم وقتی فکر جامعه بر اثر تبلیغات درباره ظهور امام زمان (ع) تغییر میکند محمد علی باب فرصت را غنیمت شمرده و سو استفاده لازم را میبرد. حال اگر ما خواستیم جامعه را علیه استعمار به شورانیم با تبلیغات و افشا گری علیه استعمار باید کاری کنیم که فکر جامعه بطور کلی عوض شود و یک حالت تنفر و بدبینی در جامعه پیدا شود وقتی که این حالت در جامعه پدید آمد وقت آن است که دستور قیام علیه استعمار داده شود یا اگر خواستیم مسجدی بنا کنیم بوسیله تبلیغات و دیگر عوامل کاری کنیم که فکر جامعه عوض شود. دریابند که جامعه احتیاج به مسجد دارد همانطور که احتیاج به خانه دارد. وقتی چنین حالتی پدیدار شد حال مردم را برای ساختن مسجد بسیج کنیم امام حسین(ع) در بین راه بکربلا اول فکر زهیر را عوض کرد بعد از آنکه فکر زهیر عوض تصمیم گرفت زن خود را همانجا طلاق داد و با حسین در کربلا شهید گردید حسین با آب دادن به لشگر حر و با موعظه در کربلا بلشگر یزید اول فکر حر را تغییر داد بعد حر تصمیم گرفت بلشگر حسین شتافت و در کربلا شهید گردید و در انقلاب و حکومت اسلامی ما خود شاهد بودیم که آیت الله امام خمینی اول فکر توده مردم را تغییر داد و سپس بهر شکلی که خواست آنها را بحرکت درآورد. درست مانند ماشینی که اول باید آن را بنزین کرد استارد زد و آن را بحرکت درآورد. در سطح یک کشور و حتی در سطح جهان میتوان از همین ملاک بهره گرفت همان طور که امام خمینی بهره گرفت و بقول خارجی ها جهان را متحول نمود.

 به هر صورت به این سان میتوان اندیشه جامعه را دگرگون ساخت و در جهات مثبت و مفید از آن بهره گرفت و همین جا به این نکته اشاره شود که این یکی از محسنات شناخت و نقش دید جامعه شناسی است که انسان به راحتی بتواند جامعه را مانند نگین انگشتر در دست بحرکت درآورد: (و لا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه و اجمست بها الالقه، و صلحت علیها الرعیه، و لا تحدسن سنه تضر بشیء من ماض تلک السنن فیکون الاجر لمن لستها، و الورز علیک بما نقضت منها)= نهج البلاغه (فیض) ص 992) حضرت علی بمالک اشتر در امر اداره جامعه هشدار میدهد مبادا سنت شکنی چون سنت شکنی فکر جامعه را دگرگون ساخته و خلأ ایجاد میکند، و روی همین جهت است که تا کنون استعمار توانسته با سنت شکنی فکر جامعه را عوض و فرهنگ اصیل جامعه از آنها گرفته و فرهنگ دلخواه را جای گزین آن کند لباس های سنتی، بازیهای سنتی، مرامهای سنتی، زبان اصیل محلی بوسیله استعمار پدید می باید همانطور که انگلیس زبان خود را بر بسیاری از جاها تحمیل کرد وقتی به ایران آمد بیاد خود ما لباسهای سنتی کت و شلوار تبدیل شده سنت شکنی یکی از شگردهای مهم استعمار است که در همه جا موفق بوده فرهنگ سنتی توده ها به فرهنگ دلخواه تبدیل کند و هیچ سنتی تا کنون تغییر نیافته مگر اینکه اول فکر جامعه تغییر پیدا کرده است